غربت كه خود سرد و سنگين است در آخرين روزها براى او سردتر و سنگين تر شده بود. ساعت زندگى شيراندامى سه شنبه گذشته در آپارتمانى در لس آنجلس روى ساعت صفر ايستاد و بيمارى ديابت كه در خانواده آنها موروثى است كليه ها و قلب او را از كار انداخت و در گورستان كوچكى نزديك هاليوود به خاك سپرده شد. يدالله شيراندامى به سال ۱۳۱۴ در شهر مرو تركمنستان به دنيا آمد و در همان ايام كودكى زمانى كه ۳ سال بيشتر نداشت به همراه خانواده به ايران مهاجرت كرده و در تهران و محله شاپور ساكن مى شوند. او تحصيلات خود را در مدارس همين منطقه به اتمام مى رساند و با گرفتن مدرك ديپلم و انجام خدمت وظيفه در سال ۱۳۳۸ وارد دانشكده هنرهاى دراماتيك شده و در رشته تئاتر به تحصيل مشغول مى شود و در حين تحصيل با عشق و علاقه اى كه به هنر نمايش داشت وارد گروه هنرى تروپ اسكار شده و به اجراى چند نمايش مى پردازد به طورى كه بعدها به طور حرفه اى وارد گروه هنرى آناهيتا مى شود و دوره دوم تئاتر علمى و هنرپيشگى خود را در اين گروه سپرى مى كند و نمايشنامه هاى هياهوى بسيار براى هيچ، اتللو، اتوبوسى به نام هوس، شب هاى سفيد و تانيا از جمله نمايش هاى اجرا شده در كارنامه هنرى او محسوب مى شود كه با كارگردانانى مانند مصطفى اسكويى و همسرش خانم اسكويى همكارى داشته است. بعد از مدتى فعاليت در گروه آناهيتا با بازى در فيلم قانون به كارگردانى جمشيد شيبانى وارد عرصه سينما مى شود و به مرور زمان در فيلم هاى ديگر نيز به ايفاى نقش مى پردازد كه مى توان از ميان اين فيلم ها به اثراتى مانند تنها مرد محله، جهنم به اضافه من، عزيزقرقى، حسن كچل، كاكو، قلندر و حرمت رفيق اشاره كرد اگر چه رل كوچكى نيز در فيلم گاو اجرا مى كند شيراندامى به اميد درمان دخترش در اوايل دهه شصت بعد از بازى در آخرين فيلمش با نام همه پسران من تمام هست و نيست زندگى اش را اخراج مى كند تا براى درمان فرزندش راهى آمريكا شود.ولى الله شيراندامى در آگهى ترحيم برادر نوشته است: «برادرم يدالله در آن ديار خسته كش به آرامش نرسيد براى ياد آن خسته دل همه با هم روز يكشنبه سوم آبان ماه ۸۳ ساعت ۲ بعدازظهر در مسجدالنبى اميرآباد گرد هم مى آييم و يادش را گرامى مى داريم.»