۰

تحلیل یک بازرس پیشین آژانس از بی‌اساس بودن ادعاهای این نهاد درباره ایران

  • ۶بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
مدير كل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی,آژانس بين‌المللي انرژي اتمي

یک بازرس پیشین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در گزارشی به بررسی گزارش نهایی آژانس درخصوص مسایل باقیمانده برنامه هسته‌ای کشورمان پرداخت و نوشت: بخش اعظم ادعاها درباره ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته‌ای ایران بی‌اساس است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، رابرت کلی، یکی از کارشناسان برجسته پیشین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در گزارش خود که در پایگاه اینترنتی لوبلاگ منتشر شده است، نوشت: من از مدت‌ها قبل نسبت به جزییات گزارش نوامبر 2011 آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به ویژه درباره اتهامات خاص مطرح شده در ضمیمه این گزارش با عنوان ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته‌ای ایران (پی‌ام‌دی) تردید داشتم. امیدوار بودم گزارش نهایی آژانس درباره موضوع پی‌ام‌دی، مهم‌ترین اتهامات خاص مندرج در ضمیمه 2011 را برطرف کند. این موارد شامل وجود یک مخزن بزرگ مواد منفجره در تاسیسات نظامی پارچین در جنوب تهران بود که در آن آزمایشات هیدرودینامیک انجام می‌شد (پارگراف 49) و تاکید بر این که آزمایش‌های مواد انفجاری قوی در ابعاد گسترده توسط ایران در منطقه مریوان صورت گرفته است (پارگراف 43)، مریوان در شمال غربی ایران در مرز با عراق قرار دارد.

این دو اتهام که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در گزارش خود به آن اشاره کرده است از سوی کشورهای عضو آژانس مطرح شده و آژانس هویت آن‌ها را هرگز فاش نکرده است اما بسیاری بر این باورند که این اتهامات از سوی طرف‌های متخاصم با ایران، شامل اسراییل مطرح شده است. من در تحلیل‌ها و مقالات خود تلاش کردم این مساله را روشن کنم که گزارش سال 2011 آژانس، از جمله این اتهامات خاص به شدت بی‌اعتبار است.

گزارش اخیر آژانس حاوی یک خبر خوب است، مبنی بر این‌که در نهایت پرونده موسوم به پی‌ام‌دی در ارتباط با فعالیت‌های هسته‌ای گذشته ایران مختومه می‌شود (و اجازه اجرای برجام را می‌دهد)، اما این گزارش درخصوص افشای هرگونه اطلاعات جدید درباره فعالیت‌های ادعایی، شامل مریوان و پارچین بسیار نا امید کننده است. هم‌چنین موضوع ناامید کننده دیگر این است که آژانس در ارائه گزارش خود در توضیح نحوه ارزیابی‌اش درباره اعتبار اطلاعات توام با تردید آن دسته از کشورهای عضو ناشناس، ناکام بوده است. همان‌طور که در ادامه نشان داده می‌شود، ارزیابی‌های فنی آژانس درباره مسائلی هم‌چون چاشنی‌های مورد استفاده در تسلیحات هسته‌ای که فراتر از وظایف آژانس برای بررسی مواد هسته‌ای و اطمینان از انحراف نداشتن در استفاده این مواد است، ناکافی است.

این کارشناس بین‌المللی در ادامه با بیان این‌که، به نظر می‌رسد هدف از گزارش نهایی آژانس بیش‌تر برای بازتاب انتقادهای گزارش 2011 آژانس طراحی شده است تا ارائه اطلاعاتی جدید درباره تایید اتهامات مطرح شده در این گزارش تاکید کرد: این گزارش را باید بیش‌تر سندی سیاسی دید تا فنی. علاوه بر این، اتهامات جدید مطرح شده در این گزارش به ویژه این که ایران برخی فعالیت‌های مرتبط با طراحی یک سلاح هسته‌ای را تا سال 2009 ادامه داده است بدون ارائه مدرکی قانع کننده یا معرفی یک منبع معتبر بیان شده است. از نظر من، تکرار اتهامات قدیمی بدون ارائه مدرکی جدی برای اثبات آن و مطرح کردن اتهاماتی جدید که قطعا به تیتر اول رسانه‌ها تبدیل می‌شود و به مخالفان برجام خوراک می‌دهد، بدون مدرک قطعی یا منبعی که ازشان پشتیبانی کند، اقدامی غیرمسوولانه است.

ابهام مریوان

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در ضمیمه 2011، توصیفی کامل از آزمایش بسیار پیچیده یک سیستم چاشنی چند مرحله‌یی ارائه و تاکید کرد این سیستم یک‌بار در نزدیکی مریوان آزمایش شده است. گزارش نهایی آژانس بدون هیچ‌گونه شفاف‌سازی درباره این موضوع، این اظهارات را اصلاح و تنها تاکید کرد این آزمایش در منطقه‌ای که مریوان نامیده می‌شود، انجام شده است. (پارگراف 41)

ایران سال گذشته از آژانس برای بازدید از مریوان دعوت کرد اما آژانس این دعوت را رد و تاکید کرد تاسیسات دیگر از جمله پارچین در اولویت بازدید قرار دارد. رد این پیشنهاد در آن زمان با توجه به اهمیت آزمایشات ادعایی در مریوان، گمراه کننده است اما این حقیقت که در گزارش آژانس اشاره‌ای به این پیشنهاد ایران نشده است، نشان دهنده کوتاهی آژانس در مطلع کردن مخاطبان از حقایق مرتبط با این موضوع است. (در اقدام مشابه دیگری، آژانس در گزارش نهایی خود به اظهارات وایچسلاو دانیلنکو، دانشمند اوکراینی شوروی در کتابش، مبنی بر این‌که وی این اتاق را برای تولیدات نانودینامیک طراحی کرده نه آزمایش‌های هیدرودینامیک، اشاره نکرده است.)

توضیح درباره قصور در بازدید از مریوان، مفید خواهد بود زیرا نشان می‌دهد آژانس نیز احتمالا درباره اعتبار منبع اطلاعات مرتبط با این آزمایش‌های ادعایی تردید دارد. اگر این‌طور باشد، اطلاعات دریافتی دیگر از منابع مشابه نیز مشمول همین فرایند خواهند بود. این احتمال وجود دارد که تیمی از کارشناسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در تلاش برای نتیجه‌گیری تحقیقات پی‌ام‌دی از منطقه موسوم به مریوان دیدن کرده باشند. درصورتی که چنین امری صورت گرفته باشد، انتظار می‌رفت در گزارش آژانس به چنین بازدید و یافته‌های آن اشاره می‌شد.

تلاش‌ها برای بی‌اعتبار کردن همکاری ایران با آژانس، تنها نمونه در گزارشی نیست که بارها تهران را اخلال‌گر و بی‌مسوولیت توصیف کرده است. به طور مثال در پارگراف 33 آمده است: آژانس در نشست 2005 با مقامات ایران سندی 15 صفحه‌ای را در ارتباط با تبدیل ترکیبات اورانیوم به فلز اورانیوم شناسایی کرد. ایران این سند را به صورت داوطلبانه به آژانس ارائه کرد اما کلمات استفاده شده به صورت ضمنی بر این امر دلالت داشت که آژانس باوجود خواسته ایران، این سند را کشف کرده است. من تردیدی ندارم که ایران در تعاملاتش با آژانس می‌توانست و باید آماده‌تر برخورد می‌کرد اما هیچ دلیلی وجود ندارد که آژانس بخواهد رفتار ایران را به شکل منفی بازتاب دهد.

حل نشده باقی ماندن معمای پارچین

رابرت کلی در ادامه با اشاره به این‌که برخی از رازها و ناهنجاری‌ها درباره این مخزن ادعایی را در چندین مقاله در سال گذشته خلاصه کرده است، نوشت: یکی از این مقالات بعد از بازدید یوکیا آمانو، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از ساختمانی مورد تردید در پارچین در 20 سپتامبر منتشر شد.

آمانو در آن زمان گفت که وی و معاونش هیچ تجهیزاتی در این ساختمان در ارتباط با اتاق انفجاری پیدا نکرده‌اند اما گزارش نهایی آژانس حاوی توضیحی درباره مشاهدات آن‌هاست: آن‌ها اتاق یا تجهیزاتی مرتبط در داخل این ساختمان مشاهده نکردند. آن‌ها نشانه‌هایی از نوسازی داخلی، طبقه‌ای با برش تقاطعی غیرمعمول و یک سیستم تهویه مشاهده کردند که ناقص به نظر می‌رسد.

البته مشخص نیست که منظور از برش تقاطعی غیرمعمول چیست اما مساله بزرگ‌تر، چیزی است که مشاهده نشده است. دست کم تا به امروز، فرضیه آژانس درباره این اتاق به شش جمله در کتاب دانیلنکو مربوط بوده است که نوشته بود وی اتاق بزرگی را برای آزمایش‌های تحت فشار نانودینامیک در 1999 و 2000 طراحی کرده است (و ظاهرا دانیلنکو در گفت‌وگویی با آژانس نیز به این مساله اشاره کرده است). وی مشخص نکرده است که این اتاق واقعا در ایران ساخته شده یا خیر. بر اساس توصیف این کتاب، این اتاق به بزرگی یک اتوبوس دو طبقه لندن و چند برابر سنگین‌تر از آن خواهد بود. این اتاق هم‌چنین در یک قسمت در یک جعبه 700 تنی از فولاد تقویت شده قرار می‌گیرد که بسیار بزرگ‌تر از خود این اتاق است.

بر اساس گزارش نهایی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (پارگراف 48)، آژانس به اطلاعاتی، شامل تصویر ماهواره‌یی دست یافته بود که نشان می‌داد ایران در سال 2000 یک سیلندر بزرگ در مجتمع نظامی پارچین ساخته و نصب کرده و سپس ساختمانی را اطراف آن بنا کرده است. در این گزارش آمده است؛ اطلاعات دیگر نشان می‌دهد این وسیله با پارامترهایی که دانیلنکو در کتابش توصیف کرده مطابقت دارد. هم‌چنین این ساختمان تا اواخر سال 2003 مورد استفاده قرار گرفته است. گزارش نهایی آژانس (در پارگراف 56) متذکر می‌شود که در دو ماه گذشته تصاویر ماهواره‌یی جدیدی از منابع مختلف، شامل یک منبع تجاری دریافت کرده است که از نشانه‌های قبلی درباره وجود یک وسیله سیلندرگونه بزرگ در محل مورد نظر آژانس در پارچین در تابستان 2000 حمایت می‌کند.

این ارزیابی سوالاتی را درباره این‌که آیا ایران می‌تواند پیشرفتی قابل ملاحظه در این طرح داشته باشد، عملیات ساخت آن را تکمیل کرده و سپس ساختمانی را اطراف آن در مدت چند ماه ساخته باشد، ایجاد می‌کند. این گزارش درباره اقدام احتمالی آژانس برای بازدید از کارخانه‌ای که ظاهرا این اتاق را ساخته، سکوت کرده است. به نظر می‌آید آژانس هیچ ارزیابی درباره زمان، هزینه و مهندسی لازم برای طراحی، تولید و نصب این اتاق انجام نداده است. سوال مرتبط دیگری که من به آن می‌پردازم این است که چطور چنین سازه عظیم‌الجثه‌ای از جمله این بلوک سیمانی بزرگ در فاصله زمانی 2003 تا 20 سپتامبر 2015 به دور از دوربین‌های ماهواره‌های جاسوسی و بازرگانی، به طور کامل برچیده و نابود شده است؛ عملیاتی که نیازمند شمار زیادی کارگر و کامیون در طول چندین روز متوالی است.

البته، آسان‌ترین راه برای انجام دادن این کار، منفجر کردن این ساختمان و محتویات آن خواهد بود. اما این ساختمان که بخشی از آن نوسازی شده است، از سال 2003 پابرجا باقی مانده است.

جدا از ساخت، نصب، تخریب و برچیدن این سازه، سوالات دیگری باقی می‌ماند، شامل:

1 - چه توضیحی برای قصور قابل توجه در تلاش‌های مستقل آژانس برای دریافت تصاویر ماهواره‌یی موجود از شیء سیلندرگونه بزرگ بین گزارش 2011 آژانس و اواخر 2015 وجود دارد؟

2 - اگر این تصویر جدید واقعا در دسترس است، چه عاملی مانع از انتشار این تصاویر به ویژه از زمانی که هیچ عکس یا مدرک فیزیکی درباره اتاق ادعایی به عموم ارائه نشده، از سوی آژانس شده است؟ انتشار این مدرک دست کم امکان راستی‌آزمایی مستقل اظهارات آژانس را فراهم می‌کند.

3- اگر آژانس این مدرک مضاعف را در اختیار داشت، چرا در گزارش نهایی خود به روشنی ادعای قبلی‌اش را درباره تطابق شیء سیلندرگونه با ابعاد طراحی دانیلنکو بیان نکرده است، به ویژه این‌که آژانس برای اثبات این ادعا در گزارش 2011 به زحمت بسیاری افتاده بود.

4- با این که آژانس در گزارش سال 2011 خود می‌گوید این اتاق با طراحی دانیلنکو تطابق دارد، این سوال مطرح است که آیا آژانس بلوک سیمانی 700 تنی را که بخشی از طراحی دانیلنکو بوده است مدنظر قرار داده یا خیر؟

5- آیا یک تصویر واقعی از این سیلندر وجود دارد؟ در گزارش سال 2011، به نشانه‌هایی اشاره شده است مبنی بر این‌که یک ساختمان اطراف یک وسیله سیلندرگونه بزرگ در مکانی در تاسیسات نظامی پارچین ساخته شده است که با اطلاعات افراد ناشناس تطابق دارد. گزارش جدید بیان می‌کند این تصویر جدید از نشانه‌های قبلی درباره وجود یک وسیله سیلندرگونه بزرگ در تاسیسات پارچین حمایت می‌کند. جمله بندی این دو گزارش به ویژه در استفاده از کلمه نشانه‌ها عمدا مبهم است و نیازمند شفاف‌سازی است.

چاشنی و مواد منفجره

این گزارش در پرداختن به مسائلی فراتر از وظایف ویژه و حوزه صلاحیت آژانس، نشان از نبود تخصص فنی درباره تولید تسلیحات هسته‌ای دارد. قطعا نویسندگان گزارش نهایی به ابزار فنی مناسب موجود توجهی نکرده‌اند.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در ضمیمه گزارش 2011 (پارگراف 40 - 38) تاکید کرده است که تولید و کسب چاشنی‌های سیم رابط انفجاری (EBW) توسط ایران موضوعی نگران کننده است چرا که آن‌ها یک نشانه برای تولید تسلیحات هسته‌ای به ویژه در ترکیب با سیستم انفجاری چند مرحله‌ای است که ظاهرا در مریوان (یا منطقه‌ای موسوم به مریوان) مورد آزمایش قرار گرفته است. در این ضمیمه آمده است: آژانس بر این باور است که کاربردهای غیرهسته‌ای برای چاشنی‌هایی مثل چاشنی‌های سیم رابط انفجاری و تجهیزات مناسب برای شلیک چاشنی‌های چند منظوره با سطح بالایی از تقارن وجود دارد.

گزارش نهایی آژانس در حالی که اظهارات اولیه خود را رد نمی‌کند، تاحدی درخصوص کاربرد احتمالی چاشنی‌های سیم رابط انفجاری در فعالیت‌های غیرهسته‌ای عقب‌نشینی کرده است. آژانس اذعان می‌کند که استفاده فزاینده‌ای از این چاشنی‌ها برای اهداف غیرنظامی و نظامی متعارف وجود دارد. (پارگراف 79)

علاوه بر اصطلاحات ناصحیح استفاده شده در این گزارش، آژانس به نظر می‌آید به شکل تعجب برانگیزی، هیچ اشاره‌ای به این مساله نمی‌کند که بازار چاشنی‌های سیم رابط انفجاری از دهه 40 به شکلی ثابت گسترش یافته است! شرکت‌های تجاری میلیون‌ها چاشنی انفجاری تولید کرده‌اند که تا آن‌جا که مطلعیم هیچ یک از آن‌ها در تسلیحات هسته‌ای استفاده نشده است. چاشنی‌های انفجاری ای‌بی‌دبلیو به همراه چاشنی‌های انفجاری دیگر استانداردی مدرن را برای سازوکار انفجاری نظامی معتبر و هم‌چنین عملیات حفاری و معدن ایجاد می‌کند.

اسناد افشا شده از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پیش‌تر اشاره کرده است که عراق سیستم انفجاری چند مرحله‌ای تولید کرده بود که تنها نیازمند دو چاشنی بود، درحالی که اگر توصیف آژانس درباره آزمایش انفجاری چندمرحله ای در مریوان درست باشد، تنها نیازمند یک چاشنی است. از این رو به نظر می‌رسد نتیجه گیری صورت گرفته در پارگراف 36 با طراحی آزمایش انفجاری چندمرحله‌ای که به ایران نسبت داده شده است، تطابق ندارد.

پارگراف 66 گزارش نهایی نیز به جمله‌ای در ضمیمه 2011 اشاره دارد، مبنی بر این‌که ایران چندین آزمایش عملی انجام داده است تا ببیند آیا مولفه شلیک چاشنی‌های سیم رابط انفجاری به شکلی رضایت بخش در طول مسیر میان نقطه شلیک و وسیله آزمایشی که در عمق قرار گرفته است، عمل می‌کند؛ نظیر شرایطی که برای یک آزمایش هسته‌ای زیرزمینی اعمال می‌شود. چنین ادعایی برای هر مهندس برقی که به ویژه با مهمات نظامی سروکار داشته باشد، مضحک است. یک مجموعه شلیک با ولتاژ بالا صدها یا هزاران متر دورتر از یک وسیله انفجاری قرار نمی‌گیرد، بلکه در کم‌ترین فاصله نسبت به‌هم قرار دارند.

یک مجموعه شلیک با ولتاژ بالا، با یک سیگنال شلیک عمل می‌کند که مسافت طولانی از نقطه شلیک را به عنوان بخشی از یک طرح دنباله‌دار انفجاری طی می‌کند. ریتم‌های کوتاه ولتاژ بالا که چاشنی‌های انفجاری را فعال می‌کند از طریق سیم‌هایی (که مقاومت پایینی دارند) به وسیله انفجاری منتقل می‌شود؛ فاصله‌ای که تنها می‌تواند چند سانتی‌متر باشد.

به نظر می‌رسد این نظریه ذکر شده در گزارش آژانس بازتابی از گمانه‌زنی‌های قابل تردید در مقاله اوائل سال جاری روزنامه نیویورک تایمز یا مبتنی بر این مقاله است. این مقاله شامل جدولی با عنوان آزمایش شلیک بمب است که بیان می‌کند: آزمایش زیرزمینی یک بمب اتم نیازمند کابل‌های طولانی است که ولتاژ بالا را برای روشن شدن چاشنی‌ها منتقل می‌کند.

به نظر می‌رسد آژانس احتمالا برای رسیدن به این مفهوم عجیب و غریب به گزارش یک روزنامه تکیه کرده است.

آژانس در بخش E.9 (پارگراف 65- 63) به تشریح یک بازدید معمول از دانشگاهی در سال 2015 برای بررسی یک ژنراتور نوترونی تحت عنوان مشابه منابع انفجاری نوترونی تحت فشار و شوک برای بمب می‌پردازد. این نظریه که فعالیت این دانشگاه در زمینه یک منبع نوترونی است گمراه کننده بوده و می‌تواند نتیجه‌گیری اشتباهی را مبنی بر این‌که ایران بعد از سال 2009 فعالیت‌های تسلیحاتی را دنبال کرده است، ترویج دهد. در حقیقت این دو موضوع هیچ ارتباطی به هم ندارند و ترکیب آن‌ها حاکی از نبود تخصص فنی یا تلاش عمدی برای تاکید بر مشارکت ایران در فعالیت‌های مرتبط تسلیحات هسته‌ای تا اواخر سال 2009 است.

نمونه‌برداری از پارچین

در پاراگراف 55 گزارش نهایی آژانس، به نمونه‌گیری صورت گرفته در مجتمع نظامی پارچین اشاره می‌شود. متاسفانه این گزارش توصیف نمی‌کند که با وجود جنجال علنی بر سر این مساله، نمونه‌گیری چگونه انجام شد؟ منتقدان برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) ادعا می‌کنند که بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در زمانی که نمونه‌گیری انجام می‌شد، حضور نداشتند. هرچند که این مساله هرگز ثابت نشده است. با این وجود، براساس توصیفی که این گزارش ارائه کرده است، نمونه‌گیری‌ها به دو نتیجه‌گیری ختم شدند:

اول این که؛ این گزارش اعلام کرد که دو ذره از اورانیوم تغییر یافته به دست انسان، در نمونه‌های محیطی پیدا شدند. متاسفانه، همان‌طور که هر دانشمند ذی‌صلاحی می‌تواند شهادت دهد، در نبود نمونه‌های پایه پیشین که در منطقه گرفته شده باشند و مشخص کنند که چه تعداد از این ذرات به طور متوسط در هر نمونه‌گیری پیدا شده، چنین چیزی بی‌معنی است. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در سال 2005 نیز از یک سایت دیگر در پارچین دیدن کرد. آن‌ها گزارش دادند که هیچ مواد هسته‌ای را در نمونه‌های گرفته شده در آن‌جا، پیدا نکردند. این امکان وجود داشت که از این نمونه‌های قبلی به عنوان نمونه‌های پایه برای بازدید سال 2015 استفاده شود.

نتیجه گیری دوم این است که آژانس ادعا می‌کند نمونه‌های محیطی را برای بقایای (مواد) انفجاری و شیمیایی مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در دو دهه گذشته، توانایی خود را برای بررسی و تحلیل نمونه‌های محیطی افزایش داده است اما این توانایی با توجه به ماموریت آژانس صرفا و به درستی روی آثار رادیواکتیو متمرکز بوده است. اگر آژانس بتواند نمونه‌ها را برای مقاصد غیر مرتبط با مواد شکافت‌پذیر هسته‌ای مثل اسرار بازرگانی صنعتی یا برنامه‌های تسلیحات شیمیایی مورد بررسی قرار دهد، چنین به نظر می‌رسد که به مراتب خارج از حیطه اختیارات خود عمل کرده است. این مساله باید مایه نگرانی همه کشورهایی باشد که به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه برداشتن نمونه‌های محیطی را می‌دهند.

ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره چگونگی نمونه‌برداری، توافقات محرمانه‌ای داشتند که علنی نشد. تنها می‌توان امیدوار بود که ایران با روشی موافقت کرده است که به آژانس اجازه می‌دهد نمونه‌ها را برای یافتن هرگونه مواد شکافت‌پذیر یا شیمیایی مورد بررسی قرار دهد.

سایر مشکلات فنی در گزارش

ارزیابی نهایی آژانس در پاراگراف 86 نشان می‌دهد که فعالیت‌های پادمانی در مکان‌های مختلف در ایران، شامل پارچین انجام شده است اما طبق تعریف، فعالیت‌های پادمانی قابل اجرا در پارچین نیستند چرا که این سایت یک سایت اعلام شده هسته‌ای نیست و هیچ فعالیت مرتبط هسته‌ای در آنجا انجام نشد.

اگرچه ممکن است این موضوع یک نکته فنی ناچیز یا یک اشتباه در پیش‌نویس باشد اما تاثیر بدی روی دقتی دارد که در تهیه گزارش به خرج داده شده است. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی علاوه بر این، در سال 2011 اختلاف مقدار 19 کیلو و 800 گرم از پسماند و ته مانده اورانیوم طبیعی را در سایتی به نام آزمایشگاه تحقیقاتی چند منظوره جابربن حیان گزارش داد و القا کرد که ایران شاید مقداری از این ماده را برای مقاصد دیگر استفاده کرده باشد. (آژانس معیاری برای مشخض کردن این دارد که چه زمانی مقدار اختلاف مهم است. برای اورانیوم طبیعی، مقدار 10هزار کیلوگرم موجب نگرانی است، پس این نه تنها ناچیز است بلکه ربطی به ابعاد نظامی احتمالی ندارد.)

هرچند چیزی که آژانس در گزارش دهی آن می‌تواند کوتاهی کرده باشد این است که ماده مورد بحث، برای سال‌های زیادی تحت مهر و موم آژانس بوده است. در واقع هیچ ماده‌ای ناپدید نبود. این اختلاف مقدار، کاملا به علت تغییر در شیوه سنجش آژانس از پسماند نامتجانس در داخل محفظه‌های مهار بوده است.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در ضمیمه سال 2011، مدعی شد اطلاعاتی که کشورهای عضو در اختیار آژانس قرار دادند و برخی از آن‌ها که قادر به بررسی مستقیم‌شان بوده است، نشان می‌دهند که ایران با استفاده از مواد پرچگالی مثل تنگستن، اقدام به شبیه‌سازی قطعات انفجاری هسته‌ای کرده است. (پاراگراف 48)

اما در گزارش نهایی، اشاره خاص به تنگستن حذف شده است (پاراگراف 47). چرا؟

همان‌گونه که به صورت علنی بیان شده است، تنگستن در چنین آزمایشاتی یک محرک ضعیف برای اورانیوم محسوب می‌شود اما آژانس به جای آن که به صراحت به این اشتباه اذعان کند، ظاهرا تلاش می‌کند با زیرکی از این موضوع استفاده کند. اگر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌تواند به این نتیجه برسد که تنگستن باید مورد استفاده قرار می‌گرفت یا در حقیقت استفاده شده است، نباید حقایقی را که در گذشته به آن اشاره کرده بود پنهان کند. واضح است که حذف اشاره خاص به تنگستن، باعث تضعیف اعتبار اصل اتهام و در نتیجه تضعیف منبع یا منابع طرح این اتهام می‌شود. این‌که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی خود را ملزم می‌داند مسوولیتش درباره اورانیوم ناپدید شده و فرضیه‌های اشتباه خود درخصوص استفاده از تنگستن را نادیده بگیرد، نه تنها به نفع آژانس نیست بلکه باعث تضعیف اعتبار آژانس نیز خواهد شد.

کیفیت اطلاعات

آژانس در این ارزیابی نهایی خود تلاش کرده است قابل اتکا بودن اطلاعات ارائه شده به وسیله‌ کشورهای ناشناس عضو را که بعضی از آن‌ها به عنوان متخاصم در قبال ایران شناخته می‌شوند، بررسی کند. به عنوان مثال، پاراگراف‌های مقدماتی هیچ اشاره‌ای به گزارش‌های اطلاعاتی تایید نشده از منابع ناشناس نمی‌کنند. هم‌چنین به گزارشات متعدد ساختگی که در سال‌های 1995، 2002 و 2003 در اختیار آژانس قرار گرفته هیچ اشاره‌ای نمی‌کند.

در واقع بخش زیادی از اطلاعاتی که موضوع ابعاد نظامی احتمالی بر اساس آن بنا شده است، باعث ایجاد تردید در میان بسیاری از کارشناسان شده است که دست کم دو نفر از آنان، یعنی محمد البراداعی و هانس بلیکس هستند.

به نظر می‌رسد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای اعتبار خود هم که شده است باید هنگام ارائه اطلاعات یا اطلاعات نادرست، تلاش می‌کرد مشکل خاصی را که با آن روبه‌رو بود، حل کند.

همان‌طور که هانس بلیکس گفت این اطلاعات را کشورهای عضوی ارائه می‌کردند که با ایران خصومت داشتند و سپس آژانس این منابع را تحت عنوان ناشناس معرفی می‌کرد. این رویکرد آژانس، شاید دست کم تا حدی تمایل نداشتن ایران را برای ارائه اطلاعات بیش‌تر از ضرورت به آژانس توضیح بدهد.

با این حال، هیچ توصیفی دال بر این‌که آژانس چگونه اقدام به راستی‌آزمایی چنین اطلاعاتی می‌کند، وجود ندارد. در هر موردی که ایران اعلام کرد، اطلاعات فاقد اعتبار یا نادرست هستند، آژانس تلویحا بیان می‌کند که ایران دروغ می‌گوید یا در حال سرپوش گذاشتن است.

این کارشناس پیشین آژانس در بخش پایانی گزارش خود آورده است: می‌توان نتیجه گرفت که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نتوانست طی چهار سال، اتهاماتی را که مطرح کرده بود توجیه کند. درس اصلی که در این پرونده می‌توان گرفت این است که دبیرخانه آژانس با بی‌دقتی پا را از اختیارات و صلاحیت‌های اساسی خود فراتر گذاشت. کشورهای عضو از طریق شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، باید این دوره را مورد بازنگری قرار دهند و مصمم باشند که این آژانس بسیار با ارزش، به همان کاری بپردازد که بهترین کار برای آن است: استفاده از ابزارهای عملی و تحلیلی مدرن برای راستی‌آزمایی مواد هسته‌ای اعلام شده در کشورهای عضو در سراسر جهان تا احتمال انحراف این مواد به مقاصد غیر صلح‌آمیز، بدون شناسایی به موقع کاهش یابد.

انتهای پیام

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.