• ۱۷بازدید
«گروه بین المللی بحران» بررسی کرد؛

تکیه غرب بر اختلافات احزاب سیاسی ایران بیهوده است/عاقبت دخالت

ساختار نظام سیاسی ایران مانع از آن می شود که غرب بتواند به خیال تفرقه اندازی در بین احزاب سیاسی به اهداف بلند مدت خود دست یابد و حفظ روابط با تهران تنها با استناد به راه های دیپلماتیک میسر است.

به گزارش خبرگزاری مهر، نزدیک شدن به زمان اجرای توافق هسته ای بین ایران و کشورهای ۱+۵ این سؤال اصلی را به ذهن متبادر می سازد حال که تهران بعد از گذشت بیش از سه دهه درهای روابط دیپلماتیک را به روی غرب گشوده است، چگونه می توان از فرصت به دست آمده برای تداوم مذاکرات در زمینه های مشترک همکاری استفاده کرد. در این میان، اگرچه ایران به خاطر حل مسائل مهمی چون برخورداری از حق داشتن انرژی اتمی و بحران سوریه، در سر میز مذاکره با قدرت های جهانی مجبور به هم صحبتی با آمریکا شد، اما واضح است که این تعامل به دلیل عمق خصومت دیرینه بین دو کشور از این بیشتر نخواهد شد و از این زمان به بعد، باز نگاه داشتن درهای همکاری با ایران بر دوش اتحادیه اروپا می افتد که همیشه وقتی پای بهبود روابط به میان می آید، حکم میانجی یا کاتالیزور را ایفا می کند.

در همین راستا، «گروه بین المللی بحران» با ارائه مقاله ای تحت عنوان «ایرانِ بعد از توافق هسته ای» به شرح اقداماتی می پردازد که باید همزمان با اجرایی شدن «برجام» از سوی اتحادیه اروپا اتخاذ شود تا تضمینی باشد برای تداوم تلاش ها به ایجاد فضای اعتمادسازی بین تهران و غرب.

آنچه که در جای جای این مقاله به چشم می خورد هشداری است که در باره عاقبت تلاش نافرجام غرب به اعمال نفوذ در مسائل داخلی ایران داده می شود- تلاشی که با توجه به نظام سیاسی ایران و برهه حساسی که مقارن با سه انتخابات مجلس نمایندگان، مجلس خبرگان رهبری و ریاست جمهوری است، می تواند نتایج کاملا معکوس و منفی  را برای غرب به ارمغان بیاورد.

بر اساس این گزارش، در غرب بسیاری به دستاوردهای توافق هسته ای و روند تدریجی تغییر در ایران خوشبین هستند. حتی برخی به سختی در برابر وسوسه تسریع روند این تحول مقاومت می کنند و شاید با همین نگاه است که در غرب بعضی ها به ترغیب ایران برای تغییر سیاست های منطقه ای و حتی حقوق بشری خود روی آورده اند.

اما هشداری که نباید از توجه به آن غافل بود این است که اعمال فشار بی مورد بازده مطلوبی نخواهد داشت و از آن بدتر، تلاش برای تقویت جریان «میانه رو» ایران هم می تواند نتیجه معکوس داشته باشد.

گزارش می افزاید: تمایل غرب به حمایت از میانه روها در برابر اصول گرایان از زمان حصول توافق هسته ای ایران افزایش چشمگیری داشته است اما با توجه به این حقیقت اثبات شده که عوامل خارجی هیچگاه موفق به اعمال نفوذ سیاسی در این کشور نبوده اند، اگر شکافی هم بین احزاب ایرانی وجود داشته باشد، بهتر است که غرب به آن تکیه نکند و از جانبداری در مسائل داخلی ایران بپرهیزد چرا که حتی حرف زدن در باب این موضوع هم می تواند به شک اصول گرایان مبنی بر اینکه هدف نهایی غرب از امضای توافق هسته ای تغییر ماهیت حکومت انقلاب اسلامی است، دامن بزند.

از سویی به دلایل مشابه، اعمال فشار سیاسی شدید و ناگهانی در زمینه حقوق بشر یا حمایت ایران از گروه های مقاومت هم می تواند شک هر دو گروه اصولگرایان رادیکال و پراگماتیک(عمل گرا) را برانگیزد که مبادا ماجرای هسته ای اولین قدم برای مهار ایران باشد و زمینه ای شود برای اینکه غرب بخواهد در حوزه های دیگر هم بر ایران اعمال فشار کند.

معکوس کردن روند خصومتی که بیش از سه دهه بر روابط تهران و غرب سایه انداخته، امری ساده نیست که به سرعت اتفاق بیافتد. بنابراین اولین قدم پس از حصول توافق هسته ای باید شامل اتخاذ اقدامات مشخص برای پاسخگویی به دغدغه آنهایی باشد که در هر دو طرف حتی با وجود «برجام» دست از آلوده کردن فضای اعتمادسازی بر نمی دارند. باید توجه داشت که غرب همچنان ایران را به قدرت طلبی در سطح منطقه متهم می کند حال آنکه ایران هم به غرب به چشم مانعی بر سر راه انقلاب اسلامی می نگرد. با این حساب، اگر خوب نگاه کنیم، هر دو طرف تا اجرای کامل تعهدات هسته ای به ویژه آنهایی که به تحریم، محدودیت های هسته ای و شفاف سازی مربوط می شود، فاصله زیادی دارند.

این گزارش برای غلبه بر چالش های پیش رو، برداشتن سه گام مهم را به اتحادیه اروپا پیشنهاد می کند:

*در وهله نخست، اتحادیه اروپا باید دستور العمل های روشنی را برای آن دسته از صاحبان مشاغل که علاقمند از سرگیری تعامل با ایران هستند، تعیین کند. از همه مهمتر، اتحادیه اروپا باید با بازنگری قانون سال ۱۹۹۶، شرکت های تجاری اروپا را از ریسک پذیری در برابر تحریم های برون مرزی آمریکا مصون نگاه دارد تا اگر کنگره یا رئیس جمهوری آینده ایالات متحده تصمیم به بازگرداندن سیستم تحریم ها کنند، ضرری متوجه آنها نباشد.

حتی اقدام بعدی اتحادیه اروپا می تواند شامل تخصیص معافیت های مالیاتی یا مزیت های گمرکی به تجار برای ترغیب آنها به از سرگیری تجارت با ایران باشد.

انتظار می رود که هرگونه نقص و کاستی به سرعت از جانب مسئولین مربوطه و کمیسیون مشترکی که در راستای اجرای برجام به وجود آمده، رفع شود.

*در گام دوم، اتحادیه اروپا که در این میان نقش نماینده جامعه غرب را ایفا می کند، باید به آرامی کانال ارتباطی غیر سیاسی را برای آغاز گفتمان با دولت ایران در زمینه های مشترک باز کند.

البته، بعد از حصول توافق هسته ای، ایران و اتحادیه اروپا با برگزاری یک سلسله گفتمان ها در باب موضوعات مختلف از جمله توسعه منطقه ای و حقوق بشر موافقت کردند. انتظار می رود که این گفتمان ها به سرعت آغاز شده و با نهایت دقت نیز پیگیری شود.

* گام سوم هم مدیریت مسائل منطقه ای است. بی شک، غرب به حمایت سیاسی و نظامی خود از دشمنان منطقه ای ایران ادامه خواهد داد تا به این ترتیب دغدغه خود را از تبدیل ایران به یک قدرت هژمونیک کاهش دهد. اما آنها باید با توجه به خطر افزایش رقابت تسلیحاتی که به دنبال حصول توافق هسته ای در سطح منطقه به وجود آمده است، جوانب احتیاط را رعایت کنند. بنابراین، برای اعضای ۱+۵ به مراتب بهتر است که سطح تعاملات دیپلماتیک را در منطقه دو برابر کنند.

در این راه، مذاکرات صلح سوریه به منزله نخستین قدم بود حال آنکه نتیجه هم چندان رضایت بخش نبود. نباید فراموش کرد که امنیت پایدار مستلزم مشارکت همه کشورهای منطقه است. بنابراین، روندی که در مذاکرات وین در پیش گرفته شد، بدون در نظر گرفتن نتیجه نهایی، باید همچنان ادامه پیدا کند.

به ادعای نویسندگان این گزارش، نظام سیاسی ایران بیش از تغییر به تداوم پایبند است و بازیگران خارجی نمی توانند با سرمایه گذاری بر روی یکی از دو حزب مطرح طیف سیاسی (به ویژه میانه روهای پراگماتیک) روند تغییر را تسریع کنند. در ایران، هیچ تغییر سیاسی بدون آنکه از حمایت همزمان رهبر عالی انقلاب اسلامی و اصول گرایان پراگماتیک برخوردار باشد، محقق نمی شود. بنابراین، در برهه حساس دو سال آینده (۱۶-۲۰۱۵ میلادی) که در آنها به ترتیب انتخابات مجلس نمایندگان، مجلس خبرگان رهبری و در نهایت ریاست جمهوری برگزار می شود، تلاش غرب برای اعمال نفوذ، نتایج معکوسی را به بار خواهد آورد.

وبگردی