محمد رضا درویشی و حمید رضا اردلان روز گذشته از عاشیق هایی گفتند كه امروز جایگاه گذشته خود را ندارند.«عاشیق‌ها در فرهنگ و هنر آذری‌ها جایگاه ویژه‌ای داشتند . آنها وظایف متعددی را عهددار بودندو هر كدام این وظایف را پس از خود به دیگری محول می‌كردند. در هر روستا و دهی عاشیق‌ها حضور داشتند آنها برای آذری‌ها مثل هوا ضروری بودند.»

«محمدرضا درویشی» روز گذشته پس از نمایش دو فیلم مستند درباره زندگی عاشیق‌های آذربایجان به كارگردانی «حمیدرضا اردلان» به توضیح ویژگی‌های موسیقی عاشیقی در خانه هنرمندان پرداخت و گفت:‌ «امروز وظایف عاشیق‌ها نسبت به گذشته تقلیل یافته، شاید تصور بر این است كه عاشیق به هر كسی كه ساز قوپوز می‌زند اتلاق می‌شود در حالی كه وظایف و ویژگی‌های بسیار دیگری نیز باید برای آنها برشمرد. بسیاری از كارشناسان معتقدند هنر عاشیقی از زمان شاه اسماعیل صفوی در فرهنگ ایرانی به جا مانده است. آنها خنیاگرانی بودند كه از هر نظر مردم تاییدشان می‌كردند. اما آنچه امروز به جا مانده تنها نواختن ساز، خواندن آواز و گاهی بداهه‌نوازی است. یكی از وظایف عاشیق‌ها در گذشته موسیقی درمانی بود اما امروز دیگر چنین فعلی حذف شده است.»

درویشی همچنین به جایگاه اجتماعی عاشیق‌ها اشاره كرد و ادامه داد: «در هر شهر، روستا و ده كوچكی چند عاشیق حضور داشتند كه مردم در شادی و غم به آنها رجوع می‌كردند. حتی اگر در جایی كسی با این ویژگی‌ها وجود نداشت، هر از گاهی عاشیقی را برای اجرای موسیقی دعوت می‌كردند. مقام‌های این موسیقی اجرای مفصل‌تری داشت كه نمونه‌هایی از آن در مراغه، تبریز، شیروان و قزوین هم اجرا می‌شد. در شیروان هم مكتب به خصوصی از این موسیقی رایج بود كه كم‌كم شهرهای دیگر ایران را نیز تحت تاثیر قرار داد. در این شهر ساز بالابان و دایره نواخته می‌شد و امروز نیز بسیاری از عاشیق‌ها به این سبك نوازندگی می‌كنند.»

«حمیدرضا اردلان» كارگردان و پژوهشگر مجموعه فیلم‌های مستند موسیقی مقامی نیز در جلسه گفت: «انسان معاصر طبیعت اطراف خود را فراموش كرده است. او به خود فشار می‌آورد تا آواز پرندگان و زندگی در كنار اشیا طبیعی را به یاد بیاورد اما در بیشتر مواقع موفق نمی‌شود. عاشیق پل ارتباط در این زمینه است. چرا كه او طبیعت را درك می‌كند. در قدیم عاشیق‌ها با مردم ارتباط بیشتری داشتند. مدام اجزای فراموش شده طبیعت را به آنها یادآوری می‌كردند اما در جامعه امروزی خود عاشیق‌ها هم فراموش شده‌اند. عاشیقی در تبریز زندگی می‌كند كه تنها و بی‌كس است. حتی همسایه‌هایش از اینكه او كیست خبر ندارند. چون رابطه‌ای با محله و اطراف ندارد. در حالی كه عاشیق باید راهی برای پیوند مردم با معنویت باشد. امروز شرایط جامعه به گونه‌ای است و زبان آنها را به گوش مردم بیگانه كرده است.»