آغاز و پايان مطلب جرى لانگمن در نيويورك تايمز (كه در سايت هاى اينترنتى كاليفرنيا Msmagazines و ABSNews مالزى هم نقل شد) با اشاراتى به مهين گرجى و فعاليت هاى او همراه شده است. در آغاز اين مطلب آمده است:

«در بهار ،۱۹۹۸ مهين گرجى اولين زن ورزشى نويس شد كه پس از ۲۰ سال اجازه حضور در استاديوم ملى ايران را پيدا كرد. درآن روز در حالى كه او مشغول صحبت با يك گزارشگر امريكايى بود چند نفر از تماشاگران به طرفش اشيايى پرتاب كردند كه البته نسبت به اين مسأله واكنشى نشان نداد.

يك سال بعد گرجى مسابقات جام جهانى فوتبال زنان را از طريق كانال هاى ماهواره يى و اينترنت و گزارش هاى خبرگزارى ها دنبال كرد و گزارش هايى براى روزنامه ورزشى اش در تهران نوشت. در ميان تمام بازيكنان حاضر در اين مسابقات، مياهام بازيكنى بود كه بيشتر از همه نظر او را به خود جلب كرد. گرجى در آن زمان در مورد اين بازيكن گفت:» من او را زمانى كه به توپ ضربه مى زد ديدم و تعجب كردم كه چطور مى تواند ضرباتى به اين سنگينى بزند. «چهارشنبه گذشته در بازى تيم هاى ملى زنان امريكا و مكزيك در كارسون كاليفرنيا، مياهام از فوتبال خداحافظى كرد در حالى كه ميليون ها نفر از طرفداران او در سرتاسر جهان از جمله در تهران كه فوتبال زنان در اماكن روباز ممنوع است، تحت تأثير دوره بازى اش قرار گرفته بودند...»

و مطلب اينگونه به پايان مى رسد:

«مدت كوتاهى پس از آنكه مياهام همراه تيم ملى امريكا جام جهانى فوتبال زنان را فتح كرد، عكسى از هام و هم تيمى هايش كه پيراهنى را به كلينتون اهدا مى كردند در جايى غيرمعمول به چاپ رسيد: در روزنامه ورزشى كه مهين گرجى در آن كار مى كرد. مهرداد مسعودى روزنامه نگار متولد ايران كه زمانى سخنگوى تيم ملى فوتبال كانادا بود در اين مورد مى گويد:» عكسى از كاخ سفيد در يك روزنامه ورزشى ايرانى... چند سال قبل چنين مسأله يى باور نكردنى بود...