شاید اگر این خبر ۱۵ سال پیش شنیده می شد، باعث بهت و تعجب می شد اما امروز باید تعجب کرد که چرا چنین خبری باعث تعجب کسی نمی شود. خبر برای من که به لطف خدا عمری را از نزدیک در کنار امام و بیت امام سپری کرده ام، تلخ است و تعجب آور، تلخ است و باورنکردنی، تلخ است و عبرت آموز؛ «جناب آقای علی اشراقی نوه امام ردصلاحیت شده است.» چند ساعت بعد از شنیدن خبر از حاج حسن آقا جویای مساله شدم گفتند من هم شنیده ام.
آقای کرباسچی زنگ زدند که بگو علی آقا شکایت کند، چرا که علی خیلی ناراحت است و نمی خواهد شکایت کند. من هم گفته ام از من که نپرسیده است ولی اگر بپرسد می گویم عطای انتخابات را به لقای مجریان و ناظران واگذار. راستی چه شده است؟ چه کسی پاسخگو است؟ و چرا کسی نمی پرسد اگر علی اشراقی صلاحیت ندارد پس چه کسی صالح است؟ یادم می آید سال های نخستین انقلاب را. علی آقا را در منزل امام. شوخی های امام را. درس و مدرسه اش را. بعد هم دانشگاه و دوران حضورش در شهرداری تهران. بی شک یکی از پاک ترین مدیران شهرداری تهران که بدون آنکه گرایش سیاسی خویش را در کار برای مردم دخالت دهد، هم با آقای کرباسچی کار کرد و هم با آقای احمدی نژاد؛ اوست.دوستان می پرسند بیت امام نمی خواهد سخن بگوید. با خودم می اندیشم مگر این خانواده تاکنون برای خود چیزی خاص و جدای آنچه برای مردم خواسته اند طلب کرده است.
لابد دل آنها به حال همه فرزندان معنوی امام می سوزد. و من از دوستان می پرسم آیا نباید هیچ یک از ما در برابر این هتک حرمت بیت امام سخنی بگوییم و آیا واقعاً کار به جایی رسیده است که باید حرمت این حریم را تنها اهل حرم نگهبانی کنند. شنیده ام علی اشراقی که به شهادت همه دوستان و نزدیکان بیت و دفتر امام، فردی متدین، پاکدامن و انقلابی است، از شکایت صرف نظر کرده است و همین مرا در نوشتن این سطور راسخ تر می کند و دیگر کسی نخواهد پنداشت که این نوشته قصد عجز و استغاثه و امید رحمت دارد ولی آیا این وظیفه ما را سخت تر نمی کند.این روزها می نویسند میزان، حال فعلی افراد است. راستی حال فعلی کسانی که ... به کف گرفته اند چیست؟ شاید به درستی پاسخ این سوال را ندانیم ولی حال قبلی آنها را خوب به یاد داریم و حال آینده آنها را هم می توان حدس زد،
سیدسراج الدین موسوی*
عضو دفتر امام خمینی(س) |