• ۳۳بازدید

حق پناه: اردوغان برای مبارزه با ایران به اسرائیل نزدیک می‌شود/ فلسطین دیگر دغدغه اصلی خاورمیانه نیست

رجب طیب اردوغان,ترکیه,ایران و ترکیه,رژیم صهیونیستی

دکتر جعفر حق پناه در گفتگو با خبرآنلاین سیاست نزدیکی روابط ترکیه با اسرائیل را مورد تحلیل و واکاوی قرار داد.

سعید جعفری: اردوغان رویای اسرائيلی دارد و برای مقابله با ایران و کنترل نفوذ تهران، راه حل را در تل آویو جستجو کرده است. هر روز پالس های تازه ای از نزدیکی هر چه بیشتر آنکارا و تل آویو به گوش می رسد و اردوغان و داوود اوغلو و دیگر مقامات دولتی ترکیه در اظهار نظرهای مختلف تلاش دارند این نزدیکی را عادی جلوه کنند. عادی سازی که البته بسیار مهم است. جعفر حق پناه در گفتگو با خبرآنلاین معتقد است این رفتار ترکیه در جهت مقابله و محدود کردن نقش ایران در معادلات منطقه ای صورت می گیرد. با استاد مطالعات منطقه ای دانشگاه تهران گفتگویی در خصوص راهبرد جدید نزدیکی آنکارا به تل آویو انجام دادیم که مشروح آن را در ادامه می خوانید.  

ترکیه در حال نزدیک تر شدن هرچه بیشتر به اسرائيل است و هر روز پالس های بیشتری از مقامات این کشور در این راستا می بینیم. این نزدیکی را چگونه می توان تحلیل کرد؟

من ترجیح می دهم بیش از اینکه این موضوع را در سطح دوجانبه ببینم از یک رویکرد منطقه ای مورد توجه قرار دهم و به آن بپردازم. چرا که به نظر می رسد این ماجرا بیش از اینکه ابعاد دوجانبه داشته باشد دارای سطوح منطقه ای است. توازن ها و موازنه هایی که در منطقه وجود داشته است به مرور زمان در حال تغییر است و تغییراتی در آرایش قدرت منطقه ای شکل گرفته است. روندی که طی آن کنشگری ایران وضعیت بهتری یافته و به عنوان یک رقیب منطقه ای برای ترکیه عرصه را برای آنکارا محدودتر کرده است. ترکیه احساس کرده به تنهایی نمی تواند این موازنه را تغییر دهد در نتیجه این موضوع را در نزدیکی با اسرائیل جستجو می کند. 

سوال اینجاست چرا ترکیه این ماجرا را با اسرائيل پی می گیرد؟

برای اینکه احساس می کند این روند با همراهی عربستان سعودی قابل حصول نیست. اختلافات با مصر هم جدی است. بنابراین تنها کارت ترکیه اسرائيل است. این موضوع برای اسرائيل هم صدق می کند و از منظر این رژیم هم می بینیم تنها گزینه ترکیه است. ضمن اینکه این دو بازیگر دغدغه های مشترکی هم دارند. مانند ماجرای سوریه، مسئله انرژی و این منافع مشترک سبب می شود آنکارا و تل آویو بیشتر به یکدیگر نزدیک شوند.

ترکیه طی چند سال اخیر با در پیش گرفتن راهبردی جدید تلاش کرد خود را حامی مردم فلسطین نشان دهد و حتی دعوای معروف اردوغان با شیمون پرز در داووس و ژست های دیپلماتیک این کشور سبب شد محبوبیت اردوغان در میان افکار عمومی جامعه عربی بسیار بالا رود. حالا نزدیک شدن به اسرائیل سبب نمی شود از منظر پرستیژ به وجهه عدالت و توسعه ضربه ای وارد شود؟

توجیهی که الان آقای اردوغان می تواند داشته باشد این است که رفتارهای خشن اسرائيل در قبال فلسطینیان کمتر شده است. طبعا جنگی در میان نیست و کار قدری راحت تر است. طبیعی است که اگر دوباره اسرائيل حمله ای به سرزمین های اشغالی داشته باشد دوباره فضای عربی تغییر خواهد کرد. ولی از سوی دیگر باید این نکته را هم مورد توجه قرار دهیم ترکیه ناچار است مانند دیگر کشورهای عربی با احتیاط با اسرائيل رفتار کند. شما الان می بینید عربستان به سمت تنش زدایی با اسرائيل حرکت می کند. امارات دفتر منافع اسرائيل را هم در کشورش احداث کرده است. از این جهت شاید دیگر مسئله فلسطین دغدغه اصلی امنیتی جامعه خاورمیانه نیست و مسائل اقتصادی سبب شده قدری از حجم توجهات نسبت به این موضوع کاسته شود. 

بخش اعظم طرفداران داخلی حزب عدالت و توسعه طبقه سنتی و دین باور ترکیه هستند. گروهی که به موضوع فلسطین به عنوان یک ارزش می نگرند. بر این اساس این حرکت ترکیه به سمت روابط بهتر با اسرائيل سبب نخواهد شد وجهه اردوغان در داخل و در میان طرفدارانش تضعیف شود؟

اگر این حرکت به صورت شتابان و بدون دست آورد ملموس باشد همین پیامدی که شما اشاره کردید را با خود به همراه خواهد داشت. ولی فعلا اتفاقی که افتاده این است که تلاش می کنند این نگاه را در سطح جامعه ترویج دهند که این جنگ شیعه و سنی است. با همین نگاه توانسته اند مشکلات تروریسم را بر موضوعات پیشین مانند اسرائيل اولویت دهند و در واقع قبح اخلاقی ماجرای اسرائيل ریخته است. البته من هم با شما موافقم که این چرخش ترکیه معنادار است و نمی توان به سادگی همه هوادارانش را توجیه کند اما امید آقای اردوغان این است که در این روند به دست آوردهای اقتصادی دست یابد تا از آن به عنوان عامل مجاب کننده بهره ببرد.  

تنش های ترکیه با روسیه هم جدی شده است. اما شما این سیاست نزدیکی ترکیه به اسرائيل را فقط به ماجرای ایران مرتبط دانستید. آیا اختلاف نظر با روسیه بخشی از این ماجرا نیست؟

شاید تنش با روسیه ترکیه را به این نتیجه برساند که برای تقویت موضع خود در غرب از مزیت های لابی یهود در آمریکا بهره ببرد اما شاید عامل کلیدی نباشد. چرا که در این ماجرا ترکیه حمایت های ناتو را پشت سر خود دارد. ضمن اینکه اسرائيل همیشه روابط دوستانه ای با روسیه داشته است و همین حالا هم در جریان حملات به سوریه شاهد بودیم که هماهنگی هایی میان آقای پوتین و نتانیاهو صورت گرفته است. در نتیجه نزدیکی به اسرائيل بیشتر در جهت مقابله با ایران و عراق برای ترکیه حائز اهمیت است. ضمن اینکه خاورمیانه آوردگاه ترکیه است و حضور در این منطقه می تواند در تنظیم روابط و قدرت منطقه ای این کشور تعیین کننده باشد. 

با این نکاتی که اشاره شد چشم انداز سیاست خارجی ترکیه را چگونه می بینید؟ بازیگری که با همه سر گفتگو و رفع تنش داشت حالا هر روز با یک کنشگر وارد تنش می شود.

یکی از ویژگی های نظام های تک حزبی این است که اپوزوسیون قابلیت هم آوردی با حزب حاکم را ندارند و امروز عملا بعد از حدود ۱۲ سال حزب عدالت و توسعه به این موقعیت رسیده و به نوعی همه افکار مخالف را طرد کرده و احساس می کند حاکمیت مطلق دارد و هر سیاستی که بخواهد را می تواند دنبال کند. واقعیت این است عدالت و توسعه برای این مسیر هزینه های زیادی پرداخته است و راه بازگشتی هم برایشان باقی نمانده است. ضمن اینکه مشخص نیست به دست آورد مشخصی هم دست یابند. نقطه امیدشان این است که خود را در بلوک غرب تعریف کنند. در واقع حزب حاکم ترکیه بر این باور است اگر خود را به عنوان نماینده خواست ها و مطالبات جامعه بین المللی در مقابل تروریسم تعریف کند می تواند به امتیازات قابل توجهی دست یابد. به ویژه که رقبای اصلی اش مانند ایران اتصالی با غرب ندارد و آنکارا خواهد توانست با همراهی و همکاری با غرب ایران را در مسیر انزوا قرار دهد. با این تفاصیل به نظر من خاورمیانه آبستن تحولات ویژه و مهمی خواهد بود. ترکیه بر این باور است این ریسک ها و هزینه هایی که انجام می دهد بالاخره نتیجه خواهد داد و این ایده و اندیشه در خطوط تئوری های داوود اوغلو به ویژه در کتاب عمق استراتژیکش دیده می شود. پیشتر از پیگیری قدرت ترکیه در چارچوب قدرت نرم سخن می گفتند و حالا با تغییر رویه با متغیرعای سخت افزارانه در پی حصول به اهدافشان هستند. ضمن اینکه نباید از عنصر برداشت نخبگان مانند شخص اردوغان و داوود اوغلو هم به سادگی گذر کنیم. واقعیت ایت است تحولات خاورمیانه به حدی شتابان و پیچیده و با همراهی تناقضات زیاد است که اینگونه چرخش ها و رفتارهای پرریسک را نباید تنها به مواضع دولتمردان ترکیه منتسب کنیم و گاهی ساختار خود را بر کارگزار تحمیل می کند و در چنین روند پرآشوبی که جنگ تابو نیست و بخشی از راه حل بحران ارزیابی می شود حرکات پرشتاب و پرهزینه تنها به ترکیه و برای حفظ امنیت این کشور محدود نمی شود. در نتیجه باید اشاره کنم که بخشی از این رفتار ترکیه انفعالی و در واکنش به اتفاقات و تحولاتی است که در منطقه رخ داده است ارزیابی می شود. در نهایت پیش بینی من این است که این چرخه همچنان ادامه خواهد یافت و ما فعلا شاهد تصاعد چرخه بحران در این حوزه خواهیم بود. 

به عنوان آخرین سوال، چرا آقای اردوغان اینقدر حضور رسانه ای پررنگی دارد؟ مثلا اگر بخواهیم او را با عبدالله گل در زمان ریاست جمهوری مقایسه کنیم می بینیم اردوغان تقریبا هر روز در رسانه ها به نوعی حضور دارد. یا مثلا در خصوص بحران با روسیه تعداد اظهارنظرهای رئيس جمهور ترکیه اصلا قابل مقایسه با همتای روس نبود. 

آقای اردوغان به دلیل اینکه می خواهد خود را در روند تغییرات قانون اساسی قرار دهد تلاش دارد با این کار مقدمه چینی های لازم برای تغییر وزن جایگاه ریاست جمهوری را انجام دهد. به این ترتیب که ریاست جمهوری را از جایگاهی نسبتا تشریفاتی به اصلی ترین پست سیاسی و اجرایی کشور تبدیل کند. ضمن اینکه بخش دیگر این رفتار اردوغان به منظور سرپوش گذاشتن بر مسائل و ناکامی های داخلی است. به این ترتیب که اردوغان با حجم زیاد اظهارنظرها و سخنرانی ها می خواهد بر برخی مشکلات بر سر مسائل کردی سرپوش بگذارد و توجه عموم را به مسائل سیاست خارجی جلب کند تا کمتر مورد پرسش در خصوص ناکامی های عرصه داخلی قرار گیرد. 

وبگردی