بازنگری سیاست ها. تاکتیک یا استراتژی؟

داعش,طالبان,افغانستان

آقای اوباما تغییر استراتژی آمریکا در افغانستان را رد و تصریح کرده تصمیم اوبا هدف حمایت از کابل در مبارزه با تروریسم صورت گرفته. با این حال بعید است توضیحات او بتواند منتقدانش در واشنگتن را قانع کند.از دید آنها درک امنیتی کاخ سفید از مفهوم امنیت راهبردی ناقص و مخاطره آمیز است.

رئیس جمهور اوباما اواخر هفته گذشته با اعلام حضور 5 هزار سرباز ایالات متحده در افغانستان حداقل تا پایان سال 2016 ؛تحلیل گران سیاسی را برابر این سوال قرار داد که آیا استراتژی ایالات متحده در افغانستان تغییر کرده است؟. استقرار این تعداد نیرودر 4 پایگاه بگرام،شیندت،جلاآباد و قندهار که شمار سربازان آمریکایی را به حدود 6هزار نفر افزایش خواهد داد از جنبه سیاسی،استراتژی قبلی کاخ سفید مبنی بر کاهش نظامیان آمریکایی و سپردن امور به ارتش و پلیس افغانستان را عمیقا به زیر سوال برده است. این تغییررویکرد ناشی از قدرت گرفتن شبه نظامیان داعش و طالبان بوده یا بی کفایتی نیروهای نظامی افغانستان ؛یا هر دو؟ اهمیت چندانی ندارد.اما نشان می دهد تحلیل ایالات متحده از تحولات افغانستان تاکنون با واقعیت همخوانی نداشته . البته آقای رئیس جمهور در سخنان خود هرگونه تغییر استراتژی آمریکا در افغانستان را رد و تصریح کرده تصمیم او برای حمایت از کابل در مبارزه با تروریسم صورت گرفته است. اما تصور نمی کنم توضیحات او بتواند منتقدانش در واشنگتن ،دستکم اعضای کمیته نیروهای مسلح سنا را قانع کند.از دید آنها درک امنیتی کاخ سفید ازمفهوم امنیت راهبردی ناقص و مخاطره آمیز است.
البته ظاهرا توجیه آقای اوباما و اعضای شورای امنیت ملی بر تغییر شرایط امنیتی منطقه و قدرت گرفتن طالبان و داعش مبتنی ست. اما اگر این توجیه را قبول کنیم، ضرورتا در برابر ابهام بزرگ "میزان توانایی های دولت افغانستان در اداره کشور" قرار خواهیم گرفت.ابهام به این اعتبار که تلاش های تقریبا 3 ساله برای آموزش نیروهای افغان علیه تروریسم داخلی و صرف هزینه ایی بین 3 تا 5/4 میلیارد دلار در این زمینه و همزمان کوشش جهت مذاکره با طالبان و پروسه صلح ملی؛ چه نتیجه ایی ملموسی به همراه داشته است؟جزبیرون زدن ضعف دولت؛ فساد عمیق نهاد های حاکمیتی و ناکارآمدی روز افزون نیروهای مسلح افغان ونهایتا پیوستن گروه هایی از طالبان و اعضای القاعده به داعش!. این در حالی بود که منابع دیپلماتیک غربی مقیم کابل می گویند عبدالله عبدالله رئیس دولت ائتلافی بر سر نحوه ترتیبات امنیتی و موضوع مشارکت سیاسی طالبان با آقای غنی اختلاف نظرهایی داشته. اینک به نظر می رسد آقای عبدالله دیگاه درستی داشته است.یک مقام ارشد وزارت داخله افغانستان به شرط عدم افشای نامش می گوید"از دید آقای عبدالله تلاش های آقای غنی بدون در نظر گرفتن نقش منفی پاکستان، از یک ضعف اساسی رنج می برد و آن تمرکز بر محور قومی و محلی پشتون در مذاکرات داخلی بدون در نظر گرفتن نقش هزاره ها و تاجیک هاست.دلیل آنهم رعایت حال پاکستانی هاست" .
اینکه کدامیک "عبدلله یا غنی درست فکر می کنند؟"به دلیل پیچیدگی حاکم بر شرایط افغانستان سوال پیچیده ایی ست. بخشی از این پیچیدگی به نامعلوم بودن سیاست پاکستان و نیز استراتژی رهبری طالبان پس از مرگ ملا عمردر اواخر ماه جولای باز می گردد. در واقع از نگاهی داخلی مشخص نیست رهبری جدید طالبان "اولا ؛چقدر یکپارچه تصمیم می گیرد ومنسجم عمل می کند. ثانیا؛آیا هنوز تحت تاثیر القاعده و اکنون داعش قرار دارد.ثالثا؛به پروسه صلح چقدراعتقاد دارد".به همین دلیل به نظر می رسد مسیر تحولات افغانستان به نحو نگران کننده ایی در حال عقب نشینی به شرایط قبل از سال 2011 است.
این نگرانی در شرایط کنونی بیشتر به گسترش نفوذ داعش مربوط می شود که اخبار زیادی از کادر سازی آنها خصوصا در شمال افغانستان و در مرزهای تاجیکستان دریافت شده است. اوایل ماه فوریه تحت تاثیر اقدامات گروه تروریستی داعش در خاورمیانه خصوصا درعراق و سوریه ، گزارش های متعددی از گرایش به گروه داعش و آنچه بیعت اسلامی با رهبری آن توسط برخی اعضای طالبان و القاعده توصیف شد منتشرگردید. ارزیابی های محلی نشان می دهد بخش های عمده ایی از طالبان در افغانستان به 3 دلیل همراهی با داعش را پذیرفته و در مناطق سرحدات جنوبی و ولایات شمالی متمرکز شده اند.
1-فقدان یک رهبری منسجم.
2- نبود یک استراتژی روشن از سوی رهبری جدید.
3- توان عملیاتی؛انسجام رهبری و توان بالای مالی داعش؛که این مورد از مهمترین علل محسوب می شود.
بی جهت نبود که امامعلی رحمانف رئیس جمهور تاجیکستان اوایل ماه اوت به دیدار پوتین در مسکورفت و او را نسبت به خطری که پیش روی مرزهای امنیتی روسیه است آگاه کرد. اما آنچه مسلم است ؛روسیه با همکاری متحدان آسیایی خود(رفقای سرخ سابق) با توجه به کارنامه خاورمیانه ایی ایالات متحده نمی توانند نسبت به اقدامات تندروهای مذهبی در منطقه بی تفاوت بمانند. این نکته ایی است که باید ایالات متحده به آن توجه واستراتژی خود در منطقه را مشخص کند.آیا کاخ سفید به صرف استقرار 6 هزار نیروی نظامی جدید می تواند از یک سوبا تروریسم مقابله کند، همزمان از دولت آقای غنی حمایت نماید و متقابلا مانع پیگیری سیاست جدید روس ها وهدف کنترل امنیت منطقه توسط آنها شود؟.باید برای اینگونه سوالات پاسخی پیدا کرد. matinmos@gmail.com

 

 

کد N994515