۱) اول: صباباتری در بازی مقابل پرسپولیس از نگاه كارشناسان داوری مغبون شد. ایضاً كمیته انضباطی نیز چنین بلایی را بر سر صباباتری آوار كرد تا تیم صباباتری از هر دو سوراخ گزیده شود. از نظر كمیته انضباطی، پرسپولیس فقط یك محروم را روی دست خود می دید؛ غلامعباس آشوبی. آشوبی كه با حضور الونگ الونگ تبدیل به یك نیمكت نشین صرف شد، یك جلسه محروم شد كه این محرومیت هم در بازی مقابل تیم دسته دومی پتروشیمی تبریز به در می شود.

عدم حضور آشوبی، باعث می شود تا سایر نیمكت نشینان با انگیزه پرسپولیس، بدون استرس مقابل یك تیم دسته دومی در جام حذفی تجربه اندوزی كنند كه این موازی است با منفعت پرسپولیس. با این حال، استیلی به حكم دادگاه فوتبال معترض بوده و هست. این در حالی است كه در محافل رسمی و غیر رسمی، هیچ نقل قولی از مسئولان صباباتری در اعتراض به حكم سنگین كمیته انضباطی علیه ایشان دیده یا شنیده نشده است.

صباباتری با ۹ محروم و مصدوم در حالی پگاه را شكست داد كه احتمال وقوع نتایج دیگری نیز می رفت. اینكه چرا صبایی ها علیه كمیته انضباطی اقامه دعوا نكرده اند، نكته ای است كه به دنبال كشف آن هستیم.

۲) دوم: دوستی در ارتباط با اتفاقات نامبارك علیه صباباتری، به درست ضرب المثلی عنوان كرد: حق گرفتنی است. این موضوع درباره حواشی بازی پرسپولیس و صباباتری مصداق دارد. اگر نیمكت پرسپولیس آرامتر بود و دچار تلاطم نشد ، مدلول آن واقعه بود كه دقیقه ۱۴ پنالتی برای حریفشان ،صبا گرفته نشد... گل مردودشان در صحت و سلامت ماند... شیث و كریم باقری و آشوبی كارت قرمز را مقابل چشمانشان ندیدند و ...

صبا چون حقش را تضییع شده دید، قدری اعتراض كرد و جزای این اعتراض این بود كه فی الفور به دادگاه خوانده شدند. مانند متهمان چشم در چشم قاضی بیندازند و دچار توهم گناهكار بودن شوند. قاضی فوتبال با ردای مشكی فكر می كرد كه قتلی (!) رخ داده است.

آقایان مثل اینكه حواشی جذاب فوتبال را به حدت جنایی (!) می بینند. اگر می خواهید در حال و هوای این نوشته قرار بگیرید، سری به كمیته انضباطی فدراسیون بی سر و صاحب بزنید تا دریابید كه دوستان چقدر كار را جدی گرفته اند.

۳) سوم: علی دایی سرمربی سایپا كه دیروز سرانجام عاقبت به خیر شد - تا تئوری معروف منتسب به او در دوران بازیگری «هر وقت مورد انتقاد شدید قرار می گیرد؛ ناگهان گل می زند» در دوران مربیگری نیز مجسم شود - بعد از مقابله با مسعود مرادی و سپس در مسابقه بعدی پرسپولیس و شكستی «زهر بافت»حریم داوری به نام رحیم رحیمی مقدم را درهم شكست اما شاه حسینی در واكنش به آن اعتراضات مسلسل وار دایی به یك جمله بسنده كرد:«اعتراضات آقای دایی، انتقادی است، نه انضباطی» خب وقتی شاه حسینی این گونه با دایی مصالحه می كند، چرا بایدبا دست اندركاران صباباتری مراوده ای متفاوت داشته باشد.

اكبر میثاقیان در بازی های مستمر، مثل بازی دیروز با شیرین فراز بیش از ۵ دقیقه بازی را به وقفه می اندازد اما گزندی نمی بیند. فیروز كریمی تا دقیقه ۹۰ و اندی، از كناره خط جنب نمی خورد، ادا و اطوار درمی آورد، افكار عمومی را دچار تشویش می كند، باعث تحریك مردم علیه داور و بازیكنان خودی می شود و آثار مخربی دارد اما شاه حسینی این همه اثرات سوء را نمی بیند و فقط «بند» كرده به صباباتری. اینها كه محق هستند نباید لام تا كام حرف بزنند اما برای بقیه هیچ حرجی نیست.

از زمان دادن كارت قرمز به كلاه كج تا خروج او از زمین توسط حاج عباس مرادی، فقط كمتر از یك دقیقه طول می كشد و به خاطر این تأخیر هر ۲ به كمیته انضباطی احضار می شوند و آن وقت برای بقیه [هر كس كه می خواهد باشد] اوضاع به گونه ای دیگر است. سؤالمان این است كه چرا؟ چرا باید صبایی ها پشت میله های ناعدالتی بمانند و بقیه، آزادانه هرچه می خواهند بكنند و كسی هم نباشد كه برایشان خط و نشان بكشد.