بارزترين خصيصه سبكى فيلم «ژول و جيم» (۱۹۶۱) شيفتگى «فرانسوا تروفو» به رسانه سينما است و نشانه هاى اين شيفتگى را مى توان در همه قاب هاى فيلم ديد. تروفو در اين فيلم در پى آن بوده كه از همه عناصر تصويرى بهره مند شود و همين باعث شده رابطه عاشقانه او با سينما تا حدودى شورانگيز از كار درآيد. مهم اين است كه نتيجه كار چيزى است فراتر از يك سبك سينمايى ايده آل. دوربين بيقرار و پرشور، شخصيت آدم ها را به ما نشان مى دهد و ساختارى تماتيك را مى سازد. رفته رفته وقتى شخصيت ها در طول فيلم دگرگون مى شوند و رفتارشان نتيجه هايى ديگر را پديد مى آورد، سبك بصرى فيلم دگرگون مى شود. از اين به بعد است كه فيلم به آرامش مى رسد و ضرباهنگش كند مى شود. ژول و جيم به طور كلى سرشار از انرژى و كنش است.اما اين انرژى و كنش ها، بسته به موقعيت هايى كه دوربين، شخصيت ها و اتمسفر تدوين مى سازند، متغير است. مثال مى زنيم. در ابتداى فيلم آنچه ضرورت دارد اين است كه تماشاگر احساس كند با شخصيت هايى طرف است كه تنبل و تن پرور هستند و هيچ قيد و بندى را تاب نمى آورند. كارى كه تروفو كرده اين است، ذهن تماشاگر را با ضرباهنگ سريع اتفاق هايى كه پشت هم مى افتند، همين طور همذات پندارى با شخصيت هايى كه هنوز فرصت آشنايى با آنها را پيدا نكرده مشغول مى كند. تقريباً مى توان مطمئن بود كه تروفو در اين فيلم همه ترفندهاى بصرى سينمايى را به كار گرفته است. هم دوربين متحرك داريم، هم دوربين چرخشى و هم دوربين روى دست. هم نماهاى هوايى (هلى شات) داريم هم نماهايى كه با كرين فيلمبردارى شده اند هم از زوم استفاده شده هم از نماهاى ثابت (فيكس فريم)، هم نماهايى را مى بينيم كه روى هم چاپ شده اند هم با ترفندهايى مثل ايريس روبه رو مى شويم. خود تدوين فيلم نيز عملاً تابعى است از اين متغيرها. گاهى نماهاى بسيار كوتاه گذر زمان و بعد مكان را به نمايش مى گذارند و گاهى با فصل هايى طولانى روبه رو مى شويم كه حتى يك قطع (كات) هم در آن وجود ندارد. اما مسئله اى كه بايد به آن توجه كرد اين است كه همه اين ترفندها در فيلم دليل به خصوصى دارند و براى خلق فضا و بيان تم هاى فيلم لازم و ضرورى بوده اند. فرانسوا تروفو از دوربين در فيلم ژول و جيم به گونه اى استفاده كرده كه انگار مى خواسته وظيفه سنگين سركشى به اطراف و پرده پردارى از رمز و راز شخصيت ها و محيط اطرافشان را به او ببخشد. آنچه قطعى به نظر مى رسد اين است كه ژول و جيم را بيشتر مى توان مكاشفه اى دانست كه هرچه پيش مى رود بيشتر به كمال مى رسد. نه اين كه از قبل همه چيز آن را طراحى كرده باشند. از منظر زيبايى شناسى، اين گشودگى اثر بزرگترين موهبتى است كه فرانسوا تروفو به سينماى روزگار ما ارزانى داشته است. عنوان بندى فيلم روى نماهايى از «ژول»، «سابين» و «آلبرت» مى آيد. شخصيت هاى فيلم را در تدوينى سريع مى بينيم. بى درنگ اين تصويرها ما را به زمان و مكانى خاص مى برند دنيايى كه لحظه اى از رفتن باز نمى ماند. با از راه رسيدن موسيقى اى تند، تصويرها صاحب ضرباهنگى شوخ و سرشار از التهاب مى شوند. در طول صحنه هاى ابتدايى فيلم، اين ضرباهنگ دوگانه حفظ مى شود. بعد نوبت مى رسد به «ترز» و شرح رابطه اى كوتاه مدت كه با ژول داشته است: در اين بخش نيز ضرباهنگ فيلم سرِ آن ندارد كه آرام شود. جز اين مى توان شور و هيجان را نيز در اين صحنه احساس كرد. پس از اين است كه دوربين دايره وار مى چرخد و به دنبال ترز راه مى افتد. ترز سيگارى گوشه لب دارد و طورى رفتار مى كند كه انگار كشتى بخار است.اين حركت ها فضايى تازه را مى آفريند و به هر صحنه اى هويتى تازه مى بخشد. حتى جدايى عملاً غم انگيز اين دو و اين كه رابطه ژول و ترز به هم مى خورد به كمك دوربين و موسيقى متن شكلى كمدى پيدا كرده است. آن چه مى بينيم اين است: ژول و جيم در كافه نشسته اند و دارند درباره «ويليام شكسپير» (مشهورترين نمايشنامه نويس انگلستان) بحث مى كنند. ترز هيچ علاقه اى به بحث آنها ندارد و حوصله اش عملاً سر رفته است. اين است كه سعى مى كند سر صحبت را با مردى كوتاه قد باز كند كه سر و شكلش مفت نمى ارزد. دوربين او را تا تلفن تعقيب مى كند و بعد مى بينيم كه او و مرد كوتاه قد از در كافه بيرون مى روند و اين درحالى است كه ژول و جيم را از ياد برده ايم. حالا دوربين به سرعت مى چرخد و ژول را مى بينيم كه صورتش سرشار از حيرت است. حركت پياپى دوربين، موسيقى مفرح و تكرار رفتار ترز كه حالا ديگر به امرى عادى و معمولى بدل شده در كنار صداى راوى كه براى ما تعريف مى كند چطور جيم مى خواسته آن ميزى كه ژول رويش تصوير دختركى آلمانى را كشيده بوده بخرد ما را به اين مسير هدايت مى كنند كه باور كنيم جدايى ترز و ژول از هم فقط جزء كوچكى است از زندگى بيقرار و سرشار از آشفتگى آنها و اصلاً نبايد آن را حادثه اى مهم دانست. در اين بخش فيلم است كه تماشاگر هر موضوع بى ربط و مسخره و پيش پا افتاده اى را در مورد ژول و جيم مى پذيرد.