همايون شجريان همانگونه كه از نام و شهرت و محبوبيت پدر، لاجرم برخوردار است به همان اندازه هم مورد توجه دقيق منتقدان و متخصصان بوده و به اصطلاح به شدت زير ذره بين است. او گرچه از قبل و بغل اعتبار پدر، فايدتها برده است و خواهد برد، در مقابل از تيز طعنت و كنايت مخالفين پدر يا برخى نامجويان و شهرت طلبان هم، بى نصيب نبوده و نخواهد بود. به گونه اى و به نوعي، بهترين محمل براى بيان برخى نظرات دوستانه و مشفقانه (در يك نگاه خوش بينانه) و در عين حال مناسب ترين محل براى ابراز بسيارى خصومت ها و حسادت ها و خرده حساب ها (در يك نگاه بدبينانه) در مورد پدرش به حساب مى آيد و چه بسيار سخن ها و ايرادها كه به هر دليل نمى توان بر عليه پدر و استادش برزبان راند، مى توان در نقد آثار او بيان كرد و در حقيقت به بهانه او، به پدرش تاخت و ...

صرف نظر از اين موضوع بسيارى نيز از سر خيرخواهى و با نيتى سازنده به نقد آثارش كه قطعا بى نقص نيست پرداخته اندكه صد البته وضعيت مطلوب همين است و اى بسا كه او نيز با اين موارد آشناست. گرچه تفكيك نيات و گفتار مغرضان از محبان، به ظرافت و هوشمندى نيازمند است كه همگان بايد بدان آراسته ومجهز باشند. ان شاءالله.

همه آن شير كه طفل لب من نوشيده ست

اينك از جور جهان زچشم برجوشيده ست

همايون در گفتگو بسيار محتاط و دست به عصاست؛ از بيم آنكه مبادا در دام تفرعن و به تعبير استاد باستانى پاريزى تمنمن (مصدر جعلى منيت) افتد و نيز مراقبت شديد مى كند تا خداى ناكرده حق پيشكسوتى را زايل نكند يا اسايه ادبى را عامل نباشد.(سواى اينكه برخى دوستان مطبوعاتى از خود خاطره خوشى برجاى نگذاشته اند). نكته ديگر اينكه تعمدى بود تا گفتگو به زبان محاوره انجام پذيرد و به همين دليل بسيارى از ضميرهاى منفصل كه مى شد متصل شوند و يا رعايت اصول ادبى و نگارشى ديگر كه گفتگو را به اصطلاح سليس و بليغ و اديبانه سازد، اما ازآنها ابا شد تا صميميتى اگر در سخن هست قربانى قواعد نشود.

آن درس كه در مدرسه آموخته بودم

در ميكده از من نخريدند به جامى

شوق دوست به گفته او كارى است كه در سال ۱۳۷۸ تهيه و حتى ضبط نيز شده است. با اين قصد كه استاد محمدرضا شجريان آن را اجرا كند، اما شوق و تمايل او از طرفى و لطف و بزرگوارى پدر و نيز جناب ضرابيان از طرف ديگر باعث مى شود كه امروز اين كار را با صداى او بشنويم (چون جمع شد معانى گوى بيان توان زد)

به جز پرسش ها و پاسخ هايى كه در پى مى آيد. سئوال ها و جواب هاى ديگرى هم انجام پذيرفت كه بحث را مقدارى تخصصى و حرفه اى مى نمود مثل نقد فنى نوار، تكرار دستگاه ها در اجرا،صداسازى و پرورش حنجره ، شيوه آموزشى استاد شجريان، شناخت سازها و ... كه به نظر مفيد و مناسب جهت درج در روزنامه نيامد و در مجالى در خور (فصلنامه يا كتاب) بايد بدان پرداخت.

همكارى با آقاى ضرابيان (آهنگساز نسيم وصل و شوق دوست) در بسترى عاطفى و ذوقى جريان دارد و مبتنى بر اشتراك سليقه هاست يا اينكه صرفا فنى و هنرى است

صرف نظر از مسائل فنى و هنري، من و ايشان كه به حق، آهنگسازى بسيار خوش قريحه و دوستى بزرگوار و بهره مند از عواطف و خصلت هاى برجسته انسانى هستند، بسيار صميمى و در عين حال در كار خود جدى هستيم و اين ارتباط در كارهاى مشتركمان هم كاملا تأثيرگذار بوده است.

سه اثرى كه از شما تاكنون منتشر گرديده در سه دستگاه مختلف و متفاوت ارائه شده است، آيا اساسا در پى اجراى آواز در همه دستگاه ها و مايه ها هستيد

انتخاب و ارائه و اجراى كار قطعا نمى تواند براساس گردش دوازده مقام باشد و آنگاه براى آلبوم سيزدهم مثلا بر گردد سرخط، مگر اينكه اتفاقى و تصادفى اينگونه شود ولى تاحد ممكن از اينكه چند آلبوم پياپى در مقام واحد عرضه شود، حتما پرهيز دارم و سعى مى كنم حداقل در بين آنان، تنوع و تفاوت باشد البته از اينكه در يك دوره طولانى خلق آثار اين امكان دست دهد تا در همه آوازها و دستگاه ها طبع آزمايى كنم، خوب استقبال مى نمايم.

در ناشكيبا قطعه اى ساخته بودى (ملهم از موسيقى خراسان) آيا حسى گذرا بود يا اينكه شروع يك روند و يك جريان

آن قطعه كاملا احساسى ساخته شد و در يك فضا و شرايطى كه ويژه روزهايى بود كه من در سال هاى آخر دهه دوم عمر به سر مى بردم و شايد چنانچه با مجموعه ناشكيبا متناسب نبود، هرگز به فكر اجرايش نمى افتادم و ...

حال اگر تجربه اى مجدد و شرايطى مشابه پيش آيد، قاعدتا انجام مى پذيرد چون انگيزش ذوق و احساس است.

كارى با صدايت شنيدم كه در آلبوم هايتان نيست، كارى با همراهى اركستر بزرگ و گويا از ساخته هاى شاهين يوسف زماني، در معرفى اش توضيح دهيد.

كارى است با عنوان دشت كه بر روى شعر زنده ياد فريدون مشيرى ساخته شده و مربوط به سال ۱۳۷۵ مى شود، يعنى زمانى كه يك دوره همكارى ۶ ماهه با صدا و سيما داشتم. ملودى را من ساختم و شاهين يوسف زمانى آن را تنظيم كرد وسرانجام هم در تلويزيون ضبط و پخش شد. در آن دوره تصنيف ديگرى هم به نام دلستان بر روى شعر شيخ اجل سعدى شيرازى ساخته بودم كه آقاى عمادرضا نكويى آن را تنظيم كرده و آقاى عليرضا افتخارى آن را خواند كه اخيرا هم آن تصنيف در نوارى با عنوان قصه شمع از طريق شركت سروش و البته بدون اطلاع و رضايت من و حتى با غلط چاپى كه نام تصنيف دلستان را دستان چاپ كرده اند، منتشر شده است.

چندى قبل يك تيتراژ سريال تلويزيونى كه خوانده بوديد پخش مى شد، تا چه ميزان به همكارى با صدا و سيما اعتبار قائلى و مرزبندى ها كجاست

تصنيفى بود از ساخته هاى مرحوم استاد مرتضى خانى كه در سال هاى دور، خواننده بزرگ و بى بديل يعنى قمرالملوك وزيرى آن را اجرا كرده بودند ولى چون امكان اينكه از صداى ايشان استفاده شود نبود، جناب آقاى اسماعيل عفيفه با من قراردادى را منعقد كردند و اين را براى شخص ايشان (البته با حفظ حق و حقوق نشر براى تنظيم كننده و خواننده) و فقط براى استفاده در فيلم سينمايى يا سريال تلويزيونى در استوديويى خصوصى بازخوانى كردم. پس از آن پيشنهاداتى مبنى بر كارهاى مستقيم در صدا و سيما يا شركت در برخى از برنامه ها داشتم كه تمايلى براى همكارى در خود نديدم.

كار جديدى به نام سه نوايى تبليغ مى شود كه گويا در آن نقش داشته اي. دليل اينكه توسط مؤسسه دل آواز منتشر نشده است چيست

سه نوايى اثريست در زمينه موسيقى سازى و تكنوازى (بدون كلام) كه در آن كار،آقاى رودبارى و من با ساز تمبك آقاى شهرام ميرجلالى را همراهى مى كنيم و امتياز اين كار مربوط به جناب ميرجلالى مى شود كه با پيشنهادم قرار شد ايشان براى اينكه كار هر چه بهتر منتشر و توزيع شود و در دسترس عموم علاقمندان قرار بگيرد، اثر را به يكى از شركت هاى معتبرى كه به بازار اين نوع موسيقى تسلط و اشراف كاملى دارند و در حوزه پخش گسترده و تخصصى انجام مى دهند، واگذار كنند.

در مورد هنرهاى ديگر پرسشى دارم و آن اينكه به جز موسيقي، به كدام هنر علاقه مندي

نقاشي، سينما، تئاتر و به ويژه شعر كه بيشترين دقايق و لحظات سرشار از حس و عاطفه را با آن دارم و دراين علاقه مندي، شعر كهن و شعر نو، هيچ يك به جهت قالب و شكل فرقى نمى كنند، فقط جوهره شعر و زيبايى هاى بيانى و احساسى و انديشمندى آن است كه به نظرم دلنشين و تأثيرگذار است، در ضمن ادبيات طنز هم برايم خيلى جذاب است.

سينما و تئاتر چي

سينما، تئاتر، تله تئاتر و كلا هنرهاى نمايشى به ويژه سينماى كمدى و همچنين فيلم هاى پليسى و معمايى اگر سرشار از پيچيدگى و تعليق باشد كه معمولا رمز و راز داستان در انتهاى فيلم گشوده مى شود و هيجان سرتا سر فيلم و تا انتها برقرار است، مثل آثار هيچكاك يا فيلم هايى كه براساس آثار آگاتاكريستى ساخته شده است.

از كارهاى در دست اقدام و فعاليت هاى آينده خود بگو.

كارهايى چند در دست بررسى است و كارى كه مشخصا بتوانم از آن نام ببرم نوارى است كه آقاى ضرابيان در دست تهيه دارند و ان شاءالله تا اواخر سال جارى يا اوايل سال آتى منتشر خواهد شد.

آيا قصد برگزارى كنسرت در ايران (با گروه خود) را داريد

بله، مايل هستم، اما هنوز قطعى نيست و منتظرم. به نوعى اين كار هم در مرحله بررسى است چرا كه برگزارى كنسرت به عواملى نيازمند است و چنانچه آنها مهيا شود بدان خواهم پرداخت. به هر حال هر چه باشد در همان اواخر امسال يا اوايل سال آينده است.