۰

پیامدهای فرانسویِ حمله به پاریس

  • ۲۱بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

احتمالا اگر مورخی در سال 2030 قصد داشته باشد، سرآغاز بازگشت ناسیونالیسم و خاتمه چندفرهنگ گرایی و پایان گرفتن پروژه اتحادیه اروپا را تعریف کند، چاره ای جز دقت و برجسته کردن تاریخ 13 نوامبر 2015 در پاریس نخواهد داشت.

حتی بدون حوادث تاسف برانگیز شب گذشته، مطالعه شتابزده شواهد، هر کسی را به این نتیجه می رساند که افکار عمومی فرانسه بسرعت در حال فاصله گرفتن از سیاست چندفرهنگ گرایی و تساهل در برابر مهاجران است. در آینده ادامه این وضعیت نه تنها به سازگاری دولت فرانسه در ارتباط با کنترل مهاجرت، اصلاحات اقتصادی و نظام سیاسی که زمینه جذب و مشارکت تعداد بیشتری از مسلمانان مهاجر در ساختار اجتماعی و سیاسی را فراهم می کند، بستگی دارد، بلکه به نتایج گفتگوی روشنفکرانه ای وابسته خواهد بود که قرار است تکلیف فرانسه را به عنوان یک کشور لیبرال، مدرن و تکثرگرا و یا در طرف مقابل، به منزله کشوری سکولار با برتری قومی - تاریخی یک ملت منحصر به فرد که نمی خواهد مسلمانان در آن سهیم باشند ،روشن کند.

روند فاصله گیری از کثرت گرایی فرهنگی در پی اتفاقات تروریستی شارلی ابدو آنقدر سرعت گرفت که حتی روشنفکران چپ گرا و محبوب فرانسه مانند آلان فینکل کرات (Alain Finkielkraut)، میشل اونفری (Michel Onfray) و میشل البک (Michel Houellebecq) عملا تمایل خود را به سیاست های جبهه ملی خانم لوپن بر علیه مهاجرت و سیاست های ضد اتحادیه نشان دادند. در ابتدای امسال بود که اقای اریک زمور (Éric Zemmour) نویسنده مشهور فرانسوی کتاب «خودکشی فرانسه» را در نقد سیاست های مهاجرتی فرانسه و افزایش ضریب جمعیتی مهاجرات مسلمان نوشت.

در ادامه این هراس ها، میشل البک کتاب « تسلیم» را روانه بازار کرد که وضعیت فرانسه را در سال 2022 تحت حکومت اسلامی ترسیم می کند و فینکل کرات در مصاحبه با اشپیگل صحبت از برخورد تمدن ها در فرانسه کرده است. اگرچه در نگاه اول ممکن است این واکنش های احساسی به نجات تمدن فرانسه در برابر هجوم وحشت آفرینی مسلمانان، مقداری افراطی به نظر برسد؛ اما در صورتی که تغییرات دموگرافیک اروپا را مد نظر قرار دهیم، چندان هم غیرمنتظره نیست.

در تناسب میان جمعیت مسلمانان به کل جمعیت، فرانسه رتبه اول را در اروپای غربی و در کل اروپا بعد از قبرس و بلغارستان رتبه سوم را دارد با داشتن بیشتر از 5 میلیون مسلمان یعنی 5/7 درصد از کل جمعیت فرانسه. این وضعیت باید در ترکیب با ناکارآمدی اقتصادی و بطور خاص مشکل بیکاری در فرانسه سنجیده شود که نرخ آن در سال جاری 5/10 بود. مقایسه این رقم با نمونه آلمان 7/4 درصد و بریتانیا 4/5 عمق فاجعه را نشان می دهد.

با توجه به اینکه میانگین سنی مسلمانان اروپا با 32 سال که هشت سال کمتر از سایر اروپایی هاست، درک این موضوع ساده می شود که چرا پیامدهای بحران بیکاری در جامعه مسلمانان اروپا به مراتب عمیق از سایر طبقات اجتماعی اروپاست. از دیدگاه اروپا، افق تغییرات جمعیتی به مراتب ترسناک تر است. مطابق با پیش بینی های موسسه پیو، در سال 2050 درصد جمعیتی مسلمانان به کل جمعیت اروپا به 10 خواهد رسید و در سال 2070 شمار مسلمانان از مسیحیان پیشی خواهد گرفت. با این توصیف، نه تنها فرانسه بلکه همه کشورهای اروپایی می باید سخت نگران هویت اروپایی شان باشند که صدها سال آن را حفظ کرده اند؛ حتی در برابر یورش بی سابقه مسلمانان به خاک اروپا تا 1699 میلادی.

نتیجه کوتاه مدت افزایش هراس از اسلام در پیوند با افزایش شمار عملیات های تروریستی در فرانسه، تقویت گرایش رای دهندگان به حزب جبهه ملی و یا بطور عمومی تر راست گرا شدن سایر احزاب چپ در فرانسه است. در صورتی که در انتخابات اوریل 2017 ریاست جمهوری فرانسه، جبهه ملی به منظور افزایش مطالبات عمومی رای دهندگان به بازگرداندن امنیت به فرانسه، موفق شود، سایر سیاست های مطلوب این حزب هم ناخواسته پیروز خواهند شد؛ از مخالفت با همجنس گرایی گرفته تا پیشبرد سیاست های ضد اتحادیه. باید توجه داشته باشیم که این پیروزی برخلاف سالهای پیش از 2008 چندان دور از ذهن نیست؛ در سالهایی که جبهه ملی به سختی می توانست آرای بیش از 4 درصد را به دست آورد.

در اخرین انتخاباتی که جبهه ملی در آن شرکت کرد، موفق شد که با کسب 24 درصد از آرا، 24 کرسی از 74 کرسی فرانسه در پارلمان اروپایی را به دست بیاورد که همه طرفداران اتحادیه را متعجب و نگران کرد. این احتمال هنگامی تقویت می شود که احزاب سوسیالیست و راست میانه فرانسه قادر به یافتن راه حلی نباشند که ضمن محافظت از فرانسه در برابر این جریان دگرگون کننده هویت و امنیت فرانسه، محبوبیت روز افزون جبهه ملی را به عنوان تنها ناجی مهار کند. از آنجایی که چنین تلاشی از سوی احزاب یوروپنیست فرانسه نمی تواند بدون جلب رضایت سایر اعضای اتحادیه به اعمال محدودیت های جدید به سیاست های مهاجرتی انجام بگیرد، دشواری پیش روی این دسته از احزاب آشکار می شود. با همه این تفصیل ها، نتایج فکری که مردم فرانسه و به محض خارج شدن از شوک حملات تروریستی دیشب به آن خواهند رسید، این ظرفیت را دارد که با فروریزی یکی از دو ستون اتحادیه اروپایی، آغازی باشد بر خاتمه ی پروژه اتحادیه اروپا، چند فرهنگ گرایی و جهانی شدن های مالی و ارتباطی در سه دهه اخیر.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.