اختصاصی آفتاب | چرا دختران تهرانی تمایل به ازدواج ندارند؟

دختر,دختران تهرانی,بالا رفتن سن ازدواج,عدم تمایل دختران به ازدواج,منصوره محمدی

دنیای دختران تهرانی با تبلیغاتی ساخته می شود که پرداختن به نیازهای واقعی را عقب می اندازد. آسان گیری در ازدواج به معنای ازدواج با هر شخصی نیست، به معنای دید بالغانه داشتن و عبور ساده تر از مسائل است.

آفتاب: بالارفتن سن ازوداج واقعیت انکار ناپذیر این روزهای جامعه ایران است. جامعه ایرانی که از آن به عنوان یک جامعه شرقی- سنتی یاد می شود در حال گذار از نظام سنتی به مدرن است. فروپاشی نظام هاي خانوادگی گسترده، جایگزینی اقتصاد تجاري و صنعتی به جاي اقتصاد کشاورزي سنتی، پیچیده تر شدن تقسیم کار اجتماعی، گسترش  همگانی تحصیلات و مشارکت بیشتر زنان در فعالیت هاي اقتصادي و اجتماعی خارج از خانه، عواملی هستند که در تأخیر ازدواج دختران تاثیر گذاشته اند. براساس آخرین آمار منتشر شده از سازمان ثبت احوال کشور در بین استان های کشور، بانوان تهرانی رکورددار ازدواج در سنین بالا هستند. به گونه ای که بیشترین  تمایل به اولین ازدواج در سنین  بالای 60 و 65 سال در شهر تهران نسبت به سایر شهرها بالاتر است.
چه عاملی باعث می شود که بانوان در سنین میانسالی تمایل به ازدواج داشته باشند؟ چرا افزایش میانگین سن ازدواج در بین زنان چشمگیرتر از مردان است؟ چه الگوی قالبی در بین بانوان تهرانی رواج دارد که باعث می شود میانگین سن اولین ازدواج دراین کلان شهر بالاتر از سایر نقاط کشور باشد؟ در راستای یافتن پاسخی برای این پرسش ها با دکتر سمانه جهانبخش روانشناس حوزه زنان که برای اولین بار دوره های تخصصی «زن توانمند» را در کشور برگزار می کند به گفتگو نشستیم.
آفتاب: آیا الگوی زندگی بانوان شهر تهران متفاوت از شهرستانی هاست؟چون در همه شهرها تمایل به مدرنیته شدن و طی کردن مراحل پیشرفت تحصیلی و کاری وجود دارد اما چرادر تهران این آمار بالاتر است؟
در مجموع  مدرنیته تصویر اشتباهی به جوامع داده است. مدرنیته ازدواج را امری محدود کننده می داند که آزادی افراد را می گیرد و مانع رشد آنها می شود.  اما این تصویر چه برای زن، چه برای مرد بدون توجه به سنت و احکام دینی از لحاظ روانشناسی اشتباه است، کما اینکه دین و سنت ما نیز همواره به ازدواج تاکید کرده است. اما چرا روانشناسی این مساله و در واقع ازدواج را پیشنهاد می دهد؟
بخاطر نیاز به تعلق داشتن. در همه جای دنیا دومین نیاز بعد از بقا، نیاز به تعلق داشتن است. در واقع ساختار ما به لحاظ شخصیتی به عنوان یک انسان بگونه ای است که باعث می شود در کنار شخص دیگر رشد بیشتری کنیم. منظور از این رشد، رشد تحصیلی و اجتماعی و شغلی نیست که الان تبلیغ می شود، بلکه مساله رشد ابعاد درونی و شخصیتی  انسان هاست. اما در مورد شهر تهران با توجه به مدرن تر بودن آن نسبت به سایر نقاط ایران، ممکن است به دلیل تبلیغاتی که در جوامع مدرن تر صورت می گیرد، سن ازدواج در این شهر بالاتر برود.
اما ازدواج در هر صورت خوب است، و خیلی بهتر است که در سنین پایین تر باشد. پیشنهاد ما به عنوان روانشناس این است که در هر صورت چه آقایان، چه خانومها، با وجود موانع و حتی در صورت تجربه جدایی وطلاق این نیاز را تجربه کنند.
آفتاب: در شهر تهران چه عواملی را در افزایش سن ازدواج بانوان پر رنگ تر می بینید ؟ با توجه به اینکه در سال های اخیر تمایل خانوم ها نسبت به آقایان برای ازدواج در سنین بالاتر بیشتر شده است.
کمرنگ شدن سنتها و ارزشهایی که ریشه فرهنگی برای ما ایرانی ها دارد و بخشی از آن ابعاد روانشناسی مثبتی نیز داشته، پر رنگ تر شدن نقش رسانه های جمعی و تبلیغات از عوامل موثر در شهر تهران بوده است.  رسانه در زندگی دختران امروزی ما در جامعه و بویژه در شهر تهران نقش بسیار موثری دارد. تنها کافی است به صفحات متعدد اینستاگرامی که به تبلیغ مد و لباس و غیره می پردازند نگاهی بیندازید، در واقع دنیای دختران ما با این تبلیغات ساخته می شود و پرداختن به نیازهای واقعی عقب می افتد.
جدای از آن تبلیغات یکسویه فمنیستی هم بی تاثیر نیست و این مساله به لحاظ روانشناسی آسیب زا است. تحقیقات علمی که نمود آن به صورت میدانی نیز در جامعه قابل مشاهده است نشان می دهد بانوان ما با وجود داشتن شغل، تحصیلات و درآمد بالا، خوشحال نیستند و میزان افسردگی در آنها بالاتر است. دلبستگی به خانواده و نقشهایی که به عنوان زن می توانند داشته باشند، نقش مادری، نقش همسری که به واقع می تواند به لحاظ انسانی حال ما را خوب کند اعتبار خود را از دست داده است.
آفتاب: از لحاظ روانشناسی دلیل خاصی را می توان در افزایش تمایل بانوان به ازدواج برای اولین بار در سنین بالای 60 سال در نظر گرفت؟
بله. این مساله به دوره های مختلفی از زندگی که به آن دوره های رشد می گوییم بر می گردد. ما دو دوره  بحرانی را در چهل سالگی و دیگری در شصت سالگی طی می کنیم. در شصت سالگی برمیگردیم و به  درستی و نادرستی همه ارزشها، بایدها و نبایدهایی که تاکنون زندگی ما را ساخته نگاه می کنیم. برای مثال اگر فرد دیکتاتوری بوده ام، برمیگردم و میبینم که آیا این مسیر درست بوده؟ اگر فکر میکردم نباید ازدواج کنم، در این سن میبینم که نه ازدواج یک سرمایه گذاری عاطفی است و من نیاز دارم با کسی صحبت کنم، و  لحظات زیبا برای خود بسازم و همه اینها می¬تواند باعث شود تمایل به ازدواج در سنین بالای شصت سال افزایش یابد.
آفتاب: با توجه به وجود لایه های مختلف اجتماعی در شهر تهران، سطوح  مختلف فرهنگی و اقتصادی در این شهر، به عنوان یک روانشناس چه سنی را مناسب ازدواج برای دخترانی که تحصیلات، کار و جایگاه اجتماعی به فراخور احوال خود دارند می دانید؟
به این سوال باید با تحقیق و منابع علمی پاسخ داد، اما نظر شخصی من حدود سن بیست و پنج سالگی است که بلوغ های شخصیتی، رشدها، خواسته ها و نیازهای ما نسبتا شکل گرفته و به آنها اشراف داریم.
ما اعلام می کنیم که سخت گیری نکنید و با شرایط ساده تری وارد بحث ازدواج شوید، اما دخترها فکر می کنند سخت گیری نکردن، به معنای ازدواج با هرفردی است. سخت گیری نکردن به معنای آسان گیری نیست. به معنای دید بالغانه داشتن است. چون از بسیاری از مسائل می توان ساده تر عبور کرد، برای مثال تبلیغات لوکس رسانه ها در تشریفات عروسی را در نظر بگیرید. این پیش فرض را به خانومها میدهد اگر مراسم من نیز اینگونه باشد خیلی خوشحالم، و در نتیجه ازدواج خود را با این شرایط برگزار می کنند اما با گذشت یک ماه میبیند که حالش بد است. اینها قرار نیست حال ما را خوب کند و دخترها باید این مساله را نیز در نظر بگیرند.


کد N1926732