شايد يكى از مهمترين عوامل اين جذب جسارت هايى بود كه تاكنون سابقه نداشت. قصه درباره يك بسيجى است كه راه را غلط طى كرده ، اين نگاه گرچه نه قابل تعميم است و نه قابل انكار اما براساس الگويى نانوشته هميشه دور از توجه قرار گرفته. هر چند كه گهگاه در شخصيت هايى همچون جانباز شيميايى فيلم «از كرخه تا راين» خيلى سربسته خودنمايى كرده است. «جهان» گرچه روزى لباس بسيجى پوشيده اما سعى كرده مزد لباسش را از دنيا بگيرد و اين برايش نتيجه اى جز افسوس ندارد. اين نگاه جسارت آميز در ديالوگ هاى حاج حميد و جهان به خوبى مشخص مى شود. در جايى حاج حميد از زمانى مى گويد كه جهان به شهيد بهشتى بد و بيراه مى گفته و جهان در مقابل او از يادآورى گذشته دلخور مى شود. اين نگاه قطعا براى مخاطبى كه به برخى كليشه هاى رسانه اى عادت كرده از برخى جهات جذاب به نظر مى رسد. از سوى ديگر گرچه غريبانه از اشكالات فيلمنامه اى كم بهره نبود اما به هر حال روايت كلى و پخش شبانه سريال موجب پيگيرى از سوى مخاطبانى شده بود كه در اين شبها گريزى جز انتخاب تنها سريال داستانى و مناسبتى تلويزيون نداشتند. اما مهمترين مشكل غريبانه زمان بندى اش بود.مهر مناسبتى بودن سريال از يك سو موجب شده بود وقايعى بى ربط به عنوان تداعى كننده واقعه كربلا به سريال سنجاق شود و از سوى ديگر گرفتار دقيقه ۹۰ و مشكلات توليد و پخش همزمان شود. اين دو عامل هم به يكدستى روايت لطمه زد و هم موجب بى دقتى در ساخت اثر آن هم براى مخاطبى كه اين روزها ديگر نمى توان او را به سادگى فريب داد. اگر از فيلمنامه غريبانه ، صحنه هاى ماه محرمى آن حذف شود هيچ لطمه اى نمى بيند. اين قصه زمان ندارد. برخلاف سريالى مثل شب دهم كه فيلمنامه آن با موضوعى مثل تعزيه عجين شده است. لذا وجود اين سكانس ها كه تاحد زيادى رياكارانه و شعارى به نظر مى رسد موجب دور شدن ذهن تماشاگر از قصه اصلى مى شود. از سوى ديگر مناسبتى بودن توليد سريع مى طلبد و در اين نوع توليد وسواس هاى گروه سازنده تا حدامكان كم مى شود. برخى سهل انگارى ها در غريبانه غيرقابل اغماض بود كه مسلما گروه توليد آن را به زمان بندى كار ربط مى دهد. به هر حال ترجيح بند مشكل سريال هاى مناسبتى كماكان به قوت خود باقى است. براى توليد اين سريال ها باز هم بايد ۲ نكته قديمى و تكرار شده را رعايت كرد، فيلمنامه قوى و منسجم كه قابل طرح و اجرا باشد و ديگر زمان بندى كافى براى توليد سريالى كه قرار است اثرگذارى مناسبتى بر روى مخاطب بگذارد. غريبانه اگرچه از اين ۲ فاكتور بى بهره بود اما پرداختن به موضوعاتى كه تا حدودى در محدوده خطوط قرمز دارد نشاندهنده تفكر گروه سازنده است و اين براى شروع يك كار اصلا بد نيست. تجربه هاى آينده مى تواند گام هاى پرثبات ترى باشد و به هر حال فراموش نكنيم كه ديكته نانوشته ، غلط ندارد.