«عماد توحیدی» متولد ۱۳۵۱. فارغ التحصیل رشته كارگردانی از دانشكده هنرهای زیبا دانشگاه تهران و فارغ التحصیل مقطع فوق لیسانس از دانشكده سینما و تئاتر و دانشجوی دكترای فیلمولوژی است.

وی كتاب شیوه دف نوازی (نخستین دستور آموزشی علمی دف نوازی) را در سال ۱۳۷۱ منتشر كرده و برنده جایزه كتاب سال در سال ۷۶ و همچنین برنده جایزه كتاب مرجع دانشگاه كلمبیای آمریكا، كتابخانه ملی هندوستان و سازمان جهانی یونسكو و برنده نشان شهروندی كشور آلمان شده است. شركت در بیش از ۲۰ كنسرت در خارج از كشور و انتشار آثاری چون «نی نامه»، «كولی كوبی» و «ذوالجناح» در كارنامه هنری توحیدی به چشم می خورد. او كه در حال حاضر یكی از مدیران صدا و سیماست چندی پیش آلبوم موسیقی قلندروار را به خوانندگی علیرضا افتخاری منتشر كرده است.

این اثر علاوه بر این كه در ایران مخاطبان زیادی را به خود جلب كرد در خارج از كشور نیز درخشید چرا كه بعد از انتشار غیر قانونی آن در سایت های اینترنتی و در دسترس قرار گرفتن آن در كشور های خارجی، متقاضیان اجرای این اثر در كشورهای اروپایی و آسیایی روز به روز بیشتر شد به طوری كه قرار است آذرماه به مناسبت سال مولانا در قونیه، بهمن ماه در جشنواره بزرگ موسیقی آفریقا و سپس در آمریكا و كانادا اجرا شود.

قلندروار در حال حاضر در صدر جدول فروش آلبوم های موسیقی قرار دارد.

به بهانه انتشار این اثر با عماد توحیدی آهنگساز، گفت وگو كرده ایم.

● چطور تصمیم به اجرای یك اثر كوبه ای و بدون استفاده از سازهای ملودیك گرفتید و تجربیات قبلی شما در این زمینه چقدر به شكل گیری این اثر كمك كرده است؟

طرح اولیه این نوع موسیقی برای من یك نوع ماجراجویی بود. نظام موسیقایی ذهن من در كولی كوبی، ذوالجناح و قلندروار براساس سازهای كوبه ای شكل گرفت؛ سازهای به ظاهر با صدای بدوی و به باطن پیچیده و فطری. این سازها هر كدام وابسته به اصلیت های جغرافیایی و تاریخی خاص خود هستند ولی مشكلی هم بابت هم نشینی آنها وجود ندارد چرا كه واجد یك ارتباط درونی مؤثر با هم هستند. من فقط آنها را در یك قرارداد جدید ساختاری سر یك میز نشاندم؛ یادآوری این كه همه شما خویشاوند تاریخی یكدیگرید. موسیقی هر كشوری در روایت ملودیك خود برای كشوری دیگر شاید به تمامی و شاید به نسبت قابل توجهی درك نشود. چون ساختار موسیقی خیلی جاها شبیه زبان است كه وابستگی های فرهنگی بسیار دارد ولی موسیقی من با اتكا به سازهای كوبه ای در تلاش برای ایجاد یك احساس و ارتباط بطنی است كه مشتركات یك بستر تاریخی وسیع را می كاود.

● یعنی تلاش برای گذر از موسیقی محدود و رسیدن به یك بستر وسیع تر؟

می شود این طور گفت. برای هر موسیقی گستره ای وجود دارد. برایان اسكریج در این مورد از عنوان «پدیدار» استفاده می كند. او پدیدار را گستره ای می نامد كه یك موسیقی خاص در آن به وجود آمده و رواج پیدا كرده و ۳ طرح را معرفی می كند: پدیدار محلی، منطقه ای و فرامنطقه ای. تلاش من گذر از دو نوع اول برای رسیدن به هدف سوم است. سه گانه كولی كوبی، ذوالجناح و قلندروار ۳ ژانر مختلف اند و اهداف جداگانه دارند ولی اشتراكاتشان ارائه یك فرم و محتوای بی سرزمین است.

● كولی كوبی موسیقی بی كلام در روایت جدید، ذوالجناح اثری با معرفی نوع غریبی از موسیقی دینی و قلندروار به عنوان عملكرد غافلگیر كننده زبان در یك موسیقی صرفاً متكی به ریتم؟

نه به تمامی! آواهای انسانی و خط های ملودی خواننده و ارتباطشان با ریتم ها، تارو پود موسیقی من هستند. تلاش من خلق معیارهای جدید است و پیشنهاد احتمالات جدید برای موسیقی امروز كه در نوع ایرانی اش گاهی فروبسته و تغییر ناپذیر می نماید. ما از قدرت و پشتوانه این موسیقی باید برای عملكرد های جهانی استفاده كنیم. در روایت من موسیقی قلمرو مشخصی ندارد هرچند غالب آن در قلمرو زبان فارسی است ولی به زعم من الحان كردی، عربی، طبری، آذری، هندی و بیت خوانی ها و شروه خوانی های محلی و ... نیز در همین گستره اند. ریتم ها و الحان ملی و بومی در آثار من شاید نمادهای بروز احساس های گوناگون اقوام سرزمین من هستند. تجمع بسیاری از اوزان و نغمات و تلاش برای الوهیت بخشیدن به آنها.

● استفاده از موسیقی های نواحی ایران، آفریقا، آمریكای جنوبی، حوزه بالكان و شبه قاره هند كه در قلندروار بیشتر رخ می نماید برای نیل به همین هدف است؟

بله. استفاده از نواهای موسیقایی دیگر نیز در این آثار باز هم تداعی كننده آن روح مشترك است. تأكید حسی در شكل بدون وابستگی های قومی و سرزمین. ایجاد احساس برای كشف مشتركات. در قلندروار نظر من به حوزه های مشترك فرهنگی ایران معنوی و شبه قاره هند جلب شد. موسیقی شبه قاره یكی از عظیم ترین نظام های موسیقایی دنیاست كه تأثیرات شگرفی از زبان فارسی و موسیقی ایرانی در آن قابل ردیابی است. دعوت از شریف غزل كه از استادان برجسته موسیقی شبه قاره است با همین هدف انجام گرفت؛ یادآوری پیوندهای محكم و واحد تاریخی.

● از كولی كوبی شروع كنیم. كاری مدرن كه منتقدان حضورش را در رپرتوار موسیقی ایران جدید و بی سابقه می دانند. چرا كولی را انتخاب كردید؟

كولی كوبی اثری درباره كولیان و موسیقی آنان نیست. واژه كولی در آن، معناشناختی خاص ذهن من و درك زیبایی شناسانه من از این واژه است. معناشناختی ویژه ای كه عملكرد موسیقایی خود را دارد. اما در ابتدا با یك اندیشه تصویری ساخته شد. تحصیلات من خیلی در پیوند تصویر و موسیقی به من كمك كرد و همچنین وابستگی های خانوادگی ام با شعر. نمادی از یك نوع جهان وطنی موسیقایی. حتی وقتی در اروپا بودم با نوازنده ای فرانسوی آشنا شدم كه هیجان زده كولی كوبی را حاصل یك بینش جهانشمول می دانست. او می گفت كه این موسیقی را در لحظاتی حتی بهتر از من می فهمد كه البته بعید هم نیست!

● قلندروار چطور؟

حس گرایی خلسه آلود! تلاش برای تجلی موسیقی خداباور بدون معیار، بدون شكل و بدون حد و مرز. گاهی از خلال آن شادمانی، شور و حتی شوخ طبعی شنیده می شود كه گاهی هم غم و شكوه ای عارفانه. همه چیز در شكل معنوی و فارغ از قیود عقلانی و در خدمت مكاشفه. قلندروار قرائت من از این عرصه گسترده است.

● و علیرضا افتخاری؟

درخور احترام و شایسته ستایشی عمیق. هنرمندی كه فضا را به تمامی دریافت و به شایستگی بر بیان گری معنوی آن افزود. وجود او یك اتفاق ویژه در موسیقی ماست كه استعدادهای نهفته بسیار دارد. برخورد او با كار توأم با یك هیجان و شور بود. هیجان و شوری از جنس جوانی از یك سو و پختگی از سویی دیگر همراه و همدل، پراحساس و شعورمند.

اجرای او در این اثر قبل از این كه زیبا باشد مخاطب را به ذات قلندروار اثر نزدیك می كند. ذاتی كه نسبت غریبی میان رندی و جنون دارد.

● او در چه مرحله ای از شكل گیری اثر وارد ماجرا شد؟

علیرضا افتخاری كار را در مرحله ضبط صدای خواننده شنید. نوازندگان، گروه همسرا، شریف غزل و بكتاش علوی كه كارشان را انجام داده بودند و به كشورهایشان بازگشته بودند. او در یك فضای پردازش شده سعی كرد در جاهایی كه خود مجری آن است، تبحر خود را نشان دهد و انصافاً این كار را به بهترین شكلش انجام داد. او به طور فطری عاشق تجربه فضاهای تازه است. آواز او را در قطعه مشرق مطلق گوش كنید. ذهنیت من فرمی میان شروه خوانی و آوازهای پرسه ای و كوچه باغی بود و او به بهترین شكل این آواز را اجرا كرد و افزون بر آن تحریرهای پخته، ادای صحیح شعر و احساس سرشار او بسیار به قدر قطعات افزود. كار با او لذتبخش است.

● با توجه به فروش چشمگیر این اثر و شكسته شدن ركورد كپی های غیرمجاز آن در اینترنت به نظر می آید شما در جلب مخاطب خود موفق شدید. چقدر این اقبال را پیش بینی می كردید؟

من و علیرضا افتخاری تردیدی در جلب مخاطب نداشتیم و البته آزادی عملی كه رضا مهدوی مدیر دانا و هنرمند مركز موسیقی حوزه هنری به من داده بود و در كنار سرمایه گذاری قابل توجه با اعتماد و همدلی شرایط كار را به بهترین شكل ساماندهی كرد و من را به این نتیجه رساند كه مدیر یك مجموعه هر قدر فاضل تر باشد ضریب موفقیت مجموعه قطعاً بالاتر خواهد بود. از آنجایی هم كه اعتقاد من برخلاف خیلی ها بر شعورمند بودن مخاطب ایرانی است احترام عمیق خود را به دور از هرگونه تبعیت از فرمول های بازاری تقدیم این شعور كردم و این مخاطب شنید و پذیرفت. هرچند كپی های غیرمجاز در اینترنت كه مرز آن در مورد این اثر از یك میلیون گذشته موجب شرمساری فرهنگی غیرقابل دفاع برخی است.

● برنامه ای برای اجرای این اثر دارید و اصولاً چرا فقط در كنسرت های خارج از كشور شركت می كنید؟

تا به حال برای این اثر از كشورهای تركیه به مناسبت سال مولانا و كشور مراكش برای شركت در جشنواره موسیقی آفریقا كه گروه ایران به عنوان میهمان دعوت شده و همچنین از آمریكا و كانادا پیشنهاد داشتیم كه مشغول رایزنی هستیم. اجرا با سازهای كوبه ای سوای یك سیستم صوتی جدی و صدابرداری حرفه ای احتیاج به مطالعه برخی حساسیت های فنی مانند كوك و حجم صدادهی سازها دارد كه مشغول بررسی آن هستم. برای بازدید از محل اجراها به همراه افتخاری به تركیه و مراكش می رویم. از سویی یكی از دوستان حرفه ای من در كانادا مسئولیت بررسی شرایط آنجا را به عهده گرفته است. پائیز امسال هم در جشنواره كروكوف لهستان شركت می كنم كه مختص سازهای كوبه ای است. در مورد كنسرت های داخل كشور هم آرزوی من تحقق شرایط اجرای مطلوب است كه امیدوارم با مذاكراتی كه در حال انجام است این اتفاق بیفتد.

سحر طاعتی