متهم شب قبل از محاكمه ادعا كرده است كه دچار ناراحتى قلبى شده و در بهدارى زندان بسترى شد و نتوانست در دادگاه حاضر شود.قرار است جلسه محاكمه اين متهم با حضور شاكيان پرونده و به صورت علنى امروز در مجتمع قضايى شهيد بهشتى برگزار شود.براساس پرونده اتهامى اين مرد در طول سال هاى ۵۴ تا ۶۱ كارمند صنايع پشتيبانى و هليكوپترسازى كشور بود كه با سوءاستفاده از شرايط زمان آغاز انقلاب در مراكز مختلفى نظير بنياد مستضعفان و جانبازان، سد معبر، حراست و... مشغول به كار شد و در زمانى كه در كميته كار مى كرد با سوء استفاده از قدرت خود به اعمالى نظير آدم ربايى، كلاهبردارى، خروج ميراث فرهنگى از كشور، ايجاد رعب و وحشت، تهديد، جعل عنوان و... دست زده است.در جلسات گذشته يكى از شاكيان پرونده در شكايت خود گفته بود: در آغاز فعاليت يك تعاونى كه قصد راه اندازى و توسعه آن را داشتيم قرار شد شركتى به نام «گلف اجنسى»، براى كمك به ما كه موسسان آن رزمندگان بودند، يك كشتى ۶۰۰ تنى را خارج از مزايده به تعاونى ما بفروشد. نماينده تعاونى ما اسماعيل بود كه با شركت گلف اجنسى وارد معامله شد، اما وى در يك كار متقلبانه كشتى را به نام خود خريد و سند آن را كه با تسهيلات ويژه مورد معامله قرار گرفته بود، به نام خود ثبت كرد كه بعد از اطلاع از اين موضوع ما اعضاى هيات مديره از اين كار، به مراجع قضايى شكايت كرديم. در پيگيرى پرونده متوجه شديم كه افتخارى يك دانگ كشتى را تاكنون به چندين نفر فروخته و از افراد مختلف با اين عنوان كه مى تواند براى آنها مجوز ملوانى بگيرد، مقادير زيادى رشوه دريافت كرده است.شاكى ديگر پرونده زنى است كه مى گويد: همسرم مغازه اى داشت در خيابان گيشا كه اسماعيل قصد داشت با حقه و نيرنگ اين مغازه را از چنگش دربياورد اما شوهرم حاضر به اين كار نمى شد. ولى اسماعيل با استفاده از قدرت خود براى شوهرم پاپوش درست كرد و او را به زندان انداخت. زمانى كه بعد از چند سال پيگيرى براى اثبات بى گناهى همسرم به يكى از قضات دادگاه مراجعه كردم، معلوم شد اصلاً پرونده اى براى شوهرم تشكيل نشده است. پس از سال ها شوهرم از زندان آزاد شد اما دچار بيمارى شد و فوت كرد.يكى ديگر از شاكيان گفت: اوايل انقلاب همسرم زمين مرغوبى در چالوس خريده بود كه با تلاش زياد آنجا را به باغ و ويلا تبديل كرد كه ارزش آن در همان موقع ۱۲ ميليون تومان بود. يك روز شوهرم به خانه آمد در حالى كه به شدت مجروح شده بود. او گفت: عده اى من را گرفته اند و پس از بستن دست ها و چشم هايم با تهديد و ضرب و جرح مرا به محل ناشناسى برده اند و از من مداركى براى واگذارى باغ به اسماعيل تيغ زن گرفته اند به اضافه يك چك سفيد امضا كه بعداً فهميدم مبلغ يك ميليون و هفتصدهزار تومان از موجودى همسرم برداشت كرده اند.در ادامه شاكيان ديگرى نيز شكايت خود را از اسماعيل مبنى بر كلاهبردارى، اخاذى و... مطرح كردند. براساس پرونده اسماعيل داراى ۴ شناسنامه است كه با عكس هايى كه با كلاه گيس هاى مختلف انداخته بود و زمانى كه درصدد گرفتن پنجمين شناسنامه بود، بازداشت شد.