چرا مهندسی انتخابات در پروژه "رئیسی برای رهبری" ممکن نیست؟

روایت سایت اصولگرا از سوختن سوژه رئیسی برای جانشینی رهبری

انتخابات 96, ابراهیم رئیسی, جانشینی رهبری, توزیع آرد, رهبری رئیسی, حسن روحانی,

قابل پیش‌بینی است که پروژه تقلب در انتخابات از آن سوی آب‌ها مطرح خواهد شد و به احتمال قوی، گمانه‌زنی فوق‌الذکر(جانشینی رهبری توسط رئیسی)، چاشنی اصلی این مدعا خواهد بود؛ خواهند گفت چون رئیسی گزینه رهبری آینده است، باید با هر قیمتی برنده انتخابات باشد!

به گزارش آفتاب، سایت اصولگرای الف نزدیک به احمد توکلی نماینده سابق مجلس و از چهره های موثر اصولگرایان، در تحلیلی پیرامون شایعه جانشینی رهبری توسط حجت الاسلام رئیسی، نوشت: 
زمان ثبت‌نام نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری به پایان رسید و افراد زیادی از جریان‌های مختلف سیاسی نام‌نویسی کردند؛ با این وجود، تا زمان اعلام نتایج تأیید صلاحیت‌ها توسط شورای نگهبان به طور قطعی معلوم نیست رقابت بین کدام افراد شکل بگیرد؛ اما به نظر می‌رسد در مورد دو نفر می‌توان با اطمینان بیشتر صحبت کرد: یکی حسن روحانی به عنوان نامزد اصلاح‌طلبان و اعتدالیون تا الآن و دیگری ابراهیم رئیسی .
بر همین اساس رقابت این دو نامزد احتمالاً روز به روز پررنگ تر خواهد شد؛ اما آن چیزی که اهمیت این رقابت را دوچندان می کند، آن است که در فضای رسانه‌های بیگانه این گمانه‌زنی مطرح می‌شود که رئیسی از مهم‌ترین گزینه‌ها یا مهم‌ترین گزینه ‌جایگزینی رهبری در ایران است.
به نظر می‌رسد این قابل پیش‌بینی است که همچون دوره‌های قبل، پروژه تقلب در انتخابات از آن سوی آب‌ها مطرح خواهد شد و به احتمال قوی، گمانه‌زنی فوق‌الذکر، چاشنی اصلی برای طرح این مدعا خواهد بود؛ به این ترتیب که خواهند گفت چون رئیسی گزینه رهبری آینده است، باید با هر قیمتی برنده انتخابات باشد؛ لذا مهندسی و تقلب در انتخابات برای جلوگیری از به دست آمدن هر نتیجه دیگری، مسلّم و حتمی است.
اما چند مانع جلوی باورپذیری این تحلیل قرار دارد. نکته اول آن است که اگر آنچنان که گفته می‌شود، رئیسی واقعاً گزینه احتمالی برای جانشینی آیت‌الله خامنه‌ای بود، نامزدی او در انتخابات ریاست جمهوری مطرح نمی‌شد؛ چرا که به‌هرحال، قرار دادن او در معرض آرای عمومی، یک ریسک بزرگ به شمار می‌رود و با تدبیر سیاسی در کشور همخوانی ندارد.
نکته دوم آنکه فرض کنیم حاکمیت این ریسک بزرگ را پذیرفته و تصمیم گرفته او را در معرض رأی مردم قرار دهد و از این طریق وجهه دموکراتیک رهبری آینده را در اذهان جابیندازد؛ طبق این سناریو برای اینکه آن وجاهت مورد نیاز برای رهبری تأمین شود، بایستی فاصله رأی رئیسی با نفر دوم، عدد قابل‌توجهی باشد؛ حتی اگر رئیسی 80% آراء را به خود اختصاص دهد، 20% میزان کسری رأی، از آن جهت که عدم رأی به گزینه‌ رهبری آینده تلقی می‌شود، برای او افت محسوب ‌شده و به این معنا است که جمعیت فراوانی با رهبری آینده همراه نخواهند بود.
بنابراین اگر قرار باشد پروژه تقلب تحقق یابد، دو کار اساسی باید صورت گیرد: اولاً باید رأی‌سازی گسترده‌ای برای رئیسی انجام شود تا آراء او به بیش از 80% برسد و ثانیاً بایستی یک رأی‌سوزی وسیع از روحانی انجام شود تا آراء او به کمتر از 20% برسد.
مهندسی دوبُعدی انتخابات که مستلزم رأی‌سازی و رأی‌سوزی به طور همزمان خواهد بود، حتی در دور اول یک دولت جدید، پروژه‌ای است محال، چه رسد به دور دوم دولت مستقر (که خود نیز برگزار کننده انتخابات است) تقریباً می‌توان گفت غیرقابل تصور است؛ بنابراین اگرچه می‌تواند "فرضیه‌ای" برای القای تقلب به نفع یک کاندیدای عادی باشد، اما به عنوان اقدامی در جهت "رهبرسازی" یک گزینه از کمترین تدبیر سیاسی عاری خواهد بود.
کد N1681186

وبگردی