اوباما و نتانیاهو و حلقه گمشده

اوباما

از زمانی که نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی سخنرانی مشهور خود را مقابل کنگره آمریکا در مارس گذشته برای جلوگیری از انعقاد توافق هسته‌ای غرب با ایران ایراد کرد و آن ناخرسندی که سفر وی در میان محافل آمریکایی و (اسرائیلی) بر جای گذاشت و روابط میان وی و باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا بسیار نابسامان شد، پس از اینکه این توافق در دست اجرا قرار گرفت و دیگر نتانیاهو نمی‌توانست هیچ اقدام منفی‌ای را در قبال این توافق انجام دهد اوباما این فرصت را به نتانیاهو داد تا طی امروز مصادف با نهم نوامبر به واشنگتن سفر کرده و با وی در کاخ سفید دیدار کند اما به نظر می‌رسد که نتانیاهو این فرصت را از دست نمی‌دهد بدون آنکه تلاش کند اوباما را در تنگنا قرار دهد.

از زمانی که نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی سخنرانی مشهور خود را مقابل کنگره آمریکا در مارس گذشته برای جلوگیری از انعقاد توافق هسته‌ای غرب با ایران ایراد کرد و آن ناخرسندی که سفر وی در میان محافل آمریکایی و (اسرائیلی) بر جای گذاشت و روابط میان وی و باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا بسیار نابسامان شد، پس از اینکه این توافق در دست اجرا قرار گرفت و دیگر نتانیاهو نمی‌توانست هیچ اقدام منفی‌ای را در قبال این توافق انجام دهد اوباما این فرصت را به نتانیاهو داد تا طی امروز مصادف با نهم نوامبر به واشنگتن سفر کرده و با وی در کاخ سفید دیدار کند اما به نظر می‌رسد که نتانیاهو این فرصت را از دست نمی‌دهد بدون آنکه تلاش کند اوباما را در تنگنا قرار دهد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، روزنامه العربی الجدید در تحلیلی درباره اولین دیدار بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل با باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا بعد از توافق ایران با غرب بر سر برنامه هسته‌ای نوشت: از این دست کارها وی پیش از رفتنش ران پاریتس را به عنوان سخنگوی دولت رژیم صهیونیستی تعیین کرد که این شخص در یک شهرک یهودی‌نشین ساکن است و پیشتر نیز گفته بود که باراک اوباما یهودستیز است و هوش جان کری، وزیر خارجه او نیز بیشتر از هوش یک نوجوان نیست. تعیین این شخص اعتراضات و ناخرسندی‌هایی را برانگیخت که با آن سخنرانی در کنگره نیز همراه بود. این مساله نتانیاهو را واداشت تا اعلام کند که از این سخنان اطلاع نداشته است و در تعیین این شخص بازنگری می‌کند.

این مساله دال بر این است که بیشتر تصمیم‌های نتانیاهو به صورت شتابزده گرفته می‌شود و وی گمان می‌کند که می‌تواند این تصمیمات را اجرایی کند.

همچنین سخنان او زمانی که گفت حاج امین الحسینی مفتی فقید فلسطین بود که هیتلر را به اجرایی کردن هولوکاست یهودی قانع کرد، خشم زیادی را در میان یهودیان جهان برانگیخت.

معمولاً نتانیاهو فقط دیکته می‌کند و قانع نمی‌شود. گویی که واقعیت‌ها برای او اهمیتی ندارند و تنها کسانی که از خود او تندروتر هستند از سخنانش حمایت می‌کنند.

این روشی که نتانیاهو در پیش گرفته است اقدام او برای زیر پا گذاشتن تمامی حقوق مردم فلسطین و به چالش کشیدن قطعنامه‌های سازمان ملل و اتحادیه اروپا و افکار عمومی جهان است.

او همچنین بخش اعظم افکار عمومی یهودیان جهان را به چالش می‌کشد. به عبارت دیگر مشروعیت ریاست وی رو به پایان است و او در میان محافلی که علیه آنها حرف می‌زند بیشتر مورد محکومیت قرار می‌گیرد و بسیاری کم‌کم به این باور می‌رسند که ادامه حضور امثال وی در قدرت چه خطراتی دارد که از جمله این اقدامات برخورد وی با اوباما در کنگره و همچنین رخدادها در قدس شرقی است.

همچنین وی به سیاست افزایش شهرک‌سازی‌ها در کرانه باختری پایبند بوده و جنگ‌هایی را علیه غزه به راه انداخته است و اصرار دارد که تشکیل کشور فلسطین غیرممکن است.

اگر بخواهیم در مورد آنچه که احتمالاً از سفر نتانیاهو به کاخ سفید حاصل می‌شود پیش‌بینی کنیم احتمال بیشتر این است که وی خواهان سلاح‌های پیشرفته بیشتری برای رژیم صهیونیستی و کمک‌ مالی و اقتصادی برای رویارویی با آنچه که درخصوص توافق هسته‌ای ایران ترویج می‌دهد است. او مدعی است که این توافق خطری موجودیتی را علیه اسرائیل به وجود می‌آورد. این موضع‌گیری وی از آنجا نشأت می‌گیرد که هر کس را که منتقد اسرائیل باشد خطر موجودیتی علیه آن به حساب می‌آورد و در واقع می‌خواهد خطرات علیه اسرائیل را بزرگ جلوه دهد.

مشخص است که این زیاده‌روی‌ها باعث انزوای بیشتر اسرائیل و آغازی برای رها کردن سیاست‌های شدید آن است که باعث شده حرف آن دیگر مورد توجه جدی قرار نگیرد.

شاید به صورت خلاصه به چالش کشیده شدن اعتبار نتانیاهو و امثال وی را بتوان در سخنان و نوشته‌های دو صهیونیست مطرح کرد که این دو استیون لیونسکی و مالکوم وایل هستند که در 25 اکتبر گذشته مقاله‌ای را در واشنگتن پست منتشر و در آن تاکید کردند بیشترین چیزی که فشار را بر اسرائیل وارد می‌کند عدم حمایت دیپلماتیک آمریکا و کمک نکردن به اسرائیل و همچنین تحریم اقتصادی اسرائیل است چراکه این دو شخص معتقدند بسنده کردن به تحریم اقتصادی اسرائیل آن نتایج مطلوب را برای مجبور کردن اسرائیلی‌ها به بازنگری در اوضاع کنونی‌شان ندارد و از اینجا این دو شخص اعلام کردند که مخالف سفر به اسرائیل هستند و از نمایندگان آمریکایی خواستند تا کمک‌ به اسرائیل را متوقف کنند تا تل‌آویو ملزم به روند جدی صلح یا از طریق کشور فلسطین یا از طریق دادن تمامی حقوق دموکراتیک به فلسطینی‌ها در چارچوب یک کشور مشترک کنند.

برخی از آنها شاید معتقد باشند که این رویکرد تنها از سوی اقلیت انعکاس داده می‌شود، اما وجود چنین فضایی در داخل اراضی اشغالی می‌تواند تشکیل کشور فلسطین را تسریع بخشد، و این امر پس از برداشتن موانعی صورت می‌گیرد که نتانیاهو باعث ایجاد آنها می‌شد، چرا که افزایش این آگاهی درباره سیاست نتانیاهو و امثال وی در اسرائیل، فسلطینی‌ها را به این سمت سوق می‌دهد که وحدت ملی خود را تقویت سازند و بر تشکیل کشور فلسطین به پایتختی قدس مصمم شوند و رهبری کنونی را از واقعیت جعلی رهایی بخشند چراکه از زمان توافق اسلو به این امر انجامیده است که مقاومت تضعیف شود لذا باید از اختلافات که پایبندی واقعی به مساله فلسطین را از بین برده، عبور کرد.

انتهای پیام

کد N1022764

وبگردی