۰
در همایش معنویت و حکمت تاکید شد

هر فیلسوفی حکیم نیست

  • ۱۲بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
فلسفه

به مناسبت روز جهانی فلسفه همایش «معنویت و حکمت» با حضور اساتید فلسفه و معارف اسلامی و علاقمندان به این حوزه در موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد.

به مناسبت روز جهانی فلسفه همایش «معنویت و حکمت» با حضور اساتید فلسفه و معارف اسلامی و علاقمندان به این حوزه در موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد.

به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)،‌ در ابتدای این نشست غلامحسین ابراهیمی دینانی با اشاره به این‌که «زبان هستی زبان انسان‌هاست» گفت:‌ هستی به زبان آدمیت حرف می‌زند. انسان مخاطب هستی است و ندای آن را گوش می‌دهد. معنی نیز در زبان ظاهر می‌شود.

وی گفت:‌ فلسفه، یعنی معنی را آشکار می‌کند و فکر را از اسطوره جدا می‌سازد. بشر اولیه به زبان اسطوره و افسانه و تا حدی شعر حرف می‌زده است اما فلسفه می‌خواهد بگوید این افسانه است و آن افسانه نیست.

ابراهیمی‌دینانی با اشاره به این‌که «ارسطو در 2500 سال پیش به دنبال هستی یا نیستی و بعد از آن معنای چیستی بود» گفت:‌ علم امروز کشف کرده است که چیزهایی است و فلسفه می‌خواهد بگوید که معنای این هست‌ها چیست.

به گزارش ایسنا در ادامه این همایش رضا داوری‌اردکانی در سخنانی با اشاره به این‌که «هر روز، روز جهانی فلسفه است» گفت:‌ از من خواسته بودند که درباره حکمت در عصر حاضر حرف بزنم اما من چون حکمت در عصر حاضر را نمی‌شناسم چه می‌توانم بگویم البته نمی‌خواهم بیان کنم که در جهان امروز حکیم نیست. می‌گویم من نمی‌شناسم.

داوری‌اردکانی در ارتباط با فهم معنی حکمت و تفاوت آن با فیلسوف و فلسفه گفت:‌ در کشور ما رسم شده است حکیم و فیلسوف را یکی می‌دانند . ضرورتا هر فیلسوفی حکیم نیست. ما در فلسفه فقط نظر آنها را می‌دانیم و کاری به سلوک فلاسفه نداریم. اما فیلسوفان اسلامی از کندی تا طباطبایی عمل را شرط درک دانستند.

وی با بیان این‌که «در قرآن نزدیک 20 بار لفظ حکمت آمده است و همه پیامبران حکیم‌اند اما حکمت خاص آن‌ها نیست» اظهار کرد: آیا سزاوار است که پیامبران را فیلسوف بدانیم؟ اگر با نگاه سهروردی بنگریم می‌توانیم بگوییم فیلسوف.

داوری‌اردکانی درباره اختلاف میان حکمت و فلسفه افزود: حکمت یک اختلاف بزرگ با فلسفه دارد و آن این است که فلسفه بحث و مال اهلش است. فلسفه نظر است یعنی قابل چون و چرا و قابل بحث. اما مخاطب حکیم همه مردم هستند.

وی تاکید کرد: بیشترِ آنچه که به نام حکمت ثبت، ضبط و نقل شده برای مردم مفهوم است و راحت فهمیده می‌شود. حکمت مال مردم است و حکیمان دوستان مردم هستند.

داوری‌اردکانی با اشاره به این‌که «از آغاز فلسفه همواره بین فلسفه و سوفوس اختلاف بوده است» خاطرنشان کرد: افلاطون گفته است که شاید اولین کسی که خودش را فیلسوف دانسته فیثاغورث بوده است. فیلسوف با سوفوس تفاوت دارد. آیا سوفوس همان حکیم ماست؟ در اینکه سوفوس معنای دانایی دارد، شکی نیست.

به گزارش ایسنا، داوری‌اردکانی با بیان این‌که «به فیلسوفان ما حکیم نمی‌گفتند اما به بسیاری از شاعران چون فردوسی، سنایی و ... حکیم می‌گفتند» افزود:‌ ما به فردوسی حکیم می‌گوییم اما به ابن سینا حکیم نمی‌گوییم. سوالی مطرح می‌شود چرا ما برای برخی از شاعران لفظ حکیم را به کار برده‌ایم و برای شاعرانی چون عطار،‌ لفظ حکیم را به کار نمی‌بریم؟

وی با بیان این‌که «زمینه این که فلسفه و حکمت یکی شوند از زمان یونانیان وجود داشت» گفت:‌ ارسطو حکمت را جزء فضیلت‌های اخلاقی دانسته است. این فضیلت اخلاقی می‌تواند جزئی از فضیلت عقلی قرار بگیرد ما نباید این‌ها را از یکدیگر جدا کنیم.

وی گفت:‌ حکیم اهل عمل است و خرد او خرد عملی است. حقیقت این است که در فلسفه ما قضیه حل شده است و حکمت جمع نظر و عمل است. همان چیزی که سهروردی گفته است که حکیم کار درست را محکم می‌کند. حکیم خردمندانه عمل می‌کند و این خردمندانه عمل می‌کند با همان فضیلت عقلانی که ارسطو گفته مطابقت دارد.

ادامه دارد...

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.