سردار رادان در پاسخ خبرنگاری که در مورد دلیل تناقض استفاده از پوتین‌های بلند با احكام شرعی پرسیده بود پاسخ داد: پوتین بر روی شلوار از لحاظ شرعی نوعی تبرج به شمار می‌رود و بر این اساس با توجه به این كه تبرج از مصادیق بد پوششی است، با این قبیل موارد نیز برخورد خواهد شد، چراكه برای نمونه قرار گرفتن چكمه بر روی شلوار به دلیل نشان دادن بخشی از برجستگی‌های بدن از مصادیق شرع است و تبرج به حساب می‌آید.

موضع سردار رادان که به عنوان فصل الخطاب عملکرد پرسنل و نیروهای نیروی انتظامی تهران بزرگ بوده و پرسش مکرر یکی از دوستان در مورد تعریف مفهوم تبرج سبب شد تا با گردآوری برخی از آیات و روایات در مورد آن ، ضمن تشریح تبرج این نکته که نیروی انتظامی بعنوان یک مجری قوانین نمی تواند مرجع تشخیص مصادیق تبرج باشد متذکر گردم.

زنان به عنوان نیمی از پیکره جامعه نقش بسیار مهمی در ایجاد و گسترش عفّت، پاکدامنی و اخلاق در بین جوامع بشری دارند. عفّت و حیای زن، که یکی از مهم‏ترین عوامل حفظ و بقای عفّت عمومی است، نه تنها در تمام ادیان و مذاهب الهی مورد تأکید قرار گرفته، بلکه عقول و افکار بشری نیز آن را مورد تأیید قرار داده‏اند. از نظر اسلام، اهمیت این موضوع به حدّی است که برخی روایات حفظ حیا و عفت را تمام دین می‏دانند.

جلباب و حجاب، که به معنای پوشیدن تمام بدن و زیبایی‏های ظاهری زن در برابر مردان بیگانه است، برای پیش‏گیری و مهار برخی گرایش‏ها و رفتارهای خودنمایانه و وسوسه‏انگیز می‏باشد. این در حالی است که زنان به طور طبیعی دوست دارند در برابر جنس مخالف خودآرایی کنند و زیبایی زنانگی خود را به نمایش بگذارند.

تبرج از مصدر بروج(ظهور و بروز) یعنی زن صورت ، مو و زینت های خود را نشان دهد این کلمه ازواژه برج گرفته شده یعنی همانگاه که برج وباروی یک شهر از دور توجه هر رهگذری را جلب می کند فرد به گونه ای لباس بپوشد،آرایش کندو رفتار نماید که توجه دیگران رابه خود جلب نماید ازاین رو می توان این واژه را «جلب توجه » یا «خود نمایی» معنا نمود. و به عبارتی «تبرّج»، جلوه‏گری و دلبری کردن برای تصاحب قلب دیگری است.

یکی از ویژگی‏های مهم زنان، خصیصه تبرّج و خودنمایی است که به صورت غریزی و طبیعی در آنان وجود دارد. قرآن در دو آیه از آیات حجاب، از تبرّج و خودنمایی زنان صحبت کرده و آن را محدود به محیط خانواده کرده است. در یک جا می‏فرماید: (وَلاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّهِٔ الْأُولَی) (احزاب: ۳۳) ای زنان (در برابر نامحرم) ظاهر نشوید و خودنمایی نکنید؛ مانند خودنمایی دوران جاهلیت نخستین؛ در آیه دیگر می‏فرماید: (غَیْرَ مُتَبَرِجاتٍ بِزینَهٍ) (نور:۶۰) زنان، (در برابر نامحرمان) با زینت‏هاوآرایش‏هایشان‏خودنمایی‏نکنند. قرآن در این آیات فقط زنان را از تبرّج و خودنمایی و به نمایش گذاشتن جاذبه‏های جنسی خود در برابر نامحرم نهی کرده و از تبرّج مردان سخنی نگفته است. از ظاهر این مطلب فهمیده می‏شود که غریزه خودنمایی و تبرّج از ویژگی‏های خاص زنان است و در مردان وجود ندارد. به همین دلیل پوشش و حجاب تنها برای زنان واجب شده است.

آیت الله شهید مطهّری در کتاب « نظام حقوقی زن در اسلام» ، درباره آثار این غریزه و نیز اختصاص آن به زنان می‏گوید: «اما علت اینکه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته است، این است که میل به خودنمایی و خودآرایی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها، مرد شکار است و زن شکارچی؛ همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچی. میل زن به خودآرایی از این نوع حس شکارچی‏گری او ناشی می‏شود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که مردان لباس‏های بدن‏نما و آرایش‏های تحریک‏کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود، می‏خواهد دلبری کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه خود اسیر کند، انحراف تبرّج و برهنگی از انحراف‏های مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است.»

در روایات نیز از وجود غریزه خودنمایی یا تبرّج در زن سخن گفته شده است. برای مثال در کتاب وسائل الشیعه از امیر مومنان علی(ع) نقل شده است که می‏فرمایند: «خداوند زنان را از سرشت مردان آفریده، از این‏رو، تمام همّت خود را در جذب مردان و نزدیک شدن به آن‏ها صرف می‏کند».بنابراین، اصل وجود غریزه خودنمایی در زن مورد تأیید منابع اسلامی است. اما در مورد کارکرد این غریزه در زنان، می‏توان گفت: وجود این غریزه برای متمایل کردن مرد ـ جنس مذکر ـ به زن ـ جنس مؤنث ـ است تا بدینوسیله، مقدّمات ازدواج و زندگی مشترک را بین آنان فراهم کند؛ چنانکه در سایر جانداران نیز این ویژگی در جنس ماده وجود دارد.

درباره غریزه خودنمایی و تبرّج، غیر از منابع اسلامی، برخی از دانشمندان نیز مطالب جالبی دارند. ویل دورانت در کتاب « لذات فلسفه» درباره آثار غریزه تبرّج زن می‏گوید: «زن میل دارد بیشتر مطلوب باشد، نه طالب، و به همین جهت، در ارج‏گذاری و تقدیر آن جاذبه‏هایی که مایه تشدید میل مرد است، استاد است.» بنابراین، اصل وجود این غریزه و اختصاص آن به زن در بین دانشمندان پذیرفته شده است.

عدم کنترل این غریزه، چه از لحاظ افراط و چه از لحاظ تفریط، برای زن زیانبخش است و سلامتی او را به خطر می‏اندازد. از این‏رو، در دین اسلام برای این غریزه حد و حدود ویژه‏ای تعیین شده است و همان‏گونه که آزادی بی‏حد و حصر آن ممنوع گردیده و برای کنترل آن حجاب واجب شده، بی‏توجهی به آن نیز مذموم شمرده شده است. به همین دلیل، در برخی روایات، آرایش کردن برای زنان یک ضرورت تلقّی شده و بی‏توجهی به آن به معنای نادیده گرفتن غریزه خودآرایی، مورد نکوهش قرار گرفته است.

در جلد پنجم اصول کافی درحدیثی از پیامبر اکرم(ص) در مورد ویژگی‏های بهترین زنان نقل شده است که فرمودند: «بهترین زنان شما زنی است که بسیار با محبت باشد، عفیف و پاک‏دامن باشد، نزد اقوامش عزیز و محترم باشد، با شوهرش متواضع و فروتن باشد، برای او خودآرایی و تبرّج داشته باشد و در برابر نامحرم عفیف باشد.» در این حدیث، دقیقا به همان تبرّجی که قرآن آن را برای زن در مقابل نامحرم ممنوع کرده، نسبت به شوهرش سفارش شده است. همچنین در روایت دیگری در اصول کافی آمده است: پیامبر به مردان فرمود: «ناخن‏های خود را کوتاه کنید» و به زنان فرمود: «ناخن‏ها را کوتاه نکنید؛ زیرا شما را زیباتر می‏کند.» حتی آن حضرت از بعضی زنان به خاطر اهمیت ندادن به آرایش و زیبایی، انتقاد کرده است.

یکی از عوامل مهم با نشاط بودن زن، داشتن ظاهری زیبا و دلپسند است که شوهرش را پی‏درپی به وجد آورد و خود نیز از این طریق به وجد آید. در نتیجه، کوشش زن در جذّاب بودن و آرایش کردن برای شوهر، ضمن اینکه نیاز طبیعی زن به خودنمایی و تبرّج را ارضا می‏کند، وی را از جلوه‏گری و خودنمایی برای مردان‏نامحرم نیز بی‏نیاز می‏سازد؛ زیرا او برای شوهری خودآرایی کرده است که حقیقتا به او عشق می‏ورزد و در دوستی‏اش وفادار است. بدین‏سان، هم نیاز غریزی او به آرایش و تجمّل اشباع شده و هم از آفات‏وانحرافات عشق آزاد رهایی یافته و آسیبی به‏سلامت‏روانی‏اووارد نشده است.

همان‏گونه که بی‏توجهی به غریزه خودنمایی و تبرّج برای زن زیان‏بخش است، خودنمایی و تبرّج بیش از اندازه و خارج از چهارچوبه حجاب نیز زیان‏بخش خواهد بود و سلامت روانی زن را به مخاطره می‏اندازد. این مطلب دقیقا مانند این است که بگوییم: غذا خوردن برای سلامتی ضرورت دارد، اما زیاده‏روی و عدم رعایت قانون غذا خوردن مضر است. در ارضای نیازهای روانی نیز باید جانب اعتدال رعایت شود، زیرا هرگونه زیاده‏روی در آن موجب از دست رفتن انرژی روانی انسان می‏شود و سلامت روانی او را مختل می‏سازد. البته تفاوتی که در ارضای نیازهای روانی، مثل نیاز به خودنمایی و تبرّج در زن، با نیازهای جسمانی مثل نیاز به غذا خوردن وجود دارد این است که این‏گونه نیازها سیری‏ناپذیرند و اگر انسان در ارضای آن‏ها حد افراط را در پیش بگیرد، نه تنها نیاز او برطرف نمی‏شود، بلکه روز به روز تشنه‏تر شده، تمام فکر و ذهن او را به خود مشغول می‏کند. در ارضای نیاز به خودآرایی و خودنمایی نیز همین مطلب وجود دارد؛ یعنی اگر زن در توجه به زیبایی ظاهری و خودآرایی افراط کند، کم‏کم به حدّی می‏رسد که بیمارگونه به تجمّل و آرایش می‏پردازد و هیچ‏گاه احساس ارضا و سیری نمی‏کند.

وقتی یک زن مکشوف و آرایش کرده در بین مردان ظاهر می‏شود، طبعا عده‏ای خوششان می‏آید و او را مورد تحسین و تکریم (ظاهری) قرار می‏دهند. به همین دلیل، دایم سعی می‏کند وضع ظاهری خود را طوری قرار دهد که بیشتر موردپسند آنها واقع شود. معمولا این‏گونه زنان و دختران برای اینکه زیباتر شوند، هر روز وقت زیادی را صرف آرایش و تقلید از مدهای جدید می‏نمایند. این روند می‏تواند ناراحتی‏های روانی زیادی برای آنان ایجاد کند؛ زیرا به دلیل اینکه همیشه کارها به دلخواه پیش نمی‏رود، باعث بروز نگرانی‏هایی برای آن‏ها می‏شود. دلیل دیگری که می‏تواند به نگرانی آن‏ها بیفزاید این تصور است که هر لحظه ممکن است رقیبی زیباتر از راه برسد و شکار آن‏ها را برباید. و سرانجام، دلیل دیگری که باعث ناراحتی و استرس برای آن‏ها می‏شود این است که می‏بینند به مرور زمان، از زیبایی‏هایشان کاسته می‏شود و زنان جوان‏تر و زیباتر جای آن‏ها را می‏گیرند و نقش آن‏ها را در ربودن دل‏ها کمتر می‏کنند. گرچه آن‏ها برای اینکه در این رقابت، ضعف خود را جبران کنند، دست به کارهای گوناگونی می‏زنند: تنوّع‏طلبی بیشتر در لباس و آرایش و افراط در جلوه‏گری و خودآرایی؛ ولی نتیجه چندانی برایشان ندارد.تبرج و جلب توّجه ممکن است از راه های مختلف صورت گیرد،گاهی ممکن است از طریق ویژگی های لباس مانند تنگی ،کوتاهی یا رنگ آن و گاهی ممکن است از طریق عواملی از قبیل بوی تند عطر ، صدای خاص کفش ها و... صورت گیرد همانگونه که گاهی هم ممکن است از طریق نوع حرکات و رفتار شخص صورت گیرد.

بالاخره باید گفت که تبرج برای محارم و شوهر مستحب و گاه واجب و برای دیگران حرام و مذموم شمرده شده است که در جامعه اسلامی کشورمان در بحث حجاب ، قانونگذار تمامی شرایط آن را برشمرده است ولی همچنانکه قانونگذار یک اصل کلی برای تحقق آن شمرده است و لذا تنها در حوزه اختیارات قانونگذار است که قوانین مصوب خویش را تفسیر نماید و مصادیق حجاب و تبرج در جامعه را مشخص سازد و هیچ مجری و نیرویی در مقام اجرا ، صلاحیت تفسیر قانون را ندارد که متاسفانه همواره عدم لحاظ آن موجبات تذکر حقوقدانان کشور مان را سبب ساز بوده و در مورد مصادیق تبرج نیز ، سردار رادان و یا هر فرد دیگر در مقام اجرا بدون حجت قانونی حق ندارند قوانین موضوعه و مصوب مجلس شورای اسلامی را به زعم خویش تفسیر و اجرا نمایند و تشخیص اینکه آیا پوتین بر روی شلوار از لحاظ شرعی نوعی تبرج به شمار می‌رود در صلاحیت ایشان نبوده و نیست.

وحید کاظم زاده قاضی جهانی