Locked دریافت Toolbar آفتاب
اخبار ایران و جهان اخبار فرهنگی و هنری اخبار سینما چه ده نمكی می ساخت چه اسپیلبرگ! (۲)
دوشنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۶ ۲۳ : ۰۹ : ۰۵
  ◊   دفعات نمایش : ۲    Monday, Apr 30, 2007 - 05:09:23
چه ده نمكی می ساخت چه اسپیلبرگ! (۲)
چه ده نمكی می ساخت چه اسپیلبرگ!  (۲)
قرار نبود این گفت وگو خیلی انتقادی باشد. هیچ كدام از ما، «اخراجی ها» فیلم مورد علاقه مان نبود. در عوض تا دلتان بخواهد، كامبیز دیرباز و نیوشا ضیغمی فیلمشان را دوست دارند و از آن تعریف می كنند.

● این كه آدم ها متحول نمی شوند یا تحول شان خوب از آب درنمی آید هم به همین دلیل است؟

دیرباز: مگر قرار بود كسی متحول شود؟

● مسیری كه فیلم جلو می رود این آدم ها را باید به تحول برساند...

ضیغمی: این آدم ها شكل خودشان متحول می شوند. مشكلی كه ما داریم این است كه همه می خواهند همه چیز را در قالب و شكلی مشخص بگذارند و نتیجه گیری كنند. این كه در اخراجی ها مرگ مجید هم شكل خودش است فیلم را منحصر به خودش می كند و تكراری نیست.

دیرباز: چرا فكر می كنی اینها متحول می شوند؟ همان جوری كه بایرام نمی تواند «انگیزه» را تلفظ كند، مجید هم نمی تواند درباره تحول حرف بزند. این آدم ها دنیای خودشان را دارند.

در آن فصل میدان مین، حاجی جلوی هیچ كس غیر از مجید را نمی گیرد. چون می داند او آمده چند ماهی را بگذراند و برود به دختری كه دوست دارد برسد. ولی مرگ رفیق مجید، او را احساساتی كرده. او فكر می كند باید مقابل كسی كه به او تعرض كرده بایستد.

● ولی نمونه ای مثل «لیلی با من است» كه شكل درست اجرای همین اخراجی ها به نظر می رسد این طور نیست. تحول توی ذوق نمی زند، ولی اتفاق می افتد. این جا هم منِ بیننده تحول را می بینم، ولی شكلش را نمی فهمم؛ این كه چرا باید باور كنم مجید متحول شده؟

دیرباز: آن صحنه ای را كه امین حیایی اول طلاهای خانه را بر می دارد و بعد وقتی دختر بچه را نجات می دهد طلاها را هم بر می گرداند، یادت می آید؟ همان پلان برداشتن طلاها برای این تحولی كه درباره اش حرف می زنی، كافی نیست؟

آن پلان جزو معدود صحنه هایی است كه تو تحول آدم روبه رویت را باور می كنی. معتقدم درباره مجید سوزوكی این اتفاق نمی افتد. این كه كاپشن سبزش را تا پایان در نمی آورد، تا آخر فیلم روی اعصاب من بود. به هر حال آن ها به نظمی باید قائل باشند كه نیستند. این كه می خواهیم بگوییم مجید از درون عوض شده نه در ظاهر، خیلی رو اتفاق می افتد. در حد لباس و...

دیرباز: قشنگ است كه ظاهر آدم ها همان است. آنها از جنس این آدم ها نیستند. تا پلان آخر، شكل خودشان باقی می مانند. اینها دیگر نظر شخصی من و توست. هر كدام مان یك جور از این اتفاق ها و روند را دوست داریم.

● حرفی برای گفتن مانده؟

ضیغمی: از بازی در این فیلم راضی و خوشحالم و امیدوارم مردم از دیدن این فیلم لذت ببرند و اخراجی ها را بپسندند.

دیرباز: من هفته نامه همشهری جوان را دوست دارم و آمدم تا حرف هایم را در مقابل نقدی كه در آن شماره همشهری جوان چاپ شد، بزنم. جبهه ای كه بیشتر مطبوعات نسبت به این فیلم گرفتند، از میزان اقبال و فروش فیلم اخراجی ها كم نخواهد كرد، بلكه مردم برای دیدن این فیلم كنجكاوتر و مشتاق تر خواهند شد.

البته من همیشه به نظریات و نقدهای دوستان روزنامه نگار احترام می گذارم. ولی با اكران اخراجی ها مردم هم درباره فیلم قضاوت می كنند و این وسط می شود به داوری مردم اعتماد كرد. اگر مردم فیلم را دیدند و دوست داشتند، دعا به جان ما كنند. اگر هم فیلم را دوست نداشتند، به جان شما دعا می كنند.

● ستاره های اخراجی

اخراجی ها پر از ستاره است. ده نمكی دست و دل بازی كرده است و حتی برای نقش های بسیار فرعی از آدم های شناخته شده استفاده كرده است تا تب گیشه را بالاتر ببرد.

▪ اكبر عبدی: یكی از به اصطلاح بمب های خنده فیلم اخراجی ها. عبدی این بار هم در پوست نقشی فرو رفت كه بارها و بارها آن را این ور و آن ور اجرا كرده بود؛ نقش تپلوی ساده دلی كه دلش از هر صدایی می لرزد و قالب تهی می كند؛ همان بازهم مدرسه ام دیر شد سابق! او این بار هم از لهجه ای خاص برای خنداندن ملت استفاده كرد و بیشتر از اینكه با بدن و صورتش ملت را بخنداند، با لهجه و زبانش این كار را كرد. تجربه ثابت كرده است اگر او ۱۰۰ هزاربار دیگر هم این كار را بكند، ملت بازهم می خندند؛ البته فقط توی سینما. عبدی در تلویزیون نمره قبولی نگرفته است.

▪ ارژنگ امیرفضلی: اگر بایرام (اكبر عبدی) را بمب خنده اخراجی ها درنظر بگیریم، امیرفضلی تك تیراندازی است كه خیلی وقت ها درست به هدف می زند. مرد عملی فیلم با اینكه دیالوگ های بعضا بی مزه و تكراری توی دهانش چپانده شده است، اما توی فیلم آن قدر برای خودش فضا ایجاد كرده است كه حتی موقعی كه دیالوگ با او نیست و كسی به او توجه ندارد، بازهم كار خودش را می كند و خنده می گیرد.

او از همه بازیگران فیلم بیشتر با نقشش یكی شده است. امیرفضلی تنها آدمی است كه توی فیلم، بیشتر از بقیه به body language (بازی با بدن) اهمیت می دهد و كمتر حرافی می كند.

▪ محمدرضا شریفی نیا: فیزیك استاد طوری است كه انگار برای خنداندن خلق درست شده است. شریفی نیا با اتكا به همین فیزیك و نوع گویش (تكراری)، در اخراجی ها باز هم خودش را برای «nمین» تكرار كرده است؛ نقش آدم سالوس جانماز آب بكش! فیلم هیچ نوآوری خاصی را از او به رخ نكشید؛ نقشی كه جرقه اش از ولید سریال امام علی زده شد و تا حالا و فرداها ادامه خواهد داشت.

▪ امین حیایی: دزد ناقلای فیلم اخراجی ها. بازی امین حیایی بسیار ناامید كننده و بد از آب درآمده است. او با قوس كمری كه برای خودش درست كرده، نوع خاص حرف زدنش و خنده های بزغاله ای اش بیشتر از اینكه به خلق شخصیتی باورپذیر كمك كرده باشد، تیپی تخت حوضی را رو كرده است كه ملت سال هاست دیگر با آن خنده شان نمی گیرد؛ تیپی همپای سیاه های حاضرجواب تئاترهای لاله زار و نه دزدی كه قرار است توی جبهه متحول شود و به راه راست برود!

▪ علی اوسیوند: یكی از بازیگرهای فیلم كه با اینكه نقشی كاملاً فرعی و كم حاشیه دارد (نوچه مجید سوزوكی)، خودش را خیلی خوب نشان می دهد؛ آن جور نگاه های زیر چشمی و بازی با تناژ صدایش را به نوع پیچیدن دستمال یزدی دور دستش اضافه كنید تا متوجه شوید با چه بازیگر با استعدادی طرف هستید! اوسیوند همواره توی بازی هایش از این جور ریزه كاری ها زیاد دارد؛ ریزه كاری هایی كه زیاد دیده نمی شود و كمتر كسی او را جدی می گیرد.

● كامبیز دیرباز ؛اولین «نقش یك»

در روزهایی كه «دوئل» خبر داغ سینمای ایران بود و در بیست و یكمین جشنواره فیلم فجر همه منتظر بودند تا پژمان بازغی، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را بگیرد، دوست و همبازی او در این فیلم، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مكمل مرد را از آن خود كرد.

آشنایی جدی و پررنگ ما با چهره كامبیز دیرباز از همان سیمرغ و فیلم دوئل آغاز شد. البته اگر كمی به حافظه سینمایی خود فشار بیاورید، دیرباز رفیق پارسا پیروزفر در فیلم «دختران انتظار» هم بود. مخاطبانی هم كه اهل سینما نیستند، كامبیز دیرباز را در سریال «تب سرد» در نقش جوانی لات و از راه به در شده به خاطر می آورند.

در سالی كه گذشت، در فیلم «به نام پدر» ساخته ابراهیم حاتمی كیا می شد این بازیگر جوان را دید؛ و اقبال تابیدهٔ او، در اواخر سال۸۵ با نمایش فیلم «اخراجی ها» پرفروغ تر شد. او برای اولین بار در فیلم اخراجی ها «نقش یك» بازی می كند و حداقل به این دلیل، فیلم ده نمكی نقطه عطفی در كارنامه حرفه ای او محسوب می شود. به طور طبیعی، تسخیر گیشه و برخورداری از فروش بالای فیلم محبوبیت و شهرت را برای دیرباز به دنبال آورد.

او دانش آموخته رشته هنر است و در گروه بازیگران خوش تیپ سینمای ایران قرار می گیرد؛ از همان هایی كه سینمای ایران به شدت كم دارد. او معتقد به ارتباط حسی با نقش هایی است كه بر عهده می گیرد. پس شاید در میان این نقش ها، بتوان رد پایی از شخصیت واقعی دیرباز پیدا كرد؛ چه در یحیی «دوئل»، چه در مجید سوزوكی اخراجی ها.

● نیوشا ضیغمی؛ بعد از سه سال

در نوع خودش این یك اتفاق منحصر به فرد است. این كه حدود سه سال در این سینما كار كرده باشی و هنوز مردم عادی تو را روی پرده سینما ندیده باشند. هرچند همین حالا هم پیگیران سینما و آنها كه سینما را جدی تر دنبال می كنند، نیوشا ضیغمی را از روی عكس فیلم هایی كه بازی كرده و گفت وگوهای گاه و بیگاهش می شناسند.

او بازیگری است كه كارش را از مقابل دوربین محمدعلی سجادی شروع كرد، در «تردست» دیده نشد، و در فیلم بعدی همین كارگردان یعنی «شوریده» نامزد دریافت سیمرغ بلورین شد. البته او خیلی آن اتفاق را دوست ندارد و هر بار كه بحث نامزدی و خوبی آن به میان می آید، می گوید: «فایده ای ندارد، جایزه را كه نگیری نامزد بودن فایده ای ندارد».

ضیغمی در این مدت با كارگردان های فیلم اولی در فیلم های خیلی معمولی هم كار نكرده. بعد از دو فیلمِ سجادی جلوی دوربین كارگردانانی مثل سعید ابراهیمی فر و فریدون جیرانی رفته و اگر «گناه من» و تجربه كار با مهرشاد كارخانی را نادیده بگیریم، كارگردان فیلم اولی دیگر كارنامه اش آدم پرحاشیه و پر سر و صدایی مثل مسعود ده نمكی بوده است.

نكته دیگری كه در مورد ضیغمی مهم به نظر می رسد، نقش اول بودن او در اكثر این كارهاست و اینكه با وجود دیده نشدن، اعتماد تهیه كننده ها را برای این كه بار نقش محوری را روی دوشش بگذارند به خود جلب كرده. در میان فیلم های دیده شده اش فقط یك «پارك وی» را دارد كه در آن نقش مكمل ایفا كرده و آن نقش هم به نظر خودش خیلی خاص است.

هر چند در نسخه ای كه از «پارك وی» به نمایش درآمد، این حضور و نقش به شدت قلع و قمع شده. جمله بهرام دهقانی در نشست های مطبوعاتی جشنواره وقتی گفت: «اگر خانم ضیغمی اینجا بود احتمالا مرا می كشت»، نشان دهنده همین مسئله است.

حالا اولین فیلم نیوشا ضیغمی كه به اكران عمومی رسیده، روی پرده است و او در اولین مواجهه اش با مخاطب می تواند امیدوار باشد. اینكه اولین فیلم آدم در نقش محوری زنان فیلم خوب بفروشد، یك شانس دیگر برای بازیگری است كه از سوی بدنه سینمای ایران خیلی زود پذیرفته شد.

● چه چیزی ستاره ها را می كشد؟

سینما مدیوم پیچیده ای است؛ تركیبی از تمامی هنرها. فیلمساز هم بالطبع موجود پیچیده ای است؛ یك سوپرمن واقعی كه در هر لحظه باید این توانایی را داشته باشد كه هزار و یك جور چیز متفاوت كنار هم بچیند و از تركیب آنها موجودی همگن پدید آورد كه به آن فیلم سینمایی می گوییم.

این وسط بازی و بازی گرفتن و انتخاب بهترین گزینه برای بازی ، تنها جزئی از این كل غول آساست؛ عنصری كه بیشتر از بقیه به چشم می آید و بیش از بقیه مخاطبی كه هیچ شناختی از فرایند تولید یك فیلم سینمایی ندارد آن را درك می كند.

سؤال این است: كی باید از سوپراستارها استفاده كرد؟ این سؤال را غول های سینما خیلی درست و بی نقص پاسخ داده اند؛ مهم ترین مسئله این است كه سوپراستارها به خودی خود جاذبه ای انكارناپذیر دارند و یك پتانسیل تمام نشدنی؛ توانایی ای كه باید در جای خود و به بهترین نحو استفاده شود.

اصولا یك كارگردان كاردرست وقتی كه از یك سوپراستار در فیلمش استفاده می كند، می داند به دنبال چیست و اگر هم از نابازیگر استفاده می كند هم هدفش مشخص است. نئورئالیست های ایتالیایی تمام هدفشان رسیدن به ذات واقعیت از دل سینما بود. آیا می توان با سوپراستارها به واقعیت دست پیدا كرد؟ مسلما نه.

وقتی كه یك سوپراستار روی پرده نفس می كشد، به طور غیرمستقیم به ما حالی می كند كه دوست عزیز، تو داری فقط یك فیلم می بینی و این واقعی نیست. این را مقایسه كنید با یك فیلم مستند؛ واقعیت محض! پس نئورئالیست ها برای رسیدن به واقعیت دور سوپراستارها را خط كشیدند و با مستند نمایی به دل حقیقت زدند.

وقتی تام كروز را روی پرده می بینیم توقع داریم او نقش یك باشد و قصه با گام های او جلو برود. حالا وقتی تام كروز و داستین هافمن را با هم توی یك فیلم می بینیم، به طور ناخودآگاه توقع داریم كه تصمیمات این دو نفر در فیلم به اندازه هم مهم باشد و به اندازه هم قصه را پیش ببرند، یعنی حذف یكی از آنها به حذف كل فیلم بینجامد.

حالا دو ستاره را تبدیل به چندین و چند ستاره كنید – مثل ۱۱ یار اوشن؛ فیلمی كه تمام ۱۱ نفر، بازیگران گردن كلفتی هستند – باز هم همان اصل صادق است؛ تعیین كنندگی مطلق یك سوپراستار در كلیت داستان فیلم، به طوری كه حذف او باعث نابودی فیلم شود.

۱۱ یار اوشن، بهترین نمونه از این دست است. هر كدام از این ۱۱ نفر توانایی هایی ویژه و منحصر به فردی برای سرقت دارند و در مجموع كلیتی قوی را می سازند كه به سرقت میلیون دلاری شان می انجامد. حتی یك لحظه هم به ذهنمان خطور نمی كند كه بتوانیم یكی از آنها را حذف كنیم، چون گروه نابود خواهد شد.

مگر می شود یك دروازه بان را از تیم فوتبال حذف كرد؟ پس به خاطر همین است كه اگر مثلا براد پیت فقط در یك پلان در فیلم ظاهر شود، آن پلان آنقدر تأثیرگذار هست كه بدون آن قصه اصلا جلو نمی رود. استفاده از ستاره ها جا و مكان دارد.

حالا با این كلیت به فیلم اخراجی ها سری می زنیم. آیا حضور این همه ستاره توجیهی دارد؟ آیا نمی توان حتی اكبر عبدی را از آن حذف كرد؟ حضور او در فیلم، كجای قصه را پیش می برد؟ امین حیایی در فیلم چه كاره است یا حضور كوتاه مدت شهره لرستانی چه دردی را دوا می كند؟حتی می توان جای بازیگرها را هم به راحتی با هم عوض كرد؛ می توان عبدی را به جای شریفی نیا گذاشت و حیایی را به جای دیرباز.

آیا این كار را می توان با ۱۱ یار اوشن كرد؟ هرگز! گیر كار ما جای دیگر است. ما وزن سنگین ستاره هایمان را روی قصه ای بسیار ضعیف سوار می كنیم. این اصلا توجیه خوبی نیست كه تماشاگران به خاطر انبوه ستاره ها به گیشه ها هجوم می آورند.

بیش از همهٔ این چیزها، این قصه است كه تماشاچی را جادو می كند، این كاراكترهای قرص هستند كه او را روی صندلی اش پیچ می كنند و البته حضور منطقی ستاره هاست كه لذت تماشای یك فیلم را به اوج می رساند.

مصاحبه : همشهری آنلاین
نیوشا‌ضیغمی   |   اخراجی‌ها   |   كامبیزدیرباز   |   مسعودده‌نمكی
چاپ بازگشت
وزارت بهداشت و درمان تعرفه های پزشكی بخش خصوصی را تأیید كرد
تعرفه های پزشكی بخش خصوصی كه از سوی سازمان نظام پزشكی اعلام شده با هماهنگی وزارت بهداشت بوده و مورد قبول این وزارتخانه است.
۳ اردیبهشت ۱۳۸۶
ابهام در اعلام تعرفه های پزشکی
معاون برنامه ریزی سازمان نظام پزشکی گفت؛ تعرفه های پزشکی بخش خصوصی امروز با تصویب شورای عالی نظام پزشکی اعلام می شود.
۱ اردیبهشت ۱۳۸۶
زیان مردم و جامعه پزشكی از تأخیر در اعلام تعرفه‌های درمانی
اعلام تعرفه های درمانی امسال هم با تأخیر مواجه شده است. این امر، احتمال تعیین تعرفه های بخش خصوصی بر خلاف روال منطقی و پیش از اعلام تعرفه های بخش دولتی را قوت می بخشد و این به عقیده كارشناسان، نه به سود جامعه پزشكی است و نه به سود مردم. این در حالی است كه هنوز مشكل …
۲۷ فروردین ۱۳۸۶
تعرفه های پزشكی دولتی برای تصویب آماده شده است
پیشنهاد وزارت بهداشت و درمان برای تعرفه های پزشكی سال ۸۶ براساس سرانه ۵ هزار تومانی برای تصویب در شورای عالی بیمه آماده است.
۲۲ فروردین ۱۳۸۶
بازیگر ارباب حلقه ها بخاطر آزار و اذیت همسر سابقش دستگیر شد !
بازیگر ارباب حلقه ها بخاطر آزار و اذیت همسر سابقش دستگیر شد !
لیدی گاگا بازهم با تظاهرات مردم روبرو شد !
لیدی گاگا بازهم با تظاهرات مردم روبرو شد !
انتشار غیر مجاز «خصوصی» در بازار فیلم خیابانی
انتشار غیر مجاز «خصوصی» در بازار فیلم خیابانی
آهن رباها را از دسترس كودكان دور نگه دارید
آهن رباها را از دسترس كودكان دور نگه دارید
قرص كلسیم به سلامت قلب ضرر می‌رساند
قرص كلسیم به سلامت قلب ضرر می‌رساند
سندرم پای بی‌قرار شایع‌ترین علت عصبی بی‌خوابی است
سندرم پای بی‌قرار شایع‌ترین علت عصبی بی‌خوابی است
تا کار در پروژه کیمیایی را تمام نکنم به هیچ پیشنهاد دیگری پاسخ مثبت نمی دهم!
تا کار در پروژه کیمیایی را تمام نکنم به هیچ پیشنهاد دیگری پاسخ مثبت نمی دهم!
بازگشت کاوه یغمایی به ایران
بازگشت کاوه یغمایی به ایران
اهداف مایكروسافت از تولید ویندوز ۸
اهداف مایكروسافت از تولید ویندوز ۸
تولید سریال جیرانی به تعویق افتاد
تولید سریال جیرانی به تعویق افتاد
 وبلاگ آفتاب 
عضویت در خبرنامه‌ها
ارسال خبر
اخبار ارسالی من
تازه‌ها
برای ۱۰۵ سالگی «جان وین»
برای ۱۰۵ سالگی «جان وین»
آثار برتر بخش‌های رقابتی جشنواره‌ی كن معرفی شدند
آثار برتر بخش‌های رقابتی جشنواره‌ی كن معرفی شدند
انتشار غیر مجاز «خصوصی» در بازار فیلم خیابانی
انتشار غیر مجاز «خصوصی» در بازار فیلم خیابانی
آنتونی هاپکینز به قسمت دوم «قرمز» می‌پیوندد
آنتونی هاپکینز به قسمت دوم «قرمز» می‌پیوندد
خانه سینما امروز هم بسته می‌ماند
خانه سینما امروز هم بسته می‌ماند
معرفی آرشیو موسیقی
نی داود،مرتضی
 آلبوم ردیف تار،ماهور
◊  هر چه موانع جدی‌تر و سخت‌تر باشد، لذت تلاش و پیروزی بیشتر است . اریک باتروورت  ◊