ناگفته های دادگاه بنیتا | چرا بنیتا 8 ماهه زودتر پیدا نشد؟ | سوال خانواده بنیتا از قاتل

بنیتا, دادگاه بنیتا, عکس دادگاه بنیتا, عکس جسد بنیتا, فیلم دادگاه بنیتا, فیلم بنیتا, مادر بنیتا, پدر بنیتا, پدر بنیتا دادگاه, عکس قاتل بنیتا در دادگاه, پرونده بنیتا, قاتلان بنیتا, بنیتا هشت ماهه, جسد بنیتا, مرگ بنیتا, عکس بنیتا, ماجرای بنیتا, قتل بنیتا, قاتل بنیتا, اعتراف قاتل بنیتا, اعترافات قاتل بنیتا, علت مرگ بنیتا, اعدام قاتل بنیتا, قتل عمد بنیتا, اعدام قاتل بنیتا, سابقه قاتل بنیتا, پرونده قاتل بنیتا, قتل بنیتا, اعدام قاتل بنیتا, قتل عمد, قتل غیرعمد, متهم قتل بنیتا, اعتراف, ادعای قاتل

دادگاه بنیتا روز گذشته برگزار شد. در اولین جلسه محاکمه عاملان قتل بنیتا 8 ماهه، اولیای دم و متهمان یکبار دیگر با هم روبرو شدند. در این جلسه پدر و مادر بنیتا بر اعدام قاتل بنیتا تاکید کردند مادر بنیتا قاتل دخترش را به حرمله تشبیه کرد. مادربزرگ بنیتا از متهم ردیف اول پرسید: چطور هنگامی که بنیتا در چشمان شما نگاه کرد این بلا را سرش آوردید؟

بیشتر ببینید: فیلم دادگاه بنیتا .
بیشتر بخوانید: حواشی دادگاه بنیتا .
بیشتر بخوانید: جزئیات دادگاه بنیتا .
بیشتر ببینید: اندوه مادر بنیتا +عکس و فیلم .

شرق نوشت: جعفر کوشا، وکیل اولیای‌دم، درحالی‌که شیشه شیر بنیتای هشت‌ماهه را در دست داشت رو به قضات گفت، متهمان حتی از دادن چند قطره آب که می‌توانست جان این طفل را نجات دهد خودداری کردند.

‌پدر بنیتا درحالی‌که محاسن بلندی داشت و چشمانی گریان، عکس دخترش را در دستش گرفته بود. هنگامی که چشمش به متهمان افتاد، به طرف محمد (متهم ردیف اول) حمله کرد که قاضی کشکولی از او خواست آرامش خودش را حفظ کند.

‌مادر بنیتا با چادر سیاه در جایگاه ویژه قرار گرفت. صورتش هنوز رخت عزا را از تنش درنیاورده است. بی‌روح و گونه‌هایش فرورفته بود، با صدایی لرزان شروع به صحبت‌کردن کرد. اشک تمام صورتش را‌ تر کرد. در پایان هق‌هق امان حرف‌زدن او را گرفت و پس از کمی مکث ادامه داد.

‌در ادامه جلسه، قاضی از محمد خواست در جایگاه ویژه قرار بگیرد. با بلندشدن محمد، هق‌هق مادربزرگ بنیتا (مادر مادرش) تمام سالن را پر کرد. رنگ چهره‌اش پریده بود. تمام بدنش به لرزه افتاد. همسر و دختر کوچکش زیر بغلش را گرفتند و او را از سالن بیرون بردند. این زن زیرلب سخن می‌گفت، اما از شدت لرزش لبانش کسی متوجه حرف‌هایش نمی‌شد. پس از چنددقیقه پدربزرگ بنیتا (پدر مادرش) دوباره وارد سالن شد.

‌در پایان جلسه، مادربزرگ بنیتا (مادر پدرش) به طرف متهمان رفت و خطاب به متهمان گفت: چطور هنگامی که بنیتا در چشمان شما نگاه کرد این بلا را سرش آوردید. بنیتا چندساعت در ماشین زجر کشید. در همین حین یکی از حراست دادگاه به طرف مادربزرگ بنیتا آمد تا او را آرام کند. جمعیت زیادی جلو سالن ایستاده بودند و مادربزرگ بنیتا سعی داشت با کنارزدن آنها حرف‌هایش را به متهمان بزند. او رو به مهدی گفت: تو خودت فرزند داشتی چطور توانستی این کار را بکنی.

قاضی با دعوت از رئیس کلانتری ١٣ خاتون‌آباد از او خواست اقداماتی را که درباره این پرونده انجام داده‌اند بیان کند. او با قرارگرفتن در جایگاه گفت: هنگامی که خبر سرقت خودرو پراید به ما اعلام شد، طرح مهار خودرو را اجرا کردیم. مأموران کلانتری تا بخشی از مسیر، خودرو پراید را شناسایی و تعقیب کردند، اما در میان راه خودرو مسیر خود را به طرف تهران تغییر داد و از حوزه استحفاظی ما خارج شد و ما موضوع را به حوزه مربوطه اطلاع دادیم. او در پاسخ به این سؤال که چه اقداماتی دراین‌باره انجام دادید، گفت: ماشین در محله‌ای کم‌جرم و تردد پارک شده بود. با توجه به اینکه نمی‌دانستیم چه افرادی این خودرو را سرقت کرده‌اند، سرنخی از متهمان در دست نداشتیم. هنوز حرف‌های رئیس کلانتری به پایان نرسیده بود که تعادل خودش را از دست داد و روی زمین افتاد. در همین حین افرادی که در سالن بودند زیر بغلش را گرفتند و او را از روی زمین بلند کردند. او که دیگر قادر به حرف‌زدن نبود، روی یکی از صندلی‌‌های جلو سالن نشست و یکی از مأموران یک لیوان آب به او داد.

مادر بنیتا به خبرنگار «شرق» گفت: از آن روزی که بنیتا گم شد به خانه مادرم رفتم و دیگر به خانه خودمان بازنگشتم. هنوز تختش و عروسک‌هایی که دخترم با آنها بازی می‌کرد، داخل خانه است. نمی‌دانم روزی می‌توانم به آن خانه بازگردم یا نه.


کد N1764258