دکتر حسن توانایان فرد ، متولد فروردین ماه۱۳۲۲ تهران هستند . ایشان پس از اتمام تحصیلات دوره کارشناسی اقتصاد در دانشگاه تهران ، برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری به دانشگاه ولز انگلستان عزیمت کردند و در سال ۱۳۵۴ به کشور بازگشتند و همزمان به تدریس علم اقتصاد در دانشگاه های تهران ، شریف ، پیام نور پرداختند و در کنار تدریس دانشگاهی ، در روزهای پیروزی انقلاب منشاء تحولات بسیاری در تاریخ معاصر کشورمان شدند . ایشان تاکنون بیش از یکصد جلد کتاب و مقاله تخصصی در حوزه های اقتصاد خرد و کلان ، اقتصاد ایران ، اقتصاد اجتماعی ، مبانی اقتصاد اسلام ، اندیشه های اقتصادی ، اقتصاد توسعه و . . . برشته تحریر درآورده اند .

● سوال : بعنوان اولین سئوال ، نامه رئیس جمهور به ۲۰۰ اقتصاددان را چگونه ارزیابی میكنید ؟

▪ جواب : نمی دانم دویست اقتصاددان مورد نظر چه کسانی بوده اند ولی هرکه باشند نمی توانند کمک کارسازی ارائه نمایند و این درس آموزنده ای است که گذشت زمان در طول اجرای ۹ برنامه عمرانی در زمان سلطنت پهلوی و نظام جمهوری در اختیار ما قرار داده است.

شاه‌ پنج‌ برنامه‌ عمرانی‌ را جهت‌ رسیدن‌ به‌ یك‌اقتصاد توسعه‌یافته‌ و ایجاد رفاه‌ اقتصادی‌ برای‌مردم‌ به‌ اجرا درآورد.

۱ـ برنامه‌ عمرانی‌ اول‌ ـ از سال‌ ۱۳۲۷تا۱۳۳۴

۲ـ برنامه‌ عمرانی‌ دوم‌ ـ از سال‌ ۱۳۳۴تا۱۳۴۱

۳ـ برنامه‌ عمرانی‌ سوم‌ ـ از سال‌ ۱۳۴۱تا۱۳۴۶

۴ـ برنامه‌ عمرانی‌ چهارم‌ ـ از سال‌ ۱۳۴۶تا۱۳۵۱

۵ـ برنامه‌ عمرانی‌ پنجم‌ ـ از سال‌ ۱۳۵۱تا۱۳۵۶

شاه‌ در رسیدن‌ به‌ اهداف‌ پنج‌ برنامه‌ فوق‌ ناكام‌بود و برنامه‌های‌ مذكور در واقع‌ به‌ شكست‌انجامید و ثمره‌ی‌ آنها جز بیكاری‌، تورم‌، تخلیه‌روستاها، گسترش‌ بی‌رویه‌ شهرها وابستگی‌ موادغذایی‌ به‌ خارج‌ و بدی‌ خدمات‌ اداری‌، آموزشی‌ وبهداشتی‌ چیز دیگری‌ نبود و همین‌ مشكلات‌ یكی‌از عوامل‌ عمده‌ی‌ سرنگونی‌ رژیم‌ پهلوی‌ شد. متأسفانه‌ در دوره جمهوری نیز چهار برنامه‌ عمرانی‌نوشته‌ شد و به‌ اجرا درآمد وبرنامه‌ چهارم آن‌ در شرف‌ اتمام‌ است‌ و همان‌ نتایج‌نامطلوب‌ از این‌ برنامه‌ها عاید مردم‌ شد . امروز و در پایان برنامه چهارم در اخبار میخوانیم رئیس جمهور به ۲۰۰ اقتصاد دان نامه نوشته و از آنان درخواست کمک علمی در حل مشکلات اقتصادی کشور کرده است غافل از این حقیقت که آنچه آنان میدانند راه حلهای اقتصادی است که اقتصاددانان کشورهای صنعتی و فوق صنعتی برای حل مشکلات اقتصادی کشور خود طراحی کرده اند و به درد یک اقتصاد در حال گذار از کشاورزی به صنعتی با مشخصه نفتی که در طوفان جهانی شدن قرار گرفته است نمی خورد . در واقع اقتصاددانانی که در چندین ساله ی گذشته تاکنون مورد تایید دولت ایران بوده اند ، بر پایه آموزشهایی که دیده اند عالم‌ اقتصاد كشور صنعتی‌ انگلستان ‌وآمریكا هستند نه‌ عالم‌ اقتصاد كشور ایران‌ . به عبارت دیگر در میان این اقتصاددانان عالم‌ اقتصاد ایران نداریم‌، اقتصاددان‌ عالم به مکانیسمهای اقتصاد درونزای ایران نداریم‌، تمامی‌ این‌ آقایان‌ اقتصادخوان‌ هستند، اقتصاد اروپا و آمریكا را می‌دانند ولی‌ در رابطه‌ با اقتصاد ایران‌ ، اقتصادخوانند . مطالب‌جسته‌ و گریخته‌ای‌ را خوانده‌اند، یا تحقیق‌ كرده‌اند ولی‌ این‌ تحقیقات‌ پراكنده‌ ، در ارتباط‌ منسجم‌ با یكدیگر نبوده‌ است و توان آنرا ندارد كه علم اقتصاد درونزای ایران را بیان کند‌.

اشتباهی‌ كه‌ شاه‌ انجام‌ داد و فكر می‌كرد اقتصادایران‌ و اقتصاد انگلیس‌ و آمریكا یكسان‌ عمل‌می‌كند، مثل‌ موتور برق‌ كه‌ در آمریكا و انگلیس‌ وایران‌ یكسان‌ عمل‌ می‌كند، نظام‌ جمهوری‌ نیز همین‌اشتباه‌ را تكرار كرد و لذا می‌بینیم‌ تأسیس‌ بورس‌اوراق‌ بهادار در ایران‌ هیچوقت‌ جا نیفتاده‌ است‌ وآمار فروش‌ و خرید روزانه‌ی‌ آن‌ در مقایسه‌ بابورسهای‌ جهان‌ بیشتر به‌ یك‌ كاریكاتور شبیه‌ است‌تا یك‌ تصویر واقعی‌ . علت‌ آنست‌ كه‌ رفتار ایرانی‌ در پس‌انداز كردن‌ بارفتار اروپائیان‌ و آمریكائیان‌ متفاوت‌ است‌. آنها اوراق‌ بورس‌ سهام‌ كشورهای‌ مختلف‌ جهان‌ راخریداری‌ می‌كنند تا با پس‌انداز خود، به‌ كسب‌ سود بپردازند، ولی‌ ایرانی‌، پس‌انداز خود را صرف‌خرید زمین‌، فرش‌ و سكه‌ طلا و امثال‌ آن‌ می‌كند.

● سوال : یعنی شما در اینجا ریشه یابی مشكلات را در بحث تفاوت ساختارها و اهمیت دادن به آن بیان می كنید ؟

▪ جواب : بله . ساختار اقتصاد ایران‌ با ساختار اقتصادكشورهای‌ توسعه‌ یافته‌ تفاوت‌ دارد. نه‌ تنها رفتار اقتصادی‌ یک فرد ایرانی‌ با رفتار اقتصادی شهروندان ‌اروپایی‌ متفاوت‌ است‌ بلكه‌ ساختار اقتصاد ایران‌ نیز باساختار اقتصاد اروپا و آمریكا تفاوتهای اساسی‌ دارد . وقتی‌ ساختارها متفاوت‌ است‌، نمی‌توان‌ تئوری‌ها وسیاستهای‌ اقتصادی‌ اروپا یا آمریكا را برای‌ حل‌مشكلات‌ اقتصادی‌ ایران‌ مورداستفاده‌ قرار داد . برای‌ مثال‌ چون‌ ساختار لباس‌ یك‌ خانم‌ باساختار لباس‌ یك‌ آقا متفاوت‌ است‌، وقتی‌ خانم‌لباس‌ آقا را اطو می‌زند و از روی‌ اشتباه‌ آستین‌ لباس‌زیر اطو می‌سوزد ، خانم‌ نمی‌تواند بگوید، كت‌ وشلوارت‌ را كنار بگذار و از كت‌ و دامن‌ من‌ استفاده‌كن‌ . ساختار اقتصادی‌ نیز اینگونه‌ است‌ . یک مثال در مورد ساختارهای‌ متفاوت‌ این‌ است‌ كه‌ در كشورهای‌ صنعتی‌ یك‌ بازار پول‌وجود دارد و آنهم‌ بانكها هستند بازار پول‌ یعنی‌بازار وامهای‌ كوتاه‌ مدت‌ ، وامهای‌ ۹۰ روزه‌ ، مثلاًكسی‌ خرج‌ ضروری‌ دارد به‌ بانك‌ مراجعه‌ می‌كند وسه‌ ماهه‌ پنجاه‌ هزار تومان‌ وام‌ می‌گیرد . ولی‌ در ایران‌چند بازار پول‌ وجود دارد ، یكی‌ بانكها هستند كه‌وام‌ می‌دهند ، دومی‌ صندوقهای‌ قرض‌الحسنه‌هستند كه‌ وام‌ می‌دهند و سومی‌ رباخواران‌ حرفه‌ای‌هستند كه‌ آنها هم وام‌ می‌دهند . حال آیا می‌شود به‌ منظوركنترل‌ عرضه‌ پول‌ در ایران‌ مثل‌ آمریكا و انگلیس‌ ازسیاستهای پولی‌ انقباضی‌ و انبساطی‌ استفاده‌ نمود ؟ مسلماً خیر. به همین‌ دلیل‌ است‌ كه‌با وجود بیش‌ از نیم‌قرن‌ استفاده‌ از سیاستهای‌ اقتصادی‌ غرب‌ در ایران ، ‌مشكل‌ اقتصادی‌ ایران‌ حل‌ نشده‌ و همچنان پابرجاست .

● سوال : آیا پیش از این نیز در خصوص تفاوت ساختارها اطلاع رسانی شده است ؟

▪ جواب : منوچهر اقبال‌ در سال‌ ۱۳۳۵ به‌محمدرضا پهلوی‌ نامه‌ای‌ نوشت‌ و در آن‌ به‌ این‌ نكته‌اشاره‌ داشت‌ كه‌ اگر می بینیم اجرای سیاستهای‌ اقتصادی‌ در ایران‌ بجای‌ حل‌ مشكلات‌ اقتصادی‌، بر شدت‌ آنهامی‌افزاید به‌ این‌ دلیل‌ است‌ كه‌ ما سیاستهای‌اقتصادی‌ روز اروپا را وارد می‌كنیم‌ و به‌ اجرادرمی‌آوریم . او در نامه‌اش‌ به‌ شاه‌ نوشت‌ چون‌ ماپنجاه‌ سال‌ از اروپا عقب‌تر هستیم‌ ، لذا باید سیاستهای‌ پنجاه‌ سال‌ قبل‌ اروپا را وارد كنیم‌ و به‌اجرا درآوریم‌ . او آنقدر عقلش‌ رسیده‌ بود كه‌ سیاستهای‌اقتصادی‌ امروز غربی‌ به‌ درد ایران‌ نمی‌خورد ، چیزی‌ كه‌ اقتصاددانان‌ امروزی‌ مورد تایید دولت ایران‌ متوجه‌ آن نیستند.

● سوال : شما می فرمایید امروز هم باید در این شرایط حرف اقبال را دنبال کنیم ؟

▪ جواب : هم بله هم خیر . ما می‌گوئیم‌ چون‌ ساختار اقتصاد یك‌ كشورصنعتی‌ با ساختاراقتصادی یك‌ كشور توسعه نیافته یا در حال توسعه متفاوت‌ است‌ ، حتی‌ سیاستهای‌ اقتصادی پنجاه‌ سال‌ قبل‌ اروپا و آمریكا نیز نمی‌تواند دردهای‌ اقتصادی‌ ایران‌ را مداوا نماید . اقتصاد ایران‌ چون‌ از نظر ساختاری‌ با اقتصاد اروپا متفاوت‌است‌ ، لذا باید سیاستهای‌ اقتصادی‌ خاص‌ ایران‌كشف‌ شود و به‌ مورد اجرا درآید . در غیر اینصورت تا زمانی‌ كه‌ عده‌ای‌ در آمریكا ، در صندوق‌ بین‌المللی‌ پول و بانک جهانی ‌نشسته‌اند و ‌براساس‌ تئوریهای‌ اقتصادی‌دانشگاهی‌ غرب‌ برای‌ حل‌ مشكلات‌ اقتصادی‌ ایران نسخه ‌می‌نویسند ، اقتصادِ بیمار ایران‌ درمان‌ پیدا نمی‌كند و روز به‌ روز بیماری‌اش‌ شدت‌ پیدا می‌كند و به‌مرگ‌ نزدیك‌ می‌شود.

● سوال : بطور مشخص بفرمائید‌ برای برون رفت از رکود و درجازدن و رسیدن به توسعه همه جانبه چه بایدكرد؟

▪ جواب : دولتمردان اگر می‌خواهند برای‌ این‌ ملّت‌ كاری‌ بكنند كه‌ حداقل‌ نسل‌ بعد مشكلات‌ اقتصادی‌، فقر ونداری‌، تورم‌ و بیكاری‌ وعوارض‌ اجتماعی‌ وخانوادگی‌ و اخلاقی‌ حاصل از آنها را نداشته‌ باشد ، باید دست‌ به‌ یك‌ انقلاب‌ علمی‌ در علوم‌انسانی‌ بزنند . به‌ این‌ بیان‌ كه‌ مؤسسه‌ عالی تحقیقاتی‌ اقتصاد‌ درون‌زای‌ ایران‌ تأسیس‌ شود و اقتصاددانان‌ را از طریق‌ تشكیلات‌ مذكور برای‌كشف‌ قانونمندیهای‌ بومی اقتصادی‌ ایران‌ بسیج‌ نماید . این‌ اقتصاددانان‌ باید بطورجدی‌ و تحت‌ حمایت هدفمند دولت‌ ، بخشهای‌مختلف‌ اقتصاد ایران‌ را از نزدیك‌ و از روش‌ تجربه‌ و آزمایش‌ مورد تحقیق‌ و بررسی‌ قرار دهند . قانونمندیها و تئوریهای‌ اقتصاد كشاورزی‌، اقتصادروستایی‌، اقتصاد صنعتی‌، اقتصاد شهری‌، بخش‌واقعی‌ اقتصاد، بخش‌ پولی‌ اقتصاد، بازار، كارخانه‌،مزرعه‌، اداره‌، دانشگاه‌، مدرسه‌ و... را خاص جامعه ایران كشف‌نمایند . احتمالاً این‌ كار چندین سال طول‌ خواهد کشید ولی‌ در زمان پایان آن ، ما اقتصاد خُرد مبتنی بر واقعیات جامعه ایران‌ را خواهیم‌داشت‌ ، اقتصاد كلان‌ مبتنی بر توانمندی های ذاتی اقتصاد ایران‌ را خواهیم‌داشت‌ ، اقتصاد توسعه‌ ، اقتصاد پول‌ و... مخصوص قانونمندی های طبیعی و بومی و ملی کشور ایران‌ راخواهیم‌ داشت‌ .

● سوال : منظورتان از علم اقتصاد خاص ایران چیست ؟

▪ جواب : علم‌ اقتصاد ایران‌ یعنی‌ آگاهی‌ به‌ روابط‌ بین‌پدیده‌های‌ اقتصادی‌ ایران‌ با انسان‌ ایرانی‌. لذا باید عده‌ای‌ محقق‌ و اقتصاددان‌ این‌ روابط‌ را موردمطالعه‌ قرار دهند تا تئوریها و قانونمندیهای ‌اقتصادی‌ ایران‌ را كشف‌ كنند و آنها را در یك‌ یا چندكتاب‌ بنویسند ، به‌ این‌ مجموعه‌ متون‌ می‌گویند علم‌اقتصاد ایران‌ . ما امروزه‌ چنین‌ علمی‌ را نداریم‌ و این‌ تقصیر از حکومت پیش از جمهوری است‌ كه‌ اساتید و محققین‌ را به‌ ترجمه ‌متون‌ اقتصاد غربی‌ تشویق‌ می‌كرد و ناچار ، سالها علم‌ اقتصاد ترجمه‌ای‌ در دانشگاه ها‌ی ایران‌ تدریس‌ شد بدون‌ اینكه‌ فایده‌ای‌ داشته‌ باشد . سرمایه‌های‌ انسانی‌ و پولی‌ و مالی‌ در این‌ راه‌ هدر رفت‌ و فارغ‌التحصیلانی‌ بوجود آمدند كه‌ ریشه های اقتصاد ایران را بخوبی نمی دانستند و آموخته‌های‌ آنها دردی‌ از كشور‌ را دوا نمی‌كرد . این‌ روند درنظام‌ جمهوری‌ نیز ادامه‌ یافت‌ و هنوز نیز ادامه‌ دارد . باید جلو این‌ هدر رفتن‌ سرمایه ها را گرفت‌ و برای کشف علم‌اقتصاد ایران‌ كوشید و از احیا و گسترش و آموزش‌ فراگیر علوم‌ انسانی‌درونزای ایران دفاع‌ نمود .

محسن سیروس