۰

نقش کشورهای منطقه در تروریسم وارداتی

  • ۱۲بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

جا دارد در حالیکه اجلاس گروه بیست در آنتالیای ترکیه برگزار میشود به نقش تخریبی بعضی از همکاران و هم پیمانان منطقه ائی این گروه و تاثیرات سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتکشان توجه شود. متاسفانه تا کنون همواره سکوتی مرموز در مجامع جهانی و محافل رسانه ائی غربی در مقابل عملیات تروریستی و نقش جنگجویان وارداتی و جنگهای نیابتی در عراق، لبنان ، یمن و سوریه و فراهم کردن امکانات تدارکاتی ترکیه و مالی و پولی عربستان برای رویاروئی با سیاست خارجی ایران حکمفرما بود. اما حوادث فرانسه زنگ خطری است که شاید به اصلاح سیاستهای غربیها در منطقه منجر شود.


داعش ائتلاف کشورهای غربی و عربی را با یک پارادوکس روبه‌رو نموده است. از طرفی آنها به یقین می‌دانند که اگر این گروه در سوریه پیروز شود در قدم بعدی به صورت رسمی و گسترده و علنی در کشورهای آنها مستقر شده و یا نفوذ گسترده ائی در سایر کشورهای عربی پیدا خواهد کرد که عواقب جبران‌ناپذیری را به دنبال خواهد داشت. اگر داعش شکست هم بخورد، بازگشت نیروهایی که از هر کشوری به داعش پیوسته است بالقوه یک تهدید برای آنکشور به حساب می‌آید. یعنی شکست و پیروزی داعش باعث شده تا این کشورها در یک تضاد همه‌گیر و گسترده قرار گیرند.
متاسفانه آنچه به ایجاد بحران کنونی در منطقه و جهان کمک کرده است، عدم شفافیت سیاست‌های غرب در منطقه چه در حوزه تئوریک و چه در حوزه اجرایی است. در کنار سیاستهای غلط غرب در منطقه سرگردانی کشورهای منطقه و ترس واهی و بیهوده از حل مشکلات ایران با غرب باعث شده آنها سیاست درست و مقبولی در خصوص مبارزه با تروریسم نگیرند و خود قربانی این سیاست شوند. در این میان عربستان نقش مهم و تخریبی فراوانی در ایجاد این وضعیت دارد. یعنی طی چند سال گذشته سعودی‌ها موضع خصمانه‌تری را نسبت به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در پیش گرفتند. در شرایط کنونی نه تنها مسائل و مشکلات جاری در سوریه بیشتر ناشی از تحرکات عربستان است بلکه پراکنده شدن تروریسم و هدف قرار دادن مردم بیگناه در سایر کشورها نیز از نتایج خواسته و یا نا خواسته سیاست خارجی سعودی است.
سعودی‌ها جاه‌طلبی رهبری جهان اسلام را دارند و ذخیره مالی، جمعیت زیاد و سرزمین وسیع نسبت به سایر کشورهای منطقه کمک موثری برای اجرای سیاستهای تخریبی اشان است. متاسفانه کشورهای منطقه عموما" بجزی یکی دو کشور هم در قالب شورای همکاری خلیج‌فارس به نوعی عربستان را همراهی می‌کنند و هم همراهیشان با تروریسم و بهره برداری از آن برای مقابله با سیاستهای ایران شرایط را بسیار پیچیده تر کرده است. اگرچه اهداف و سیاست‌های هر یک از این کشورها تا حدودی با یکدیگر تفاوت دارد، اما در مجموع آن چیزی که شاخصه اصلی سیاست‌های این شش کشور است، مخالفت با حکومت قانونی یک کشور و سرنگونی دولت سوریه ، حذف محور مقاومت در منطقه و همچنین مخالفت با خواست مردم یمن و دخالت در این کشور است. متاسفانه امارات، قطر، بحرین، کویت با تبعیت کورکورانه از سیاستهای عربستان خود را در معرض آسیب پذیری قرار داده اند.
البته در برهه جدید قطری‌ها تا حدی تغییر سیاست داشته اند. یعنی در ابتدا دولت قطر بصورت فعال در کنار عربستان و ترکیه اقدامات ضد سوری خود را دنبال می‌کردند و اقدام‌هایی از حیث کمک مالی و سازماندهی نیروها صورت دادند. اما بعد از دو سال از آغاز بحران سوریه مقارن با تغییر حاکم دوحه و سپردن اوضاع به دست پسرش وقتی تا حدودی فهمیدند سیاست‌های اتخاذی در خصوص براندازی و سرنگونی بشار اسد محقق نخواهد شد، تحرکات قطر رو به افول گذاشت و یا تغییر فرم و صورت داد. قرائنی وجود دارد که اگر قطر تحرکات مخفی هم داشته باشد در سطح و گستره قبلی نیست و گفته میشود ظاهراً قدرت‌های فرا منطقه‌ای مانند آمریکا و انگلیس در اتخاذ چنین موضعی بی نقش نبوده‌اند.
در زمینه اقدامات امارات، کویت و بحرین و نقش‌آفرینی این کشورها در بحران سوریه و اتخاذ سیاستهائی که منجر به وقوع تحرکات چنینی شده است باید توجه داشت که اصولاً پتانسیل سیاست خارجی این دسته از کشورها برای تاثیر گذاری در سوریه بسیار کمتر از سایر کشورهای منطقه بوده و تحلیلگران سیاسی معتقدند که معلوم نیست این میزان همراهی با عربستان هم از حیث مالی و هم از منظر عواقب سیاسی و امنیتی به نفعشان باشد. سوریه جز از راه مصالحه داخلی و تکیه بر کشورهای صاحب سیاست خاورمیانه ائی مسائلش حل نخواهد شد و کشورهای مخالف این راه باید مابه ازای اشتباهاتشان را بپردازند و شانه از مسئولیتهایشان خالی نکنند.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.