یادداشت بین الملل؛

بازی کامرون با روان اروپا

سیاسی

هم اکنون اروپای واحد از یک سو احساس نیاز خود نسبت به بقای لندن در این مجموعه را انکار نمی کند اما از سوی دیگر، حاضر نیست بقای انگلیس را به بهای استثنا شدن این کشور در این مجموعه حفظ کند.

یادداشت بین الملل ـ حنیف غفاری:  تقابل میان لندن و دیگر اعضای اروپای واحد بر سر اعطای اختیارات و امتیازات ویژه به انگلیس همچنان ادامه دارد. تصور می شد دیدارهای مستمر «آنگلا مرکل» صدر اعظم آلمان و «دیوید کامرون»  نخست وزیر انگلیس بتواند منجر به ترسیم راهکاری میانه و مرضی الطرفین در این خصوص شود، اما به نظر می رسد معادله از آنچه تصور می شود پیچیده تر است.

صورت بندی این معادله در برهه فعلی ضروری به نظر می رسد، خصوصا اینکه انگلیس بار دیگر تقاضای خود را مبنی بر دریافت اختیارات و امتیازات ویژه نسبت به دیگر اعضای اتحادیه اروپا مطرح ساخته است. این امتیازات شامل مواردی در بحث پذیرش مهاجرین، پرداخت مالیات سالیانه به اروپای واحد، سیستم پرداخت حقوق کارگران و... می شود. مواردی که قرار بود اعضای اتحادیه اروپا در قبال کلیت و ساختار آنها رویکردی واحد داشته باشند.

تحلیل و بررسی منازعه اخیر در اروپای واحد سهل و ممتنع است. سهولت مسئله، ریشه در خواسته های هر یک از طرفین بر اساس منافع خود دارد. بر این اساس، انگلیس همسان سازی ساختار اقتصادی، سیاسی و اعتباری و اجتماعی خود با اروپای واحد را بر نمی تابد و در آن سوی معادله، مقامات اروپایی حاضر به بر هم خوردن پیوستگی داخلی خود متعاقب کارشکنی یکی از اعضای خود نیستند.

با این حال جنبه ممتنع و سخت موضوع، به منازعه «تاریخی ـ اجتماعی»  موجود در اروپای واحد باز می گردد. اگر لندن بتواند قبل از همه پرسی سال ۲۰۱۷ میلادی به خواسته اصلی خود مبنی بر دریافت امتیازات ویژه از اروپای واحد دست پیدا کند به عضوی استثنایی در این مجموعه تبدیل خواهد شد. استثنا شدن لندن موضوعی نیست که از سوی شهروندان سایر کشورهای اروپایی، مخصوصا شهروندان دو کشور آلمان و فرانسه مورد پذیرش قرار گیرد. بی دلیل نیست که شهروندان آلمانی و فرانسوی در نظرسنجی های صورت گرفته میان دو گزینه «خروج انگلیس از اروپا»  و «دریافت امتیازات ویژه توسط لندن»  بلافاصله گزینه نخست را انتخاب می کنند.

از سوی دیگر، در صورتی که انگلیس بتواند به شرط دریافت امتیازات بیشتر در اروپای واحد باقی بماند، در تصمیم گیری های کلان اتحادیه اروپا نیز نقش ویژه تری نسبت به سایر اعضای پیدا می کند. همین مسئله سبب می شود تا ساختار تروییکای اروپایی ـ آلمان،  انگلیس و فرانسه) نیز تغییر پیدا کرده و لندن تبدیل به راس اصلی مثلث مذکور شود. مسئله ای که پاریس و برلین آن را بر نمی تابند.

هم اکنون اروپای واحد از یک سو احساس نیاز خود نسبت به بقای لندن در این مجموعه را انکار نمی کند اما از سوی دیگر، حاضر نیست بقای انگلیس را به بهای استثنا شدن این کشور در این مجموعه حفظ کند. در اینجا تعادل هزینه و فایده اصالت و موضوعیت دارد. معادله ای که هم اکنون در اروپا شکل گرفته است دارای تعادل و موازنه ای مطلوب نیست. این عدم مطلوبیت برای اتحادیه اروپا به مراتب بیشتر است. نکته مهم تر اینکه با توجه به مطالبات طرفین، راهکار سوم و میانه ای در این خصوص متصور نخواهد بود. خواسته های طرفین به اندازه یا مشخص و مطلق است که عدم برآورده شدن هر یک از آنها به مثابه شکست یکی از طرف های منازعه خواهد بود.

در نهایت اینکه اختلافات میان انگلیس و اتحادیه اروپا بر سر بقا یا عدم بقای لندن در این مجموعه، اندک اندک از حالت «معادله»  خارج شده و تبدیل به «منازعه مطلق»  می شود. هم اکنون منازعه ایجاد شده حالتی نسبی دارد، یعنی طرفین با یکدیگر همچنان مذاکره کرده و نسبت به کوتاه آمدن یکدیگر در این آوردگاه امید دارند. از این رو منازعه نسبی موجود را می توان به یک معادله تشبیه کرد. اما زمانی که این منازعه نسبی به منازعه ای  مطلق تبدیل شود، دیگر نمی توان از یک معادله سخن گفت، بلکه با منازعه ای جدی و ساختارها و ابزارهای مترتب بر آن مواجه خواهیم شود.

گذشت زمان نیز در این خصوص به سود طرفین نخواهد بود. تجربه نشان داده است که هر اندازه به سال ۲۰۱۷ ـ زمان برگزاری همه پرسی خروج از اروپا در انگلیس ـ نزدیک تر می شویم، کلاف ها و نقاط کور مسئله بیشتر و پیچیده تر می شود.

اینکه چه کسی در این معادله یا منازعه برنده خواهد بود فعلا چندان موضوعیتی ندارد! بدیهی است که هر نتیجه ای در این میدان حاصل شود به سود اتحادیه اروپا نخواهد بود.

کد N1024860

وبگردی