۰

آیا در برابر یک مخاطره امنیتی قرار داریم؟

  • ۲۶بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
داعش,القاعده,طالبان,افغانستان

ضعف و فساد روز افزون دولت افغانستان، بی کفایتی و فساد نیروهای ارتش و پلیس این کشور،در کنار وجود اختلافات سیاسی اعضای دولت خصوصا میان اشرف غنی و عبدالله عبدالله که عدم تعیین وزیر دفاع نقطه اوج آن تلقی می شود وضعیتی را به وجود آورده که اگر داعش از آن استفاده نکند موجب تعجب است که اتفاقا به خوبی از عهده این کار برآمده.

وقایع 13 نوامبر پاریس جامعه بین المللی را ظاهرا ازخواب بیدار کرد،اما آیا هوشیار هم کرده است؟. در حالی که جامعه بین المللی در بهت ناشی از وقایع فرانسه قرار دارد ، حمله تروریست هایی که گفته شده وابسته به شاخه مغربی القاعده بوده اند به هتلی در کشور مالی در غرب آفریقا باردیگر این سوال را مطرح کرده با تروریسم چگونه می توان مقابله کرد؟ شبحی که هر زمان اراده کند در جایی ظاهر و فاجعه می آفریند.نکته مهم در همینجاست."توانایی حیرت آور تروریسم مدرن در خلق فاجعه ،هر زمان که اراده کند ودر هرکجا که بخواهد".
برخلاف تصور این جنبه ایدئولوژیک تروریسم مدرن نیست که مایه نگرانی شده بلکه توانایی ها و قابلیت اوست که امکان برخورد با آن را بسیار مشکل کرده است.متاسفانه به نظر می رسد پس از وقایع 11 سپتامبر و تغییر الگوی رفتاری تروریست ها،نه دولت های غربی و نه سازمان های اطلاعاتی متناسب با شرایط ،الگوهای مقابله خودرا تغییر ندادند ، والا دلیلی برای اینهمه ضعف و شکست اطلاعاتی در شناسائی و برخورد با سازمان های جنایتکار سیاسی و شبه نظامی وجود ندارد.البته به باور من بخش زیادی از این ضعف به باور غلطی مربوط می شود که میان برخی سیاستمداران غربی وجود دارد که فکر می کنند(یا تا پیش از 13 نوامبر فکر می کردند) می توان میان گرو های مسلح جنایتکار، آدم های خوب هم پیدا و از آنها استفاده سیاسی کرد!.درست متوجه شدید"آپارتاید تروریستی بدترین نوع نگاه به این پدیده شوم است که عواقب آن اینک دامن همه ما را گرفته است".

اما منشاء این تفکر کجاست؟به عوامل متعددی می توان اشاره کرد. پاره ای از تحلیل گران امنیتی وسیاسی معتقدند حمایت غرب از گروه های جهادی در مدت اشغال افغانستان توسط جماهیری شوروی، به این تصوراشتباه در سال های بعد امتداد داد که می توان همزمان با مسلح کردن این گروه ها(صرف نظر از انگیزه های داخلی رهبران آنها) کنترل سازمان های آنان را نیز دردست داشت.تغییرات عمده در صحنه بین المللی خصوصا از هنگام فروپاشی شوروی در سال1991،ماهیت استراتژیک این دیدگاه را متاسفانه تغییر نداد. روند وقایع نشان میدهد رهبران غربی عمق چنین تغییراتی  را درک نکردند.دستکم از این جنبه، آسمان پس از فروپاشی کشور شورها آبی تر نشد!.
بحث مقابله کهنه با تروریسم مدرن موضوعی ست که اکنون در میان تحلیل گران سیاسی به مسئله  روز تبدیل شده است. متقابلا فکر میکنم در برخورد با تروریسم کمتر به دو جنبه مهم از قابلیت های گروه های تروریستی توجه می شود "1- ایجاد انحراف دید و یا به تعبیر فرید زکریا ایجاد شب کوری در نقاط دید مقابله با آنها.2- تشکیل هسته های قابل تکثیر و متعدد در سراسر دنیا ،یا حداقل درکانون های جغرافیایی که در آن حضور دارند". بی شک در این 2 زمینه آنها بسیار موفق عمل کرده اند". یک روز در نیویورک،روز دیگر در بالی اندونزی و روز های دیگر در مادرید،لندن،بیروت،پاریس و امروز مالی.
در میانه این هیاهوی سیاسی و امنیتی و رعبی که تروریست ها در اروپا ایجاد کرده و اذهان عمومی را به خود مشغول کرده اند،ظاهرا توجه به یکی از اصلی ترین و خطرناک ترین کانون های تروریستی که حدود یک سال است به مامن داعش تبدیل  شده است ،اما به فراموشی سپرده ،یا حداقل از اولویت شماره اول جامعه بین المللی خارج شده است.
افغانستان مدتهاست به کانون استقراری وآموزشی داعش تبدیل و بیم آن میرود کلنی های تروریستی این گروه شبه نظامی در سایه بی کفایتی و ضعف آشکار دولت مرکزی در کابل  به یکباره وارد عمل شوند و این کشور ناپایدار و متزلزل را به ورطه جنگی داخلی و ویرانگر بکشانند.اما این تنها یک تهدید داخلی مربوط به افغانستان نیست،بلکه تهدیدی استراتژیک و مرگبار برای امنیت منطقه تلقی می شود که از مرزهای غربی چین ،جنوب روسیه ومنطقه قفقاز شروع و تا منطقه فلات امنیت ملی و منطقه ایی ایران و جنوب خلیج فارس و شمال اقیانوس هند امتداد می یابد .
ضعف و فساد روز افزون و کمر شکن دولت افغانستان، بی کفایتی و فساد نیروهای ارتش و پلیس این کشور،در کنار وجود اختلافات سیاسی اعضای دولت خصوصا میان اشرف غنی و عبدالله عبدالله که عدم تعیین وزیر دفاع نقطه اوج آن تلقی می شود وضعیتی را به وجود آورده که اگر داعش از آن استفاده نکند موجب تعجب است که اتفاقا به خوبی از عهده این کار برآمده. همه ما موضوع سقوط قندوز در اواسط اکتبر به دست طالبان که بعدا مشخص شد داعش طراح اصلی آن بوده  یک عملیات ساده نظامی که سرکوب شد تصور کردیم اماکاملا مشخص بود که قندوز چگونه و چرا سقوط کرد و چرا 4 روز بعد به یکباره توسط نیروهای دولتی آزاد شد!.آیا این به دلیل توانایی ارتش افغانستان بود؟ پاسخ مثبت ساده انگاری محض است.
تا آنجا که به گروه های تروریستی مربوط می شود شکاف میان دو گروه طالبان به رهبری ملامنصور و ملا رسول تنها به دلیل مرگ ملا عمر در اواخر ماه جولای رخ نداد. اگر اختلاف تنها بر سر جانشینی ملا عمر بود شاید عنصری مانند ایمن الظواهری(ویا هر شخصیت دیگر) تا حدی که شاکله طالبان را متحد نشان دهد می توانست رهبری آنها را کنار هم نگه دارد. اما واقعیت آنستکه به 2 دلیل این اتفاق نمی توانست رخ دهد. نخست، به دلیل ناتوانایی های نظامی رهبری طالبان در کسب یک پیروزی پایدار و تاثیر گذار که فرماندهان محلی به خوبی به آن وقوف یافته بودند . دوم، عدم استفاده موثر از شرایط سیاسی و ضعف دولت مرکزی کابل که با خروج نیروهای غربی خصوصا ایالات متحده در سال گذشته به یکباره خود را نشان داد. سازمان ثروتمند و سیستماتیک محوری مانند داعش به خوبی از این شرایط استفاده کردو با استقرار هسته های تروریستی خود با همکاری گروه های وفادار در آسیای مرکزی و نیز داخل افغانستان مانند گلبدین حکمتیار از بسیاری سرخوردگان و جداشدگان طالبان ، القاعده و نیروهای محلی در شمال،شمال شرق و محدوده مرزهای شمال غربی اقدام به جذب نیرو و آنطور که از فیلم ها و گزارش های منتشر شده مشخص  می شود اقدام به بیعت گرفتن از آنها کرد،آنها هم با رغبت تن به این کار می دهند.
اکنون افغانستان به مانند کوه آتشفشانی از شرارت های تروریستی در حال پرت کردن گدازه به بیرون است. تمهیدات مقابله با آن و تروریسم پنهان داعشی چیست؟تنها یک سوال نیست. بلکه یک نگرانی جدی و بحرانی به شدت مخاطره آمیز وامنیتی  تلقی می شود.matinmos@gmail.com

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.