۰

ژئوپولیتیک برجام

  • ۱۲بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
حمید ابوطالبی

دکتر حمید ابوطالبی

ميان اجلاس منطقه اي "كنفرانس امنيتي مونيخ" (msc) درتهران و روزاعلام تصويب برجام فاصله چنداني وجود ندارد. با طي شدن مراحل قانوني آن درايران واعلام رسمي تصويب، يك گام اساسي درجهت اجراي برجام برداشته خواهدشد. اين همزمانيِ تقريبي زمينه مناسبي را براي بحث هايي جدي درخصوص امنيت منطقه اي وبررسي بحران هاي فزاينده آن در پرتو تجربه هاي برآمده ازبرجام، پيش آورده است. شركت درنشست صبح اجلاس منطقه اي (msc) درتهران، ونظرات وزراء وشرکت کنندگان محترم، این دریافت را تقویت می نمود که نگرانی های پیش روی برجام در حوزه اجرا وامنیت منطقه اصلی ترین دغدغه این روزهااست.

لذا واگرچه درمسيرتحولات برجام، نشيب وفرازهاي فراواني طي، وويژگي هاي متعددي به هم گره خورد تا سرانجام:

الف) گفتگوهای کنگره پس ازسخنان عجیبی که دراین مدت زده شد واتهامات وابهامات وسیعی که مطرح گردید، خاتمه یافت. واگرچه تهدیدات، به همراه طرح های احتمالی ومملوازتحریک وتطمیع مطرح شد، ولی سرانجام برجام در آمریکا درحالی فرجام یافت که درتاریخ دهه های اخیرآمریکا، این واقعیت که موضوعی متعلق به یک کشورخارجی تااین اندازه فضای سیاست داخلی این کشوررا متاثرووملتهب نموده وسبب ایجاد دوقطبی شدید گردد، بی سابقه بوده است. اروپا هم مدتی پیش به این روند پیوسته بود؛ وتاکنون رییس جمهور اتریش، ووزرای خارجه آلمان، فرانسه، ایتالیا، انگلستان، اسپانیا، هلند، ژاپن و... درکنارسایر مسئولین اقتصادی آنها به ایران آمده ودعوت ازرییس جمهور نیز دردستورکاراروپا قرارگرفته است.

ب) درایران نیزبرجام ازموقعیتی قانونی- ونه الزامآ حقوقی تحت حاکمیت حقوق بین الملل - برخوردارشد. بدین معنا که اگرچه مجلس محترم قبل ازتایید وامضاء آن دروین، با تصویب قانونی، خود راازپرداختن به برجام مبری نموده وبا برخی شروط ، آن را به شورای عالی امینت ملی سپرده بود؛ واگرچه درکمیسیون ویژه ای مجددا به بررسی آن پرداخته ودرگزارش آن چنین نمایانده که تمام اتفاقات وتحریم ها ومحدودیت ها ازسال 84 تا 92 حاصل اقدامات این دولت بوده است! اما درنهایت با ارائه طرحی بااجرایی نمودن آن موافقت کرده است. این امری روبه جلواست؛ که تصویب شورای عالی امنیت ملی وطرح مجلس محترم، اجرای برجام را سرانجام صورتی قانونی بخشیده است.

ج) اما دراین مدت، ودرشرائطی که کاربا اروپا سامان می یافت وپیش می رفت، مباحث سیاسی-پارلمانی ومشترکات طرفین درنظرات وتعاملات واقدامات، برسه امراستوار بود:

توافق هسته ای دستاوردی گرانسنگ وتاریخی است؛
درهم تنیدگی اقتصادی ایران واروپا، ضمانتی بزرگ برای اجرای توافق وایجاد اعتماد تدریجی است؛
همکاری های منطقه ای باایران یک ضرورت است؛
اما درکناراین مشترکات طرفینی، درمجلس ایران همواره دو دغدغه موج می زد:
• اول اینکه آمریکا کشوری غیرقابل اعتماد است؛
• دوم آنکه برجام، ارتباطی با ژئوپلتیک منطقه ندارد ونباید برآن اثرگذارباشد؛
و درکنگره آمریکا نیز دو دغدغه متفاوت نمایان بود:
• اول اینکه آیا با توافق هسته ای آرامش خاطری همه جانبه مستولی خواهدشد؟
• دوم آنکه آیا برجام واثرات آن ژئوپولیتیک منطقه را تغییرخواهد داد؟

به نظرمی آید، دغدغه های اول هردوطرف حداقل تا 10 سال وتا سرانجامِ اجرایی برجام، به صورت روشنی تداوم خواهد داشت؛ وتضمین اصلی کاهش آن دغدغه ها هم، همان اعتماد تدریجی و درهم تنیدگی اقتصادی است که بااروپا درحال پیشرفت می باشد.

لذا دراین زمینه ودراوج بی اعتمادی:
1) آرامش حاصل ازتوافق هسته ای را نباید به مخاطره انداخت؛ چراکه این مخاطره، خطایی استراتژیک ونابخشودنی است. لذا بعد ازآغازاجرای توافق،همه باید برای موفقیت آن بکوشیم و بپذیریم که بازی دموکرات - جمهوری خواه، یا افراطی - اعتدالی، ازمتعلقات پیشینی این امربود؛ نه ازضروریات پسینی آن. این نکته مهمی است.

2) برنامه صلح آمیزهسته ای ایران، یک نگرانی جهانی نیست؛ وایران نیزنیت آن نداشته وندارد که این بحث را به مشکلی دیگرتبدیل نماید. این کشورهای غربی بودند که آن را به یک معضل تبدیل کردند. لذا تنها یک چیزمی تواند پس از10 سال اجرای توافق، نگرانی ها را مرتفع وطرفین را متقاعد به استواری برآن نماید، وآن نیزایجاد وگسترش رابطه ای بسیارمستحکم، قوی و قانع کننده طرفینی است؛ به نحوی که هرکسی که درآن زمان به وضعیت حاصل ازاین توافق بنگرد،آن را بستاید وبرای پیشرفتش بکوشد،ومردم ایران وغرب هم آن را ملاک رویکردهای خود بدانند. لذا فرصت توافق، پس از10 سال، یک تضمین ویژه می طلبد؛ غرب باید دراین مسیرحرکت کند.

3) هیچ ضرورتی ندارد دراین روند، ایران وآمریکا الزاما یکدیگررا درآغوش بگیرند؛ این نه ممکن است ونه لازم. فقط کافی است: همدیگررا به رسمیت بشناسند؛ به منافع هم احترام بگذارند؛ موانع جدایی بیشتررا برطرف نمایند؛ وبه دورازهرگونه تهدید، گفتگو وتعامل را در برخی زمینه ها جایگزین تقابل کنند.

اما اکنون زمان آن است که بردغدغه های دوم متمرکزشویم؛ چراکه دراینجا تفاوت های نمایان میان رویکردها ممکن است به تعارض بیانجامد. زیرا برای منطقه وژئوپولیتیک درحال دگرگونی آن، چهار فرض ویا احتمال قابل پیش بینی است:

آمریکاتلاش نماید با قدرت منطقه ای ایران مقابله کند؛
ایران بکوشد با حضورمنطقه ای آمریکا مقابله نماید؛
ایران وآمریکا برای کنترل یکدیگربه درگیرهای نیابتی بپردازند؛
ایران وآمریکا ازطرق شفاف به سمت تعامل حرکت کنند؛
تلاش ها درحوزه رئال پالیتیکس بر دوفرض نخست متمرکزشده است؛ اگرچه تداوم این امر در منطقه ای که تروریسم به گونه ای ویژه درحال ریشه دواندن درآن است، ثبات آفرین نیست. درگیری های نیابتی هم به نفع هیچ کس بخصوص منطقه خاورمیانه وجهان اسلام نمی باشد. وامکان تعامل درفرض آخرهم، با رویکرد فعلی آمریکا به منطقه واسرائیل وتسلیح کشورهای آن، اگرغیرممکن نباشد بسیارسخت وپیچیده وتقریبا ناشدنی خواهدبود.

د) لذا دراین بن بست وشرائط پیچیده، وبااین باورکه نه واقع بینانه است که بحران امنیتی وجودنداشته باشد ونه ممکن است جلوی تمامی اینگونه بحران ها گرفته شود، بلکه توانایی دیپلماتیک ما اداره صلح آمیزبحران هااست، ضرورت دارد که حداقل برموارد ذیل تفاهم نموده وآنها را مدنظرقراردهیم:

1) درآغازین ایام جایگزینی آمریکا به جای بریتانیا وخروج آن ازمنطقه، شرائط چندان حادی بر اوضاع ژئوپولیتیک منطقه حاکم نبود؛ اما به تدریج آمریکا مجبوربه استفاده ازنیروی نظامی، عملیات محدود وسپس درگیری وآنگاه حضورمستقیم درجنگ ها درکویت وعراق و افغانستان شد، تاآنکه به تدریج وبا پذیرش لطمات وتلفات سرانجام تصمیم به خروج ازصبغه حضور نظامی گرفت. این خطا نباید دوباره تکرارشود؛ چراکه شرائط منطقه قطعا نمی پذیرد شاهد بحرانی دیگرباشد. تشویق آمریکا وغرب به حضوربیشتردرمنطقه متعاقب توافق هسته ای، به منزله دامن زدن به گرایشات تروریستی، رشد افراط گرایی سلفی وتعمیق تلاش های تئوریک آنان خواهد بود. این پازلی است که پیچیدگی های خاصی دارد ونمی توان برای امنیت خود، ثبات ژئوپولیتیک منطقه را دستخوش بحران کرد. لذااین محاسبه ای مخاطره آمیزاست؛زیرا حضور بیشترآمریکا درمنطقه وگسترش ایده های سکتاریستی، هم دلیل توسعه تروریسم وافراط و روی آوری به درگیری های بیشترنیابتی وهم علت مشروعیت بخشی به تعلیل های افراطیون برای تداوم مبارزه می باشد.

2) این روزها خشونت گرایان وافراطیون نیزبرای رادیکالیزه کردن خط کشی ها ومرزبندی ها ازهیچ تلاشی دریغ نمی نمایند؛ ازمرزبندی شیعه وسنی، تا خط کشی تهدید به تصرف درآمدن سرزمین های سنی واماکن مقدسه، ودرنتیجه ضرورت گردهم آمدن ویکپارچگی جناح افراط وترورتحت الزام تئوریک مقابله شیعه وسنی. درطرف مقابل وجبهه مبارزه با تروریسم وافراط هم تلاش برای سکتاریستی کردن مبارزه با تروریسم وافراط، مانند مهاروکاهش حضورومقابله با شبه نظامیان شیعه جهت گسترش مشارکت شبه نظامیان اهل سنت وحمایت ازآن - باتمسک به این ایده که بسیج کشورهای عربی درمقابله باتروریسم داعش وافراط سنی گرایانه درتضاد باهمکاری با شیعیان دراین مسیراست، زیراهرگونه همکاری با شیعیان برتلاش مناسب اعراب واهل سنت تاثیرمنفی خواهد گذاشت - گام نهادن ناآگاهانه درهمان مسیری است که افراط گرایی و تروریسم گسترش یافته درمنطقه برآن اساس تئوریزه شده وبنیان پذیرفته است.

3) درگیری های نیابتی برای کنترل ایران وآمریکا، ویا روسیه وغرب، نیزقابلیت ثبات رااز منطقه خاورمیانه می گیرد. دراین صورت، تروریسم خواهد توانست ازخلاء امنیتی موجود درتامین توانایی های نیابتی طرفین استفاده کرده وبهره فراوانی ازتمایلات حامیان درگیری های نیابتی - چه مالی، چه تسلیحاتی، چه ایدئولوژیکی، وچه عضوگیری - برده ودست به قدرت افزایی بزند. این یک کابوس جمعی درمنطقه وجهان خواهد بود.

4) تبدیل درگیری های نیابتی به حضوررسمی هم - مانندآنچه دریمن اتفاق افتاده است - وجه خطرناک دیگراین وضعیت است. حاصل این حضورنیزچیزی جزنابودی جهان اسلام و توانایی ها وقابلیت های آن، کشتاربیگناهان ونابودی زیرساخت های آنان، ودرنتیجه افزایش قدرت ایدئولوژیکی تروریسم برای جذب نیرو نیست. چراکه نتیجه این اقدام، نابودی یمن ومردم آن، وگسترش تروریسم وافراط برپهنه فقروویرانی است؛ وآنانکه جنوب یمن را تقدیم افراطی گری وتروریسم می کنند، می بایست پاسخگوی این خطای محاسبه ورشد تئوریک افراط وتروروخشونت بوده، وعلاوه برپذیرش مسئولیت نابودی اقتصاد وزیربناهای این کشور، مسئولیت نتایج مخاطره آمیز برآمده ازگسترش تروروافراط را نیزبه دوش بگیرند.

5) گسترش روزافزون تروریسم درحالیکه به:
نگرانی های روانی - سیاسی جهانی ومنطقه ای؛
خطرات امنیتی گسترش تروریسم وافراط گرایی، جهانی شدن خشونت وکشتار، و برهم زدن نظم جوامع؛
خطرات اجتماعی گسترش تروریسم وافراط، جهانی شدن پناهندگی وبی خانمانی و مهاجرت؛
خطرات فرهنگی گسترش تروریسم وافراط، جهانی شدن درگیری ونزاع خرده فرهنگ ها؛ و
خطرات اقتصادی گسترش تروریسم وافراط، پذیرش جهانی بهای سنگین مقابله با نابودی زیرساخت ها وبرهم خوردن بنیان های زندگی مردمان؛
دامن زده است، انتظاراتِ جهانی ازایرانِ باثبات را نیزافزایش داده است. بدین معنا که خشونت ووحشت در منطقه، جهان را به سمت ایران باثبات ونقش آفرینی آن سوق داده است. آنگونه که ازاجلاس امروز (msc) برمی آمد، اکنون ثباتِ ایران،اصلی ترین امید جهانی برای بازسازی مجدد ثبات وامنیت فراگیرمنطقه ای می باشد؛ لذا این فرصت را بزرگ باید قدردانست، وآنرا به تعامل وهمکاری تبدیل نمود. چراکه سیاست درایران، براین نیست که توافق هسته ای و تغییرات ژئوپولیتیک منطقه سمت و سویی دوقطبی ومقابل هم درسیاست خارجی داشته باشد؛ بدین معنا که توافق هسته ای از متعلقات برخی باشد، وقدرت منطقه ای ازانحصارات برخ دیگر. درنظرنگرفتن قدر و ارزش این فرصت، خواهد توانست کل ثبات منطقه وسیاست ورزی آن را مخاطره آمیزکند؛ و رقابتی مخرب را دامن زند که به تخریب توان کشورها درتمامی حوزه ها بینجامد.

6) اکنون دومجموعه ائتلاف گونه درخصوص مبارزه با تروریسم وافراط درمنطقه شكل گرفته است، كه اگرچه كشورهای منطقه ممکن است دربرخي اهداف استراتژيك ویا رویه شدن هاي احتمالي برخی اقدامات نظراتی داشته باشند، اما درزمينه های مبارزه با تروریسم وافراط گرایی دیدگاههای آنها به هم نزديك است؛ مانند مقابله با تروريسم وخشونت، ايجادامنيت منطقه اي، برقراري صلح، ودرنهايت دموكراسي.

لذااگرچه ائتلاف این دومجموعه برعلیه تروریسم ممکن نیست، که اگرممکن بود دو مجموعه شکل نمی گرفت؛ واگرچه ابهاماتِ اقدامات هردومجموعه که به تدریج مسئله آفرین می شود نیز باید برطرف گردد، واین ممکن نیست مگرازراه هماهنگی ودیالوگ؛ اما درهر صورت، دو راه دربرابراين دومجموعه وجود دارد: يا چالش بر سرافتراقات، ويا تفاهم بر اشتراكات؛ كه اولي راهي بي پايان است وبه ناكجاآباد خواهد انجاميد، ودومي حداقل در ميان مدت تروريسم وافراط را ريشه كن وامنیت منطقه ای را برقرارخواهد نمود. براي اين امروبااین باوربرآمده ازژئوپولتیک برجام که منطقه را باید بادیپلماسی اداره کرد ونه با جنگ، ضرورت دارد این دومجموعه درنشستي منطقه اي گرد هم آمده وبا شروع گفتگوها برای گسترش همکاری های جمعی، سخن برراههاي تعامل برانند؛ بويژه آنكه درصحنه مبارزه اصلی ميداني، هردوطرف ولو به گونه اي موقت - درمورد سوریه - حداقل برماندن بشاراسد تا ريشه كني تروريست ها وافراطیون تفاهم دارند.

7) اقدامات اجرایی سه ماه آخرسال جاری میلادی وپیشرفت های برجام درحوزه اجرا، بویژه تحولات مرتبط درسطح آژانس و1+5 وعبورازمسائلی مانند PMD، زمینه را برای تفاهم و تعامل درسطوح واقعی سیاست درمنطقه وپذیرش "ژئوپولتیک نوین برآمده ازبرجام" فراهم می نماید.

لذا دراین راستا، شروع "گفتگوهای سامان یافته هدفمند" برای "گسترش اقدامات جمعی" تنها راه موجود برای تعمیق همکاری ها درمبارزه با تروروافراط خواهد بود؛ و کشورهای غربی ومتحدین آنان هم باید به جای دامن زدن به اهداف افراط گرایانه، به تعامل باایران از طریق این گفتگوها روی بیاورند. ایران، اکنون مرکزیت این گفتگوهای منطقه ای است.

4949

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.