• ۱۲بازدید

سیدحسن نصرالله: امام حسین با جاهلانی جنگید که می‌خواستند با نام اسلام، دین را از بین ببرند

واحد مرکزی خبر نوشت: دبیرکل حزب الله لبنان با اشاره به جنگ نرم دشمن در ابعاد فردی و عمومی، شناخت وظیفه و مسوولیت را مهم عنوان کرد و گفت باید مسوولیت، اولویتها و توانایی های خود را بشناسیم و در هر میدان و عرصه به وظیفه خود عمل کنیم.

سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در سومین شب محرم در حسینیه سید الشهدا در ضاحیه بیروت سخنرانی کرد.

دبیرکل حزب الله در این سخنرانی که از شبکه المنار بصورت مستقیم پخش شد، گفت: دهها سال است که در جهان بویژه در جهان عرب و اسلام برخی در حال کار بر روی ذهن ما هستند. این اقدام ها در چارچوب جنگ نرم صورت می گیرد. در سالهای اخیر تمرکز بیشتری بر جنگ نرم شده چرا که وسایل ارتباط جمعی گسترش یافته اند و فرصت ها برای مهاجمان بیشتر شده است. جنگ نرم ممکن است در امور شخصی وارد شود اما تمرکز اصلی آن بر روی مسوولیت عمومی ماست.

آنها در اولین مرحله بر روی جغرافیا متمرکز می شوند. مثلا می گویند، شهروند لبنانی باید به کشورش فکر کند و مسوولیتش رسیدگی به زن و فرزند و جامعه و کشور خود محدود می شود و فلسطین و سوریه و عراق و یمن و مصر به تو ارتباطی ندارند. در این دیدگاه به اینکه ما با دیگران در فرهنگ و تاریخ و دین و سرنوشت مشترک هستیم، نباید توجه کرد. این مساله زمانی بدتر می شود که اگر به امور منطقه و ملتهای منطقه اهتمام کردی محکوم هم می شوی، به تو و گروه و حزبت توهین می شود.


در مرحله دومی که مراکز مطالعاتی بر روی آن کار کرده اند، وارد مسایل حقوقی و قانونی می شوند و از آن بدتر اینکه توجیه دینی هم برای دور کردن ملتها از فکر کردن در خصوص ملتهای دیگر می آوردند و می گویند اسلام و دین و انبیاء این گونه گفته اند. برخی هم ادعای متفکر بودن می کنند و می گویند در اسلام هیچ موردی در خصوص مسوول بودن در برابر ملتهای دیگر ندیده اند.
متاسفانه مرحله اول این جنگ نرم بسیار موفق بوده است. مشکلات داخلی کشورها، نداشتن اعتماد به نفس، ناکامی ها، یأس از پیروزی به این نوع تفکر و موفقیت مرحله اول آن کمک کرده است. آنها حتی در هر کشور بر اساس قومیت، طایفه، نژاد و منطقه هم مردم را تقسیم کرده اند تا کسی به فکر دیگری نباشد. این تفکر استعماری است که هر ملت فقط به فکر خود باشد. استعمارگران حتی می خواهند ملتها را تقسیم کنند. بدترین مورد و مصداق این مساله را در بحران زباله ها در لبنان دیدیم که برخی رسانه ها مساله را شیعه و سنی و دروزی و مسیحی می کردند.


در مرحله سوم جنگ نرم، این تقسیم و تفرقه اندازی حتی در داخل طایفه ها هم نفوذ می کنند و آنها را از یکدیگر جدا می سازند و تا جدایی قبایل و خانواده ها پیش می روند. بنابر این هر کس به فکر منطقه و امت باشد محکوم می شود. این یک زوال و انحطاط اخلاقی است.

مرحله چهارم، در واقع همان هدف شیطان است. همه شیاطین انسی و جنی در این رابطه تلاش بسیار شدیدی می کنند تا به افراد بگویند شما در برابر هیچ چیز مسوولیتی ندارید مگر در برابر خودتان. این خود، به معنای هوا و هوس و شهوت و خود و خواب است. می گویند خانواده ات را به حال خود رها کن و آنها به تو ارتباطی ندارند. در این دیدگاه، هر شخص باید در مسایل شخصی و در شهوات خود غرق شود که این بزرگترین فاجعه ای است که ممکن است برای یک انسان رخ دهد. متاسفانه این دیدگاه در حال پیشرفت است و ما باید در برابر آن بایستیم. این دیدگاه حتی بدیهیات و امور واضح و مبرهن عقلی و فطری و دینی را زیر سوال می برد. یک جامعه مانند بدن انسان از اجزاء مختلف در کنار هم قرار گرفته تشکیل شده است، اگر قرار باشد هر کس به فکر خود باشد جامعه معنا ندارد. این مرحله به جایی می رسد که حتی افراد در برابر رنج دیگران بی تفاوت می شوند و می گویند من باش حتی اگر دیگران به جهنم بروند.


عقل و فطرت انسانی قبل از دین، ما را به کمک به دیگران و به فکر دیگران بودن امر می کنند. این یک امر غریزی است که ما به انسان گرفتار کمک کنیم. مثال این مورد را می توان در کمک به فرد در حال غرق یا سوختن به خوبی دریافت. آیا اگر انسانی در حال غرق شدن است از او سوال می کنیم که چه دین و تابعیتی دارد؟

بر اساس دین هم ما موظف به کمک به دیگران و در فکر دیگران بودن هستیم اما حملات تبلیغاتی و رسانه ای و تلاشها برای استحمار انسانها بسیار شدید است.

آنها برای توجیه سخنانشان از زبان دانشگاه، علم و مطالعه سخن می گویند و با اصطلاحات دینی و اسلامی به میدان می آیند. اما اسلام، دین عقل و فطرت است که گفتیم بر اساس آنها باید به دیگران کمک کرد. سیره انبیاء از آدم تا خاتم و اوصیاء انبیاء و مردان صالح تاریخ نشان داده است که آنها در برابر انسانها مسوولانه رفتار کرده اند.

آنها برای کمک به مردم و خارج کردن آنها از زیر ظلم و ظلمت تلاش های زیادی کرده اند و خطرات را به جان خریدند و شمار زیادی از آنها به قتل رسیدند. آنها خود را در برابر بشریت مسوول می دانستند. سخنان پیامبر (ص) هم بر این مساله صحه می گذارد. دین اسلام دینی است که یکی از مبانی آن، مسوولیت پذیر بودن پیروانش در برابر مردم و مسلمانان است. موضوعاتی مانند مسوولیت هدایت مردم به سوی خدا، دعوت به سوی خدا، کمک به مظلومین، دستگیری از فقرا و مستمندان، دفاع از مستضعفان، امر به معروف و نهی از منکر، اصلاح میان مردم و هر چیزی که به زندگی و منافع و مصالح مردم ارتباط داشته باشد در دین آمده است و به آن دستور داده شده است.

من به شما توصیه می کنم که در برابر تفکرات نادرست و منحرف هوشیار باشد. تفکراتی که با عقل و فطرت و منطق و دین و انبیاء خدا به دور است. نماز و زکات و حج و روزه بر ما مسلمانان واجب است و به همان میزان اقدام برای تامین امنیت مردم، گام برداشتن در راه منافع و خیر مردم و حرکت در راستای کرامت انسانها در کشورمان و در هر نقطه از جهان که بتوانیم به آن دسترسی داشته باشیم بر ما واجب است. این، دین است و غیر از این دین نیست بلکه نام آن چیز دیگر است.

نکته مهم در این خصوص آنست که نباید در انجام این وظایف افراط و تفریط داشت.

قواعدی وجود دارد که بر اساس آنها تکلیف شرعی مشخص می شود. ما بی شک مسوولیت داریم اما اینکه حدود آن تا کجاست و چگونه باید اجرایی شود بر اساس این قواعد است. قاعده اول، قاعده ای عقلی است که شرط داشتن قدرت است. خداوند مسوولیتی بر دوش ما نگذاشته است که از توان ما بیرون باشد. تفاوت قدرتها میان افراد، گروهها، کشورها و مناطق باعث می شود که تکالیف و وظایف با یکدیگر متفاوت باشد. در عین حال این مساله نباید توجیهی برای فرار از مسوولیت باشد.

قاعده بعدی، رفع تزاحم است که باید در مورد انجام دو امر مهم یکی را انتخاب کرد. پس باید اهم فالأهم را رعایت کنیم اما در انتخاب این مساله باید دقت کرد تا تصمیم اشتباه اتخاذ نشود. برای جلوگیری از افتادن در اشتباه باید به رهبران شجاع و عادل و آگاه و مخلص مراجعه کرد، کسانی که از مسوولیت شانه خالی نمی کنند. بر همین اساس ما برخی از احزاب لبنانی اختلاف سیاسی نداریم بلکه اختلاف ریشه ای فرهنگی و تمدنی داریم.

بالاترین مصداق تاریخی در مورد مسوولیت پذیری، موضوع کربلا و رفتار امام حسین علیه السلام است. امام حسین به عنوان یک مسلمان و امام مسلمانان مسوولیت بزرگی داشت و از آن شانه خالی نکرد. امام حسین مساله أهم را مقابله با حاکم طاغوتی دانست که اسلام را تهدید می کرد. ایشان هدفش حفظ اسلام بود و می خواست امت را نجات دهد و بر این کار توانایی داشت و این کار را با شهادت انجام داد. اما حسین (ع) با جاهلانی جنگ کرد که می خواستند به نام و با لباس اسلام این دین را از بین ببرند. ما نیز باید پا جای پای امام حسین بگذاریم. باید مسوولیت، اولویتها و توانایی های خود را بشناسیم و در هر میدان و عرصه به وظیفه خود عمل کنیم و از ملامت دیگران و جنجالها نترسیم. ما باید در این دنیا به مسوولیت خود عمل کنیم تا در برابر خداوند رو سفید باشیم.

52261

وبگردی