توازن کشور زیر سایه دو جریان ریشه‌دار

اصلاح طلبان

عبدالله ناصری

احزاب در ایران مورد توجه قرار نگرفته‎اند؛ یکی از دلائل آن می‌تواند حکومت دینی و ایدئولوژیک باشد. حزب جمهوری اسلامی که همه‎گیر بود و انتظار می رفت دوام داشته باشد، منحل شد و دیگر حزب ها مانند موتلفه کماکان به همان فعالیت سنتی خود ادامه می دهند.

هیچ وقت مسئله تحزب در دستور کار دولت ها نبود؛ هر چند در دولت اصلاحات تحزب در دستور وزارت کشور قرار گرفت اما باز هم با محدودیت از جانب برخی نهادها روبرو شد.

تحزب مسئله ای نیست که ساختار حکومتی کشور به آن توجه کند و سرمایه گذاری خاصی در این خصوص نمی شود. از طرفی حزب گرایی مورد اقبال مردم هم نیست، چرا که با ملی گرایی و دین آنها خیلی انطباق ندارد. جامعه بیشتر از آنکه درگیر مسائلی از این دست باشد، با مشکلاتی مانند اشتغال، مسکن و یا حتی مسائل بین المللی دست و پنجه نرم می کنند.

اصولگرایان از حاشیه امنی برخوردار هستند، اما این فضا برای جریان اصلاحات محیا نیست. در 20 سال گذشته اصلاح طلبان حزبی داشتند به نام سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که بسیار موثر بود، برخی از آنها بعدها به نام حزب مشارکت فعالیت کردند و در جهت گیری‎های سیاسی در بین مردم نقش قابل توجهی داشتند؛ اما بعد از اتفاقات 88 با حکم قضایی منحل شدند. این سرانجام بسیاری از فعالیت های حزبی است.

از طرفی تحزب در کادرسازی مدیریتی نیز جایی ندارد؛ در گذشته باید منتظر می شدیم هر حزبی که رای می آورد به طبع آن از همان جریان برای پست‎های مدیریتی انتخاب می شدند. اما از انتخابات 92 این مسئله کاملا رنگ باخته است با اینکه بزرگترین حامیان روحانی از اصلاح طلبان بودند، اما کابینه یازدهم و دوازدهم خیلی درگیر جناح زدگی نشدند. کارگزاران اگر درگیر نگاه حزبی نشوند، نتیجه می‌شود آنچه که امروز می بینید.

در انتخابات ایران برخلاف جوامع مدرن، بیشتر از آنکه احزاب نقش داشته باشند، اشخاص کاریزماتیک نقش اصلی را  ایفا می کنند. این شخصیت ها با تکیه بر شبکه مجازی و اقبال مردم می توانند کارساز باشند.

جامعه باید بیشتر به سمت احزاب فراگیر برود مانند کشورهای توسعه یافته. کشور بدون حضور فعال دو جریان ریشه‌دار، به توازن نمی رسد.

*عضو شورای مشورتی اصلاح طلبان

27212

کد N1782318