مخاطبین سیما که چند سالی بود به سریال های روتین با مضمون طنز خو گرفته بودند پس از پخش سریال نرگس به عنوان اولین ملودرام روتین شبانه، این روزها شاهد پخش سریال ترانه مادری به عنوان دومین اثر ملودرام در قالب برنامه روتین شبانه هستند. هر چند «نرگس» به عنوان اولین اثر در این سیر با موفقیت جذب مخاطب روبه رو شد اما خیلی ها «ترانه مادری» را موفق تر از آن می دانند

اما چگونه مخاطبینی که در سال های اخیر به دیدن سریال های شبانه با محتوای طنز عادت کرده بودند می توانند جایگزینی با مضمونی متفاوت را بپذیرند

این گونه قالب شکنی ها به همان اندازه که طرفدار و حامی دارد، با مخالف و منتقد نیز روبه روست. کسانی که معتقدند بعد از کار روزانه و خستگی باید خوراک طنز و شادی به بیننده داد، نه اشک و البته کمی تامل!ایرج محمدی به همراه یار همیشگی اش مهران مهام بعد از «نرگس» تهیه کنندگی دومین ملودرام شبانه را عهده دار شدند و این بار نیز با گردآوری یک گروه کاملا حرفه ای سعی می کنند مانند گذشته اثری جاودان و البته کم نقص را روی آنتن ببرند

آن سو و هم چنان در پشت دوربین حسین سهیلی زاده که بیش از این، کارگردانی «زخم های رویا» را برای پخش در ماه محرم به پایان برده است، سکان هدایت گروه را در مقام کارگردان به عهده گرفته است و البته محمد حمزه ای به عنوان دستیار اول او در هماهنگی گروه و حتی انتخاب چند بازیگر از جمله «محسن افشانی» نقش بسزایی را ایفا می کنند. ضمن این که نمی توان از کار خوب تصویربرداری، مونتاژ، صدا و البته مثل همیشه گریم خوب مهری شیرازی و نیز فیلمنامه خوب مسعود بهبهانی نیا که او نیز همانند محمدی و مهام از عوامل مشترک این دو ملودرام به شمار می ر

خیرابی:

دوربین همیشه خانه ما بود

تشابه بازی او به حامد بهداد خیلی زود او را مورد توجه رسانه ها و مخاطبین قرار داد اما حتی اگر به بدبینانه ترین شکل ادعا کنیم او تنها از بهداد تقلید می کند، بدون اغراق می توان از حالا آینده ای خوب را برایش متصور شد.وی تجربه طولانی در راستای حضور حرفه ای جلوی دوربین ندارد و کارهایش تنها به فیلم «تلخون» و نیز فیلم سینمایی «حس پنهان» محدود می شود. هر چند او از سال ها پیش و در سنین پایین وارد دنیای هنر شده است.

در حس پنهان تنها یک پلان جلوی دوربین مصطفی رزاق کریمی رفت و همان یک صحنه برای این بازیگر جوان کافی بود تا در پرونده کاری اش ثبت شود. در زندگی واقعی اش تقریبا می توان گفت شباهتی با بهرام کیا ندارد، او برعکس بهرام بسیار متین، صبور و کم سر و صداست.

متولد چه سالی هستی و از چه سالی بازیگر شدی؟

خیرابی:

آذرماه سال ۱۳۶۳ به دنیا آمدم. در خصوص بازیگری هم سال سوم راهنمایی در یک کار ایفای نقش کردم که بعد از آن به خاطر درس و مدرسه، به دنبالش نرفتم تا این که در دوره دانشگاه توسط یکی از دوستانم برای یک کار مستند داستانی به آقای رزاق کریمی معرفی شدم اینجا بود که تصمیم گرفتم جدی تر به این حرفه بپردازم از این رو رفتم به کانون سینماگران جوان و یک دوره کامل آموزش بازیگری را سپری کردم و دوباره برای کار «حس پنهان» آقای رزاق کریمی انتخاب شدم؛ بعد از آن در تله فیلم «تلخون» به کارگردانی آقای امینی ایفای نقش کردم.

برای ترانه مادری چگونه انتخاب شدی؟

خیرابی:

آقای حمزه ای تلخون را دیده بودند برای همین با من برای این کار تماس گرفتند

اما با ایفای نقش در این سریال این ذهنیت پیش می آید که سابقه طولانی در این حرفه داری. به نظر خودت دلیل این موفقیت چه چیزی است؟

خیرابی:

من از بچگی عاشق فیلم بودم، فکر می کنم تمام این فیلم دیدن ها در ایفای نقش به کمکم می آیند، ضمن این که به دلیل شغل پدرم با دوربین آشنا بودم چرا که پدرم آتلیه عکاسی و فیلمبرداری دارد. همیشه جدیدترین دوربینی که وارد بازار می شد به خانه ما هم می آمد، از این رو با دوربین غریبه نبودم،

برای همین هیچ هراسی از لنز و دوربین نداشتم. فکر می کنم دلیل اصلی راحت بودنم جلوی دوربین همین ویژگی شغل پدرم بوده و هست. در مورد این سریال خاص هم اگر بازی من خوب به نظر آمده به خاطر لطف و زحمات آقای حاتمی به عنوان بازیگردان و آقای سهیلی زاده و همچنین آقای حکیمی است که بسیار کمکم می کنند.

پیشتر که کارهای این بازیگران مثل دانیال حکیمی، هما روستا، مینا لاکانی و... را می دیدی، فکر می کردی روزی در کنارشان ایفای نقش کنی؟

خیرابی:

به هیچ وجه، چنین احتمالی نمی دادم.

کدام یک از کارهای دانیال حکیمی را بیشتر دوست داری؟

خیرابی:

من همیشه یکی از طرفداران ایشان بودم، هم من و هم خانواده ام عاشق صدای آقای حکیمی هستیم، اکثر کارهایشان را دیده ام، اما سریال «مسافر» بیشتر در ذهنم باقی مانده بازی در کنار آقای حکیمی و همچنین خانم روستا شانس بزرگی است برای من که هیچگاه فراموشش نمی کنم.

سقف آرزوهای سیاوش خیرابی کجاست؟

خیرابی:

آرزوهای من هیچ وقت سقف نداشته، هر چه می روم بالاتر باز بالاترش را طلب می کنم.

خانواده ات چطور؟ آنها هیچ کدام وارد این حرفه نشده اند؟

خیرابی:

دو تا برادر دارم که از من بزرگترند و کار پدر را دنبال می کنند.

در این مدت که ترانه مادری روی آنتن می رود، در بیرون چهره شناخته شده ای هستی؟

خیرابی:

کم و بیش. یک بار به رستوران رفته بودم همه مرا شناختند و آمدند برای امضا، همین طور که سرم پایین بود آقایی را دیدم، یک دفعه ناخودآگاه ایستادم شروع کردم به سلام و احوالپرسی، او گفت: «پسرم از تو خوشش میاد، می خواد باهات عکس بگیره». من از همون لحظه زبانم بند آمد، بعد که رفت به یاد آوردم که ایشان آقای هاشمی معلم اول دبیرستان من بوده تازه فهمیدم چرا زبانم بند آمده بود، چون همیشه از او می ترسیدم.

او فهمیده بود شاگردش بودی؟

خیرابی:

نمی دانم، وقتی فهمیدم دنبالش رفتم اما چون همه جمع شده بودند برای عکس و امضا، نتواستم پیدایش کنم.

برداشت شخصی تو از سریال ترانه مادری چیست؟

خیرابی:

یکی از محورهای اصلی این سریال نشان دادن تربیت نادرست است بی توجهی زیاد به بهرام و از آن طرف توجه زیادی به پویا، همان بحث افراط و تفریط.

رشته تحصیلی شما؟

خیرابی:

فوق دیپلم نرم افزار کامپیوتر هستم که انشاا... می خواهم برای لیسانس بخوانم

محمد مظفری