۰

عدنان طباطبایی: ایران و آمریکا منافع مشترک ندارند، باید به دنبال توسعه روابط با اروپا باشیم

  • ۱۳بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
ایران و آلمان,آلمان,نشست وین حل بحران سوریه ,سوریه

عدنان طباطبایی در گفتگو با خبرآنلاین ضمن تاکید بر اهمیت توجه بر روابط ایران و اروپا به لزوم عنایت به مناسبات با آلمان اشاره دارد.

سعید جعفری - درست چند هفته پس از حل و فصل پرونده یک دهه ای هسته ای ایران و کشورهای غربی، تهران برای حل یک بحران منطقه ای به نام سوریه هم دعوت شد تا در این خصوص نقش مثبتی ایفا کند. اتفاقی که اثرات مثبتی هم در پی داشت و بیانیه ای ۹ بندی از این گفتگوها بیرون آمد. عدنان طبابایی معتقد است آلمان نقش پررنگی در حضور ایران در این نشست ایفا کرد و یکی از بازیگرانی بود که اصرار داشت تهران باید در نشست های حل بحران سوریه حضور داشته باشد. مدیر کل پژوهشکده center for applied research in partnership with the orient در آلمان همچنین اعتقاد دارد ایران و آمریکا منافع و اهداف کاملا متفاوتی دارند و تهران باید به فکر همگرایی بیشتر با کشورهای اروپایی باشد. در ادامه مشورح گفتگوی خبرآنلاین با عدنان طباطبایی پسر صادق طباطبایی که در آلمان زندگی می کند را می خوانید. 

تاثیر برجام بر روابط ایران و اروپا را چطور می بینید؟ وزرای خارجه کشورهای اروپایی پس از حصول این توافق یکی یکی به کشورمان سفر کردند و همه اینها بعد از حدود بیش از ده سال صورت گرفت. فضای روابط ایران و اروپا و به ویژه آلمان را چطور می بینید؟

اگر موافق باشید ابتدا روی موضوع آلمان تمرکز کنیم. به نظرم حتی در سالهایی که ارتباط ایران با غرب به پایینترین میزان رسیده بود باز هم آلمان سعی می کرد روابط خود با تهران را حفظ کند. به ویژه در دوره دوم ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بسیاری از کشورهای غربی ارتباطشان را به پایینترین سطح با ایران رساندند ولی آلمان همچنان روابط خود را حفظ کرد و حتی در دورانی که مشکل با غرب بسیار زیاد بود آلمانی ها  تمایلی نداشتند ارتباط خود را با ایران کاملا قطع کنند و مثلا سفیر این کشور همیشه در تهران حضور داشت. آلمان از ابتدای انقلاب اسلامی تا امروز سعی کرده همیشه رابطه خوبی با ایران داشته باشد و حتی در دشوار ترین ایام هم این رابطه را حفظ کرده است. الان طبیعی است که وقتی ماجرای هسته ای حل شده خود ما هم در ایران تمایل بیشتری داشته باشیم با آلمان ارتباط خوبی داشته باشیم. چون ما این سابقه را داریم که آلمان همیشه روابط خود را با ایران حفظ کرده است. به همین دلیل از سوی ایران هم نسبت به آلمان ذهنیت مثبتی وجود دارد. وقتی آقای اشتاین مایر به ایران می آید و با مقامات ایران دیدار و گفتگو می کند من فکر می کنم سطح گفتگوها بسیار جدی تر از مذاکراتی است که مثلا وزرای خارجی دیگر کشورهای اروپایی در این مدت با ایران انجام داده اند. به نظر من این ارتباط و نقشی که آلمان می تواند بازی کند بسیار مهم است و فکر می کنم در مورد نشست وین هم آلمان تلاش زیادی کرد تا ایران هم در این نشست حضور داشته باشد چون معقتد بود حل این بحران بدون نقش آفرینی مثبت ایران امکان پذیر نیست. 

برای اولین بار از زمان آغاز بحران سوریه ایران برای حل این بحران دعوت شد و در یک نشست بین المللی حضور یافت. اساسا چه عواملی سبب شد ایران را دعوت کنند و اینکه این حضور چه تاثیر بین المللی از خود بر جای گذاشت؟

من معتقدم شاید بحران باید به این مرحله می رسید که قبول می کردند ایران هم باید در این نشست حضور یابد و بدون شرط و شروط های پیشین از ایران بخواهند در این مذاکرات حاضر شود و از خواسته های خود کوتاه بیایند و بگویند ایران باید در این گفتگوها حاضر شود. نفس حضور ایران این جمع بندی را ایجاد کرد که کشورهای اروپایی چه دلشان بخواهد و چه نه ایران نفوذ خاصی در سوریه دارد و باید ایران را دعوت کرد. خوشبختانه ما هم دولتی در کشورمان داریم که منافع ملی را به بهترین وجه می شناسد و متوجه خطوط قرمزها هم هست و به خوبی می داند برای حل بحران سوریه سر چه مواردی باید چانه زنی و گفتگو کند.  حتما بدون حضور ایران آنهم به صورت توام با حضور آقای ظریف و امیرعبداللهیان این نشست نمی توانست تا این اندازه پیشرفت کند.

چقدر تاثیر توافق هسته ای باعث شد ایران به این نشست دعوت شد؟ چون در این چهار سال حتی در گمانه زنی ها هم ایران جایی در میان کشورهای حل کننده این بحران نداشت و ایران را بخشی از راه حل نمی دانستند که قسمتی از مشکل معرفی می کردند. چه اتفاقی افتاد که طرف غربی پذیرفت ایران بخشی از راه حل است؟

به نظر من اولین بار در ۳۶ سال جمهوری اسلامی ایران یک دیپلماسی معنادار را در مقابل قدرت های دنیا در پیش گرفت. از آنسو هم طرف های غربی هم بدون لحن های منفی و تهدید آمیز یک دیپلماسی منطقی را در مقابل تهران در پیش گرفتند و در نتیجه طرفین توانستند در خصوص موضوعی که غیر قابل حل به نظر می آمد با یکدیگر به توافق برسند. مذاکرات هسته ای ایران و گروه کشورهای ۵+۱ تجربه بسیار مثبتی بود که در مورد مسئله پیچیده ای گفتگو صورت گیرد و باعث شد طرفین به این نتیجه برسند که شاید با این ساز و کار بتوان دیگر بحران های بین المللی را هم پیش برد. این توافق به اندازه ای قوی بود که بحث های داخلی ایران و آمریکا نتوانستند آن را بشکنند و همچنان این توافق قوی بر سر جایش باقیست و توافق خوبی هم هست و این تجربه بسیار مثبتی است که نشان می دهد اگر ایران را مثلا به بحران سوریه و گفتگوهایش هم دعوت کنیم می توان به حل و فصل آن امید داشت.  

آینده روابط ما با کشورهای اروپایی و به ویژه با آلمان دیگر موردی است که می تواند قابل توجه قرار گیرد. همانطور که شما هم اشاره کردید نوع روابط ما با آلمان ها در این سالها همواره ویژه بوده است و یک نگرانی که در این سالها همیشه وجود داشته در خصوص توافق این است که در صورتی که آمریکایی ها بخواهند دوباره تحریم ها را علیه ایران فعلا کنند (با توجه به اینکه در این روزها تقریبا همه نامزدهای رایست جمهوری آمریکا بر این موضوع تاکید دارند) چه پشتوانه ای وحود دارد که کشورهای اروپایی دنباله روی آمریکایی ها نروند؟

 

طبیعتا ما باید امیدوار باشیم که اروپایی ها الگوی مستقلی به کار ببندند اگر روزی این توافق در آمریکا با مشکل مواجه شد. شاید هم واقع بینانه تر این باشد که بگوییم تا حد بیشتری همچنان اروپا دنبال آمریکا خواهد رفت ولی تفاوتی که به نظر من الان نسبت به سالهای پیش به وجود آمده این است که نیروهای اقتصادی کشورهای اروپایی و فشارهای جدی روی دولت های خود در دو سه سال اخیر ایجاد کردند که باید با ایران به توافق برسید تا بتوانیم وارد اقتصاد ایران شویم. فکر می کنم الان به جایی رسیدیم که حتی اگر به قول شما انتخابات آمریکا این فضا را تغییر دهد و دوباره تحریم های جدید را به کار ببندد من بعید نمی دانم که اروپا کماکان دنباله روی آمریکا باشد و احتمالا تا حد قابل توجهی کار خود را دنبال کند و رویکرد مستقلی نسبت به آمریکا در پیش بگیرد چون فشار شرکت های اقتصادی به دولت ها و منافع اقتصادی که دارند فضا را تغییر داده است. از طرف دیگر اگر ایران هم به کشورهای اروپایی و به ویژه آلمان نشان دهد که علاقه مند است در حوزه های اقتصادی و فرهنگی و همچنین امنیتی با غرب همکاری داشته باشد فضا تا اندازه زیادی مثبت تر خواهد شد چرا که در حال حاضر شاهدیم با توجه به بحران های منطقه خاورمیانه شرایط ویژه ای به وجود آمده و این می تواند فوریت خاصی را برای کشورهای اروپایی ایجاد کند که روابط با تهران را در سطح مساعد نگاه دارند. چون واقعیت این است که در این شرایط منافع ما با آمریکا اصلا جایی برای هماهنگی ندارد و به نظر من اصلا دنبال آمریکا نرویم و بیشتر روی اروپا تمرکز داشته باشیم چرا که تضاد در اهداف و منافع میان ما و آمریکا بسیار جدی است در حالیکه چنین وضعیتی برای ما و اروپا وجود ندارد.

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.