۱. عمل مخابره.

۲.الف: تبادل و یا دادن اطلاعات ، علائم یا پیام ها از طریق صحبت، ژست و یا نوشتن.

ب: اطلاعات ، پیام و یا غیره.

۳. یک رابطه نزدیک عاطفی.

۴. ابزار ارتباط : نظامی برای ارسال و دریافت پیام، مثل تلفن، تلگراف، رادیو و غیره.

سیستمی از راهها که سربازان و تجهیزات در آن در حرکت هستند.

یک گذرگاه برای رسیدن از مکانی به مکان دیگر.

۵. هنر بیان ایده ها در یک سخنرانی و یا در یک نوشته – علم مخابره اطلاعات به ویژه در حالت نمادین.

راستی هر چند وقت یکبار اظهار نظری از این دست را می شنوید؟

اگر می خواهید پیشرفت کنید باید مهارتهای ارتباطی تان را افزایش دهید.

یکی از قدرتهای ارتباطی ما این است که خوب ارتباط برقرار می کنیم.

در حقیقت ، قبل از اینکه بخواهد چبزی به من بگوید می دانم به چه چیزی فکر می کند.

رعد و برق ، سیستم ارتباطی ما را نابود کرد و از آن به بعد حتی یک تماس تلفنی با مشتریان خود نداشته ایم.

او خیلی باهوش است و کارش را خوب بلد است، اما به عنوان یک معلم نمی تواند خوب ارتباط برقرار کند

آنها می گویند محصولی را که ساخته اند طبق سفارش ما است، اما واقعا آن چیزی نیست که ما سفارش داده بودیم. من فکر می کنم ما مشکل ارتباطی داشته ایم.

اگر بخواهیم درباره مفهوم ارتباط تحقیق کنیم، ممکن است با این پرسش مواجه شویم که چه نقطه مشترکی در تمام مطالعات ارتباطی وجود دارد؟

مفاهیم مشترکی که مطالعات ارتباطی را می سازد، با مطالعاتی که در مورد موضوعاتی مانند " تفکر" ، "ادبیات" و "زندگی" صورت گرفته، متفاوت است.

واقعا وقتی فردی می گوید ما مشکل ارتباطی داریم ، این امر به چه معناست؟

این مقاله با یکی از تعاریف ارتباط آغاز می شود که دریک مدخل فرهنگ لغت وبستر گنجانده شده است:

ارتباط:سیستمی برای ارسال و دریافت پیام.

برای بررسی این جمله ابتدا به بررسی سیستم و سپس به بررسی پیام می پردازیم.

سیستم

سیستم به مجموعه ای از بخش ها که با هم ارتباط متقابل دارند و به محیطی که سیستم را مهار می کند اطلاق می شود. در شکل پایین دایره ها و مستطیل ها ، همان بخش ها هستند. خطوط پیوسته بیانگر روابط بین بخش هاست و فلش ها هم نشان دهنده تعامل سیستم با محیط خود هستند.( سیستم شامل سه بخش است.)

اگر بگوئیم عناصر یک سیستم با هم رابطه متقابل دارند معنی تلویحی آن این است که اگر اتفاقی رخ دهد که یک قسمت را دچار دگرگونی کند، دست کم یک بخش دیگر هم باید تغییر کند. به طور طبیعی ، همین که بخش دوم تغییر کند، بخش های دیگر هم باید تغییر کنند و این روند ادامه خواهد یافت. این موضوع شبیه به تاثیرات لمس کردن یک ظرف ژله است. تماس با ظرف ژله منجر به یک دوره طولانی از لرزش می شود و از آنجایی که سیستم با محیط پيرامون خود تعامل دارد ، عین این است که مدام از بیرون لمس می شود.یعنی بیشتر سیستم ها به طور دائم در حال تغییرند و از آنجایی که بروز تغییرات مستلزم گذر زمان است، یک سیستم نمی تواند شکل ثابت داشته باشد. (چون تغییرات زمان بر هستند ما احساس می کنیم تغییری صورت نگرفته است) همین خصیصه است که سیستم ها را برای مطالعه انواع شرایطی که پژوهشگران به آنها رویدادها می گویند مفید می سازد. ایده سیستم توسط وسیله ای که به mobile می گوییم بسیار خوب به تصویر کشیده می شود. قسمت های سیستم که به آن ابژه یا شیئی می گوییم در تصویر زیر به صورت ماهی نشان داده شده است. مناسبات یا به ديگر زبان ، روابط ، در این شکل توسط میله ها شکل گرفته است و یک رابطه افقی را بین ماهی ها و تکه های نخی که ماهی ها را نگه می دارد ، در حالتی عمودی حفظ می کند. در نظر داشته باشید که نخ ها و میله ها هر ماهی را به ماهی دیگر متصل می کنند و این اجازه را به ماهی ها می دهند تا در اطراف خود کمی نوسان داشته باشند. اما نخ ها و میله ها ، ماهی ها را برای تکان خوردن به یک حوزه مشخص محدود می کنند و نمی گذارند کاملا از هم جدا شوند. بنابراین، این یک مثال خوب است برای اینکه بدانیم یک سیستم چگونه کار می کند. اگر یکی از این ماهی ها تکان بخورد، دست کم یک ماهی دیگر هم از خود واکنش نشان خواهد داد و به همین دلیل، کوچکترین حرکت باعث می شود تا ماهی ها مدام در حال حرکت باشند. تعاریف زیر که متعلق به استفن لیتل جان «Stephen littlejohn» است ، تعریفی رسمی از سیستم به ما می دهد. به ديگر زبان ، ساده ترین سیستم شامل چهار چيز است:

۱. ابژه ها یا اشیا: ابژه ها همان بخش ها هستند یا همان عناصر یا متغیرهای سیستم. ابژه ها می توانند ملموس یا جامد، انتزاعی و یا ذهنی و یا هر دو باشند و اين وابسته به ماهیت سیستم است.

۲.هر سیستم و ابژه هایش ، ویژگی ها و یا کیفیت های خاص خود را دارد.

۳. ابژه های هر سیستم باید در بین خود از مناسبات درونی برخوردار باشند. این خاصیت یک عامل تعیین کننده در کیفیت سیستم ها است. روابط بین ابژه ها مشتمل برنوعی تاثیر و محدودیت متقابل است.

۴. هر سیستمی در محیطی قراردارد. سیستم ها در خلا نیستند و از محیط پیرامون خود تاثیر می پذیرند.

همانطور که می بینید حرکت ماهی ها به طرزی آشکار، دارای چهار خاصیت بالا است.

انجام تمرین زیر بسیار مهم است:

انديشيدن به سیستم ها با در نظر گرفتن این ویژگی ها، موثرترین روش برای درک آنها است.

سه سیستمی را که اینجا از آنها نام برده می شود ، در نظر خود مجسم کنید و سعی کنید:

ابژه هایی که سیستم را می سازند، نام ببرید.

روابط بین ابژه ها را نام ببرید.

محیط را شرح دهید.

شیوه هایی که سیستم را دائما تغییر می دهند، توصیف کنید.

۱.سیستم عصبی بدن شما

۲.سیستم حقوقی ایالات متحده

۳.سیستم بین ایالتی بزرگراهها

نقش ارتباطات

در نظر بگیرید که عامل مشترک این سیستمها ارتباطات است.

سیستم عصبی ، پیام ها را از اندامهای انتهایی عصبی به طرف مغز و برعکس هدايت می کند.

سیستم حقوقی شامل هزاران تن از افرادی می شود که با هم حرف می زنند. شامل قوانینی می شود که خوانده و تفسیر می شوند و فرم هایی که پر می شوند و غیره.

سیستم بزرگراهها مستلزم ارتباط پیوسته بین رانندگان است. علائم راهنمایی و رانندگی، چراغ ترمز و غیره. ارتباطی نیز بین رانندگان و اتومبیلهایشان وجود دارد، به عنوان مثال، زمانیکه با چرخاندن فرمان ماشین به آن دستوردور زدن می دهند.

ارتباطات متصل می سازد

ارتباطات صرفا یک ارتباط انفعالی نیست. بلکه فرایند و جریان ارتباط است. مجموعه ای است از کنش های تجدید شونده ، کنش هایی که در زمان و مکان عمل می کنند تا به روابط بین ابژه ها شکل دهند. ارتباطات به خودی خود یک ابژه نیست. شیئی هم نیست. و تمام این ها به یک بینش دوم نسبت به ارتباطات منجر می شود.

ارتباطات اتفاق می افتد

این یک درک بسیار مهم است ومعنی ضمنی اش این است که اگر بخواهیم فقط به ابژه ها نگاه کنیم ، نمی توانیم ارتباطات را کاملا درک کنیم. برای درک ارتباطات باید به روابط بین ابژه ها دقت کنیم و آنها را در محیطی که هستند درک کنیم.

برای مثال به اآیژه هایی متداول نگاهی می اندازیم:

۱. کتابی اثر چارلز دیکنز

۲. یک نوار ویدئویی از اخبار ساعت ۶ سی ان ان در پنجم ماه مه سال ۱۹۹۰

۳. کارت دعوتی برای شرکت در عروسی یکی از بستگان ارتباط در هر کدام از این موارد فقط ابژه ها نیست (کتاب، نوار و کارت).

۱. ارتباط فرایندی است که خوانندگان کتاب را به داستانی که توسط نویسنده نوشته شده است مرتبط می سازد.

۲.ارتباط فرایندی است که بینندگان برنامه را به رویدادهای روز متصل می کند.

۳.ارتباطات فرایندی است که من و بستگانم را از طریق اعلام جشن عروسی به هم متصل می سازد.

درست است که کتاب ، نوار و کارت بخشی از فرایند ارتباط هستند اما تنها قسمتی ازآن هستند.

از مثال های زیر می توان نتایج بیشتری را استخراج کرد:

ارتباطات همیشه بین دوطرف یا بیشتر رخ می دهد. برای ارتباط برقرار کردن حداقل باید دو طرف وجود داشته باشند.

ارتباطات حول یک تبادل شکل می گیرد. از امواج الکتریکی ، صدا ، کلمات ، صفحات تایپ شده و یا هر چیز دیگری برای سهولت تبادل بین ارتباط گران استفاده می شود. به تمام اینها یک نام کلی می دهیم و آن را پیام می نامیم. پس در نظر بگیرید که مجموعه مثال های قبلی ما یک فرستنده و گیرنده و یک پیام را در بر داشتند. کتاب را نویسنده اش نوشته بود تا توسط مخاطبش خوانده شود. نوار را یک گروه از انسانها ساخته بودند تا گروه دیگری آن را ببینند. و آن کارت دعوت دوباره یک پیام است که از طرف یکی از بستگانم برای من فرستاده شده یود. در این بخش شایسته است که دومطلب اساسی را آشکار کنیم:

۱. ارتباطات فرایندی است که بین ابژه ها رخ می دهد و ارتباط گران را از طریق زمان و مکان با یکدیگر متصل می سازد.

۲.ارتباطات شامل ابداع، مخابره، انتقال و دریافت پیام ها است.