سی و ششمین نشست مرکز فرهنگی میراث مکتوب با عنوان"نقد و بررسی کتاب منهاج الولایه فی شرح نهج البلاغه" با حضور دکتر نصرالله حکمت، دکتر پرویز عباسی داکانی و دکتر حبیب الله عظیمی عصر دیروز برگزار شد. در ابتدای این مراسم، دکتر داکانی با اشاره به صبغه علوی گرایی در ادب پارسی گفت : در آغاز و از سپیده دم شعر پارسی، نسبتی میان علوی گرایی و ایرانی گری و شعر پارسی ایجاد شده است. این کتاب در ادامه این سنت تاریخی است و ملاعبدالباقی با تألیف آن، کاری کرده که تاریج ما بر گردن او نهاده است. وی سپس به ویژگیهای این کتاب اشاره کرد و گفت : مؤلف کتاب به موضوعی کردن کلمات امیر المؤمنین پرداخته و کتاب خود را در ۱۲ باب به رشته تحریر در آورده که این عدد خود در این کتاب نماد خاصی دارد. دکتر داکانی ویژگی دیگر این کتاب را تفسیر و شرح نهج البلاغه در سایه آثار بزرگان عرفان و تصوف خواند و افزود: مؤلف در این کتاب با بهره گیری از آثار و اشعار بزرگانی چون: محی الدین عربی، مولانا، شیخ محمد شبستری، حافظ و صدرالدین قونوی به شرح و تفسیر کلام امیر المومنین پرداخته است که در این میان جایگاه ابن عربی و صدرالدین قونوی پررنگتر از دیگران است. وی این کتاب را دایره المعارفی از کلمات اولیا و مشایخ و یکی از منابع ارزشمند شعر عرفانی پارسی نامید. در ادامه این نشست دکتر حبیب الله عظیمی، مصحح کتاب، به ارائه توضیحاتی درباره ملاعبدالباقی و کتاب وی، "منهاج الولایه فی شرح نهج البلاغه"، پرداخت. او گفت : ملا عبدالباقی خطاط صوفی ، متخلص به باقی و ملقب به دانشمند، محقق و ادیب تبریزی الاصل و ساکن بغداد بود. وی معاصر با شاه عباس صفوی و وفات او پس از فوت شاه عباس و به سال ۱۰۳۹ قمری بوده است. دکتر عظیمی درمعرفی آثار عبدالباقی به کتب تفسیر قرآن کریم، تفسیر نهج البلاغه، شرح الصحیفه الکامله السجادیه، دیوان شعر و نامه فلسفی-عرفانی او به میرزا ابراهیم همدانی اشاره کرد وگفت: متأسفانه از این مجموعه تنها تفسیر نهج البلاغه وی به دست ما رسیده است. وی این کتاب را حاوی مباحث عرفانی و فلسفی خواند و افزود: عمده افکار ملا عبدالباقی در سه باب معاد، توحید و نعت رسول الله آمده اند که مفصل ترین ابواب کتابند. دکتر عظیمی ویژگی بارز این اثر را استمداد مؤلف از اقوال عرفا و حکمایی چون: ابن عربی، صدر الدین قونوی ، روزبهان شیرازی، امام قشیری، خواجه نصیرالدین طوسی و استشهاد به اشعار شاعرانی عارف همچون مولانا، عطار، شیخ محمد شبستری، ابن فارض و قاسم انوار دانست. آخرین سخنران این نشست، دکتر نصرالله حکمت بود. وی درباره شیوه مؤلف در شرح نهج البلاغه گفت : مؤلف این اثر می خواهد بزرگان عرفا و اهل سلوک را شارحان و مفسران نهج البلاغه معرفی کند و مولا علی را به نام امام اهل عرفان می نامد.وی با اشاره به تأثیرپذیری مؤلف از ابن عربی گفت: عبدالباقی در این کتاب ، تحت تبعیت از ابن عربی ، هم در مقدمه وهم در لابلای مطالب کتاب به نقد فلسفه و فلاسفه می پردازد و کار اهل استدلال را سفسطه می داند و راه حکمت را از راه فلسفه جدا می کند. دکتر حکمت، یکی از نقاط مثبت کتاب را تفاسیر مؤلف از کتاب "نصوص" ابن عربی دانست و افزود: با توجه به کاری که عبدالباقی کرده او را می توان در عداد شارحان بزرگ نصوص ابن عربی از جمله کاشانی و قیصری قلمداد کرد. وی در پایان به مباحث انسان شناسانه کتاب که متأثر ازانسان شناسی ابن عربی هستند اشاره کرد و گفت :در این کتاب بیشتربه مباحث نظری انسان شناسی پرداخته شده و به ثمرات عملی انسان شناسی کمتر عنایت شده است. همچنین مؤلف بسیار تلاش می کند که ابن عربی را متأثر از امام علی و شارح ایشان معرفی کند اما تفاوتهایی را که میان اندیشه ابن عربی و اندیشه و عرفان امام وجود دارد متذکر نمی شود.