ایده طراحی بزرگراه نواب به عنوان یكی از شریان های اصلی تهران بزرگ كه از شمال، بزرگراه شهید چمران را به جنوب تهران متصل می كند از سال ۱۳۴۴ هجری شمسی مطرح شد.

شهردار وقت تهران در سال ۱۳۶۹ پس از تأكید كمیسیون شورای عالی معماری و شهرسازی ایران طراحی و اجرای بزرگراه مذكور را در دستور كار خود قرار داد.

براساس این طرح و به منظور تأمین هزینه های خرید پلاك های ثبتی و ساخت بزرگراه مقرر شد در مجاور توسعه ۴۵ متری بزرگراه و به میزان حداقل ۲۷‎/۵ متر از طرفین به ساخت وساز مسكونی اختصاص یابد.

به این ترتیب توسعه اجرایی بزرگراه به میزان ۱۰۰ متر تعیین شد و مبنای كار طراحی در ۲ مرحله: ۱-بزرگراه، تقاطع ها، زیرگذر و روگذر ۲- ساخت وساز مسكونی، اداری، تجاری و فرهنگی قرار گرفت.

اجرای طرح نواب از سال ۱۳۷۳ آغاز شد كه این بزرگراه از میدان توحید واقع در منطقه ۱۰ شهرداری تهران شروع و پس از عبور از میدان جمهوری اسلامی و محله قلعه مرغی در تقاطع با بزرگراه شهید تندگویان به پایان می رسد كه اتصال بزرگراه شهید تندگویان به بزرگراه آزادگان این امكان را به شهروندان می دهد تا در كمترین زمان از شمالی ترین نقطه تهران به جنوبی ترین و یا جهت خروج از تهران به اتوبان های موردنظر دسترسی داشته باشند. بدون شك بزرگراه نواب حلقه واصل چند بزرگراه اصلی تهران به یكدیگر است، اما با گذشت زمان و بی توجهی به بعضی قوانین و نادیده گرفتن بحث افزایش جمعیت و به تبع آن افزایش وسایل نقلیه عمومی و گاهی اعمال نظرهای شخصی و سلیقه ای از طرف شماری از مسئولان امر مشكلات و معضلاتی برای این بزرگراه و ساكنان آن به وجود آورده است.

بعد از آغاز اجرای طرح نواب، همگان اذعان داشتند كه ساختمان های این منطقه با معیارهای روز دنیا، ضدزلزله و بسیار شیك و مدرن ساخته خواهند شد و حضور در این طرح بسیار افتخارآمیز و مسرت بخش خواهد بود.

اما با گذشت زمان و تحویل ساختمان ها به مردم شرایط طور دیگری رقم خورد و طرح نواب دچار یك سكون و ركود وحشتناك شد به طوری كه به رغم برنامه های قبلی كه قرار بود تمام طبقات همكف این طرح به واحدهای تجاری تبدیل شوند نه تنها این مهم محقق نشد بلكه تا مدت ها هیچ كس حاضر نبود حتی یك «بقالی» در آن نقطه راه اندازی كند و بدین ترتیب زمان می رفت كه از «نواب» یك طرح شكست خورده و از واحدهای تجاری یك متروكه بر جای بگذارد.

● نیاز ساكنان

ساكنان طرح نواب خود را جزو اعضای یك جزیره می دانند كه در میان ۲ دولت منطقه ۱۰ و منطقه ۱۱ این دست و آن دست می شوند و هرگز در زمان های سخت كسی به سراغشان نمی آید.

ابراهیمیان كه خود را فرهنگی معرفی می كند، می گوید: «متأسفانه نواب طرح جامع نداشت، آیا تاكنون كسی به این مسأله فكر كرده است كه برای ساكنان اینجا چه امكاناتی فراهم شده؟ مدرسه، بیمارستان، پارك، نانوایی و حتی وسیله نقلیه عمومی (اتوبوس ـ تاكسی) كه ایستگاه های مشخصی داشته باشند و مردم از آن استفاده كنند اصلاً مورد توجه قرار نگرفته است.»

و خانمی با عنوان كردن این مطلب كه اگر به خواسته هایمان توجه نشود زندگی برایمان سخت تر خواهد شد ادامه می دهد: «خواهش می كنم به این بزرگراه توجه كنید، با این كه هر دو طرف آن آپارتمان هایی مملو از مردم زندگی می كنند ولی هیچ نظارتی روی آن نیست. در اكثر نقاط نواب باندهای دسترسی محلی اصلاح نشده است در بعضی از جاها باند كندرو به یكباره به باند تندرو متصل شده و جالب این كه یك ایستگاه اتوبوس هم آنجا كاشته اند. من همیشه فكر می كنم وقتی بچه هایم بیرون می روند دیگر شاید بازنگردند!»

از جمله مشكلات بزرگراه نواب و بخصوص در نقطه ای كه آپارتمان های این طرح قرار دارند، نداشتن نظافت و نظارت و بی توجهی به آمد و شد ساكنان است كه در نگاه اول می توان جای خالی وجود پل های عابر پیاده مجهز به پله برقی را در نزدیكی ایستگاه های اتوبوس مسیرهای شمالی و جنوبی بزرگراه احساس كرد. از نگاه مسئولان شهری، این بزرگراه فقط یك بزرگراه است به همین دلیل به باندهای دسترسی محلی، نقاط پارك خودروها در حاشیه بزرگراه، اصلاح بخشی از مسیر كه از تعداد باندهای حركت كاسته می شود و چگونگی استقرار ایستگاه های اتوبوس و نحوه توقف و حركت خودروهای مسافربر هیچ توجهی نشده است.

دكتر حسینی كه در یكی از ساختمان ها مشغول به فعالیت است می گوید: «تقریباً در خلوت ترین خیابان های تهران «پاركبان» مستقر است اما در این بزرگراه كه اخیراً مجتمع های تجاری بزرگی نیز در آن شروع به فعالیت كرده اند و مردم زیادی به آنها مراجعه می كنند هیچ جای پارك مشخصی وجود ندارد، مردم مجبورند خودروهایشان را در كنار بزرگراه پارك كنند در حالی كه اگر باندهای كندرو و دسترسی به محله ها و مراكز تجاری ساماندهی شوند و در كنار آن پاركبانانی نیز قرار داده شوند هم شهرداری ها می توانند یك منبع درآمد برای خود به وجود بیاورند و هم مردم به آرامش بیشتری می رسند.»

● بافت تجاری نواب

بدون شك باید پذیرفت كه تا ابتدای دهه ۸۰ بافت تجاری نواب هیچ پیشرفت شایان ذكری نداشته و اكثر فروشگاه ها به صورت پراكنده و بی ارتباط با یكدیگر در آنجا پخش شده بودند اما در چند سال اخیر گروهی بر آن شده اند تا با دعوت از صنوف مختلف و گردآوری آنها در این نقطه از شهر نه تنها به نواب رونق بخشیده و آن را احیا كنند بلكه از پراكندگی ها كاسته و دسترسی مردم را به كالاهای مورد نیازشان راحت تر كنند.

یكی از این مراكز مجتمع لوازم دندانپزشكی است كه توانسته در ۲طبقه، چیزی حدود ۱۰۰ واحد را به این صنف اختصاص دهد.

در فاصله كمتر از ۵۰۰ متر پائین تر از این طرح، مركز تجاری عرضه كالا و لوازم پزشكی و آزمایشگاهی قرار دارد كه این مركز نیز می تواند گام مثبتی در جهت ساماندهی به آشفته بازار لوازم، تجهیزات و كالاهای پزشكی، جراحی، آزمایشگاهی باشد كه در این سال ها اخبار زیادی را به خود اختصاص داده اند. امینی كه برای مراجعه به یكی از مراكز تجاری به این منطقه آمده می گوید: «بعضی از نقاط جایی برای پارك ندارد و توقف در بزرگراه بسیار خطرآفرین است، من فكر می كنم اگر از همین امروز به فكر بازنگری در این بزرگراه ها نباشند با راه اندازی مراكز تجاری، در این نقطه از شهر حوادث زیادی رخ خواهد داد.»

● نگاه كارشناسان

مهندس فرزاد اسكندری نژاد معاون ترافیك منطقه ۱۰ شهرداری تهران با نگاه كارشناسانه و بررسی مشكلات عبور و مرور و ترافیكی بزرگراه نواب می گوید: «از نظر ما این بزرگراه اشكالات طراحی زیادی دارد و به عنوان یك بزرگراه نمی توان روی آن حساب باز كرد زیرا در نخستین نگاه در این طرح، اتصال كندروها و تندروها اصلاً درست نیست.

باند كندرو باید كاملاً از باند تندرو تفكیك شود وگرنه برای هر دو مسیر مشكلاتی به وجود می آید، اگر وضعیت بزرگراه نواب بررسی و رفع مشكل نشود با افزایش بار ترافیكی حتی بخش تندرو هم به پاركینگ تبدیل می شود.»

مهندس اسكندری نژاد با اشاره به چند نقطه حساس و دارای اشكال این بزرگراه ادامه می دهد: «حدفاصل بریانك تا پل حق شناس دو گودال وسیع وجود دارد كه كندروها را قطع كرده و از ادامه آنها جلوگیری می كند. همچنین یك مسجد و یك ساختمان یكی از كندروها را مسدود كرده و از جنوب به شمال به سمت كمیل هم ایراداتی وجود دارد كه كندرو به بن بست می رسد و به یكباره باید وارد تندرو شد كه حادثه آفرین است، البته با تغییر جای گاردیل ها بعضی از این مشكلات قابل رفع است.»

معاون ترافیك منطقه ۱۰ به وسایل حمل و نقل عمومی نیز اشاره كرده و می گوید: «با اشكالاتی كه در حال حاضر در این بزرگراه وجود دارد حتی ایستگاه های اتوبوس هم با خطر مواجه هستند و مسافران مجبورند در جایی منتظر اتوبوس بایستند كه امكان بروز حادثه وجود دارد. البته ما نمی توانیم پل ها یا ساختمان هایی كه بدون كارشناسی ساخته شده اند را خراب كنیم اما اگر ایرادات خیابان رفع نشوند و مسائل با دقت رعایت نشده و تندروها از كندروها جدا نشوند، به علت پارك كردن خودروها در هر دو لاین، یك روز می رسد كه بزرگراه قفل می شود و حتی اتوبوس های شركت واحد نیز نخواهند توانست حركت كنند.»

به هر حال چند سالی است كه نواب جان تازه ای گرفته و همین رفت و آمدها و رونق كسب و كار و زندگی در این منطقه آینده روشن، پررونق و شكوفای آن را بیشتر نمایان كرده و اگر بپذیریم كه توسعه شهری این منطقه را نیز فراگرفته پس لازم است امروز گره های نواب را با دست و به راحتی باز كنیم تا فردا مجبور نباشیم از دندان استفاده كنیم.

محمدرضا هادیلو