۰

آقای ظریف! سوریه را هم به آبرومندی برجام خاتمه دهید

  • ۱۳بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه

به نظر می رسد، زمان برای حل مشکل سوریه به نقطه تعیین کننده ای رسیده و نوعی آمادگی در میان دولتهای درگیر در این ماجرا فراهم آمده است. این درست است که آنها، به طور کامل در حل این مشکل تعیین کننده نیستند، اما اتفاق نظر آنها که می تواند ناشی از نوعی گذشت و تمایل به توازن و اعتدال باشد، نقش مهمی در حل این معضل انسانی خواهد داشت.

توجه به واقعیات ضمن حفظ عدالت و توازن و نیز درک درست از شرایط، از اساسی ترین معیارهایی است که باید در دیپلماسی جمهوری اسلامی نسبت به سوریه مد نظر باشد. اکنون که تجربه برجام با موفقیت پشت سر گذاشته شده، لازم است تا در صورت فراهم بودن شرایط، بر همان اساس، کار سوریه هم با همکاری کشورهای دیگر خاتمه یابد.
در آستانه دور دوم مذاکرات وین، به چند نکته مهم باید توجه داشت:

الف: سوریه کشوری اسلامی و کلیدی است که بیش از چهار سال است گرفتار خشونت های فرقه ای شده و اندک زمانی پس از نزاعهای داخلی اولیه، تبدیل به صحنه تصفیه حسابهای سیاسی میان قدرت های بزرگ و کوچک شده است. حالا بحث کردن از این که چه کسی آغاز گر بوده، در مقابل این که چه باید کرد تا این ماجرای ضد انسانی به هر نحو خاتمه یابد، ارزشی ندارد. مهم آن است که تکلیف تمامی کسانی که ذره ای حس انساندوستانه دارند، ایجاب می کند تا به ماجرای کشتاری که هر دو طرف انسان و مسلمان هستند خاتمه دهند. این خاتمه دادن، تنها و تنها با حفظ تمامیت ارضی آن از یک طرف و مراعات حقوق همه ساکنان آن با همه ایده ها و افکار است. مذاکره کنندگان، بهتر است تمامی احساسات مذهبی و گروهی خود را کنار گذاشته، به منافع کشورهای خود کمتر بیندیشند و برای نجات این ملت محروم از وضعیتی که گرفتار آن شده اند، اقدام قاطع و متعادل انجام دهند.

ب: سوریه از نظر بنیادهای مذهبی، دارای گروه های مختلف جمعیتی است. هم از نظر دینی و مذهبی و هم ملی. در این باره، هیچ چاره ای نیست جز این که این واقعیت در نظر گرفته شده و خاتمه بخشید به بحران به صورتی باشد که حقوق همه ملیت ها و طوایف مذهبی مراعات شود. هر نوع زیاده خواهی از طرف هر کسی که باشد، مانع از دسترسی به یک صلح و آرامش پایدار خواهد شد. طبیعی است که سپردن کشور دست کسانی که دارای تعصبات مذهبی هستند، به هیچ روی به مصلحت نیست، اما لازم است تا آن جا که ممکن است برای رضایت خاطر طیف های مختلف، قدرت میان آنان تقسیم شود و اما در مجموع به صورتی اداره شود که هیچ گروهی نتواند نسبت به گروه های دیگر رفتار غیر انسانی و تحکم آمیز و تجاوزگرانه داشته باشد.

ج: آنچه این سالها به عنوان گروه های مسلح در سوریه پدید آمده و در حال حاضر در سه گروه تروریستی داعش، النصره و احرار الشام جلوه گر شده است، به صورت یک گروه منظم و حزبی به هیچ روی حق مشارکت در این روند را ندارند. طبیعی است که قطر، امارات و مهم تر از همه سعودی ـ کسانی که هزینه این گروه ها را می پردازند ـ به نمایندگی آنان در این گفتگوها مشارکت دارند و می توانند فارغ از جنبه های حزبی و سازمانی، از حقوق اهل سنت آنجا دفاع کنند. بنابرین شرط اول و آخر در این گفتگوها، شناخت گروه های یاد شده به عنوان گروه های تروریستی است و هر نوع امتیازی از این زاویه به آنان، با توجه به ماهیت تعدی گرایانه و تجاوزکارانه آنها به مصلحت نیست. شگفت آن است که سه کشور یاد شده، با تلاش برای زیر بار نرفتن تروریستی بودن این گروهها، در حال استفاده از این کارت در مذاکرات هستند و این نشانگر آن است که آنان پشت سر این ماجرا قرار دارند و گرچه ممکن است جلوی پیوستن آزادانه شهروندانشان را به این گروه ها بگیرند اما هزینه آنان را می پردازند. روشن است که بحث داعش، فارغ از سوریه، مربوط به تهدیدی است که این گروه برای همه کشورها دارد. طبعا بدون اتفاق نظر در باره وضعیت آینده این گروهها این مذاکرات به جایی نخواهد رسید.

با این حال، کشورهای دیگر باید توجه داشته باشند، توده هایی که مورد سوء استفاده گروه های مزبور قرار دارند یک گروه مذهبی بزرگی هستند که لازم است تحت عناوین دیگر، حقوقشان محترم شمرده شده و از تحقیری که طی سالیان گرفتار آن بوده اند خارج شوند.
ختم کلام آن که بی توجهی به این جنبه ها، به ویژه عدم تصمیم گیری مشترک همه کشورها در مقابل کسانی که در پی تجزیه سوریه هستند یا در پی حمایت از گروه های تروریست هستند، یا به هر دلیل اراده ای برای پایان بخشیدن به این وضع اسف بار ندارند، مانع از موفقیت هر طرحی خواهد بود و در نهایت باز هم این لکه زشت بر دامن مسلمانان برای سالها باقی خواهد ماند.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.