Locked دریافت Toolbar آفتاب
مرکز گسترش فناوری اطلاعات (مگفا) : دوره الکترونیکی اصول و مفاهیم مدیریت استراتژیک
اخبار ایران و جهان اخبار فرهنگی و هنری اخبار ادبیات و شعر از دیکتاتوری سنت تا دموکراسی ادبی
جمعه ۱ شهريور ۱۳۸۷ ۵۵ : ۳۰ : ۰۹
  ◊   دفعات نمایش : ۲۳    Friday, Aug 22, 2008 - 09:30:55
از دیکتاتوری سنت تا دموکراسی ادبی
از دیکتاتوری سنت تا دموکراسی ادبی
محمدجعفر یاحقی، استاد برجسته ادبیات فارسی در دانشگاه فردوسی مشهد و مدیر قطب علمی فردوسی شناسی و ادبیات خراسان است كه در سال ۱۳۲۶ در فردوس متولد شد.

محمدجعفر یاحقی، استاد برجسته ادبیات فارسی در دانشگاه فردوسی مشهد و مدیر قطب علمی فردوسی شناسی و ادبیات خراسان است كه در سال ۱۳۲۶ در فردوس متولد شد. او عضو شورای عالی گسترش زبان فارسی در خارج از کشور، عضو هیات مدیره انجمن ترویج زبان و ادب فارسی و مدیرعامل موسسه فرهنگی فرهنگسرای فردوسی و همچنین مدیر مرکز پژوهش های آسیای مرکزی دانشگاه فردوسی است كه در سال ۱۳۷۸ استاد نمونه كشور شد. او صاحب آثار بسیاری از جمله «فرهنگ اساطیر و داستان واره ها در ادبیات فارسی»، «فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی» و «تاریخ ادبیات ایران» است. با او درباره ادبیات مشروطه به گفت وگوی تلفنی پرداختیم. قبل از گفت وگو سوالات از طریق پست الكترونیك برای او ارسال شده بود و طبق قرار قبلی وی به سوالات ما پاسخ گفت. یاحقی با اشاره به اینكه جنگ های ایران و روسیه باعث شد چشم و گوش مردم باز شود، درباره مرز بین ادبیات قبل و بعد مشروطه می گوید: «ادبیات گذشته متوقف شد و یا تمام شد و یا تغییر یافت و ادبیات نوین به عنوان جوانه ای از كنار آن راه خود را پیدا كرد.» مشروح این گفت وگو را در زیر می خوانید.

● انقلاب مشروطه چه تاثیری بر ادبیات مشروطه گذاشت كه باعث شد ادبیات پس از مشروطه، به ادبیات معاصر با آن ویژگی هایی كه برایش قائل هستیم، نامگذاری شود؟

▪ ادبیات ایران هم، از مجموعه تمدن و فرهنگ ایرانی جدا نبود؛ بنابراین تاثیری كه مشروطه بر كل نظام اجتماعی و تاریخی ایران گذاشت، بر ادبیات هم گذاشت و باعث شد ادبیات از یك مرحله بسته به مرحله باز و نوینی پا بگذارد كه مبتنی بر قانون و تا حدودی دموكراسی بود. این تاثیرات در ادبیات هم مشهود بود. ادبیات هم به مرحله جدیدی وارد شد؛ عمومیت پیدا كرد و از آن شكل سنتی خارج شد چون تحت تاثیر ادبیات غربی بود و جریان های روز جهانی را در خودش جا می داد. این تغییر هم در شعر و هم در نثر پدید می آید. شعر نو سروكله اش پیدا می شود و به هر حال منطق و نظام مندی و سازمان مندی بر ادبیات حاكم می شود؛ چنانچه این منطق و نظام مندی جدید، در زندگی شكل می گیرد.

● بارزترین خصوصیات ادبیات پس از مشروطه در نظم و نثر چیست و چه تاثیراتی بر شعر و آنچه به عنوان داستان در نثر جاری بود، گذاشت؟

▪ شعر تعریف و چارچوب خاصی در ادبیات گذشته ما داشت كه پس از مشروطیت تغییر كرد. یك قانون مندی بسته ای داشت كه این قانون مندی را سنت دیكته می كرد. در دوره مشروطه این سنت لایتغیری كه وجود داشت، پیدا كرد. قالب بندی خاصی كه وجود داشت از میان برداشته شد و ترك برداشت این دیوار. شاعر آزادی بیشتری پیدا كرد؛ هم از لحاظ قالب و هم از لحاظ جریان اندیشه و تخیل. به هر حال در ادبیات جدید و شعر معاصر و نیمایی تنها قالب نبود كه در هم شكسته شد؛ بلكه فكر هم آزاد شد. شاعر دیگر لازم نبود به آن چیزی كه از قبل مشخص بود، بیندیشد. او می توانست از خودش و از جامعه پیرامون خودش الهام بگیرد و چیز تازه ای را خلق كند.

در ادبیات گذشته همیشه پیش نمونه وجود داشت. همیشه آثار با پیشینیان مقایسه می شد. همیشه باید عرضه می شد بر یك الگویی، بر یك مثالی كه درجه توفیقش با آن سنجیده می شد؛ یعنی با شاعران قبل از خودش. در این دوره دیگر چنین نیست. هر كسی، دیگر می تواند شعر بگوید و با هر قالبی، با هر ساختی و هر جوری كه می خواهد فكر كند.

در واقع یكجور دموكراسی ادبی در شعر عرضه شد و افراد زیادی هم جذب شدند. همین اتفاق در نثر هم رخ داد. قالب های سنتی بسیار محدود و بسته بود. عمدتا یا تاریخ بود یا كتب علمی كه تعریف كلی داشت. در كتاب های ادبی هم عمدتا از حد مسائل اخلاقی و تمثیلی حكایت هایی كه از نسلی به نسل دیگر منتقل می شد، فراتر نمی رفت. یعنی نهایتش كه مثل اعلاست، گلستان سعدی است كه كسانی مثل سعدی اگر شهامت می كردند تا داستان وضع كنند، باز هم در یك قالب و هیاتی حكایت می گفتند كه انگار دیگران هم گفته اند. در حالی كه حكایت های گلستان سعدی زاییده و مخلوق ذهن اوست، اما ساختارش طوری است كه انگار گذشتگان آن را گفتند. در واقع هیچ بدعتی نسبت به گذشتگان دیده نمی شود. ما در دوره مشروطه به تنوع بیشتری برمی خوریم. از پدیده های مهمی كه ما در تحول ادبیات شاهد بودیم، مسئله روزنامه نگاری در ژورنالیسم است. یعنی عرضه زبان و اندیشه بر عامه و عموم مردم و قشرهای پایین جامعه. این پدیده نوینی بود كه از غرب آمده بود. حتی آنچه در گذشته به ظاهر داشتیم، بعد مشروطه خویشاوندی زیادی با میراث ادبی ما نداشت. مثلا در حوزه داستان ما قصه زیاد داشتیم. آنچه بعد مشروطه در قالب جدید ارائه شد با میراث ما خیلی خویشاوندی نداشت و یكجوری بود كه مدلش را بیشتر در غرب می شد سراغ گرفت.

● آیا این خصوصیات در ادبیات پیش از دوره مشروطه نبود. می توانیم بگوییم كه پس از مشروطه فقط ادبیات به شكل دقیق تری به قالب های نو دسته بندی شد؟

▪ یعنی می خواهید بگویید قبلا وجود داشت؟ به نظر من نبود.

● نبود؟

▪ یك مفاهیمی شبیه و نظیرش ممكن است وجود داشته باشد. مثلا وقتی كه از نمایشنامه حرف می زنید ممكن است تصور كنید كه قبلا تعزیه بوده است.

● مثلا همان حكایت ها؟

▪ هیچ ربطی بین حكایت های قدیم و داستان به معنای مدرن امروز وجود ندارد. آن حكایت ها به معنای نوول و ناول امروز نیست. آن یك سنت دیگری است كه تا یك دوره ای ادامه پیدا كرد و تمام شد، بعد دوره دیگری بود كه كاركردهای دیگری داشت. پس اینطور نبود كه ادبیات گذشته در دوره مشروطه فقط مورد دسته بندی قرار گرفته باشد. ادبیات گذشته متوقف شد و یا تمام شد و یا تغییر یافت و ادبیات نوین به عنوان جوانه ای از كنار آن راه خود را پیدا كرد.

● به نظر شما در دوره مشروطه، خلق اثر و تولید كارهای نو تقدم دارد یا دسته بندی آثار كلاسیك؟

▪ عمدتا خلق اثر. چون دسته بندی و نقد به مفهوم علمی كلمه چیز دیگری است. البته اینها دیگر جزء دستاوردهای جدید بود كه ما به شكلی نوین به آن رسیدیم. ولی این دیگر خلاقیت نبود. این یك برداشت و بررسی و تحلیل و تفسیر آثار گذشتگان بود كه یكسری متولی آن بودند و بعدها در دانشگاه ها ادامه یافت. اما این خالقان آثار ادبی آدم های متفاوتی هستند و بیشتر به یك چارچوب فرهنگی وارداتی نزدیك شدند و البته از تجربیات بومی و داخلی هم بهره گرفتند. اما آنچه خلق كردند پدیده تازه ای است كه ارتباط چندانی به نوع بومی خود نداشت. نه داستان ما ادامه داستان نویسی گذشته است، نه نمایشنامه ما و نه شعر ما. بنابراین فكر می كنم خیلی خویشاوندی زیادی بین ادبیات نوین مثل شعر نیمایی و داستان نویسی هدایت و جمالزاده با ادبیات سنتی نیست. بدون تردید این ادبیات جوانه ای بود كه از كنار آن ادبیات سنتی روییده بود، ولی جوانه ای كه هویت خود را داشت. یك نسل تازه ای متولد شد، یك استمرار نسلی جدیدی پدید آمد كه راه خود را ادامه داد.

● چگونه در كشوری كه مردمش سال ها زیر سلطنت شاهان دوام آورده اند، یك حركت اجتماعی ضد نظام حاكم شكل می گیرد كه این حركت اجتماعی به یك حركت سیاسی و انقلابی منتج می شود و سرانجام ادبیات را كه مقوله ای فرهنگی است، تحت الشعاع خود قرار می دهد؟

▪ یك پیكره ای را در نظر بگیرید كه در جغرافیای ایران به عنوان فرهنگ ایرانی دوران ضعف و نقاهت خود رسیده بود. اما آنچه كه در بیرون این جغرافیا رخ داد و اتفاق می افتاد تاثیرات ویژه ای گذاشت. در اطراف مان حركت های سیاسی دیدیم. انقلاب كبیر فرانسه، استعمار در آن قرون، انقلاب صنعتی و اینها چیز هایی نبود كه گریزی از آن داشته باشیم. چنانكه امروز مسائلی كه در دنیا می گذرد، ما هرچقدر هم كه خودمان را محدود كنیم، بر ما تاثیر می گذارد. ما ناگزیر با این تمدن ها درگیر شدیم. یكی از این مسائل جنگ های ایران و روس در دوره قاجار بود كه ضایعات و خطرات بسیاری بر فرهنگ ایران به جا گذاشت، اما یك فایده هم داشت و آن اینكه چشم و گوش مردم ایران را باز كرد.

یعنی ضرورت ارتباط با خارجی ها، حكومت های اروپاییان و كارشناسان اروپایی را به خصوص نیازی كه در زمان جنگ ها بود، پدید آورد. نیازی كه در زمان جنگ با روسیه تزاری به وسایل جنگی پیدا شد، ایران را وادار كرد خودش را به كشورهای اروپایی نزدیك كند. بعد باب رفت وآمدها باز شد كه خیلی اثرگذار بود. عده ای رفتند و دیدند در دنیا خبرهایی است. هوس سفر به سر شاه هم زد. هر بار هم كه می رفت سوغات جدیدی می آورد كه وابستگی خاصی به آن داشت. قبل از ناصرالدین شاه هم روشنفكران ما سفر و ارتباطات داشتند.

● یعنی منظورتان این است كه فقط همین ارتباطات و تحولات جهانی موثر بود؟

▪ اینها موثر بود. در داخل هم زمینه مساعد شده بود. فشار و محرومیت و فقری كه حاكم بود و تنگناهایی كه از لحاظ سیاسی داشتیم، باعث شد كه وقتی مردم دیدند خارج از ایران این تحولات صورت گرفته و این سلاح ها تولید شده، بر آنها تاثیر بگذارد. شما می بینید كه در این دوره صنعت چاپ به ایران آمد؛ صنعت روزنامه نگاری، كارخانه های شیشه سازی و سلاح سازی به ایران آمد. اینها خیلی موثر واقع شد. همین طور هیات های علمی و كسانی كه به خارج می رفتند و سفرنامه می نوشتند و خاطرات خود را بیان می كردند به داخل ایران منتقل شد و مردم متوجه شدند كه یك شكاف بیرونی بین ما و دنیای بیرون هست و این چشم و گوش مردم را باز كرد و ضرورت تحول را كم كم به وجود آورد. ما می دانیم در این دوره قرار بود حكومت این اصلاحات را از بالا به پایین بوجود بیاورد. اصلا امیركبیر قرار بود كه ایران را متحول كند امیركبیر نه هر كس دیگر. بالاخره یك نفر باید این كار را كه اجتناب ناپذیر بود، انجام می داد. امیركبیر موفق نشد، انقلاب مشروطه به وقوع پیوست و عمومیت پیدا كرد.

مردم به پا خاستند، حكومت نتوانست جامعه را اصلاح كند، مردم این كار را كردند. این یك ضرورت منطقه ای و جهانی بود و در داخل هم زمینه اش پیش آمده بود.

اگر مشروطه در ایران رخ نمی داد، آیا تغییراتی كه در ادبیات ایران رخ داد، باز هم به وقوع می پیوست؟

قطعا اگر اتفاقی رخ نمی داد انقلاب مشروطه باز هم رخ می داد. حالا نه انقلاب مشروطه، یك انقلاب دیگر. یك تحول، امری اجتناب ناپذیر بود؛ هر نامی كه می خواست آن انقلاب داشته باشد، به تبعش و به موازات آن تغییرات فرهنگی را كه آن هم اجتناب ناپذیر بود، در پی داشت. این دگرگونی را شرایط زمان و مكان تعیین می كند كه چه تغییراتی باید ایجاد شود.

● ادبیات مشروطه چقدر دیر یا زود در ایران شكل گرفت و در مقایسه با ادبیات حاكم بر كشورهای صاحب ادبیات آن روزگار چه وضعیتی داشت؟

▪ قطعا عقب تر بود. هما ن طور كه جامعه اروپا پیشرفته تر بود. ادبیاتش هم پیشرو تر بود. اروپا از قرون وسطی و در دوره رنسانس تغییراتی پیدا كرد و به تبع این تغییرات، ادبیاتش هم تغییر كرد. ما تازه بارقه هایی از ادبیات غرب را در فرهنگ خود دیدیم. با این حال هنوز هم ادبیات ما نسبت به غرب عقب تر است. الان به عنوان جزئی از تمدن بشری ما عقب تر از آنها هستیم و نیازمندیم به استفاده از برخی فعالیت های آنها. البته این به معنای خودباختگی در برابر غرب نیست. بلكه به این معناست كه آنها این راه را پشت سر گذاشتند؛ چنانچه در صنعت، در زندگی و در خیلی از مسائل دیگر. نقد هنوز در كشور ما رشد نكرده، نمایشنامه، اصول داستانی، سنت های شعری به غنا و عظمت غرب نیست و چون باید چیزی خلق می كردیم، هنوز نتوانسیتم چیزی بیافرینیم كه به پای آثار جهانی برسد و به رقابت با آنها بپردازد.

● نخستین كسانی كه پس از مشروطه، به رنسانسی در ادبیات ایران دست یازیدند، آیا كسانی بودند كه ادبیات پس از مشروطه را مثل نیما، هدایت و یا جمالزاده شكل دادند و یا كسانی كه مدعی بودند، دیگر ادبیات قبل مشروطه عمرش سرآمده و آن را باید متناسب با تغییرات جهانی به روز كرد كه به تبع حرف آنها، نیما و جمالزاده و هدایت به خلق اثر پرداختند؟

▪ به نظر من یك تلفیق میانه ای باید در نظر گرفت. در دوره مشروطه یكسری افراد كه پشت پرده كار می كردند، زمینه ای فراهم كردند كه به عنوان سكو باعث پرتاب امثال جمالزاده و هدایت شدند. ولی آنقدر تعیین كننده نبودند كه به عنوان بدعت گذار و شاخص نام شان در تاریخ ثبت شود. البته در مطالعات جزئی تر نام شان هست. آدم هایی هستند كه خیلی كوشش كردند؛ حتی قبل مشروطه. به عنوان مثال آدمی مثل میرزافتحعلی آخوندزاده متوجه این مسئله بود. می دانست كه آنچه داریم قابل تداوم نیست و باید تغییر كند و نظریه های ادبی را مطرح می كرد. اما در ادبیات ما هیچگاه نظریه ای خلق نشده است. البته به آن معنا كه بخواهیم به آ ن نظریه اطلاق كنیم. در گذشته هم همین بوده. اصلا ما یك بستر تئوریك نداشتیم كه مثلا بر اساس آن فردوسی بیاید و حماسه بگوید و یا حافظ غزل. بیشتر اینها عملا با امكاناتی كه برای شان فراهم شده و با بستر مناسبی كه در جامعه ایجاد شده از استعداد شگرف خود استفاده می كنند و به قله می رسند و بعد بر اساس كار آنها می شود نظریه ساخت.

در دوره مشروطه هم اینطور است. هیچ وقت كسی تئوری ها را جلوی جمالزاده و هدایت نگذاشت كه بگوید تو این جوری بنویس. بسترها و زمینه هایی فراهم شد تا نابغه ها و آدم هایی استثنایی مثل هدایت، جمالزاده و نیما توانستند بروز كنند. البته اینها روی شانه دیگران بودند. این كارها و این آدم ها آنقدر نبودند كه بخواهیم بگوییم آغازگر بودند. ولی اینكه سهمی در تولید فضای فرهنگی مناسب برای این رشد را داشتند، باید در مطالعات تاریخ شناسی و ادبیات شناسی به آن پرداخت.

مصاحبه : روزنامه کارگزاران
محمدجعفر‌یاحقی
چاپ بازگشت
زبان فارسی متولی ندارد
محمدجعفر یاحقی گفت: ‌زبان فارسی متولی ندارد.
۲۴ دی ۱۳۸۶
Best to List
قبرس ، اجاره اتومبیل پرستیژ

موسسه کرایه اتومبیل پرستیژ یکی از بزرگترین شرکت های اجاره خودرو در لیماسول است که با بیش از 100 خودرو، که می تواند هر خواسته ای را برآورده کند. ماشینهای شامل انواع خودروهای کوچک …

قبرس ، انستیتوی بازاریابی قبرس

انستیتوی بازاریابی قبرس در سال 1978 در نیکوزیا و سال 1984 در لیماسول به منظور ترویج علم و پر کردن شکاف موجود در نظام آموزشی قبرس تاسیس شد. هنگامی که در سال 1978 بنیانگذار و مدیرعامل انستیتو، …

Best to List
Cyprus , The cyprus institute of Marketing

The Cyprus Institute of Marketing (CIM) was established in 1978 in Nicosia and since 1984 also in Limassol, in order to promote the Marketing Science and to fill a gap in the Cyprus Educational System. …

Cyprus , Areti Charidemou & Associates

Limassol based lawyers specialising in conveyancing for property, wills and trusts, establishment of offshore and local companies, court proceedings and other legal services

تماشای این فیلم را برای افراد حساس و کودکان توصیه نمی کنم
تماشای این فیلم را برای افراد حساس و کودکان توصیه نمی کنم
فیلمی بی خود و بی جهت!
فیلمی بی خود و بی جهت!
نقاش فیس بوک از یک بی خانمان به یک میلیاردر تبدیل شد ؟
نقاش فیس بوک از یک بی خانمان به یک میلیاردر تبدیل شد ؟
آمار انتخاب بهترین فیلم‌های مردمی تا ۲۱ بهمن ماه اعلام شد
آمار انتخاب بهترین فیلم‌های مردمی تا ۲۱ بهمن ماه اعلام شد
حضور ستاره‌های سینمایی در مراسم «بفتا»
حضور ستاره‌های سینمایی در مراسم «بفتا»
جنیفر لوپز دیگر درباره جدایی صحبت نمی کند !
جنیفر لوپز دیگر درباره جدایی صحبت نمی کند !
براد پیت نمی تواند هنگام راه رفتن  تعادلش را حفظ کند!
براد پیت نمی تواند هنگام راه رفتن تعادلش را حفظ کند!
نامزدهای "فیلمساز بااخلاق نقدپذیر" فیلم فجر اعلام شدند
نامزدهای "فیلمساز بااخلاق نقدپذیر" فیلم فجر اعلام شدند
اسامی کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلمهای اول) اعلام شد
اسامی کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلمهای اول) اعلام شد
"عملیات غیر ممکن ۴ "رکورد خودش را شکست
"عملیات غیر ممکن ۴ "رکورد خودش را شکست
 وبلاگ آفتاب 
پارکور
قیصر امین پور
عادل فردوسی‌پور
مولانا جلال‌الدین محمد بلخی
مهران مدیری
عضویت در خبرنامه‌ها
ارسال خبر
اخبار ارسالی من
تازه‌ها
میشل فوکو: ایرانیان آزادی از قدرت‌های جهانی را می‌خواهند نه آزادی امیال
میشل فوکو: ایرانیان آزادی از قدرت‌های جهانی را می‌خواهند نه آزادی امیال
غزل تاجبخش مجموعه‌ی شعر دیگری به چاپ سپرد
غزل تاجبخش مجموعه‌ی شعر دیگری به چاپ سپرد
بازخوانی گفت‌وگو با فریدون فریاد پس از درگذشتش
بازخوانی گفت‌وگو با فریدون فریاد پس از درگذشتش
پیكر فریدون فریاد در آتن به خاك سپرده می‌شود
پیكر فریدون فریاد در آتن به خاك سپرده می‌شود
یوسف انصاری «ترس لیلی» را نوشت
یوسف انصاری «ترس لیلی» را نوشت
معرفی آرشیو موسیقی
کامکار، اردوان
 آلبوم دریا
◊  کار و کوشش ما را از سه عیب دور می‌دارد، افسردگی، دزدی و نیازمندی. ولتر  ◊