هزاران ایرانی كه اجدادشان سال ها قبل به سرزمین های عراق امروزی مهاجرت كرده و طی چند دوره از سوی رژیم بعث عراق به ایران رانده شده اند با وجود سال ها زندگی درایران همچنان فاقد شناسنامه و هویت هستند.مصطفی جوان ۳۰ ساله ای كه اوایل پیروزی انقلاب به همراه خانواده پرجمعیتش به ایران رانده شده است در این باره می گوید: حوالی سال ۱۳۰۴ هجری شمسی پدر بزرگم كه در آن زمان جوان ۳۰ ساله ای بود همراه برادرش به دلیل خشكسالی و برای كسب درآمد و امرار معاش از ایلام راهی عراق شدند. چند سال بعد نیز با یك دختر ایرانی مقیم عراق ازدواج كرد. ثمره این ازدواج چهار فرزند شد تا این كه پدربزرگ و مادربزرگ سالها بعد در آن جا جان سپردند.جوان رانده شده ایرانی در ادامه می افزاید: عراقی های مقیم ایران به سه گروه تقسیم می شوند. دسته اول عراقی های ایران الاصل هستند كه در سال ۱۳۵۰ رژیم بعث آنها را از عراق اخراج و به وطن خودبازگرداند كه به «معاودین» عراقی مشهورند. آنان با توجه به سوابق سجلی كه در ثبت احوال داشتند شناسنامه ایرانی دریافت كرده و هیچ مشكلی از نظر هویت ملی نداشتند.دسته دوم نیز عراقی هایی بودند كه در سال های جنگ هشت ساله عراق با ایران و جنگ عراق وكویت به ایران پناهنده شدند كه اصلیت عراقی داشته اند. دسته سوم هم كه مظلوم ترین آنها هستندعراقی های ایرانی الاصل هستند كه پدران و اجدادشان ایرانی هستند. اما به دلایلی از جمله عشق به زندگی در مجاورت اماكن مقدسه به عراق مهاجرت كردند. اما رژیم بعث عراق در سال های ۵۹ ۱۳۵۸ ، آنان را به جرم ایرانی بودن، پس از مصادره اموال به شكل وحشیانه ای اخراج كرد. در ایران نیز پس از سكونت در اردوگاههای رانده شدگان و آوارگان به دلیل نداشتن سوابق سجلی در ثبت احوال، از دریافت شناسنامه ایرانی محروم شدند. هم اكنون نیز پس از سال ها زندگی در كشور گرفتار رنج و عذاب بی هویتی هستند.به گفته مصطفی نداشتن شناسنامه مشكل كوچكی نیست. چرا كه فرد بدون شناسنامه از حق مالكیت برخوردار نیست ودر كار و تحصیل با مشكلات فراوانی روبرو است.از طرفی ازدواج و طلاق و تولد فرزندانشان هم غیرقانونی تلقی می شود. ضمن آنكه برای انجام مسافرت های داخلی وخارجی نیز با مشكلات فراوان مواجهند. براساس اسناد و مدارك موجود رانده شدگان كه تعدادشان هم كم نیست سال هاست كه در كشور خود بیگانه محسوب می شوند. از نگاه قانون هم فرد بدون هویت فاقد شخصیت حقوقی است و به هیچ وجه به رسمیت شناخته نمی شود. اغلب آنان بر این باورند كه بهترین سال های زندگی شان را به عنوان تاوان مهاجرت پدرانشان پرداخته اند. اما طرز تلقی مسؤولان ومردم ایران نسبت به آنان كه هنوز این گروه را عراقیان مهاجر قلمداد می كنند برایشان رنج آورتر است.رانده شدگان می گویند طی سال های گذشته بارها به دفاتر ثبت احوال، بخش های مختلف وزارت كشور و وزارت امور خارجه مراجعه كرده ایم. آنها نیز تنها راه پیش رویمان را تقاضای تابعیت ذكر كرده اند. این در حالی است كه متأسفانه به دلیل خروج اجدادمان از كشور، پیش از تأسیس و راه اندازی سازمان ثبت احوال هیچ مدرك سجلی در این باره وجود ندارد. اما درتمامی مدارك ارائه شده از سوی دولت عراق این افراد ایرانی الاصل شناخته شده اند.

راه حل ثبت احوال

معاون حقوقی و سجلی سازمان ثبت احوال كشور در گفت وگو با خبرنگار ما در این باره می گوید: ایرانی به افرادی تلقی می شود كه هویت فرد به موجب قانون مدنی و تابعیت، شناسایی و تشخیص داده می شود. به گفته سعیدعبودی، ثبت احوال برای حل مشكل این افرادمكانیزم تعریف شده قانونی دارد و در صورتی كه آنان دارای جد ایرانی بوده و اسناد سجلی شان نیز در ثبت احوال وجود داشته باشد پس از احراز شرایط برایشان شناسنامه صادر می شود.وی می گوید: اگر فردی ادعای ایرانی بودن داشته باشد و هیچ مدركی دال بر اثبات این ادعا نداشته باشد نیز می تواند از طریق تقاضای تابعیت مشكل خودرا حل نماید. عبودی می افزاید: احراز شرایط تابعیت نیز از طریق شورای تأمین استان و پس از تأیید هویت فرد از سوی مراجع انتظامی پیگیری می گردد. از منظر یك حقوقدان نیز ایرانی فردی است كه پدرش ایرانی باشد. یعنی طبق قانون در كشور ما ضابطه خون شرط تابعیت است نه خاك. حال آنكه بخش عمده رانده شدگان دارای مادرانی با شناسنامه ایرانی هستند. اما پدرانشان فاقد شناسنامه اند. به همین خاطر براساس مستندات قانونی كشور آنان ایرانی محسوب نمی شوند. اما از آنجا كه اغلب آنان از اقوام درجه یك ساكن ایران و مادران دارای شناسنامه ایرانی برخوردارند می توانند با شهادت اقوام درباره ایرانی بودن پدر، دلایل كافی برای اثبات هویت خود به دادگاه ارائه نمایند.وی اظهار می دارد: اعلام رسمی دولت عراق كه این افراد را با صراحت ایرانی معرفی كرده است نیز دلیل دیگری برای حل معضلات این افراد محسوب می شود. حال آنكه رفع كلی این مشكل نیازمند اصلاحات قانونی است.