از جام ملت های ۱۹۹۲ در ژاپن تقریباً سیاهه ای از ناکامی با چاشنی ناداوری در ذهن ها مانده است. سالی که با شکست دقایق آخر جلوی ژاپن در بازی آخر و جار و جنجالی که با اخراج دو بازیکن و محرومیت یک ساله مجتبی محرمی، مرتضی کرمانی مقدم و فرشاد پیوس تیره و تار به پایان رسید. جام ملت های آن سال البته خالی از تیم های آماده دو سال قبل در بازی های آسیایی پکن بود. ژاپن به واسطه میزبانی در شرایطی به جام رسید که درصورت تساوی با ایران در آخرین بازی مرحله گروهی، این تیم حتی به جمع تیم های راه یافته به دور دوم هم نمی رسید و به این اضافه کنید غیبت کره جنوبی و عربستان و چینی که یکی از ضعیف ترین ادوار تاریخ جام ملت های آسیا را تشکیل می دادند. کرمانی مقدم که از بازیکنان ثابت تیم ملی بود، عقیده دارد بازی های ژاپن فرصت بی نظیری برای فتح جام ملت ها بود. فرصتی که با کمی جنب وجوش روی نیمکت می توانست تداوم بخش روزهای خوب فوتبال در اوایل دهه ۹۰ باشد.

● خیلی ها عقیده دارند سال ۹۲ یکی از بدترین دوره هایی بود که در آن حضور داشتیم. یک سری عوامل دست به دست هم داد تا ایران از گروه مقدماتی بالاتر نرود. از آن سال چیزی خاطرتان هست؟

▪ بعد از قهرمانی در سال ۹۰ که یک تیم استثنایی داشتیم، تیم ما با غرور به ژاپن رفته بود. ما در گروه خیلی سختی هم قرار نداشتیم، ولی مثل آب خوردن حذف شدیم.

● دلیلش چه بود؟ بعضی ها از علی پروین ایراد می گرفتند که در طول سه بازی با یک ترکیب ثابت تیمش را به زمین می فرستاد و حتی یک بار هم تعویض نکرد.

▪ خب علی پروین یک نظری دارد. او اگر تیمش بازی قبلی را می برد، سعی می کرد به ارنج تیم دست نزند.

● اما ما فقط بازی اول را بردیم. بازی دوم با امارات مساوی تمام شد.

▪ این عقیده پروین بود. امارات آن موقع تیم ضعیفی بود و مساوی با این تیم یک شکست محسوب می شد.

● کسی به پروین اعتراض نمی کرد یا بحثی داخل اردوی تیم ملی نبود؟

▪ چرا. داخل اردو صحبت می کردیم. شاید خود پروین هم فهمیده بود ولی این را هم بگویم که کسی روی نیمکت برای جایگزینی وجود نداشت.

● یعنی نیمکت ضعیفی داشتیم؟

▪ صد درصد. اما یادم می آید سال ۹۰ علی پروین دنبال این بود که یک نفر مصدوم شود تا بازیکن بعدی را جایگزین او کند. خود من در سال ۹۰ وقتی بازی با کره شمالی مصدوم شدم، دیگر به نیمکت چسبیدم تا چند بازی بعد. آن موقع واقعاً ترافیک بازیکن داشتیم اما این بار کسی نبود که بتواند به ما کمک کند.

● ترکیب تیم ملی یادتان هست؟

▪ تقریباً. فکر می کنم با عابدزاده، نادر محمدخانی، رضا حسن زاده، مجتبی محرمی، جواد زرینچه، ابطحی، مهدی فنونی زاده، قایقران، جمشید شاه محمدی، فرشاد پیوس و من بازی می کردیم.

● ۲-۴-۴ بازی می کردیم؟

▪ بله. نادر و رضا عقب بودند و محرمی و زرینچه چپ و راست بازی می کردند. هافبک هم که مرحوم قایقران و فنونی زاده (وسط) بودند و من و ابطحی هم راست و چپ.

● تو هم جای نامجومطلق بازی کردی؟

▪ بله. مجید مصدوم شده بود و من به جای او به ژاپن رفتم.

● خوشحال شدی؟

▪ به خدا نه. من که اصلاً دوست نداشتم به ژاپن بروم. فقط به خاطر اصرار پروین رفتم.

● چرا؟

▪ تازه دو سه سالی بود که رفته بودم قطر. آنجا کم کم داشتم جا می افتادم. گذشته از این اصلاً آماده نبودم. دوست داشتم در قطر بمانم. مرا به زور بردند.

● فکر می کنی جای خالی مجید را پر کردی یا نه؟

▪ نه، مجید خیلی بهتر بود. اگر مجید بود شاید اوضاع کمی فرق می کرد.

● و یادت هست که روزنامه ها عقیده داشتند نبود نامجومطلق علت اصلی حذف تیم ملی است؟

▪ بله. خب حق داشتند. اگر مجید مصدوم نمی شد واقعاً فرق می کرد.

● از اینکه در این موقعیت قرار گرفتی ناراضی بودی،

▪ حتماً. من برای تیم ملی زحمت کشیده بودم و حقم نبود که اینطوری با من رفتار کنند. آن موقع من تنها بازیکنی بودم که قطری ها روی دست می بردندش اما تاکتیک پروین در جام ملت ها باعث شد من از چشم بیفتم.

● ذخیره های تیم چه کسانی بودند؟

▪ واقعاً کسی یادم نیست. شاید شاخص ترین آنها حمید استیلی بود. این طوری بگویم کسی را نداشتیم. خود من وقتی بازی می کردم، مطمئن بودم تا دقیقه ۹۰ فیکس هستم.

● بازی آخر با ژاپن چه اتفاقی افتاد؟

▪ جو بازی طوری بود که ژاپن حتماً باید ما را می برد. آنها حتی با مساوی هم حذف می شدند. داوری به نفع آنها بود. گل آفساید زدند، سه تا هم اخراجی دادیم.

● ولی اگر پروین یکی دو تعویض می کرد، هم وقت تلف می شد هم می توانستیم نتیجه را نگه داریم.

▪ آن طور که بازی پیش می رفت، صد درصد ما نیاز به تعویض داشتیم. من اگر بودم یک فوروارد را بیرون می کشیدم و دفاع می آوردم. این طبیعی ترین کاری بود که می شد انجام داد ولی علی پروین همان جوری ادامه داد تا گل خوردیم.

● بازیکنان توی زمین با نیمکت حرف نزدند؟

▪ توی زمین نه. ولی خدا بیامرز سیروس قایقران، جمشید شاه محمدی و من حرفمان این بود که باید تعویض می کردند. تازه وقتی نادر محمدخانی هم اخراج شد، باز هم پروین کسی را تعویض نکرد.

● بعد از بازی چی شد؟ یا توی رختکن...

▪ کسی که نمی توانست از پروین ایراد بگیرد ولی توی هواپیما که برمی گشتیم بحث اصلی در مورد تعویض ها بود.

● صحنه اخراج فرشاد پیوس یادت هست؟ تو داور را زدی ولی فرشاد اخراج شد.

▪ بعد از اینکه دور و بر داور شلوغ شد، من رفتم و از زیر پای پیوس، جمال شریف را زدم. داور هم تا برگشت، فرشاد را دید و مستقیم او را اخراج کرد.

● و بعد فرشاد پیوس در روزهای خوب فوتبالش یک سال محروم شد.

▪ بله، فرشاد تا برسیم تهران به من بد و بیراه می گفت.

● تلاش نکردی پیوس محروم نشود. شاید اگر فیلم بازبینی می شد، او را محروم نمی کردند.

▪ نه اتفاقاً فدراسیون سعی کرد جلوی محرومیت فرشاد را بگیرد. حتی فیلم را هم فرستادند ولی در محرومیت تغییری به وجود نیامد.

● تو چقدر محروم شدی؟

▪ من هم یک سال.

● کمتر نبود،؟

▪ نه من هم به اندازه محرمی و پیوس محروم شدم.

● چرا؟

▪ خب آخر بازی که جمال شریف بین پلیس ها ایستاده بود، رفتم زدم توی گوشش. خیلی از دستش شاکی بودم. من خیلی جاها فوتبال بازی کردم اما هیچ داوری به اندازه او ناداوری نکرد. می گفتند از ژاپنی ها پول گرفته. البته این را هم بگویم که ماجرای من را کسی نفهمید و بعد روزنامه ها نوشتند که من به داور توهین کردم.

● یعنی کسی این صحنه را ندید؟

▪ نه، فقط دور و بری هایم می دانستند که من آخر بازی این کار را کردم.

● برگردیم به خود بازی ها. تیم ملی در کدام خطوط مشکل داشت؟

▪ اگر بخواهیم سه بازی تیم ملی در جام ملت ها را آنالیز کنیم، بیشترین مشکل ما در دفاع و حمله بود. البته باز هم بیشتر حمله.

● یعنی زوج پیوس و شاه محمدی؟

▪ تقریباً. پیوس آن موقع پنجاه درصد تیم بود. ولی پیوس اگر موقعیت اول را گل نمی کرد، دیگر تا آخر بازی گل نمی زد اما اگر اولی را می زد می توانست سه چهار تا هم بزند.

● شاه محمدی چطور بود؟

▪ نگاه کنید اگر صمد مرفاوی کنار پیوس بود، اوضاع خیلی فرق می کرد. نمی گویم جمشید بد بود، اما در خط حمله به مشکل خورده بودیم. صمد دوندگی اش عالی بود.

● مهاجمان الان تیم ملی بهتر هستند یا آن زمان؟

▪ پیوس را می توان با عنایتی مقایسه کرد. عنایتی بعضی وقت ها بهتر گل می زند. نمی دانم شاید کفه ترازو کمی به نفع مهاجمان فعلی باشد؛ هاشمیان، خطیبی و عنایتی. بازیکنان خوبی داریم.

● مشکل دفاع چه بود؟

▪ دفاع های ما مثل پکن نبودند. محمد پنجعلی در پکن برای خودش وزنه ای بود.

● پس نقطه قوت تیم هافبک هایش بود؟

▪ قایقران بهترین بازیکن ما بود. ابطحی هم که همیشه فوتبالش در یک سطح بود. یک جمله هم درباره مهدی فنونی زاده باید بگویم که نباید فوتبالیست می شد.

● و عابدزاده؟

▪ عابدزاده همیشه خوب بود. فقط روی گل بازی با ژاپن اشتباه کرد.

● وضعیت تدارکات تیم ملی چطور بود؟ بازی های تدارکاتی ای که انجام دادید.

▪ ما مثل پکن بازی تدارکاتی نداشتیم. برای پکن خیلی زودتر اعزام شدیم اما یادم هست که برای جام ملت ها فقط ده روز قبل رفتیم. من از قطر به تهران آمدم، چند روز تهران بودیم و بعد به ژاپن اعزام شدیم.

● بازی تدارکاتی نداشتید؟

▪ فقط چند تا بازی داخلی انجام دادیم. مثلاً با سایپا در زمین شماره ۲ شیرودی. کلاً بازی مهمی نداشتیم.

● تیم ملی کجا مستقر بود؟

▪ تمرینات در شیرودی بود و اردوی شبانه روزی هم در هتل اوین یا هتل لاله برپا بود.

● کمی هم درباره جو اردوی تیم ملی توضیح بده.

▪ بچه ها به اندازه سال ۹۰ صمیمی نبودند. اگر با هم یکدل بودیم و رفاقت داشتیم می توانستیم تا فینال برسیم.

● با کدام بازیکن هم اتاقی بودی؟

▪ من بیشتر با مرحوم قایقران بودم و بعضی اوقات با مجتبی محرمی و محسن عاشوری.

● باندبازی که نبود؟ استقلالی ها یک طرف باشند و پرسپولیس ها یک باند دیگر؟

▪ نه، این طوری نبود ولی خیلی هم خوب نبودیم.

● از بازی خودت راضی بودی؟

▪ من بیشتر سازنده بودم. درگیر می شدم و به همین دلیل فکر می کنم کاری که از دستم برمی آمد انجام می دادم. در ضمن مربی می توانست من را تعویض کند.

● سمت راست بازی می کردی؟

▪ زمان پروین من راست بودم. البته زمان دهداری که تازه آمدم تیم ملی چپ هم بازی کردم.

● یعنی دقیقاً هم پست مهدوی کیا بودی؟

▪ بله هم پست هستیم.

● کی بهتر است؟

▪ فکر می کنم مهدوی کیا بهتر از من باشد. واقعاً فوق العاده است.

● و نقطه ضعفش؟

▪ بازی مهدی هیچ حرفی ندارد. به علاوه او از نظر اخلاقی فوق العاده است. زمانی که قرار بود بیاید پرسپولیس با من کلی حرف زد. بی حاشیه و مودب بودن یکی از فاکتورهای مثبت ایشان است که باعث شده نزدیک به یک دهه در سطح اول فوتبال اروپا بازی کند.

● چند بازی ملی داری؟

▪ حول و حوش ۵۴ یا ۵۵. با سه گل زده ملی.

● راستی چرا اینقدر کم گل می زدی؟

▪ چون زیاد فوروارد بازی نکردم. من قرار بود برای مهاجمان گلسازی کنم.

● راستی چرا اینقدر اخراج می شدی؟

▪ این عادت من بود. اگر کسی بازیکن ما را می زد من حتماً انتقامش را می گرفتم. سر همین بود که بخش قابل توجهی از فوتبال را محروم شدم. مثلاً عاشوری را می زدند من سریعاً تلافی می کردم.

● یعنی چقدر؟

▪ بیشتر از ۱۵ بازی. یک سال هم که آنجا محروم شدم.

● پشیمان نیستی؟

▪ چرا اگر دوباره فوتبالیست می شدم یک کرمانی مقدم جدید بودم. البته الان که اصلاً نمی توان کاری کرد چون آقای شاه حسینی زود محرومیت برایم می برید.

● سر اخراج ها با مجتبی محرمی رقابت داشتی،؟

▪ نه بابا. من به گردپای مجتبی هم نمی رسیدم.

● بعد از محرومیت به قطر برگشتی؟

▪ می خواستم بروم قطر که نامه زدند از بازی های باشگاهی هم محروم هستم. اول فکر می کردم فقط بازی های ملی است ولی در قطر هم نتوانستم بازی کنم. تازه سه ماه بود که قراردادم تمدید شده بود و ناچاراً تاریخ قراردادم را از سال ۹۲ به ۹۳ تغییر دادند.

● چند سال آنجا بازی کردی؟

▪ پنج سال در تیم الاتحاد بودم. دو سال بهترین بازیکن خارجی شدم. یک سال هم آقای گل.

● ولی آن دوره که فوتبال قطر تعریفی نداشت.

▪ چرا اتفاقاً. عابدی پله آن زمان در قطر بازی می کرد و چند بازیکن خوب خارجی دیگر.

● بالاخره بنویسیم مرتضی کرمانی مقام یا مقدم.

▪ اصل شناسنامه ای اش مرتضی کرمانی مقدم است ولی هم کرمانی مقام بودم و هم مجتبی. خود من هم قاطی می کردم.

● ولی پروین به تو می گفت مجتبی؟

▪ بله، می گفت اینجوری راحت تر است. البته مجتبی نه، مژدبا.

● هنوز با بازیکنان آن دوره رفت و آمد داری؟

▪ نه زیاد. فقط با محسن عاشوری رفت و آمد دارم. فریبرز مرادی را هم هر روز می بینم.

● فکر می کنی تیم قلعه نویی می تواند قهرمان شود؟

▪ ما یکی از بهترین تیم های سال های اخیر را داریم. فکر می کنم اگر الان قهرمان نشویم، به مشکل می خوریم و اگر قهرمان شویم، فوتبال ما به اندازه چند سال جلو می افتد.

● نقطه ضعف تیم ملی کجاست؟

▪ در دفاع کمی مشکل داریم. متاسفانه این دو بازی تدارکاتی آخر هم کمک نکرد مدافعان تیم ملی محک بیشتری بخورند.

● بعد از جام ملت ها مدتی در پرسپولیس بازی کردی و... بعد؟

▪ ما با افتخار از فوتبال نرفتیم. در حالی که نسل ما در پرسپولیس به همه چیز رسید.

● حتی قهرمانی آسیا.

▪ در بازی نیمه نهایی جام برندگان جام آسیا، یک گل عالی به الهلال زدم. این بهترین خاطره فوتبال من است.

● و شاید اگر اخلاقت بهتر بود...؟

▪ بالاخره ما هم اینجوری بودیم. پیر که شدیم بهتر شدیم.

صدرا مهرابی