استاد دانشگاه کویتی: ایران و تروریسم بزرگترین تهدید برای کشورهای عربی هستند

استاد علوم سیاسی دانشگاه کویت تاکید کرد، گسترش نفوذ ایران در منطقه به ویژه پس از امضای توافق هسته ای و به رسمیت شناخته شدن این کشور به عنوان بازیگر اصلی در منطقه از سوی آمریکا، خطری جدی علیه کشورهای عربی خلیج فارس است.

واحد مرکزی خبر نوشت: به گزارش شبکه تلویزیونی الجزیره عربی، دکتر فیصل ابوصلیب که در برنامه «فی العمق» این شبکه درباره «آینده امنیت کشورهای عربی خلیج فارس در سایه متغیرهای منطقه ای و بین المللی» شرکت کرده بود، در پاسخ به سئوالی درباره خطرات خارجی که امنیت این کشورها را تهدید می کند، گفت: در حقیقت منطقه خلیج(فارس) و کشورهای عربی این منطقه آشکارا در حال پشت سر گذاشتن یک نقطه عطف مهم، حساس و خطرناک هستند. یک خطر واقعی به ویژه پس از نزدیک شدن آمریکا و ایران به یکدیگر در مقطع اخیر، این منطقه را تهدید می کند. خطر ایران، خطری مستقیم نیست یعنی مانند وضعیت میان عراق و کویت در سال 1990 نیست. و خطر اشغال مستقیم این کشورها (توسط ایران) وجود نخواهد داشت بلکه خطر نفوذ فزاینده و سلطه و هژمونی ایران در منطقه مطرح است. منظورم پیامدهای توافق هسته ای ایران است.
یعنی از سال 1979 تاکنون این نخستین بار است که آمریکا به طور ضمنی ایران را به عنوان یک بازیگر اساسی در منظومه خلیج فارس به رسمیت می شناسد.
وی در پاسخ به سئوال مجری برنامه مبنی بر این که چرا کشورهای خلیج فارس، دانشگاهیان و ناظران، نزدیک شدن ایران و آمریکا به یکدیگر از طریق توافق هسته ای را خطری مستقیم ضد کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس می دانند؟ گفت: علتش در واقع آن است که معادله حاکم بر روابط دو طرف، یک «معادله یک به صفر» است. یعنی هر دستاوردی که یکی از طرفین کسب کند، به منزله باخت طرف مقابل به همان میزان است. این معادله حاکم بر روابط عربستان و دیگر کشورهای عربی خلیج فارس با ایران از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در این کشور است. از این رو، آمریکا به ویژه پس از توافق هسته ای با ایران، به طور ضمنی ایران را به عنوان یک بازیگر اصلی در منطقه به رسمیت می شناسد و روشن است که آمریکا در آینده فشارهایی بر کشورهای عربی خلیج فارس اعمال خواهد کرد که ایران در معادله نظام امنیتی خلیج (فارس) ادغام شود. چرا که در اوایل دهه 90، طرح هایی برای نظام امنیتی منطقه خلیج(فارس) مطرح شد مانند طرح «1+6» که اعلامیه دمشق نام گرفت و منظور از آن مجموعه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج(فارس) بعلاوه مصر و سوریه بود. یا طرح «1+6» که از طرف روسیه در ابتدای دهه 90 مطرح شد. اما تفاوت ماجرا در آن است که در آن مقطع آمریکا از این گونه طرح ها استقبال نمی کرد بلکه کشورهای عربی منطقه خلیج(فارس) را آشکارا بر طرف ایرانی ترجیح می داد. اما اکنون آمریکا و روسیه روی معادله امنیت خلیج(فارس) با انضمام و ادغام ایران در این مجموعه توافق کرده اند. اگر بتوانیم این معادله حاکم بر روابط طرفین را تغییر دهیم، مداخلات ایران در مسائل منطقه را نمی توانیم نادیده بگیریم. بنابراین اگر در آینده بتوانیم این معادله را تغییر دهیم، ممکن است ادغام ایران در این مجموعه خطری علیه کشورهای عربی خلیج(فارس) نباشد.
این استاد دانشگاه کویت در پاسخ به سئوالی درباره این که آیا اگر ایران به عنوان تنها بازیگر بزرگ منطقه به رسمیت شناخته شود، خطر تکرار سناریوی حمله عراق به کویت از سوی ایران و توسعه طلبی آن و اشغال برخی کشورهای منطقه وجود ندارد؟ گفت: بررسی شیوه تفکر ایران و تصمیم سازان این کشور، نشان می دهد که ذهنیت و عقلیت ایرانی ها با ذهنیت رژیم صدام و به ویژه شخصیت بی پروا و لجباز شخص صدام بسیار متفاوت است لذا مداخله ایران یا تلاش این کشور برای گسترش نفوذ خود در منطقه به این شیوه مداخله مستقیم نظامی در مسائل منطقه نخواهد بود. روند تاریخی تحرکات ایران در منطقه به ویژه پس از انقلاب اسلامی، نشان می دهد این کشور اقدام به اشغال مستقیم کشورهای دیگر نمی کند بلکه به گسترش نفوذ یا اشغال غیرمستقیم می پردازد، همان گونه که در عراق پس از سرنگونی رژیم صدام رخ داده است. از این رو، شاخص ها و نشانه هایی که می توانیم از طریق آنها تحرکات ایران را بشناسیم، چنین روندی دارد و قطعا این رژیم تغییر زیادی نکرده است و به ویژه پس از پایان جنگ عراق و ایران، پخته تر شده و شور و حماسه انقلابی که در ابتدای انقلاب ایران وجود داشت و اصل صدور انقلاب پس از پایان جنگ 8 ساله، که با فوت (امام) خمینی (ره) همراه بود، به طور جدی تغییر کرده است. سیاستمداران ایران بسیار کارکشته تر، پخته تر و آگاه تر به مسائل منطقه شده اند و بهتر می توانند بدون مداخله مستقیم، اهداف ایران را محقق کنند، بدون آن که نیاز داشته باشند مانند حمله سال 90 عراق به کویت، کشوری را اشغال کنند.
مجری شبکه در ادامه پرسید، از دو خطر اشغال مستقیم و خطر ایجاد مناطق نفوذ و طرفداران و احزاب و گروه های وابسته به خود در کشورهای منطقه از سوی ایران، کدامیک خطرناک تر و نگران کننده تر است؟
فیصل ابو صلیب پاسخ داد: به نظر من، شیوه غیرمستقیم نگران کننده تر است، زیرا قدرت کشورها برای مقابله با این شیوه غیرمستقیم، کمتر از قدرت آنها برای مقابله با خطر مستقیم است. خطر مستقیم روشن است و همانند سناریوی اشغال کویت توسط عراق، امکان مقابله و بیرون راندن قدرت مهاجم وجود دارد اما مداخله غیرمستقیم، شیوه های مختلفی برای نفوذ و اعمال سلطه و رویکردی بلندمدت و فرسایشی دارد. نکته دیگر آن که چرا کشورهای عربی خلیج(فارس) احساس می کنند این مسئله می تواند خطری علیه آنها باشد، علتش تباین و تفاوت منافع است. باید توجه داشت که خطر ایران برای کشورهای عربی خلیج(فارس) یک خطر نسبی به شمار می رود. یعنی خطر ایران برای عربستان، بحرین یا کویت قابل مقایسه با خطر این کشور برای کشوری مانند عمان که یک موافقتنامه همکاری دفاعی و نظامی با ایران امضاء کرده است و نقشی اصلی در فرایند مذاکرات و نزدیک کردن آمریکا و ایران به یکدیگر و امضای توافق هسته ای داشته است، یکسان نیست. البته این خطر در خصوص امارات و قطر نیز که با درجاتی کمتر، دارای روابط اقتصادی و تجاری با ایران هستند، کمتر از دیگران است. بنابراین، به نظر من، بازیگر اصلی در نظام امنیتی خلیج(فارس)، عربستان سعودی است. قطعا عربستان جاه طلبی هایی در منطقه دارد و می خواهد به یک قدرت منطقه ای تبدیل شود و به درستی معتقد است که نفوذ ایران در این منطقه حیاتی برای عربستان یعنی منطقه خلیج(فارس) و جزیره العرب، مانع نفوذ و قدرت یابی سعودی ها است.
این استاد دانشگاه کویت در ادامه تاکید کرد علاوه بر خطر ایران، خطر تروریسم که یک خطر بین المللی است به ویژه درخصوص کشورهای عربی منطقه یک خطر داخلی محسوب می شود و عوامل داخلی در داخل خود این کشورها دارد که متاثر از عوامل خارجی نیز هستند. قطعا این خطری بسیار بزرگ برای کشورهای عربی خلیج(فارس) و رژیم های آنها به شمار می رود. علاوه بر آن، برخی خطرات داخلی نیز این کشورها را تهدید می کند. یعنی وجود تحرکات اجتماعی و سیاسی در کشورهای خلیج(فارس) و از سوی دیگر کندی رژیم های این کشورها در همراهی با این تحولات و کندی اصلاحات سیاسی، تهدیدی واقعی علیه رژیم های این کشورها و ثبات آنها است. فروپاشی مجموعه شورای همکاری خلیج(فارس) یکی از سناریوهای بدبینانه در آینده است و یکی از خطرات به شمار می رود. سناریوی دیگر نیز ایجاد یک مجموعه جایگزین به جای شورای همکاری خلیج(فارس) است که گذر زمان آن را روشن خواهد کرد که آیا آمریکا کشورهای عربی خلیج(فارس) را برای ادغام ایران در نظام امنیتی منطقه تحت فشار قرار خواهد داد یا خیر؟ آیا چنین مجموعه امنیتی با حضور ایران شکل خواهد گرفت یا خیر، این مسئله نیز منوط به حل و فصل سیاسی بحران سوریه است.
فیصل ابو صلیب در پاسخ به سئوالی مبنی بر این که آیا کشورهای عربی خلیج(فارس) در مقابله با این خطرات خارجی روش درستی را در پیش گرفته اند؟ گفت: باید گفت کشورهای عربی خلیج(فارس) را نمی توان یک مجموعه یکپارچه و واحد در نظر گرفت. وقتی از این کشورها سخن می گوییم در حقیقت از مواضع متفاوت به ویژه در قبال خطرات خارجی سخن گفته ایم. و این خود نشانه ضعف آنها است. ولی وجود برخی مظاهر توافق به ویژه در مسئله یمن یا سوریه به استثنای عمان و کویت که به شکل چشمگیری نقش آفرینی خارجی آن کاهش یافته است، تا حدی امیدوارکننده است و نشانه های خوبی از قدرت کشورهای عربی خلیج(فارس) برای مقابله با خطرات خارجی، به چشم می خورد. به عنوان مثال قدرت عربستان برای مداخله در برخی بحران های خارجی مانند مداخله این کشور در بحرین و انجام عملیات طوفان قاطعیت در یمن از جمله این نشانه های مثبت است. یک تحول آشکار در سیاست خارجی عربستان به چشم می خورد و این کشور قادر به تحقق اهداف خود با استفاده از قدرت نظامی شده است و دیگر مانند سابق فقط از سلاح نفت استفاده نمی کند. این نشانه مثبتی است مبنی بر این که کشورهای عربی خلیج(فارس) به رهبری عربستان سعودی قادر به مقابله با این تهدیدات خارجی هستند. البته نمی خواهیم درباره تکیه کشورهای عربی خلیج(فارس) بر قدرت نظامی درونی خود خیلی هم مبالغه بکنیم.
 308 308

کد N1015589

وبگردی