کار زشتی که مرد 2 زنه با بیوه جوان کرد | با پوریا بودم تا اینکه ....

رابطه,رابطه نامشروع,ارتباط,ارتباط نامشروع,رابطه پنهانی,ارتباط پنهانی,تجاوز,عکس تجاوز,فیلم تجاوز,قتل,آدم کشی,قتل عمد,قتل غیر عمد,دفاع,دفاع از خود,قتل و تجاوز,تجاوز و قتل,قصاص نفس,دستگیری,کلانتری,طلاق,دادگاه,دادگاه خانواده,مجازات,اعتراف,حکم,اعدام,حکم اعدام,کار زشتی که مرد 2 زنه با بیوه جوان کرد,با پوریا بودم تا اینکه ,,,,

کار زشتی که مرد 2 زنه با بیوه جوان کرد | مرد 2 زنه وقتی با زن مطلقه روبرو شد با دروغگویی های کثیف او را به دام کشاند. نمی دانم چرا قطار زندگی من فقط در ایستگاه های بدبختی توقف می کند و هیچ گاه رنگ سعادت و خوشبختی را نمی بینم اگرچه همیشه سعی کرده ام با قناعت زندگی کنم و به خانواده ام عشق بورزم، اما همواره فریب چرب زبانی و چاپلوسی دیگران را خورده ام و زندگی ام به نابودی کشیده شده است و در دام کلاهبرداران یا انسان های بی مسئولیت و معتادی گرفتار شده ام که ...

به گزارش آفتاب و به نقل از رکنا، زن 29 ساله ای که به اتهام فریب در ازدواج از همسرش شکایت کرده بود درحالی که معتقد بود، حرف های دیگران، تصمیم های نادرست، زودباوری و اعتمادهای نابجا موجب شده است هیچ گاه گل های پژمرده در زندگی اش فرصت دوباره شکفتن نیابند، به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گفت: در تمام 29 بهاری که از عمرم سپری شده است هیچ گاه رنگ سبزی و طراوت را ندیده ام با خود می اندیشم ای کاش زندگی همانند فیلمی بود که می شد سکانس های آن را تغییر داد. زن جوان ادامه داد: 17ساله بودم که با عماد ازدواج کردم، اما هنوز لحظه زیبای پوشیدن لباس عروس در ذهنم بود که با چهره خشن همسرم روبه رو شدم و خیلی زود فهمیدم که او به مواد مخدر صنعتی اعتیاد دارد اما دیگر کیمیا را باردار بودم و نمی توانستم از او جدا شوم مجبور بودم کتک ها و ناسزاهای او را هنگامی که خمار می شد تحمل کنم. اما هر انسانی ظرفیتی دارد من هم بالاخره صبرم به پایان رسید و در حالی که کیمیا هفتمین بهار زندگی اش را پشت سر می گذاشت به روزگار سیاهم پایان دادم و با آن که به خاطر دوری از فرزندم اشک می ریختم از عماد طلاق گرفتم از آن روز به بعد 4سال را بدون دخترم سپری کردم و زندگی سختی داشتم، اما بیشتر از هرچیز نگاه ها، حرف ها و طعنه های دیگران عذابم می داد تا این که 3ماه قبل با مرد 62ساله ای آشنا شدم پوریا مدعی بود 2بار ازدواج کرده است او می گفت همسرانش ، زنان صادقی نبودند و به او خیانت می کردند او که خود را داروساز و فردی سرشناس و تحصیلکرده معرفی می کرد مدعی بود به دنبال زندگی آرام و توام با آسایش است من هم که فریب چرب زبانی و ادعاهای او را خورده بودم، بدون تحقیق و مشورت به عقد او درآمدم اما هنوز 2ماه از ازدواج ما نگذشته بود که پوریا چند روز به منزل نیامد، هنگامی که در جست وجوی شوهرم بودم زن جوانی به منزلم آمد و گفت پوریا تو را هم فریب داده است من هم همسر دوم او هستم او مردی بیکار و دارای مشکلات اخلاقی است که تحصیلات ابتدایی دارد و هم اکنون به اتهام کلاهبرداری در زندان به سر می برد و من هم به خاطر چشم های ناپاک و روابط خیابانی او با زنان دیگر، قصد دارم از او طلاق بگیرم.... با شنیدن این حرف ها احساس کردم دوباره آوار بدبختی بر سرم فرو ریخت و من مانده ام که ...
http://www.aftabir.com
کد N1866230