• ۱۸بازدید

مجتهدزاده: کوربین ایران را قربانی سیاستهای امپریالیزم می داند/ نباید درخصوص انتخاب او هیجان زده شد

جرمی کوربین,پیروز مجتهدزاده,تونی بلر,انگلیس,انتخابات انگلیس,ایران و انگلیس

یک کارشناس مسائل اروپا می گوید: جرمی کوربین رهبر حزب کارگر انگلیس با تونی بلر بسیار فرق میکند، بلر میراث واقعی مارگارت تاچر بود.

زهره نوروزپور

حزب کارگر انگلیس در روز 12 سپتامبر 2015 رسما جرمی کوربین را رهبر این حزب اعلام کرد. حزبی که رهبران پیشین آن برخلاف شعارها و جهت گیریهای رایج در این حزب تمایل زیادی به راست گراهای آمریکایی یافتند و پا به پای واشنگتن به جنگ افروزی در منطقه خاورمیانه دامن زدند از جمله این رهبران می توان تونی بلر را نام برد. انتخاب کوربین به عنوان رهبر حزب کارگر به دلیل مواضع بسیار جالب توجهی که در همه حوزه ها اعم از جنگ، صلح، حقوق بشر، اسرائیل، فلسطین و همین تازگی درخصوص ژنرال سیسی داشته جارجنال زیادی به راه انداخته است. 

کوربین درباره ایران نیز مواضع معتدلی داشته و بعضا موضعگیری کاملا متفاوتی با سایر سیاستمداران هم حزبی خود داشته است. انتخاب جرمی کوربین به عنوان رهبر حزب چپ انگلیس (کارگر)  با روز بعد از حادثه منا مصادف بود که باعث شد وی اولین موضع گیری خود را علیه سعودی ها اعلام کند تا جایی که چندی پیش رهبر این حزب با نایف محمد بن عبدالعزیز سفیر ریاض در لندن درگیری لفظی پیدا کرد. وی در یاداشتی عربستان سعودی را به دلیل صدور حکم برای  شیخ نمر به نقض فاحش حقوق بشر متهم کرد که خشم سعودی را به شدت برانگیخته است. این نکته قابل ذکر است که تونی بلر رهبر پیشین حزب کارگر انگلیس روابط بسیار گرم و صمیمانه ای با اعراب خلیج فارس و خصوصا ریاض داشت و همچنان این روابط برقرار است.

همچنین رهبر این حزب بعد از پیروزی در انتخابات مجلس عوام این کشور از موضع هسته ای ایران استقبال کرد و ان را دست اوردی برای صلح جهانی برشمرد.

با پیروز مجتهد زاده که سال ها در انگلیس زندگی، تحصیل و تدریس کرده است در کافه خبر درباره چرایی انتخاب جرمی کوربین به عنوان رهبر حزب کارگر انگلیس که از حامیان زیادی در این کشور برخوردار است گفتگو کرده ایم و اینکه نخست وزیری احتمالی او در این کشور چه تاثیری برای کشور ما خواهد داشت.

از جرمی کوربین بیشتر برایمان بگویید

جرمی کوربین Jeremy Corbyn یک سیاستمدار غیر معمول در عالم سیاست های بریتانیایی است و برخلاف بسیاری از سیاستمدارن انگلیسی، آدمی با صراحت و صمیمی است چون او انسانی وارسته است. من او را نه از نزدیک، که در کشان یک آشنایی کاری از دور، می شناسم و او را یک دست چپی معتقد و با پرنسیپ در عالم سیاست بریتانیا یافته ام. آشنایی من با او از آنجا است که او در مبارزات چندین ساله ما ایرانیان در دفاع از حقوق حقه ملت ما در انرژی هسته ای از همکاری های کارسازش برخوردارمان کرد. میدانم که در ازای سی سال خدمت سیاسی به عنوان نماینده مردم در مجلس عوام کلامی به دروغ و عوامفریبی نگفته است بلکه با عوامفریبی های مرسوم چپ و راست گرایان سیاسی سخت مبارزه کرد. او اندک زمانی است که تکیه بر جای تونی بلر و رهبران بعدی حزب کارگر زده است، ولی در دوران سی ساله خدمتش در پارلمان نه تنها هرگز در زشت کاری های سیاسی بلر و همدستش جورج دبلیو بوش در خاورمیانه شرکت نکرد، بلکه علیه آن زشت کاری ها که گاه به بهانه انتشار دموکراسی و حقوق بشر در خاورمیانه پی گیری شد و گاه به بهانه انتشار "بهار عربی"، سخت اعتراض کرد و از مبارزات مردم عرب در برابر اشغالگری های اسرائیل حمایت کرد و در تظاهرات پیروزمندانه ما ایرانیها در خیابان های لندن و نیویورک و واشینگتن در اعتراض به جنگ و تحریم علیه ایران فعالانه شرکت نمود.
عکس زیر او را نشان می دهد که در یکی از این تظاهرات سرگرم سخنرانی در حمایت از حق و حقوق ملی ایرانیان در انرژی هسته ای و بر علیه جنگ و تحریم علیه ایران است.

 

چرا انتخاب جرمی کوربین به عنوان رهبر حزب چپ با بازتاب فروانی رو به رو شد؟
انتخاب جرمی کوربین به رهبری حزب کارگر بریتانیا از آن جهت غیر منتظره بود که او به جناح چپ آرام آن حزب تعلق دارد و هرگز برای گرد آوری دوست و طرفدار حزبی متوسل به سیاستبازی های مرسوم نمی شد. از طرف دیگر باید علل انتخاب غیر منتظره کوربین را در زمینه هایی نا مساعد جست و جو کرد که دوران طولانی نخست وزیری تونی بلر برای آن حزب به ارث  گذاشت. به این دلیل انتخاب جرمی کوربین به رهبری حزب کارگر می‌تواند آغاز تازه‌ای شمرده شود چون تقریبا حتمی به نظر می رسد که او می تواند حزب کارگر را به نوعی از رخوت و ناکامی های پیش آمده در ده سال اخیر رهایی دهد. همه ما شاهد آن بوده ایم که این حزب در انتخابات اخیر دچار شکست‌های سیاسی غم انگیزی شد و با حصول نتایجی غم انگیز، با از دست دادن بیش از نیمی از کرسی های سنتی خود در پارلمان، اکثریت را از دست داد.

با توجه به شکست های اخیر این جزب، جرمی کوربین می تواند حزب کارگر را دوباره احیا کند؟
باید توجه داشت که بیش از صد سال بود که حزب کارگر و حزب محافظه کار، توازن موثری را در مدیریت سیاسی این کشور برقرار کرده بودند، اما با شکستی که حزب کارگر در انتخابات اخیر دچارش شد، این توازن از بین رفت و این نگرانی را پدید آورد که اگر توازن بین قوا نباشد، شرایط می‌تواند به دموکراسی تکامل یابنده بریتانیا لطمه زند. در این شرایط است که این امیدواری رشد می یابد که کوربین، در مقام رهبری تازه نفس و خوش فکر حزب کارگر، احتمالا بتواند مجددا موازنه های سیاسی لازم را در بریتانیا و میان دو حزب اصلی برقرار کند.

چگونه این موازنه برقرار می شود؟
البته در این زمینه نیز باید با دقت صحبت کرد زیرا اگرچه کوربین بیش از 30 سال است که نماینده حزب کارگر در پارلمان است ولی از نظر رفتار و جهت گیری های سیاسی یک پدیده کاملا جدید در عالم سیاست بریتانیا به شمار می‌رود. چرا که وقتی تیم تونی بلر و گوردون براون به قدرت رسیدند، فلسفه سیاسی حزب شان را تغییر دادند و حتی برای نمایش این تغییر، نام حزب را نیز تغییر داده و عنوان "حزب کارگر نوین" را بر آن نهادند. در این تغییر به ویژه شخص بلر از جایگاه خود، یعنی جایگاه چپ در طیف سیاسی بریتانیا تغییر مکان داد و به طرف "مرکز" سیاسی حرکت نمود. چنین تحولی در گرایش های عمومی احزاب تند چپ و راست معمولا در عالم سیاست مورد استقبال است ولی تونی بلر در حرکت به سمت مرکز تاحدی زیاده روی کرد که بیشتر متمایل به راست کاپیتالیستی می نمود. حتی مارگارت تاچر، نخست وزیر دست راستی معروف حزب محافظه کار که موفقیت‌های اقتصادی زیادی نیز در کارنامه خود دارد در هنگام انتخاب تونی بلر به عنوان نخست وزیر بریتانیا اعلام کرد که «وارث واقعی سیاسی من تونی بلر است». به گفته دیگر مارگارت تاچر همه افراطیون دست راستی حزب خود را نادیده گرفت و بلر در رهبری حزب مخالف را وارث واقعی راست گرایی های خود معرفی کرد. درواقع تونی بلر تا آن اندازه به سمت گرایشات راست‌ها حرکت کرد که مایه امید حزب دست راستی شد. این منطق تا مدت‌ها ادامه پیدا کرد اگرچه گوردون براون مانند بلر برخورد نکرد.

در جریان مسائل خاورمیانه یعنی مسائل عراق، افغانستان یا ایران، بلر به صراحت دنباله روی سیاست‌های جورج دبلیو بوش جمهوریخواه در آمریکا بود. در مورد برخوردهای خصمانه علیه ایران، بلر حتی از جورج بوش نیز پیشی گرفته بود و رسما و علنا در ریاض از سعودی ها و شیوخ کوچک خلیج فارس خواست که اسلحه بردارند و با ایران بجنگند.

دلیل شکست حزب کارگر چه بود؟
شکست اخیر حزب کارگر را باید نتیجه دراز مدت این سیاست‌های نخست وزیر پیشین جست و جو کرد و نفرتی که او از خود و از سیاست های دست راستی افراطی خود در بریتانیا و در سراسر جهان بر جای گذارد. شکست حزب کارگر در انتخابات اخیر را باید ناشی از زلزله‌ای دانست که تونی بلر در سیاست‌های بریتانیا و به کمک جورج بوش، تحت تاثیر اغواگری های اسرائیلی درعرصه جهانی پدید آورد. این شکست را به هیچ وجه نمی توان در ارتباطی با سیاست های چپ میانه رو اد میلیبند، رهبر جوان این حزب در دوران پیش از کوربین بر رسی کرد. با توجه به این زمینه ها و پیشینه های حزبی است که بریتانیا می تواند امیدوار باشد انتخاب کوربین یک آغاز تازه برای حزب کارگر باشد؛ چرا که او یک سیاستمدار چپگرا با اهداف سیاست‌ آشکار و شناخته شده است که در همان حال، ثابت کرده است که اسیر دگماتیزم ایدئولوزیکی نیست و می خواهد همه جنبه های معتدل و خوب سیاست گذاری را در رهبری امور کشورش  به کار گیرد. او در عمل سعی کرد نماینده همه گونه گرایش های سیاسی حزب کارگر در کابینه سایه خود گرد آورد تا به رای دهندگان بریتانیا ثابت کند که در کار مدیریت سیاسی کشورش اسیر دگم ایدئولوزیکی نخواهد بود، بلکه می خواهد امور کشورش را بر اساس موثر قرار دادن همه گونه تجربه سیاسی در جناح چپ سیاسی آن کشور اداره کند.
 
مواجهه کوربین با دولت در سایه و نمایندگان در سایه چگونه خواهد بود و آیا آنان روزی به قدرت خواهند رشید؟
- کوربین طرفداران زیادی در داخل کشورش دارد و جالب توجه این است که در دوران بعد از انتخابات اردیبهشت ماه سال جاری و شکست دلخراش حزب کارگر، بیش از هفتاد هزار عضو جدید با هدف مشخص به رهبری رساندن کوربین به آن حزب پیوستند که این یک روال حیرت انگیز بود و همین روال حیرت انگیز انتخاب غیر منتظره و حیرت انگیز کوربین به رهبری حزب را واقعیت بخشید.  اکنون سوال این است که آیا او در رقابت با حزب محافظه کار در انتخابات سراسری بهار2020 هم می‌تواند همچنان مورد استقبال رای دهندگان بریتانیا قرار گیرد؟ اشتیاق میان رای دهندگان زیاد است و احتمال فراوان، ولی پاسخ به این سوال از دیدگاه ناظران بی طرف هنوز خیلی زود است و باید منتظر شکل گیری های سیاسی جامعه بریتانیا در پنج سال آینده بود.

در مورد کوربین باید درنظر داشت که او علاوه بر راسخ بودن بر اعتقاداتش هرگز عوام فریبی نمی‌کند و دروغ نمی‌گوید. شخصی چون جرمی کوربین اگرچه جزء نسل قدیم چپ گراهای بریتانیا است ولی با نسل جدید آن گرایش وجوه مشترک زیادی دارد از جمله اینکه او موفق شده است دگماتیزم ایدئولاوژیکی را پشت سر گذارد و جانب اعتدال را رعایت نماید. او در برخوردهای اجتماعی بسیار متواضع است ولی در صراحت لهجه که ناشی از صداقت او در اندیشه و گفتار است کمترین خللی وارد نشده و نخواهد شد و این در عالم سیاست کم نظیر است. باوجود ویژگی‌های مثبت و منحصر به فرد کوربین، تردیدهای بسیاری وجود دارد که در زمان برگزاری انتخابات پارلمانی، جامعه بریتانیا چنین شخصی را بپذیرد. زیرا جامعه سیاسی بریتانیا از زمان خانم تاچر به شدت به طرف اقتصاد بازار آزاد حرکت کرد و پول بر همه چیز ملت ترجیح داده شده است. می‌دانیم که جهانی شدن بازار آزاد از زمان تاچر و در بریتانیا آغاز شد و همزمان با کمک‌های ریگان در آمریکا این سیاست گسترش جهانی یافت. این اقتصاد بازار آزاد همچنان حاکم است و بریتانیا در این رابطه سودهای کلانی را کسب کرد و رفاه اقتصادی این کشور بسیار گسترش یافت. حال در چنین وضعیتی به نظر نمی‌رسد بریتانیا و مردم این کشور تمامی این موقعیت‌ها را نادیده بگیرند و دوباره به دنبال یک سیاستمدار ایده آلیست حرکت کنند که شاید به دنبال سازش کردن با اقتصاد بازار آزاد نباشد، مگر این که او در خلال پنج سال آینده خلاف این برداشت را ثابت کند. یادمان باشد که تونی بلر آنچنان این سازشکاری را پیش برد که خانم تاچر علنا گفت بهترین وارث سیاسی من بلر است. بنابراین کنار آمدن جامعه گسترده تر بریتانیا با شخصی مانند کوربین  شاید دشوار نماید، اما باز جای امیدواری زیاد است چون سیاستمداری ضدعوام فریبی و ضد دروغ گویی در بریتانیا به عنوان رهبر حزب کارگر انتخاب شده است.

انتخاب وی چه تاثیری در مناسبات لندن و تهران دارد؟
ضمن این که از دید کارکرد سیاسی و مدیریت امور کشوری کوربین نسبت به سیاست های ایرانی انتقادهای زیادی دارد، به ویژه در رابطه با مدیریت دموکراتیک جامعه و رعایت کامل حقوق بشر، از دید مسائل مربوط به ژئوپولیتیک جهانی و منطقه ای او ایران را به چشم یکی از قربانیان سیاست های تجاوزکارانه امپریالیزم تاثیر گیرنده غرب از اسرائیل می بیند. به این دلیل باید انتظار داشت که در دوران نخست وزیری احتمالی او در دهه 2020 بریتانیا سیاست انتقادی سازنده ای را در قبال ایران پیش گیرد. ولی در سیاست های ژئوپولیتیکی منطقه ای و جهانی، اگر تغییری در شرایط کنونی حاصل نشود، او به گونه حساب شده ای از مواضع ایران در خاورمیانه، به ویژه در برابر اسرائیل و عربستان سعودی حمایت خواهد کرد.

وضعیتی که تا کنون بر روابط ایران و بریتانیا حکمفرما بوده است در دوران اقتدار بوش و بلر  در سیاست های جهانی شکل گرفت. در آن دوران که تهدید نظامی غربی و اسرائیلی علیه ایران بالا گرفته بود، من به همراه عده‌ای از خیر خواهان جهانی، اقداماتی را علیه جنگ در ایران ترتیب دادیم. طی این اقدامات من و دوستانم چندین ملاقات با شخص کوربین در پارلمان داشتیم و باید بگویم که ایشان تا جایی که ممکن بود از خواست انسانی ما در مبارزه علیه جنگ توسط بوش و بلر حمایت کرد. یادمان باشد در آن زمان تونی بلر، رهبر حزب و نخست وزیر بریتانیا بود و کوربین نیز نماینده بسیار منتقد همان حزب در پارلمان بود. این شخص در مورد ایران در برابر بلر قرار گرفت و به صراحت و با قدرت تمام از جنبشی که گروه‌های ضد جنگ در لندن به حرکت در آورده بودند پشتیبانی کرد. این حمایت‌های کوربین به مواضع ضد جنگ او باز می‌گردد و بر اساس اصول و اعتقاداتش بود که در این مسیر گام نهاد.

 این سیاستمدار در دو سه ماه اخیر که درگیر انتخابات درون حزبی بود کاملا نشان داد که فردی است معتقد و پابند به اعتقاداتی که دارد. کوربین بر سر اعتقاداتش با کسی معامله نمی‌کند و در راه گسترش صلح اگر لازم باشد با کشوری مانند ایران نیز همراهی می‌کند؛ در حالی که در زمان تونی بلر سیاست‌های بریتانیا کاملا در تضاد با ایران و مظلومیتش در برابر سیاست های امپریالیستی - اسرائیلی - غربی بود. کوربین به دلیل اعتقاداتی که داشت حتی در آن وضعیت نیز، ضمن ادامه انتقاد از مدیریت سیاسی ایرانی، از حمایت‌هایش از حقانیت کشور و ملت ایران در برابر زورگویی های ژئوپولیتیکی اسرلائیلی - غربی دست نکشید و هر زمان که از او می‌خواستیم مساله‌ای در رابطه با مخالفت با جنگ علیه ایران را در پارلمان مطرح کند، با کمال میل می ‌پذیرفت و با قدرت مطرح می کرد. بنابراین انتخاب چنین فردی این امیدواری را ایجاد کرده است که شاید پایبند بودن به اعتقادات و معامله نکردن بر سر آن، مجددا به عرصه سیاست در بریتانیا بازگردد.

برخی رسانه های عربی و بعضا داخلی در تجلیل جرمی کوربین می گویند اقای کوربین از حزب الله و متحدانش حمایت می کند  و در تلاش با تروریسم مبارزه می کند ارزیابی شما از حمایت کوربین از حزب الله چیست؟ و در اخر حمایت اقای کوربین از حزب الله، حماس و مردم فلسطین ایا باعث می شود که انگلیس دچار یک تحول عمیق سیاسی در خصوص خاورمیانه و متحدانش شود؟
ما نباید دچار تخیل و توهم بشویم. در اینکه کوربین یک ض اسرائیلی و یک ضد امپریالیست واقعی است تردیدی نیست. اما من گمان نمی کنم جرمی کوربین یا هر چپ گرای سیاسی دیگری در غرب را بتوان با حزب اله و متحدانش "هم خط" توصیف کرد. همان گونه که در ارتباط با وضعیت ایران در ژئوپولیتیک جهانی و منطقه ای گفتم، چپ گرایان جهان آن وضعیت دلخراش خاور میانه عربی را ناشی از اعمال ستم قدرتمندان زورگوی جهان بر ملت های ضعیف منطقه ای می دانند و در برابرش ایستادگی می کنند و این وضعیت را نمی توان "هم خطی" فکری سیاسی قلمداد کرد. موضع این دسته از سیاستمداران موضع دفاع از مظلوم در برابر ظالم است. در رابطه با مسائل خاورمیانه کوربین و بسیاری از چپ گرایان سیاسی و دانشگاهیان بی طرف مانند خود من و طیف گسترده ای از دانشمندان و دانشگاهیان جهان اسرائیل را ظالم و تجاوزکار و حماس و حزب اله را مبارزه کننده علیه ظلم و ستم می دانند. این موضع دفاع از حق در برابر باطل است که از سرچشمه انسان دوستی و عدالت خواهی آبشخور دارد و به هیچ وجه نباید به حساب "هم خط" یا "هم فکر" و "هم عقیده" سیاسی بودن با طرف حمایت شونده گذاشته شود. اینگونه تحلیل ها خیلی احساسی است.

اگر یک رهبر سیاسی که می گویند ضد اسرائیلی است،  این گونه در انگلیس به قدرت برسد، چه تاثیر و تحولی را می تواند در دیپلماسی انگلیس داشته باشد؟
بازهم باید دقت دهم که مواضع انتقادی داشتن نسبت به وضعیت اسرائیل در خاورمیانه با ضد اسرائیلی بودن اعتقادی تفاوت زیادی دارد. کوربین مانند همه چپ گرایان سیاسی و بسیاری از راست گرایان سیاسی جهان مخالف زورگویی ها و تجاوزکاری های صهیونیستی اسرائیل در خاور میانه است. همه ما شاهدیم که حتی سازمان ملل متحد دست کم در یکصد نوبت این تجاوزکاری های صهیونیستی را محکوم کرد، واین اعتراض ها و محکوم کردن ها تاثیری بر رفتار و کردار ضد انسانی اسرائیل ندارد، تماما به این دلیل که در طول تاریخ عربان از ظلم و ستم اسرائیل علیه عربان حمایت کردند آن گونه که امروز سر سخت ترین مخالف اسرائیل در دنیای عرب، عربستان سعودی هم به جمع فرمانبرداران اسرائیل پیوسته است. در قیاس این وضعیت تماما خیانت آلود برخی از عربان علیه برخی دیگر از آنان چگونه می توان انتظار هرگونه کمک و حمایتی از بریتانیای کوربین و کشورهای یی مانند ایران و ترکیه و دیگران داشت که اغلب به شدت به زیان منافع ملی خود آنان تمام می شود؟
کوربین یک سیاستمدار چپ گرای انگلیسی است که بر خلاف بسیاری از سیاستمداران بریتانیا و بقیه جهان اسیر شعارپردازی و سیاستبازی و خود فروشی سیاسی نیست. او چون شاگرد مکتب صداقت و صراحت در سیاست است از ستم گرایی های اسرائیلی با صداقت و صراحت انتقاد می کند و با صراحت و صداقت از مظلومان سیاسی در ژئوپولیتیک جهانی حمایت می کند و اگر روزی به نخست وزیری بریتانیا برسد من تردیدی ندارم که مخالت با زورگویی های اسرائیلی و حمایت از مظلومان سیاست های اسرائیلی را ادامه خواهد ولی بدیهی است که در آن مقام نمی تواند به همین شدت و صراحتی که امروز به عنوان یک فرد سیاسی عمل می کند، وارد میدان شود چون ناچار خواهد بود منافع کلی بریتانیا و متحدانش در ناتو را هم در نظر داشته باشد.  

آیا می توان گفت انگلیس درگیر یک انقلاب سیاسی شده است؟
خیر! من خیلی وقت است که یاد گرفته ام که در تجزیه و تحلیل مسائل سیاسی از عجله ناشی از هیجان زدگی دوری کنم و بر اساس شناخت عوامل موثر در پدید آمدن پدیده ها نتیجه گیری کنم. من انتخاب کوربین به رهبری حزب کارگر بریتانیا را یک انقلاب نمی بینم چون با کلمه "انقلاب" به این آسانی برخورد نمی کنم. من این تحول را یک سرآغاز تازه در زندگی سیاسی بریتانیا می بینم که اگر به همین راحتی پیش رود می تواند در جهت گیری های اقتصادی بریتانیا و سیاست های ژئوپولیتیکی این کشور در دنیا اعتدال مطلوبی را سبب شود. 

 

  ایا کوربین نخست وزیر می شود؟ و اگر شد تحلیل شما از نخست وزیری ایشان چیست.
احتمال رسیدن کوربین به نخست وزیری بریتانیا در حال حاضر زیاد نیست چون همان گونه که تشریح کردم او پدیده ای است کاملا جدید و تقریبا ناشناخته در میدان سیاست بریتانیا. اما این که در پنج سال آینده کوربین و کابینه سایه اش بتوانند فرهنگ سیاسی بریتانیا را به گونه ای تعدیل کنند که احتمال رسیدن خود به قدرت را بالا برند مطلبی است که باید منتظر ماند و دید.

 49310

وبگردی