آزار و اذیت زن جوان توسط گروه شیطانی گرگ های زرد | گفت و گو با پسر جوانی که به زن جوان تجاوز وحشتناک کرد!

رابطه,رابطه نامشروع,ارتباط,ارتباط نامشروع,رابطه پنهانی,ارتباط پنهانی,تجاوز,عکس تجاوز,فیلم تجاوز,قتل,آدم کشی,قتل عمد,قتل غیر عمد,دفاع,دفاع از خود,قتل و تجاوز,تجاوز و قتل,قصاص نفس,دستگیری,کلانتری,طلاق,دادگاه,دادگاه خانواده,مجازات,اعتراف,حکم,اعدام,حکم اعدام,آزار و اذیت زن جوان توسط گروه شیطانی گرگ های زرد,گفت و گو با پسر جوانی که به زن جوان تجاوز وحشتناک کرد

آزار و اذیت زن جوان توسط گروه شیطانی گرگ های زرد | گرگ زرد لقب پسر جوانی است که با ربودن زنی او را تحت آزار شیطانی داده است.

به گزارش آفتاب و به نقل از رکنا، متهم پرونده گرگ های زرد که توسط کارآگاهان پلیس آگاهی فریمان دستگیر شد حرف های شنیدنی دارد او که مدعی بود تحت تأثیر وسوسه های شیطانی یکی از دوستان و بستگانش قرار گرفته و دختری را به زور مورد آزار و اذیت قرار داده است، در ادامه به تشریح ماجرای زندگی اش پرداخت و گفت: سال گذشته که در ترم آخر دبیرستان تحصیل می کردم از 2 درس نمره قبولی نگرفتم و قرار بود امسال دوباره امتحان بدهم به همین خاطر اوقات بیکاری ام را در کارواش عمویم سپری می کردم. پدرم با آن که به شغل بنایی اشتغال داشت، اما نمی گذاشت من و 2 برادر کوچک ترم کمبودی در زندگی احساس کنیم ولی بدبختی های من از زمانی آغاز شد که «ع. ن» ( یکی دیگر از متهمان پرونده گرگ های زرد) نزد من می آمد و مدام از دوستی های خیابانی خود با دختران سخن می گفت. او چنان ماجراهای دوستی های خیابانی اش را با آب و تاب تعریف می کرد که من هم ناخودآگاه تحت تأثیر حرف های او قرار می گرفتم وسوسه های شیطانی او به حدی بود که توجهی به این ماجراهای عبرت آموز نکردم و روزی که «ع. ن» از من خواست به همراه او به یک لانه فساد بروم بدون اندیشیدن به عاقبت این کار، بلافاصله با او همراه شدم. این اولین باری بود که کار خلاف انجام می دادم و دیگر قبح این موضوع برایم شکست. البته پدرم نمی گذاشت من جایی بروم ولی «ع. ن» به پدرم زنگ می زد و اجازه مرا می گرفت اگرچه از قبل می دانستم این کارها عاقبتی ندارد ولی در عمل انجام شده قرار می گرفتم و عقلم از کار می افتاد. حتی وقتی زنی را به زور ربودیم و مورد آزار و اذیت قرار دادیم من به دوستانم گفتم می خواهم دیگر این کارها را نکنم اما آن ها خندیدند و مرا مسخره کردند. من اگرچه گاهی به خاطر اختلافات جزئی با پدرم درگیری لفظی پیدا می کردم، اما هیچ وقت پدر و مادرم چیزی را از من دریغ نکردند و تنها این دوستان ناباب بودند که مرا به این مسیر کشاندند اگر با آن ها به لانه های فساد نمی رفتم امروز کارم به اعدام نمی کشید. اکنون هم به همه دوستان و هم سن و سال های خودم می گویم اشتباهی را که من کردم آن ها تکرار نکنند و دنبال تحصیل و زندگی درست باشند چرا که این کارها عاقبتی جز تباهی و آبروریزی ندارد.
http://www.aftabir.com
کد N1863945