فشارهاى خارجى سرعت اين تحولات را تغيير مى دهد و در مواردى جهت آن را دچار دگرگونى اساسى مى نمايد. فشارهاى خارجى و بعضاً محاسبات امنيتى بسيار دقيق و اجراى برخى ترفندها، از جمله ترور رفيق حريرى بعضاً نه يك كشور كه دو كشور دوقلوى به شدت مرتبط را درگير تحولات اساسى مى كند. اعتقاد بر اين است ترور با دقت طراحى شده رفيق حريرى به دليل امواج مختلف الجهتى كه عليه سوريه و جناح هاى غيرمتحد اسرائيل در منطقه به راه انداخت صرفاً مى تواند ابتكارى از سوى موساد قوى ترين تشكيلات امنيتى خاورميانه باشد كه معمولاً اثرى از آن باقى نمى ماند. بى ترديد روزى اسناد و مداركى افشا خواهد شد و به معرفى سازمان طراح و مجرى طرح ترور حريرى خواهد پرداخت اما نكته مهم در حال حاضر عواقب استثنايى و قدرتمندى است كه اين اقدام از خود باقى گذاشت و همچنان با سرعت توليد امواج سياسى و نظامى جديدى ادامه دارد. در هر حال خاورميانه سال ۲۰۰۵ در شرايطى خاص از درون شاهد فشارهاى روبه تزايدى براى تغيير و تحول مواجه است. فشارهاى محاسبه شده از برون نيز به هدايت و تشديد فشارهاى درونى مى پردازد. به عبارت ديگر، خاورميانه و واحدهاى سياسى آن به شدت از گذشته خود در حال گريزند. نيم قرن استبداد، فقر، نفوذ قدرت هاى خارجى و جهل و سركوبى كه ويژگى هاى مشترك كليه كشورهاى منطقه بوده و به رغم تمايل شديد درونى به اصلاحات، هنوز ويژگى غالب در كشورهاى خاورميانه است. در اين ميان پرونده سوريه بدين لحاظ در مقطع حساسى قرار گرفته است كه پس از مرگ حافظ اسد، پيش بينى بسيارى از ناظران پيرامون تحولات اساسى در ساختار قدرت درهم بافته شده تك حزب حاكم و نظاميان به تحقق نپيوست. ممكن است فشارهاى خارجى تالى ترور رفيق حريرى زمينه هاى ايجاد دگرگونى در ساختار سياسى حاكم بر سوريه باشد. سوريه اى كه براى بيش از سه دهه با آميخته اى از شعارها و ايده هاى سوسياليستى و ناسيوناليستى سرگرم بود و تمام تلاش خود را مصروف حفظ موازنه نسبى قوايى با اسرائيل مى كرد در آستانه يك انتخاب تحميلى دشوار است، يعنى عقب نشينى از لبنان. دولت سوريه در حال حاضر با حضور نيروهاى آمريكايى در ماوراى مرزهاى شرقى خود مواجه است. سوريه براى مدت معدودى به اعمال نفوذهاى بى اهميت در حاكميت ماوراى مرزهاى شرقى خود مى پرداخت. با افزايش فشارهاى بين المللى، حاكميت سياسى اين كشور با تحويل برادر ناتنى صدام حسين وارد همان مرحله اى گرديده است كه پيش تر سرهنگ معمرالقذافى رهبر ليبى وارد آن شد. دولت سوريه در شرايطى كه با فشارهاى سنگينى بعد از ترور حريرى مواجه است مرتباً در حال عقب نشينى از مواضع سياسى و شعارهاى سياسى است كه سياست خارجى و منطقه اى خود را تاكنون بر مبناى آن استوار مى ساخت. در حال حاضر سوريه در برابر تحولات عراق موضعى تدافعى اتخاذ كرده و بيش از هر موقع در حال اثبات اين نكته است كه در مسائل سياسى عراق مداخله نمى كند. سخنرانى ديشب بشاراسد نيز پاسخى صريح به فشارها و درخواست هاى بين المللى مبنى بر خروج فورى و بدون قيد و شرط از لبنان است. به اين ترتيب نظاميان سوريه به زودى به دره بقاع و از آنجا به خط مرزى عقب مى نشينند. تحولات همسايه شرقى و غربى سوريه به زودى دمشق را با اين واقعيت تلخ مواجه مى كند كه به دليل منتفى شدن يا به عبارت بهتر متحول شدن كليه دغدغه هاى سياست خارجى، چاره اى باقى نمى ماند جز مصالحه و امضاى قرارداد آشتى و دوستى و سپس گشايش درها بلكه دروازه هاى روابط اقتصادى با همسايه جنوب شرقى خود يعنى اسرائيل. اما شايد دغدغه بزرگترى سياست و حكومت را در سوريه دچار كابوس نمايد. به زودى با عقب نشينى كامل ارتش سوريه از لبنان، نقش طبيعى نظاميان در حاكميت اين كشور خود به خود كاهش مى يابد. گذران از دورانى كه نظاميان وزنه تعادل سياسى را در سوريه تشكيل مى دادند به دورانى كه ديگر قرار نيست نظاميان وزنه اصلى تعادل سياسى را به عهده داشته باشند شمايل سياسى آينده سوريه و نيز آغاز اصلاحات سياسى جدى ترى را در اين كشور آشكار مى سازد. تاكنون لبنان و تحولات آن يك نمونه اساسى نظامى امنيتى در حاكميت سوريه بوده است. بدون لبنان و بدون كاركرد نفوذ هاى سياسى و نظامى در لبنان، دولت سوريه بايد درگير مسائل داخلى خود باشد. حلقه اساسى سال هاى سوريه بدون لبنان مواجه شدن با فشار هاى سياسى از درون و بيرون براى باز كردن فضاى سياسى، آزادى احزاب، آزادى بيان و گردش آزادانه قدرت سياسى در ميان مدعيان سياسى اين كشور است. بدون لبنان، دولت سوريه بايد به اصلاحاتى كه بشار اسد بعد از مرگ پدرش وعده آن را داده بود و سپس آنها را به كنارى نهاد عمل كند، وعده هايى كه ملك عبدالله اردن نيز وقع چندانى بدان ها ننهاد.
در اين ميان احتمالاً روابط قدرت در سوريه به سوى اندكى شفاف تر شدن پيش خواهد رفت اما برنده همه معادلات منطقه اى همچنان اسرائيل خواهد بود.ادامه و قوام گرفتن شرايط سياسى جديدى كه روابط جديد سوريه و لبنان را رقم مى زند هنوز منوط و مشروط به نتايج انتخابات آتى ماه مه لبنان است.براساس آنچه بسيارى رنگ تحولات لبنان را نارنجى ناميدند بخشى از اپوزيسيون مخالف سوريه موفق به نمايش قدرت در خيابان هاى لبنان گرديدند. بخشى از اين نيرو همچنان وارد نمايش قدرت نشده اند. از سويى، جناح موافق سوريه يا مدافعان كاركرد ادامه حضور نظامى سوريه در لبنان يا مردد ها نيز وارد صحنه سياسى نشده اند. حزب الله لبنان به عنوان نيرو يى بس تعيين كننده و افزايش يابنده به لحاظ جمعيتى هنوز وزن سياسى خود را وارد معادله جديد سياسى لبنان نكرده است. در صورتى كه انتخابات آتى با موازنه قوايى بين موافقان و مخالفان سوريه مواجه شود، يا اينكه شيعيان با اكثريتى جديد در صحنه سياسى به قدرت نمايى بپردازند، در آن صورت شايد اين واقعيات بار ديگر خود را آشكار سازد كه راى مردم واقعاً ملاك و معيار ابدى براى خروج از ترديد ها و بحران هاى سياسى است. به نظر مى رسد هنوز بايد منتظر تحولات جديدى در روابط و آينده سياسى دوقلوى لبنان و سوريه باشيم. بى ترديد تا انتخابات آتى، سوريه بخش هاى مهمى از نفوذ خود را در لبنان از دست خواهد داد، ولى در صورتى كه حتى با وجود عقب نشينى سوريه هنوز تمايل به دمشق و تمايل به يارگيرى با سوريه قوى باشد بخشى از تحولات را دوباره بايد مورد ارزيابى قرار داد. |