«کنار چاه آب، با بچه ها بازی می کردیم. مردی با موهای سفید مرا با انگشت به پدرم نشان داد، مدتی بعد مراسم ازدواج برگزار شد، شوهرم حتی از پدرم بزرگ تر بود. تنها نه سال داشتم و مرد زندگی ام ۶۰ سال.» نظیر دختری ۲۰ ساله در حالی از خاطرات ازدواج زود هنگامش می گوید که شوهرش چند سالی است درگذشته و او با فرزندی به جای مانده از این ازدواج، در خیابان های پایتخت افغانستان سردرگم است.
پدیده مادران کودک یا عروسان کودک معضلی است که قدمت طولانی دارد و تلاش های نهادهای مختلف ملی و بین المللی حوزه حقوق کودکان نیز نتوانسته برای مقابله با این پدیده موفقیتی کسب کند. صندوق حمایت کودکان سازمان ملل متحد یونیسف با اشاره به این موضوع اعلام کرد میلیون ها کودکی که مجبور به ازدواج می شوند در تمام زندگی با درد و مشکلات متعدد روبه رو هستند. به اعتقاد کارشناسان این زنان جوان دچار انواع مشکلات فیزیکی و روحی هستند. زیرا که سیستم بدنی آنها آمادگی ارتباط را ندارد. بسیاری از این کودکان مادر زیر سن ۱۸ سال به دلیل فقر، سنت و فشار خانواده مجبور به ازدواج می شوند.
عروس های کودک از مدرسه کنار گذاشته می شوند. از حقوق نخستین خود باز می مانند. ازدواج زودهنگام همیشه با حاملگی زودهنگام نیز همراه است که موجب افزایش خطرات سلامت این مادران کودک می شود. اجبار این کودکان به ازدواج، آزادی فردی آنها را از بین برده و همچنین جلوی رشد آنها را می گیرد. این دختران جوان اغلب به عنوان یک برده اقتصادی محاسبه می شوند.
مانوئل دختر بچه سومالیایی که در پنج سالگی ختنه شده ، تنها ۱۲ سال داشت که مجبور به ازدواج شد. او که هم اکنون در یکی از مراکز خدمات زنان این کشور در حال درمان است، دچار بیماری شایع ازدواج زودهنگام فیستول است. بیماری یی که مبتلا امکان کنترل ادرار و مدفوعش را ندارد و بوی ناخوشایند موجب طرد این افراد از خانواده ها می شود. مانوئل با یادآوری وضعیت نامناسبش می گوید؛ «فرزند نخستم، به دلیل کار زیاد در مزرعه سقط شد. وقتی دوباره حامله شدم، پزشک روستا برایم استراحت مطلق تجویز کرد، اما باید کار می کردم تا چیزی برای خوردن می یافتیم. این بار نیز جنین سقط شد. اما مشکل بعدی، دفع ادرار و مدفوعم بدون کنترل بود. به گونه یی که همسرم مرا در یک اتاق چوبی در نزدیکی طویله زندانی کرد. پس از مدتی نیز زن دیگری گرفت و مرا به خانواده ام بازگرداند.» پزشک معالج مانوئل معتقد است او هیچ گاه درمان نخواهد شد.
بسیاری از این عروسان کودک به دلیل تابوهای سنتی درخصوص موضوعات جنسی و ترس از اچ آی وی ایدز مجبور به ازدواج می شوند. در کشورهای آفریقایی این تصور غلط رواج دارد که ازدواج با دختران باکره حافظی در قبال ابتلا به اچ آی وی ایدز است.
حال اینکه بسیاری از این کودکان خود در پی این ازدواج ها مبتلا می شوند. ازدواج زودهنگام در صحرای آفریقا، جنوب آسیا بیش از دیگر مناطق دیده می شود. براساس برآوردهای انجام شده پدیده مادران کودک و ازدواج زودهنگام در ۴۹ کشور جهان به عنوان عروسان کودک وجود دارد. بیشترین آماری که تاکنون منتشر شده مربوط به جمهوری دموکراتیک کنگو با ۷۴ درصد، افغانستان ۵۴ درصد، بنگلادش ۵۱ درصد است که دختران آن پیش از رسیدن به سن ۱۸ سالگی ازدواج می کنند. در نپال نیز هفت درصد دختران در سن ۱۰ سالگی و ۴۰ درصد در سن ۱۵ سالگی مجبور به ازدواج می شوند. در تحقیقاتی که چند سال پیش در مصر انجام شد، بیش از ۲۹ درصد عروس های کودک توسط همسران یا اقوام آنها مورد آزار و اذیت قرار می گیرند. این آزارها و شکنجه ها سبب فرار این دختران شده و در بسیاری از کشورها همین مسائل سبب بروز معضلی دیگر به عنوان قتل محارم شده است.
ایران نیز از کشورهایی است که این معضل هر چند بسیار کمتر اما به هرحال در آن به چشم می خورد. با توجه به قوانین ایران هنوز امکان ازدواج با دختر زیر ۱۳ سال و پسر زیر ۱۵ سال تحت شرایطی خاص وجود دارد اما آماری درخصوص این نوع ازدواج در دست نیست.
مادران کودک باید با خطرات زیادی چون فعالیت جنسی که مطابق سن آنها نیست و در بسیاری موارد حاملگی و درد زایمان روبه رو باشند. حاملگی یکی از دلایل اصلی مرگ و میر مادران کودک در سنین ۱۵ تا ۱۹ سالگی است. این موضوع نیز ارتباط مستقیم با فقر امکانات بهداشتی و مشکلات جسمی این مادران دارد. صندوق حمایت کودکان سازمان ملل از دولت ها درخواست کرده تا برای مقابله با این معضل جهانی گروه های محلی و بومی را آموزش دهند، تا این گروه ها با آموزش خانواده ها آنها را نسبت به مسائل و مشکلات ازدواج زودهنگام آگاه ساخته و با استفاده از راهکارهای تشویقی برای مقابله با این مساله تلاش کنند. از دیگر طرح ها که هنوز در برخی کشورها به اجرا درنیامده افزایش سن قانونی ازدواج است.
بررسی های کارشناسی نشان می دهد که در موارد متعدد ازدواج زودهنگام، عروسان کودک هیچ حمایتی از طرف والدین برای مقابله با درخواست ندارند. در نتیجه مجبور هستند به این وضعیت تن در دهند. به این موضوع باید مسائل فرهنگی، اقتصادی و مذهبی را نیز افزود. چنین موضوعاتی امکان مخالفت را برای دختر به صفر می رساند.
این کودکان عمدتاً زیر سن ۱۱ سالگی مجبور به ازدواج می شوند. در بسیاری از این مناطق کمتر کودکانی هستند که بتوانند به سن ۱۶ سالگی برسند و مجرد باشند. براساس تحقیقی در همین زمینه در افغانستان حدود ۶۰ درصد ازدواج ها به اجبار انجام می شود. در حالی که سن قانونی برای ازدواج در مصر ۱۶ و در اتیوپی و هند ۱۸ سال است، اما این قانون کاملاً نادیده گرفته می شود. پدیده عروسان کودک در کشورهایی چون امریکا و انگلیس نیز دیده شده است. براساس آمار سازمان ملل حقوق این کودکان با چنین اقداماتی کامل نادیده گرفته می شود. تحقیقات نشان می دهد که عروسان کودک دو برابر زنان باردار بالای ۲۰ سال امکان مرگ دارند. فرزندان این مادران نیز به دلیل وضعیت جسمی این زنان باردار عمدتاً دچار مشکلات متعدد کم وزنی و بیماری های مختلف هستند.
مادران کودک به دلیل ازدواج با افراد مسن سریع تر از دیگر زنان نیز بیوه می شوند و مسوولیت زندگی بر دوش شان قرار می گیرد. حال اینکه مهارتی نیز برای گذران زندگی ندارند. براساس آخرین تحقیقات انجام شده ازدواج زودهنگام نه تنها باعث کاهش مشکلات بلکه سبب افزایش مشکلات مختلف در خانواده می شود. بسیاری از خانواده ها در پی فقر تن به چنین کاری می دهند. حال اینکه چنین ازدواجی ممکن است با در پی داشتن انواع مشکلات برای زن جوان و بیماری ها به بی بضاعتی آنها بیفزاید. این زنان که تحصیل چندانی ندارند و هیچ مهارت یا کاری نیز بلد نیستند، پس از بیوه شدن یا جدایی دچار مشکلات بسیاری می شوند.
«۵۰ درصد دختران یمنی پیش از سن ۱۸ سالگی ازدواج می کنند.» مرکز آکسفام (مرکز خیریه انگلستان)با اعلام این موضوع آن را مبحثی نگران کننده دانست. موضوع بسیار خطرناک این است که این دختران یا پسران جوان هیچ اطلاعی از ازدواج ندارند. در این جوامع اکثر این ازدواج ها پس از چند سال به طلاق می انجامد. چون هیچ یک از دوطرف نمی تواند نقش اصلی اش را ایفا کند. عروسان کودک قربانی تصمیمی هستند که نقشی در آن نداشته اند و این خانواده بوده که برای زندگی آنها تصمیم گرفته است.
ثمین زنی ۱۵ ساله است، او با داشتن دو فرزند در خانه پدر زندگی می کند، این زن جوان که در زمره بسیاری از عروسان کودک یمنی است، می گوید؛ «۹ سالم بود، شوهرم هم ۱۳ سال داشت، ما هیچ وقت با هم صحبت نمی کردیم. چون چیزی برای گفتن نداشتیم. قبل از ازدواج مادر من و مادر شوهرم وظایف یک زن را به من آموختند. دو سال پیش یاسر برای یافتن کار به دوبی رفت. پس از گذشت یک سال در نامه یی به پدرش درخواست طلاق داد و گفت در ابتدای جوانی می خواهد زندگی را تجربه کند. برای مرد عرب چندان مشکلی ایجاد نمی شود اما من به عنوان یک زن باید برای همیشه در خانه پدرم زندگی کنم. درس را هم نیمه کاره رها کردم و هیچ حرفه یی بلد نیستم. نمی دانم مقصر این همه بدبختی ام را چه کسی بدانم.»
نیکی محجوب |