بهاء الدین خرمشاهی، حافظ پژوه، در نخستین واکنش به نقد های وارد شده به کتاب «حافظ به روایت کیارستمی» که با مقدمه تحسین آمیز وی منتشر شده است، گفت؛ خیلی ها معتقدند که اگر هر فرد دیگری غیر از کیارستمی چنین کاری با حافظ می کرد، من به تندی انتقاد می کردم. با این تفاسیر به نظر می رسد به دلیل بالا رفتن سنم نرمخو شده ام. خرمشاهی در جواب این سوال که چرا مقدمه ای کوتاه بر این کتاب نوشته و درباره ویژگی های مثبت و منفی آن توضیح کافی نداده است، گفت؛ آن یک صفحه که من بر این کتاب نوشته ام، به هیچ وجه مقاله نبود، بلکه نامه ای مختصر بود که آن را هم به درخواست ناشر نوشته ام. وی افزود؛ وقتی کتاب به دستم رسید، در ابتدا با دید منفی به آن نگریستم، اما وقتی آن را خواندم، تاثیر مثبتی بر من گذاشت و به نظرم کار جالبی آمد.

نویسنده کتاب «حافظه نامه» با اشاره به انتقادهای بسیار بر این کتاب گفت؛ عمده انتقادها به نام کتاب یعنی «روایت کیارستمی» بازمی گردد. او باید نام کتاب را گزینش اشعار حافظ می گذاشت، نه روایت. وی افزود؛ عده ای می گویند اگر قرار باشد هرکس دیوان حافظ را از دید خود روایت کند یا درباره آن شرح بنویسد، اشعار حافظ و درک ما از آنها دچار آسیب می شود، اما من همیشه می گویم که این حرف مغالطه است، زیرا هیچ کس نمی تواند به حافظ صدمه بزند و اگر این گونه بود در طول این چند قرن باید حافظ از چشم ها می افتاد. وی در پاسخ به برخی انتقادها درباره تناقض اظهارات تمجید آمیز وی از حافظ کیارستمی و نقدهای شدید وی به کارهای مشابه در سال های دور نظیر انتقادات وی از حافظ شاملو گفت؛ حافظ شاملو با کاری که کیارستمی انجام داده متفاوت بود. درواقع حافظ شاملو در برگیرنده نظریات او درباره قرائت شعرهای حافظ و تصحیح دیوان او بود. دیدگاه شاملو در این باره گاه بسیار علمی و هنری بود و گاه بسیار غیرقابل قبول، اما کار کیارستمی خوانشی دیگرگونه از حافظ بر اساس نسخه های معروف است. وی افزود؛ به دلیل همین نظرات شخصی شاملو درباره دیوان حافظ و تصحیح او از حافظ ماندگار نشد.