«وبرن داستانی را با اشاره ای، لذتی را در آنی بیان می كند.»

آرنولد شوئنبرگ ۱

آنتون (فریدریش ویلهلم فون) وبرن در سال ۱۸۸۳ در یك خانواده متمول وینی زاده شد. در ابتدای ورود به مدرسه جز در نوازندگی ویولن سل و پیانو- كه دومی را وامدار آموزش های مادرش بود _ از خود استعدادی نشان نداد. به دلیل منش درون گرایش دیگر شاگردها به او علاقه نداشتند ولی او بهایی نمی داد همان طور كه بعدها سلیقه عام را در ساخته هایش، حتی به بهای گمنامی، لحاظ نكرد. در طول تحصیل با آثار بزرگان موسیقی آشنا شد. با اینكه پدر، موسیقی را به عنوان یك سرگرمی اشرافی برای آنتون كوچك می پسندید ولی انتظار داشت فرزندش كشاورزی بیاموزد تا بتواند املاك موروثی شان را اداره كند. اما پافشاری آنتون برای پدرش راهی جز رضایت باقی نگذاشت. او برای تحصیل موسیقی به دانشگاه وین رفت و پایان نامه دكترای خود را درباره هاینریش آیزاك (Heinrich Isaak) آهنگساز هلندی دوره رنسانس در سال ۱۹۰۶ به دانشگاه ارائه كرد. وبرن به همراه آلبان برگ۲ از اولین شاگردان شوئنبرگ بودند. نظام دوازده صوتی كه چند سال بعد توسط شوئنبرگ ابداع شد دستمایه آثار متاخر وبرن قرار گرفت در حالی كه آلبان برگ هیچ گاه در آثار بزرگش تماماً این نظام را به كار نگرفت. وبرن در گسست از فرم های كلاسیك حتی از استادش رادیكال تر بود. اولین اثرش به نام «پاساكالیا» ۳ برای اركستر درنام، یادآور یكی از بزرگترین آثار باخ برای ارگ و در ساختار و اركستراسیون تركیبی از «مالر»۴ و «شوئنبرگ» تونال بود.

در سال های جنگ اول او رهبر اركستر های كوچك در شهرهای مختلف بود. نامه های این دوره زندگی وبرن جوانی افسرده را تصویر می كنند كه از كیفیت آثاری كه وادار به اجرای شان است راضی نیست.

اروپای خسته از جنگ روی خوش به دیسونانس های۵ وبرن جوان نشان نمی داد. معدود اجراهای او از آثار خودش بیزاری شنوندگان را در پی داشت.

از آنجایی كه علاقه زیادی به همسر و فرزندانش داشت رهبر ثابت اركستری نه چندان مشهور شد تا بتواند برای حمایت خانواده اش موقعیت مالی پایداری داشته باشد. ولی تمرین با اركستر برایش به سرحد مرگ ملال آور بود با این حال در همین دوران اجراهایی نفیس از آثار گذشتگان مورد علاقه اش ارائه می داد. او در طول زندگیش برخی از آوازهای شوبرت، برامس و هوگو ولف را برای اركستر بزرگ تنظیم كرد كه هنوز هم تنظیم های او از این آثار در رپرتوار اركسترهای بزرگ جهان جای دارد. ولی شاید معروف ترین تنظیم اركسترال وبرن، اركستراسیون «ریچركار»۶ شش صدایی باخ با عنوان «پیشكش موسیقایی»۷ برای هارپسیكورد باشد. این تنظیم كه تقریباً در دروس تمام دانشجویان آهنگسازی جای دارد به طرز اعجاب انگیزی باعث گشایش بافت كنترپوانتیك اثر باخ شده است. وبرن شیوه ای در تنظیم اثر به كار برده است. سوژه فوگ نه با یك ساز واحد بل متوالیاً توسط چندین ساز با رنگ های كاملاً متفاوت نواخته می شود. تفسیر مدرن یكی از متعالی ترین آثار باخ توسط وبرن به یكی از غریب ترین مكاشفات موسیقی بدل شده است.

وبرن از سال ۱۹۲۲ تا ۱۹۳۴ رهبر اركستر كارگران وین بود و همزمان كار رهبری گروه كر رادیوی دولتی را بر عهده داشت. به قدرت رسیدن هیتلر و انضمام اتریش به آلمان سختی های زیادی را برای او سبب شد. شوئنبرگ در سال ۱۹۳۳ به آمریكا مهاجرت كرد. شاید به خاطر تبار یهودی اش ردپای «موسی و هارون» و «بازمانده ورشو»۸ را باید در خاكستر آشویتس می جستیم. هر چند كه آمریكایی ها هم قدرش را ندانستند و تنها پستی كوچك در دانشگاه لس آنجلس به او واگذار كردند.

به دنبال ممنوعیت هر گونه هنر نوگرا توسط حزب نازی، موسیقی وبرن به كلی ممنوع شد. او همزمان كار خود را در رادیو از دست داد. حزب ناسیونال سوسیالیست عنوان جالبی برای كارهای او انتخاب كرد: «بلشویسم فرهنگی». درست در همین دوره كارهای آوانگارد اولیه «شوستاكوویچ» با برچسب غرب گرایی توسط حزب كمونیست ممنوع اعلام شد به طوری كه دستور توقف اجرای اپرای «لیدی مكبث از متسنك شوستاكوویچ» را مستقیماً خود استالین صادر كرد. مدرنیسم به بهانه دستاورد حریف بودن در هر دو جبهه محكوم بود. وبرن به دنبال قطع درآمدهایش ناچار شد با تصحیح نمونه های چاپی ناشر وینی اش گذران كند.

جنگ همان طور كه مصیبتی برای تمام اروپا بود، وبرن را بی نصیب نگذاشت. حزب، تنها پسر وبرن را به خدمت فراخواند. چند روز بعد خبر كشته شدنش در یك قطار در جبهه شرقی به گوش خانواده اش رسید.

وبرن درهم شكست و برای مدت ها به واسطه ناامیدی مطلقش به سرنوشت بشر توان آهنگسازی را از دست داد. در ماه های پایانی جنگ وبرن دوباره شروع به نوشتن طرح هایی برای تكمیل در آینده كرد ولی به دلیل مرگ تراژیكش هیچ گاه توان تكمیل شان را پیدا نكرد.

در آخرین روزهای جنگ، وبرن به همراه خانواده اش از بمباران وین به شهر «میترسیل»۹ پناه بردند.

یك شب كه وبرن نمی خواست خواب نوه هایش را آشفته كند برای كشیدن سیگار از ساختمان خارج شد.

سربازی آمریكایی كه فكر كرد یكی از سربازان دشمن قصد حمله به او را دارد، از روی ترس وبرن را با شلیك سه گلوله كشت. پس از مرگ، موسیقی او تاثیر خود را بر آهنگسازان پس از جنگ گذاشت. استفاده او از ردیف های صوتی و تاكید او بر تك نت ها و خط های ملودیك پیروان زیادی پیدا كرد. او در آثار اندكش، موسیقی را با حذف مفاهیم هارمونی سنتی، به اساسی ترین ضروریات وجودی اش تقلیل داد.

زیبایی تغزلی خط های آوازی سه كانتات۱۰ وبرن نشانگر تاثیر عمیق موسیقی قرون وسطی و رنسانس بر آثار اوست. استفاده خاص او از ردیف های صوتی به عنوان منبع موتیف های متشابه انحصاراً بر كمال هندسی موسیقی او تاكید دارند. از او تنها ۷۵ كار منتشر شده كه بعضی از آنها كمتر از دو دقیقه زمان دارند. بیشتر حجم آثارش آوازی است. ایجاز آثار وبرن به حدی است كه می توان كل كارهای او را در كمی بیش از سه ساعت اجرا كرد. قطعه چهارم از مجموعه «۶ قطعه برای اركستر» كه سی ثانیه بیشتر طول نمی كشد تنها شش میزان دارد و تنها سمفونی او ده دقیقه زمان دارد. به همین دلیل نت ها، جمله بندی و دینامیسم در آثارش ارزشی یكه دارند. برای مقایسه، بعضی اپراهای«ریشارد واگنر» كه یكی از بت های وبرن بود بیش از كل كارهای او زمان دارد. سازبندی او نیز برای قطعه هایش منحصر به فرد است. او در آثارش از سازهای نامعمولی مانند ماندولین، گیتار، زنگ شتر، ناقوس و هارمونیوم استفاده كرده است. وبرن از سه قطعه آوازی شماره ۱۸ نظام آتونال آزاد را رها كرد و آثار بعدی خود را در نظام ۱۲ صوتی نوشت. با وجود علاقه آهنگسازان نوگرای پس از جنگ مثل بولز و اشتوكهاوزن به نوآوری های تكنیكی آثار وبرن نباید فراموش كرد كه جایگاه وبرن به دلیل نوع انتخاب متون و ادای دین به فرم های كلاسیك مثل پاساكالیا و كانون در میان بزرگان رمانتیسیسم متاخر است. جای تاسف است كه اكثر مریدان او عمق بعضی از فلسفه های موسیقایی او را كه ریشه در اعتقاد مذهبی او داشت درك نكردند. احترام او به خدا و مسیحیت در متون انتخاب شده در آثار مذهبی اش نمایان است. در طول زندگیش هیچ گاه كارش جدی گرفته نشد. حتی در قرن حاضر نیز بیشتر شنوندگان با وجود برخی زیبایی های تغزلی آثار وبرن او را آهنگسازی غامض می شمارند.

از یك رمانتیك مسیحی متولد پایان قرن ۱۹ كه در طول عمرش به تماشای فروپاشی تمام ایده آل هایش طی دو جنگ جهانی می ایستد و سعی در حفظ ایمانش دارد جز پیچیده نویسی چه انتظار دیگری می توان داشت؟

آیا گفتمان غالب تمام هنرهای قرنمان تفسیر این پیچیدگی نیست؟

پی نوشت ها:

۱- آهنگساز اكسپرسیونیست اتریشی(۱۹۵۱- ۱۸۷۴)

۲-آهنگساز اتریشی و شاگرد شوئنبرگ (۱۹۳۵ _ ۱۸۸۵)

۳- فرمی مبتنی بر واریاسیون كه در آن ایده ای ملودیك بارها در خط باس تكرار می شود.

۴- گوستاو مالر، آهنگساز اتریشی (۱۹۱۱ - ۱۸۶۰)

۵- ِDissonance آمیزه ای صوتی كه كیفیتی پویا و پر تحرك داشته باشد.

۶- Ricercar اثری پلی فونیك و سازی كه در آن تقلید فراوان است و اغلب در موسیقی دوره رنسانس دیده می شود.

۷-Musikalischen Opfer

۸- دو اثر بزرگ شوئنبرگ

۹-Mittersill

۱۰- Cantata اثری چند قسمتی كه اغلب برای كر، چند تك خوان و اركستر ساخته شده است.

پیمان خاكسار