۰
تحلیل بین الملل؛

اهمیت جیبوتی برای چین/ دلیل احداث پایگاه نظامی در شاخ افریقا

  • ۲۱بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

سرمایه گذاری های متعدد چین در حاشیه اقیانوس هند نشان می دهد پکن برنامه «جاده ابریشم دریایی» را با ساخت پایگاه نظامی در جیبوتی دنبال کرده تا با حضور مؤثر در خاورمیانه، به موازنه قدرت با آمریکا بپردازد.

گروه بین الملل ـ مهدی ذوالفقاری: در بخش اول این گزارش، با اشاره به موقعیت ژئوپلتیک کشور جیبوتی در شاخ آفریقا، به صورت کلان به تحلیل علل احساس نیاز چین به گسترش نفوذ خود در شاخ آفریقا پرداخته و تلاش پکن برای حصار شکنی از دریای چین جنوبی و حرکت به سمت اقیانوس هند و سپس دریای مدیترانه نه تنها برای تأمین انرژی مورد نیاز خود که برای حضور امنیتی در منطقه و تلاش برای ادامه «جاده ابریشم دریایی» مورد نظر رئیس جمهور این کشور را مورد بررسی قرار دادیم.

اکنون در بخش دوم و به صورت جزئی تر مواردی که نشان دهنده اهداف و راهبردهای چین از سرمایه گذاری و در نهایت ساخت پایگاه نظامی در جیبوتی است را مورد واکاوی جزئی تری قرار خواهیم داد.

پکن علاوه بر انتشار دیرهنگام اخبار سفر رئیس ستاد مشترک ارتش خود به جیبوتی، ملاقات «فنگ فنگویی» با «اسماعیل عمر گله» رئیس جمهور این کشور و سپس بازدید از ناو چینی مجهز به موشکهای هدایت شونده «سانیا»، به طور رسمی از تصمیم به ایجاد پایگاه نظامی در شاخ آفریقا حرفی به میان نیاورد، اما قرائنی دال بر جدی بودن پکن برای این اقدام مشهود است.

البته باید گفت که در چهارم آذر ماه سال جاری، ژنرال «دیوید رودریگرز» فرمانده واحد آفریقایی ارتش آمریکا اعلام کرد که دولت پکن با امضای قراردادی که تا ۱۰ سال اعتبار دارد، موافقت مقامات جیبوتی را برای ساخت یک قرارگاه لجستیکی در این کشور به دست آورده است. امضای این قرارداد به معنای پایان دادن به گمانه زنی هایی است که از مدت ها پیش درباره امکان حضور نظامی چین در شاخ آفریقا وجود داشت.

با این وجود، آنچه در ذیل آمده است آشکارا از دلایل اهمیت استقرار پایگاه نظامی چین در شاخ آفریقا پرده بر می دارد:

۱- اگر آغاز جاده ابریشم دریایی را تنگه «مالاکا» میان چین، سنگاپور و مالزی در نظر بگیریم، ادامه مسیر آن را با توجه به سرمایه گذاری های گسترده پکن در بنادر «کلمبو» (واقع در شمال اقیانوس هند) و «گوادر» در سریلانکا و پاکستان می توان دید؛ گویا تصمیم چین برای ادامه این مسیر در راستای اقیانوس هند جدی است و نشان می دهد که پکن مقدمات آن را پیشتر با حضور همراه با سرمایه گذاری در این نقاط مهیا کرده است.

۲- جیبوتی چندی پیش از آمریکا خواست تا پایگاه «لمونیر» واقع در بندر «ابوک» را تخلیه کند. این موضوع در کنار توافقنامه سرمایه گذاری ۴۰۰ میلیون دلاری جیبوتی-پکن در این نقطه کوچک، تداعی کننده  تصمیم چین برای حضور گسترده در این منطقه است. چنین مشارکتی را صرفاً در قالب پروژه های اقتصادی نمی توان تصور کرد، بلکه احداث یک پایگاه نظامی و حضور فرا اقتصادی که همان احداث پایگاه نظامی است، بیشتر به اذهان متبادر می شود.

۳- روزنامه تلگراف در تحلیل ۲۱ جولای سال جاری میلادی نوشت: «باراک اوباما» رئیس جمهور آمریکا در تدارک سفری به جیبوتی بوده و قرار است در جریان این سفر، نگرانی های واشنگتن پیرامون قرارداد دریایی بزرگ چین و جیبوتی را به اطلاع مقامات مربوط برساند.  آمریکا معتقد است حضور پکن مانعی برای عملیات های ضد تروریستی مهم از خاک جیبوتی است. مطالعه رفتار دیپلماتیک آمریکا نشان می دهد استفاده از عبارت «اعلام نگرانی» به مجرد درک احساس خطر توسط واشنگتن مورد استفاده قرار می گیرد. اما چرا آمریکا حضور چین را حتی در کنار خود هم برنمی تابد؟

حضور نظامی چین در شاخ آفریقا می تواند عواید فراوانی را برای پکن به ارمغان بیاورد. اِشراف جیبوتی از حیث مسیر ارتباطی بندر راهبردی «ابوک» بر حوزه نفت خیز و سوق الجیشی خاورمیانه، از سویی متضمن تأمین انرژی فراوان برای این کشور نیازمند به نفت و گاز تلقی شده و از سوی دیگر امکان حضور بی درنگ اژدهای زرد و واکنشِ به هنگام آن در تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا را میسر می سازد. تحولات کنونی خاورمیانه از یمن تا سوریه، از فلسطین اشغالی تا بحرین و از عربستان تا عراق؛ در آینده ای نزدیک، نقشه خاورمیانه جدید را البته نه بر مبنای توهم واضع اولیه آن (جرج دبلیو بوش در سال ۲۰۰۴)، بلکه از دیدگاه تفوق فعالان تأثیرگذار مهم منطقه ای از قبیل جمهوری اسلامی ایران و در مسیر حذف محور غربی به سرکردگی آمریکا مشخص خواهد کرد. کشور چین هم با عِلم به این گونه تحولات فزاینده، قصد دارد از طریق توسعه مناسبات جای پای خود در شمال آفریقا را محکم و لذا مهیای تسخیر لانه عقاب شده است. این امر مخالفت های پیدا و پنهان آمریکا را در پی داشته است.

۴- جیبوتی در زمره کوچک ترین، فقیرترین و کم جمعیت ترین کشورهای آفریقا به شمار می آید. سرمایه گذاری بیش از ۴۰۰ میلیون دلاری چین نه در سراسر این کشور بلکه تنها در نقطه ایی به نام بندر ابوک، از عوامل دیگری است که از اسرار حضور فعالانه پکن برای استقرار بلندمدت در این کشور پرده بر می دارد. امضاء توافقنامه نظامی چین با جیبوتی در ماه فوریه  سال ۲۰۱۴ و اعلام نگرانی آمریکا از تبعات آن به فاصله چند روز بعد از امضاء توافق مذکور، مؤید این نکته بوده و نشان می دهد که پکن از مدتها قبل مشغول آماده سازی تمهیدات لازم و مقتضی برای تحقق طرح رئیس جمهور خود مبنی بر ایجاد «جاده ابریشم دریایی» بوده است.

۵- کشور چین علاوه بر حفاری میادین نفتی در سودان، پیشتر خط آهن مهمی را میان «آدیس آبابا» پایتخت اتیوپی تا جیبوتی پایتخت این کشور به بهره برداری رسانده بود تا بستر لازم برای ارتباط مسیر خشکی به دریا را هم در مقاصد اقتصادی و امنیتی خود مهیا کرده باشد.

۶- اسماعیل عمر گله رئیس جمهور کشور جیبوتی در مصاحبه مطبوعاتی ماه می سال جاری با شبکه تلویزیونی «فرانس پرس» به تصمیم پکن برای احداث پایگاه نظامی در کشورش چراغ سبز نشان داده بود که گواه مهم تری برای اثبات تصمیم دولتمردان چینی در این راه را به نمایش می گذارد.

۷- دقت در قراردادهای پیشین چین با برخی کشورهای حاشیه اقیانوس هند، تمرکز آنها در راستای ساخت و یا مدیریت بنادر در این اقیانوس را نشان می دهد، اقداماتی که صرفاً با تحولات کنونی فوق می توان به عمق هدف های فرا اقتصادی پکن از آن ها پی برد.

۸- اریتره، اتیوپی و سومالی نام هایی هستند که با شنیدن آن ها مفاهیم ناراحت کننده ایی از قبیل ناآرامی و فعالیت گروههای تروریستی در اذهان تداعی می شود. پکن با استقرار در جیبوتی مسیر تحرکات آتی خود به طرف آفریقای میانه را نیز ایمن کرده و می تواند مصونیت مبادلات اقتصادی و نظامی اش را در برابر دزدان دریاییِ فعال در این نقطه تضمین کند. با این اقدام راه برای کشتیرانی اقتصادی ایمن تر چین مهیا شده و برگ دیگری از حضور امنیتی-اقتصادی این کشور فراتر از حوزه سرزمینی خود به اثبات خواهد رسید.

۹- برافروختن جنگ های نیابتی توسط محور غربی-عبری-عربی به سرکردگی آمریکا چند سال است که آشکارا ظهور یافته و لذا به ابزار خوبی برای واشنگتن مبدل شده است. نایبان اجاره ایی معمولاً با حصول شرایطی از قبیل لزوم تجزیه اراضی، تحلیل توان و پتانسیل های یک کشور و... تجهیز شده و منافع یا حتی تمامیت ارضی کشورهای هدف را مورد هجمه قرار می دهند.

رخدادهای چند سال اخیر نشان دهنده تمرکز فعالیت تروریست ها در آسیای غربی و آفریقا است. نمونه هایی از اهداف گروهک های تروریستی مصنوع را نیز می توان در عملکرد القاعده، طالبان، بوکوحرام، داعش، احرارالشام، النصره و... به وضوح مشاهده نمود. چین بر آن است تا حضور خود در نقطه ای که مشرف بر اینگونه تحولات است را نیز تقویت کند، از رقباء خود عقب نیفتد و در صورت قرار گرفتن در نقطه هدفِ نایبان دست پرورده غرب، بتواند بیرون از قلمرو مرزهایش و در لانه  تمرکز تروریسم به مبارزه و سرکوب آن ها مبادرت نماید.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.