۰

نقش امر به معروف در قیام سید الشهدا(ع) از نگاه آیت‌الله صافی گلپایگانی

  • ۱۴بازدید
  • ۰ رای
  • ۰ دیدگاه
آيت‌الله العظمي صافي گلپايگاني,عاشورا,امر به معروف و نهي از منكر

در آیات قرآنی و اخبار و احادیث شریفه، یکی از بزرگ‌ترین عوامل اصلاح همه شئون اجتماعی و رواج اخلاق و اعمال حسنه، صلاحیت بزرگان و زعما شمرده شده است.

در آیات قرآنی و اخبار و احادیث شریفه، یکی از بزرگ‌ترین عوامل اصلاح همه شئون اجتماعی و رواج اخلاق و اعمال حسنه، صلاحیت بزرگان و زعما شمرده شده است.

به گزارش گروه دریافت خبرخبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)،آیت الله صافی گلپایگانی به مناسبت ماه محرم الحرام در نوشتاری ابعاد مخنلف قیام و نهضت حضرت سید الشهدا (علیه السلام) به ویژه محوریت امر به معروف و نهی از منکر در این قیام را مورد بررسی قرار داده است.

وی تصریح کرده است: کارهایی را که بشر برای رسیدن به نتایجی انجام می‎دهد یا از کارهایی است که شخصیت فاعل و انجام دهنده در رسیدن به نتیجه، دخالتی ندارد و هر کس آن کار را انجام دهد به آن نتیجه نائل می‎شود، و یا از کارهایی است که شخصیت فاعل و انجام‌دهنده، در حصول نتیجه یا کمال آن مؤثّر و دخیل است.

*نقش درجات اشخاص در تأثیر أمر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر از همین قسم است که شخصیّت اشخاص و تعیّنات آنها در حصول کمال موفقیت و تمامیت فایده و نتیجه آن بسیار مؤثّر است.

اگر مالک یک روستا کشاورزان آن را، یا صاحب یک کارخانه، کارگران کارخانه را و یا یک عالم روحانی و یک شخص متنفّذ در محیط نفوذ خود، یا یک رئیس اداره، کارمندان اداره خود را و یک افسر، نفراتی را که تحت سرپرستی او هستند و یا یک نفر رئیس دولت، بلکه بالاتر امر به معروف و نهی از منکر نموده و دعوت به خیر و اصلاح و درستی نماید، با امر به معروفی که یک فرد عادّی می‎نماید از حیث اثر تفاوت بسیار دارد.

به هر قدر که یک کارگر کارخانه با رئیس آن و یک رعیّت روستا با مالک آن، یک نفر سرباز با یک سپهبد و یک فرد عادی با یک عالم عالیمقام روحانی متنفّذ و یک پادشاه مقتدر، به حسب ظاهر فرق دارند، به همان اندازه تأثیر کلام و نفوذ کلمه آنان در دل‌ها فرق می‎کند.

برخی از مردم اگرچه دارای عقل و ذکاوت بالا هستند و می‎توانند خوبی و بدی هر چیزی را تشخیص دهند، اما بیشتر مقهور امور حسّی و تسلیم مظاهر مادی و افتخارات و اعتبارات ظاهری این و آن هستند و بیشتر به بزرگان و سران جامعه نگاه می‎کنند. اخلاق و عادات و کارهای یک ملّت زیادتر موافق اخلاق و عادات مسئولان و رؤسای قوم است.

از این جهت، مصادر کارها و صاحبان قدرت و نفوذ و به طور کلّی هر کس که دیگری از کار او تقلید و از سخن او پیروی می‎نماید، اولاً در تعدیل روش خود اهتمام نموده، سرمشق ایمان و امانت و درستکاری و حیا، عفّت و عدالت و نوع‌پروری برای دیگران گردند.

و ثانیاً در امر به معروف مسامحه ننموده و از تمام وسایلی که دارند برای اصلاح امور و ترویج اعمال صالحه و ریشه‎کن کردن معاصی و فساد استفاده نموده، زیردستان خود را راهنمایی کنند. ولی در عین حال زیردستان هم نباید مسامحه زبردستان و ارباب مکنت و قدرت را عذر خود شمرده و در امر به معروف و نهی از منکر به انتظار آنها بنشینند.

* خطبه نورانی امام حسین (علیه السلام)

در آیات قرآنی و اخبار و احادیث شریفه، یکی از بزرگ‌ترین عوامل اصلاح همه شئون اجتماعی و رواج اخلاق و اعمال حسنه، صلاحیت بزرگان و زعما شمرده شده است که فعلاً از ذکر همه آن اخبار و احادیث به واسطه کمی فرصت و ضیق مجال، معذوریم و فقط به نقل مفاد روایتی که در بحارالأنوار از کتاب تحف العقول روایت نموده است از حضرت امیرالمؤمنین و از حضرت سیّدالشهداء علیهماالسّلام - که به طوری که از مضامین روایت استفاده می‎شود مخاطب امام علیه‌السلام بزرگان و رجال اسلامی بوده‎اند- اکتفا می‎کنیم:

ای مردم! عبرت بگیرید به چیزی که خداوند اولیای خود را به آن وعظ نموده و آن سرزنش و توبیخ اوست نسبت به احبار یهود و نصاری که فرمود: «لَوْلاَ یَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَالأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ؛ چرا نهی نمی‎کنند ایشان را، یعنی اهل کتاب را احبار و دانشمندان آنها از سخن گناه و ناروا.»(1)

و فرمود: «لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن بَنِی إِسْرَائِیلَ عَلَی لِسَانِ دَاوُودَ وَعِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ ذَلِکَ بِمَا عَصَوا وَّکَانُواْ یَعْتَدُونَ؛ آن کسانی که کافر شدند از بنی اسرائیل بر زبان داوود و عیسی بن مریم لعن شدند برای آن که مرتکب عصیان و تجاوز گردیدند و از کار زشت یکدیگر را باز نداشتند و هر آینه بد بود کارهایی که مرتکب می‎شدند.»(2)

خدا آنها را به عیب نسبت نداد مگر برای آن که از ظلمه و ستمکاران کارهای زشت و فساد و منکرات را می‎دیدند و آنها را برای رغبتی که به دنیایشان داشتند و منافعی که از آنها می‎بردند و رعب و بیم نهی از منکر نمی‎کردند و حال آنکه خداوند می‎فرماید: «فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ؛ از مردم نترسید و از من بترسید.»(3)

و هم فرموده‌ی خداست که: «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ؛ مؤمنین و مؤمنات یاوران و اولیاء یکدیگرند و امر به معروف و نهی از منکر می‎کنند.»(4)

*اصلاح امور مرهون انجام امر به معروف و نهی از منکر است

خدا از آن جهت امر به معروف و نهی از منکر را نخست نام برد که اگر این فریضه ادا شد، همه واجبات کوچک و بزرگ آسان و دشوار بر پا می‎شوند.

شما ای گروهی که در دانش مشهور و به نیکوکاری مذکور و به خیرخواهی مردم معروفید! خدا در دل مردم، مهابت و احترام شما را قرار داده است که اشراف و بزرگان از شما بیمناک و حساب می‎برند و ضعفا از شما تکریم می‎نمایند و کسانی که شما را بر آنها امتیازی نیست و نه حقی بر آنها دارید شما را بر خود مقدم می‎دارند و شما را واسطه قضای حوایج خود قرار می‎دهند. شمایید که در راه‌ها به هیئت و روش پادشاهان و عزّت بزرگان راه می‎روید. شمایید که مردم تعظیم و احترامشان می‎کنند و شما را جلو می‎اندازند. آیا این همه مناصب و شئون و احترامات و تکریماتی را که به دست آورده‎اید، جز برای این است که شما را طرفداران و برپادارنده حقوقی که از طرف خدا معین شده گمان می‎کنند، با آن که شما در خیلی از حقوق خدا و وظایفی که در حفظ مقرّرات و حفظ نوامیس و قواعد الهیه دارید کوتاهی می‎کنید.

شما به حقّ پیشوایان و امامان خود استخفاف می‎نمایید و حقّ ضعفا را پایمال و ضایع می‎کنید، ولی اگر به گمان خود حقّی داشته باشید آن را مطالبه می‎کنید، شما نه مالی بذل می‎نمایید و نه مردمی هستید که در راه خدا فداکاری و جانبازی و گذشت داشته باشید. نه در راه خدا و حمایت از حقّ با کسی خصومت و دشمنی می‎کنید و با وجود این تمنّای بهشت خدا و همجواری با پیغمبران خدا و نجات از عذاب دارید؟!

*بی تفاوتی نسبت به نقض احکام الهی جایز نیست

من از آن می‎ترسم که برخلاف این آرزو به نقمتی از نقمات و عذابی از عذاب‌ها گرفتار شوید. برای آن که شما از موقعیت خود سوء استفاده می‎کنید. شما به نام دین و به نام خدا و به نام انتظام امور جامعه و اصلاح احوال خلق بر مردم آقایی و سروری و برتری و فضیلت یافته‎اید، در حالی که می‎بینید عهدهای خدا را که عبارت از واجبات و محرّمات و تکالیف شرعی باشد نقض شده است، تکان نمی‎خورید و مضطرب نمی‎شوید، در حالی که نسبت به عهدهای پدرانتان اگر نقض شود و حرمت آن را نگاه ندارند، متغیّر شده بر خود می‎لرزید.

دستورات و عهدهای پیغمبر حقیر و پست گردیده است. شما می‎بینید که بیچارگان و عَجَزه و ناتوانان در میان شما بی‎سرپرست مانده و بر آنها رحمی نمی‎شود. نه در شغل و منصب و منزلتی که دارید وظیفه خود را انجام می‎دهید، و نه در کارهای زشت، کسی را ملامت و سرزنش می‎کنید. با ظلمه و ستمکاران با مدارا و مسامحه زندگی می‎نمایید.

تمام این مفاسد برای آن است که شما از نهی از منکر غفلت کرده‎اید. شما از همه مردم از جهت مصیبت بزرگ‌ترید، برای آنکه از شما مقامی که حقّ علما و دانشمندان است انتزاع شده است با آنکه باید جریان کارها و اجرای احکام به دست علما باشد که امنای خدایند، بر حلال و حرام او این حق و منزلت سلب نشده، مگر برای تفرقه و اختلاف و عدم اتفاق شما بر حقّ.

شمایید که اگر بر رنج و اذیت، صبر و شکیبایی می‎داشتید و متحمل مؤونه در راه خدا می‎شدید کارها را به دست می‎گرفتید و مرجع و مصدر امور می‎گشتید، ولی ستمکاران را در کارها تسلط دادید و مناصب را به آنها تسلیم و واگذار کردید تا آنکه آنها مطابق شهوات و نظریات پست خود رفتار نمایند. آنها را تسلّط دادید برای فرار و گریزی که از مرگ دارید و برای علاقه‎ای که به این زندگی زایل و فانی دارید. پس ضعفا را به دست ظلم آنها سپردید تا انواع مصیبات و فشارها ما بر آنها وارد شود و آنها را با هر چوب که بخواهند برانند و مانند جبّاران و زمامداران خدانشناس بی‎مانع و دافعی در روی زمین به میل خویش رفتار نموده در هر شهر و ناحیه دست ظلم آنها دراز باشد و بندگان خدا را استخدام و استعباد کنند.

همانا در شگفتم و چگونه نگریم و تعجّب نکنم و حال آن که روی زمین را ستمکاران و خائنین و ولات و فرمانروایان و فرمانداران نامهربان گرفته‎اند، خدا حاکم و قاضی است در آنچه که در میان ما آشکار شده و در آن منازعه داریم.

خدایا! تو می‎دانی که آنچه می‎گوییم و می‎کنیم نه برای رغبت و طمع به سلطنت و پادشاهی است و نه برای داد گرفتن از دشمنان، بلکه می‎خواهیم بلاد و شهرستان‌ها اصلاح و معمور گردد و معالم دین تو اظهار شود و مظلومین و ستمدیدگان در ضمان امان زندگی کنند و سنن و احکام و فرایض تو عملی گردد.

شما ای مردم! اگر ما را یاری نکنید و انصاف ندهید، ستمکارها بر شما مسلّط می‎گردند و در خاموش کردن نور پیغمبر اقدام می‎نمایند.

پی‌نوشت‌ها:

۱. سوره‌ی مائده، آیه‌ی ۶۳.

۲. همان، آیه‌ی ۷۸.

۳. همان، آیه‌ی ۴۴.

۴. سوره‌ِ‌ی توبه، آیه‌ی ۷۱.

انتهای پیام

نظر شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر خود را در مورد این مطلب بیان می کند.