• ۲۲بازدید

تله مذاکره

توافق هسته ای ایران و پنج بعلاوه یک برجام ,مذاکرات هسته ای ایران با 5 بعلاوه 1

هفته نامه «خط حزب‌الله» نسخه مکتوب پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری در چهارمین شماره خود در گزارشی تحلیلی با عنوان «تله مذاکره» نوشت: «تروریسم» این روزها به کلیدواژه‌ای تبدیل شده که مانند یک تله‌ی آمریکایی‌ عمل می‌کند. تاکتیک آمریکایی‌ها برای تسلیم ایران در سال‌های اخیر الگوی «فشار- مذاکره» بوده است.

در این الگو برای فشار به ایران در موضوع هسته‌ای، از ابزار تحریم استفاده کردند. به تعبیر هیلاری کلینتون، وزیر خارجه‌ی وقت آمریکا «تحریم‌ها آمد تا با فشارهای اقتصادی، مردم را از حاکمیت جدا کند.» به عبارت دیگر گفتند ما آنقدر تحریم می‌کنیم و فشار می‌آوریم تا ایران تسلیم و مجبور به سازش شود. بهانه‌ی پرونده‌ی هسته‌ای، نگرانی از دستیابی ایران به بمب اتم بود. آن‌ها می‌خواستند تحریم‌ها چنان عمل کند که ایران مجبور به مذاکره‌ای شود که در آن با واگذاری صنعت هسته‌ای در قبال رفع تحریم‌ها تسلیم خواسته‌ی آمریکایی‌ها شود. کاندولیزا رایس وزیر خارجه‌ی وقت آمریکا اعلام کرده بود «آمریکا برای آغاز مذاکرات با ایران یک شرط دارد و آن، هم‌چنان تعلیق فعالیت‌های مربوط به غنی‌سازی و بازفرآوری است»(۱۳۸۷/۰۴/۲۹). هدف دوم آن‌ها این بود که با تسلیم‌شدن ایران در موضوع هسته‌ای، الگوی مقاومت جمهوری اسلامی در میان ملت‌ها مخدوش شود. بنابراین هدف آمریکایی‌ها از پیگیری الگوی «فشار- مذاکره» استفاده از اهرم «فشار» برای «تسلیم» ایران بود.

* الگویی دولایه

الگوی آمریکایی‌ها از از دو لایه تشکیل می‌شد: لایه‌ی پنهان که عبارت بود از اهرم «فشار» برای رسیدن به هدف «تسلیم ایران». اما لایه‌‌ی آشکار و آنچه که برای افکار عمومی شرح داده می‌شد، متشکل از سه محور بود؛ محور اول «ابزار» فشار بود که «تحریم» این نقش را ایفا می‌کرد؛ محور دوم «بهانه»‌ی فشار بود که «از بین بردن سلاح اتمی» بود و محور سوم شیوه‌ی تسلیم‌کردن است که "مذاکره" قرار بود این نقش را بر عهده گیرد.

در سوی دیگر اما انقلاب اسلامی در برابر این الگو، دست به اقدام متقابل زد. این اقدام در دو مرحله صورت عملیاتی پیدا کرد تا بتواند دشمنی دشمن را مهار کند. در مرحله‌ی اول، به تعبیر رهبر انقلاب اسلامی دوره‌ی «تاب‌آوری و ایستادگی (۱۳۹۴/۰۴/۰۲)» بود. در این دوره با اتکا به قدرت درونی و ظرفیت‌های نیروی بومی از سدهایی که غربی‌ها در برابر حرکت پیشرفت ایران گذاشته بودند عبور شد. نمونه‌ی آن رسیدن به سوخت بیست درصد بود؛ «درحالی‌که همه‌ی قدرت‌های هسته‌ای دنیا امتناع کردند که به ما سوخت بیست‌درصد را برای مرکز

آمریکایی‌ها می‌خواهند از مدل فشار-مذاکره و از این متن «وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور» هر چند که «ما این راه را بستیم و این راه را به طور قاطع خواهیم بست»(۱۳۹۴/۰۵/۲۶)، اما آمریکایی‌ها این الگو را رها نخواهند کرد. آن‌ها به دنبال شبیه‌سازی هستند که‌ آن شبیه‌سازی، امروز در موضوع منطقه در حال کلیدخوردن است. در این میدان، ابزار فشار، «تروریسم» است. بهانه‌ی مذاکره اگر در مورد قبلی نگرانی از سلاح اتمی بود، در این مورد «مبارزه با خشونت و تروریسم در سوریه» بهانه‌ی مذاکراتی است. اگر در الگوی هسته‌ای تحریم ابزار فشار بود، در بحث منطقه «داعش» نقش ابزار را بازی می‌کند. اگر در مسئله‌ی تحریم‌ها، اروپا هم دچار «فشار اقتصادی» شد، در این موضوع هم آن‌ها خود را گرفتار مسئله‌ی «مهاجرت آوارگان» سوری می‌بینند. معمولاً در الگوی مذاکره به‌صورت طبیعی، قاعده‌ی «بده-بستان» و معامله جریان دارد. در اینجا «تروریسم» تله‌ی مذاکره است و به‌همین دلیل مذاکره با آمریکا ممنوع است. موضوع منطقه برای ما به لحاظ امنیت کشور و حمایت از مظلومین طبق اصل «لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ» در مقابل ظالمان موضوعیت دارد. این‌ها اصول راهبردی انقلاب اسلامی است که نمی‌توان از این اصول عدول کرد. اصول برای معامله نیست و به‌همین دلیل چیزی برای معامله هم وجود ندارد که بخواهد مذاکره‌ای برایش بشود. برای آمریکایی‌ها هم موضوع منطقه، موضوع امنیت اسراییل و تضمین امنیت انرژی‌اش است. کاملاً واضح است که «سیاست‌های آمریکا در منطقه با سیاست‌های جمهوری اسلامی ۱۸۰ درجه اختلاف دارد»(۱۳۹۴/۰۴/۲۷). بحران سوریه به هر بهانه‌ای، نمی‌تواند محل معامله باشد. سوریه امروز دارایی‌ای است که باید در دستان جریان مقاومت تثبیت شود وگرنه اگر در دست آمریکایی‌ها و به‌طور مشخص در دست رژیم صهیونیستی بیفتد، مرزهای امنیتی این رژیم به ما نزدیک‌تر شده و ارتباط ما با جریان‌های مقاومت قطع می‌شود. آن وقت ما «عمق استراتژیک» خود را از دست می‌دهیم؛ همان چیزی‌که امنیت این روزهای ما را در این منطقه پرآشوب فراهم کرده است. غرب به‌دنبال این است که بتواند الگوی فشار-مذاکره را در موضوع منطقه در حوزه‌ی افکار عمومی جا بیندازد. اوباما می‌گوید «مرگ بر آمریکا برای ایرانی‌ها امنیت نمی‌آورد» یا کری وزیر خارجه‌اش می‌گوید «تا زمانی که مرگ بر آمریکا و اسراییل گفته می‌شود، نمی‌توان به رابطه خوشبین بود.» نیز مرکل صدراعظم آلمان‌ها می‌گوید «ادامه دشمنی ایران با اسراییل و درخواست‌های مکرر تهران برای نابودی دولت یهودی غیرقابل قبول است.» استکبار که با دیدن وضعیت منطقه دست خود را پایین می‌بیند، امروز طرح جدیدی را آغاز کرده‌ است. در مقابل با ۱۸۰ درجه اختلاف، امروز ایران با ایجاد گروه هماهنگی ۴+۱، متشکل از ایران، روسیه، عراق، سوریه و حزب‌الله لبنان، ابتکار عمل را در منطقه به‌دست گرفته است. تروریسم تله‌ای است برای مذاکره تا راهبرد حفظ امنیت کشور و دفاع از مظلوم گرفتار شود. تثبیت سوریه برای مقاومت همان شکستن تله است؛ شکستنی که مرزهای امنیتی ما را تا سرزمین‌های اشغال‌شده می‌کشاند و محاصره‌ی اسراییل را تکمیل می‌کند. امری که می‌تواند وعده‌ی محو اسراییل را تا کمتر از بیست‌و‌پنج سال آینده محقق کند.

2727

 

 

وبگردی