پنج سناریوی محتمل برای آغاز "جنگ جهانی سوم"

رابرت فارلی، نویسنده کتاب "Battleship Book"، سخنران ارشد در مدرسه دیپلماسی پترسون و تجارت بین‌الملل در دانشگاه کنتاکی، در یادداشتی در پایگاه خبری نشنال اینترست پنج سناریوی محتمل درباره جرقه‌های آغاز جنگ جهانی سوم را مطرح کرده است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، از سال 1756 با آغاز سیستم "دولت مدرن" چهار جنگ جهانی رخ داده است که عبارتند از جنگ‌های هفت ساله، جنگ‌های انقلاب فرانسه، جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم. طولانی‌ترین دوران صلح جهانی هم بین سال‌های 1815 تا 1914 بوده است و اکنون هفتاد سال است از وقوع آخرین جنگ جهانی می‌گذرد.

هر جنگ جهانی نیاز به یک جرقه دارد و درگیری‌ها معمولا پای منافع بیش از یک قدرت بزرگ را وسط می‌کشد. جنگ جهانی اول به دلیل ترور فرانس فردیناند و جنگ‌های هفت ساله میان فرانسه و انگلیس در خاک آمریکا و در مسیر رودخانه می‌سی‌سی‌پی اتفاق افتاد. طرفین درگیر هم به دلیل اینکه آتشی بزرگ را به راه می‌اندازند مورد تقدیر قرار نمی‌گیرند.

البته از دیدگاهی دیگر چیزهای دیگری هم اتفاق می‌افتد. وقتی کشورهای بزرگ وارد جنگ می‌شوند، دلیل اولیه جنگ گم شده و تنها رقابت‌های آنها با هم باقی می‌ماند. در این صورت هدف جنگ ایجاد یک نظم نوین جهانی می‌شود و با افزایش خطرها، منابع مورد استفاده طرفین درگیر نیز افزایش می‌یابد و مردم هستند که این میان قربانی می‌شوند.

"جنگ جهانی سوم" پنجمین جنگ جهانی در تاریخ سیستم دولت مدرن خواهد بود. اما سوال این است که چه جرقه‌ای باعث وقوع این جنگ می‌شود و چگونه این جنگ می‌تواند به یک جنگ جهانی تبدیل شود؟ در اینجا پنج سناریوی محتمل بیان شده است.

داعش

جرقه:

در حال حاضر داعش تمام توجه جهان به خصوص کشورهای قدرتمند مانند فرانسه، آمریکا و روسیه را به خود جلب کرده است. اما تمرکز این توجه می‌تواند باعث بروز جنگی شود که در گام بعدی ممکن است اتفاق افتد. از یک سو برخورد تصادفی بین ناتو و جنگنده‌های هوایی روسیه می‌تواند باعث اتخاذ تصمیمات غلط تاکتیکی شود و یک یا چند جنگنده هوایی را منهدم کند. از سوی دیگر تغییر جدی آرایش نیرو‌های زمینی در خاک سوریه نیز باید مورد توجه قرار گیرد.

تشدید بحران:

حتی اگر یک ائتلاف ضد داعش واقعی به وجود آید ممکن است درگیری‌هایی میان قدرت‌های جهان را نیز به دنبال داشته باشد که در این صورت این جنگ به وخامت می‌گراید زیرا فرانسه، روسیه و آمریکا دیدگاه‌های متفاوتی درباره آینده سوریه دارند. بر همین اساس اگر یکی از این سه کشور بخواهد براساس مواضع دلخواه خود وارد عمل شود در این صورت اوضاع به سرعت شبیه جنگ خروس‌ها می‌شود. جنگ جدی میان قدرت‌های جهان در سوریه می‌تواند به سرعت در ترکیه، ایران و عربستان تسری پیدا کرده و احتمالا به دیگر بخش‌های جهان نیز سرایت کند.

هند و پاکستان

جرقه:

هند و پاکستان می‌توانند به هر دلیلی بار دیگر وارد جنگ شوند. اگر یکی از گروه‌های تروریستی مورد حمایت پاکستان حمله دیگری همانند حمله بمبئی انجام دهد، ممکن است کاسه صبر هند لبریز شود. همچنین ممکن است این کشور به برخی ماجراجویی‌ها در افغانستان در پاسخ به اقدامات بازیگران غیردولتی دست بزند.

اختلاف مرزی میان هند و پاکستان از سال‌های گذشته مرسوم بوده است. اما اگر پاکستان دچار یک شکست جدی شود، در این صورت ممکن است که از سلاح هسته‌ای خود به عنوان تنها راه خروج از این مساله استفاده کند. در این صورت همه شرط‌ها از بین می‌رود.

تشدید بحران:

آمریکا از یک سو در طول سالیان گذشته روابط خود را با هند گسترش داده اما از سوی دیگر به ارسال و فروش سلاح به پاکستان کمک می‌کند. در مقابل چین تنها با یکی از این دو کشور روابط خود را گسترش می‌دهد. در سال 1971 جنگ پاکستان و هند پای هر دو کشور چین و آمریکا را به میان کشیده و هر دو طرف پاکستان بودند اما این بار مشخص نیست که آمریکا در برابر ورود چین در هر گونه درگیری میان هند و پاکستان و در حمایت از پاکستان، چه واکنشی را نشان داده و در کدام جبهه قرار گیرد.

دریای چین شرقی

جرقه:

در طول دو سال گذشته چین و ژاپن بازی خطرناکی را اطراف جزایر سنکاکو(دیائویو) بازی می‌کنند. هر دو کشور ادعاهایی نسبت به این جزایر دارند و هر یک از آنها نیروهای نظامی خود را به نزدیکی این جزایر اعزام کرده‌اند. هرگونه برخورد هوایی یا ناوی می‌تواند باعث بروز درگیری ناگهانی میان دو کشور شود که برای هر دو طرف خروج از آن درگیری سخت خواهد بود.

تشدید بحران:

آمریکا موظف است که بر اساس توافق انجام شده از ژاپن دفاع کند. اگر جنگی میان چین و ژاپن اتفاق افتد برای آمریکا بسیار دشوار خواهد بود که خود را خارج از این بحران نگه دارد. در صورت بروز جنگ میان چین و‌ ژاپن به طور حتم آمریکا وارد آن جنگ می‌شود. چین با مشاهده چنین قطعیتی از سوی آمریکا برای ورود در این جنگ احتمالی وادار می‌شود برای مقابله با مداخله آمریکا، تاسیسات نظامی این کشور در سراسر منطقه را مورد هدف قرار دهد. این اقدام با پاسخ گسترده‌تری از سوی آمریکا روبرو خواهد شد و بدین ترتیب تمام منطقه آسیا-اقیانوسیه به داخل بحران کشانده می‌شود.

دریای چین جنوبی

جرقه:

در حال حاضر آمریکا چالش‌هایی درباره ناوهای چینی و واحدهای هوایی در دریای چین جنوبی دارد. اگر یکی از طرفین خونسردی خود را از دست دهد در این صورت نتایج ناگواری به وجود خواهد آمد. همانگونه که آمریکا در ویتنام و فیلیپین مداخله نظامی انجام داد می‌تواند همین مداخله نظامی علیه چین انجام می‌گیرد.

تشدید بحران:

جنگ میان چین و آمریکا به اندازه کافی ناگوار است اما باز هم این مساله به محتوا و شرایط آن بستگی دارد. هم هند و هم ژاپن ممکن است احساس کنند که نیاز است در این جنگ مداخله کنند. به احتمال بسیار روسیه تمایل خواهد داشت که خود را از این جنگ بیرون نگه دارد البته تا جایی که از سیستم دفاعی خود برای حفظ عملیاتی نظامی چین استفاده نکند. همچنین ممکن است یک برخورد هسته‌ای به صورت تصادفی یا به صورت عمدی اتفاق افتد.

اوکراین

جرقه:

روسیه هنوز هم این دیدگاه را دارد که دولت کی‌یف را علیه منافع امنیت ملی خود می‌داند. بر همین اساس مسکو به دنبال بی‌ثباتی و تضعیف اوکراین است. در مقابل ناتو و آمریکا ممکن است با حمایت از حق دولت کی‌یف برای محدود کردن روسیه وارد عمل شوند. این وضعیت امکان محاسبات غلط را بالا می‌برد که ممکن است هر اشتباهی باعث بروز مقابله نظامی شود.

این مساله بیشتر به این بستگی دارد که کشورهای ناتو تصمیم بگیرند که چگونه به تحرکات مسکو در اوکراین پاسخ دهند. اگر روسیه به اندازه کافی درباره مداخله ناتو مطمئن نشود ممکن است قدم‌هایی علیه این سازمان بردارد. به عبارت دیگر هرگونه حمله یا تهدید جدی به حمله ممکن است باعث بروز درگیری بزرگی شود. همچنین روسیه اگر احساس کند که نمی‌تواند با طرف مقابل خود در بیافتد، در این صورت ممکن است از تسلیحات هسته‌ای خود استفاده کند.

نکات حاشیه‌ای

در دوران جنگ سرد، ما کاملا متوجه شدیم که جنگ جهانی سوم به چه شکل خواهد بود. یکی از دو ابرقدرت برای خلع سلاح دیگری ممکن بود از حملات هسته‌ای خود استفاده کند که نتایج اینگونه حمله‌ای بلافاصله و بسیار گسترده خواهد بود.

اکنون ما چنین ترس و نگرانی را مانند آن دوران نداریم. ممکن است جنگ‌هایی در برخی نقاط ایجاد شود و به راه‌های غیرقابل پیش‌بینی کشیده شود.

رهبران قدرتمند جهان لازم است درباره افزایش تهدید بحران هوشیار باشند.

انتهای پیام

کد N1059706

وبگردی